به صفحه رسمی ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ خوش آمدید


داکتر عبدالله یک فردسبوتاژشده است قرار است فردا نشست میان اشرف غنی وداکترعبدالله صورت بگیرداین نشست درحالی صورت می گیرد داکترعبدالله ادعا دارد اشرف غنی تمامی صلاحیت ها وزراء به ویژه وزارت امورخارجه را درارگ محصورکرده است به وزراء وقت داده نمی شود که اظهار نظر کند واوحوصله شنیدن را ندارد وکسی که حوصله شنیدن را نداشته باشد لیاقت ریاست جمهوری را ندارد ازسوی دیگراشرف غنی ادعا دارد که هرگاه او تصمیم مبارزه با فساداداری را درکشورگرفته است داکترعبدالله سرراه او قرار گرفته است ریاست جمهوری دراین خبرنامه اش حتی داکتر عبدالله را رئیس اجرایه نخوانده است. اما داکتر عبدالله عبدالله می خواست که با این اظهارات اش اشرف غنی وتیم ریاست جمهوری سراسیمه خواهد شد وبه او امتیازات قایل خواهد شد اوبه هم تیمی های انتخاباتی اش مراجعه کرد وخواست هایش را بگونه مطرح کرد اشرف غنی به وزراء وقت صحبت نمی دهد تمام صلاحیت ها را در ارگ محصور کرده است اما این سخن داکتر عبدالله خریدار نداشت وندارد زیرا اطرافیان عبدالله گفتند که در این مدت دوسال چرا خاموش بوده است واکنون چرا داد وبی داد می کند. از سوی دیگر ارگ وریاست جمهوری این انتقاد های عبدالله عبدالله را جدی نگرفت زیرا می دانست که عبدالله عبدالله اکنون دیگر رقیب انتخاباتی اش واز سوی دیگرمامور کاری اش نمی تواند شود، زیرا او با سرخم کردن به اشرف غنی او یک پست فراقانونی که که توسط امر اشرف غنی ایجاد شده است ومیتواند با امر او دوباره منحل شود حمایت مردمی خود را از دست داده است وازطرف دیگر درناتوانی با عملی سازی توافق نامه سیاسی درین مدت دو سال همایت حزبی وتیمی وکمپاینی اطرافیان خود را از دست داده است واکنون با طرح چنین انتقادها می شود که همایت حکومتی وصلاحیت اجرایی او را از او صلب کنیم به همین لحاظ بود که در خبرنامه طوری داکتر عبدالله را رئیس اجرایه نخوانده است. داکتر عبدالله اکنون نه نزد ملت خریدار داردونه نزد تیم کاری اش ونه با این انتقادات اش نزد حکومت بلاخره می گوییم که داکتر عبدالله یک فرد گیم شده است وبازنده سیاست ومیدان مبارزه است وطوری که من ازمتن ملت بر داشت می نمایم او دیگرآن جایگاه ومحبوبیت که نزد مردم داشت از دست داده است، در عین اشرف غنی با ذکرنکردن پسوند رئیس اجرایه درخبرطوری وبه نحوی اورا از ماموریت اش جواب رد داده است وامروزاو مامورعادی حکومتی هم نیست. با این وجود داکتر عبدالله به سفیران خارجی وبزرگان جهادی به ویژه صبغت الله مجددی وپروفیسوراستاد سیاف ودیگران سران جهادی مراجعه کرده است که درمورد روابط اش با اشرف غنی او را همکاری کند ودر تنش های بوجود آمده درمیان شان میانجگری کند به همین لحاظ است که داکتر عبدالله چندین بارازریاست جمهوری خواسته است که زمینه دیدوبازدیدرا با اشرف غنی مساعد کند ولی هربار ازطرف اشرف غنی رد شده است. ولی داکتر عبدالله عبدالله پی برده است که اکنون گیم شده است چارونچارمجبور است که با همین حکومت ادامه بدهد تا از صحنه سیاسی دورنشود وبه به همین منظور به سفیران خارجی گفته است که زمینه ملاقات با اشرف غنی را برای او مساعد سازد درغیرآن او چهره دوم خود را نشان خواهد داد که چهره دوم او این خواهد بود که دست به نزاع وسلاح خواهد زد ویا هم حکومت موازی خود را اعلان خواهد کرد که هر گزچینین نخواهد شد زیرا طوری که در فوق ذکرکردم اکنون عبدالله نه جایگاه مردمی دارد ونه محبوبیت حزبی ولی به هرصورت اش رهبران سفارت خانه ها خارجی پذیرفته اند که درمورد زمینه سازی ملاقات او واشرف غنی اورا کمک می کند وقرار است که این نشست فردابرگذارشود. اما نتیجه این نشست چه خواهد بود؟ این هتمی است است داکتر عبدالله دراین نشست از تمام انتقادات اش می گذرد وآن را نادیده می گیرد وبه هر نوع شود اشرف غنی را قانع می سازد که درکناراوبه عنوان رئیس اجرایه به کارش ادامه بدهد واشرف غنی هم بخاطر منافع ومصالح علیای کشور اورا خواهد پذیرد وهمه انتقادات اورا نادیده خواهد گرفت وبه نحوی بعضی امتیازات ناچیز را به او خواهد داد ولی داکتر عبدالله عبدالله دیگرآن عبدالله نیست که رقیب انتخاباتی اشرف غنی بود ودیگر آن داکتر عبدالله نیست که مردم به شکل ملیونی در کنار او استاده می شد ودیگران داکتر عبدالله نیست که رئیس اجرایه بودودحتی داکترعبدالله جایگاه یک مامور عادی را نیزدرنزدحکومت نخواهد داشت. ازین به بعد در حکومت داکتر عبدالله کوشش می کند با درمجالس ومحافل سیاسی درکنار اشرف غنی باشد وبه نحوی به مردم اذهان کند که او در حکومت از جایگاه خاصی بر خوردار است درحالیکه چنین نیست وهیچ جایی را هم این کنفرانس ها وسخنرانی های نخواهد گرفت وزیرا او دیگر یک فرد گیم شده و سبوتاژ شده است وباید یک بار دیگربگویم که او حتی جایگاه یک مامور عادی را در نزد اشرف غنی نخواهد داشت. داکتر عبدالله از آدرس تاجک ها در کرسی ریاست اجراییه رسیده بود ولی او با این گیم شدن وفریب خورد وگول وسبوتاژ شدن اشت یک ملت را یعنی ملت تاجک را از آسمان به زمین زد ولیه کرد ومردم تاجک دیگر هرگزدنبال رو عبدالله نخواهد بود وهرگزبه سخنان عبدالله فریب نخواهد خورد ونه عبدالله را دیگرآزمودند زیرا داکتر عبدالله یک مهره آزموده شده است است ویک فرد گیم شده را دیگردرصحنه سیاست همایت نمی کنند وبناَ مردم وقوم تاجک اکنون هتمی است که مهره دیگری را درصحنه سیاسی بیاورند وتا بتواند که به تاجک ها طوریک فرد توانا ومستعد بازی کند واین قوم به زود ترین فرصت بعد از حل شدن تشنج داکتر عبدالله واشرف غنی زود تصمیم خواهد گرفت وبازیگربعدی شان را به میدان سیاست معرفی خواهد کرد وطوریکه گفتیم داکتر عبدالله برای اینکه تشنج های به میان آمده میان خود واشرف غنی پایان دهد به سفران ووزران خارجی روی کرده است آیا این نشان نمی دهد که عبدالله عبدالله یک مذدور واجیرغربی است آیا مذدور واجیربودن کدام شاخ دم ضروردارد.
آنچه که من چندی قبل ادعا داشتم که جنگ هلمندجنگ امریکایان برسرذخایریورانیم هلمند است که جلوآنرا بگرید جنگ هلمند جنگ تریاک است که آنرا کنترول کنیدء جنگ هلمند جنگ گرسنه گی است که باید شکم مردم را سیر کنید جنگ هلمند جنگ بی باکای وبی حرمتی هلمند با مردم هلمند است که آنها را از هلمند خارج نمایید وجنگ هلمند جنگ خاینین وطن فروشان است که برای تأمین منافع شخصی شان جنگ است در هلمند گرم نگهداشته اندجنگ که جوانان را بی شرمانه وبی باکانه مانند چوب سوخت درخطوط داغ محاربه می کشند، طوریکه شما در گذارشان امروز می شنوید جنگ رهبران خاین است که در هلمند جنگ را رهبری می کند شما در این روزها می شنوید که ۱۰ لک مرمی در سه ماه اخیردرهلمند مصرف شده است طوریکه اگر ۱۰ لک مرمی را برتمام هلمندتقسیم کنیم یک زنده جان در هلمند زنده نخواهند اگربجای این ده لک مرمی ده لک توته نان وغذا درهلمند به مردم داده می شد وبالای مردم مصرف می شد شما جنگ را در هلمند نمی دیدید ازطرفی دیگرجنگ هلمند برای تخریب وسوختاندن وسایط وسایل وتجهیزات است که به عنوان آهن سیاه حتی پیچگ های مرمی به پاکستان فروخته می شود وحتی درهلمند نه تنها تجهیزات به پاکستان فروخته می شود بلکه پوسته ها که در آن سربازان جوان وانسان موقعیت دارد فروخته می شود ودستگیرداده می شود وزنده به دشمن سپرده می شود تا آن سبب می شود که جوانان نازنین مان را زنده بی رحمانه به کام مرگ داده وامریکایان این جوانان را بی باکانه زنده پوست می کنند، می کشند ومی سوزند.
این دو رهبر مذدورواجیرغربی اکنون سراسیمه شده اند ودیوانه واردست به طرح وراه اندازی جلسات وکنفرانس ها می زنندودرآن به سخنرانی چرت وپرت وچرندیات می پردازدوازآن متن می سازنددرصفحات اجتماعی وشبکه های مجازی نشرمی کنندوبه رسانه می دهندواز آن ویدیوها می سازند وبه رسانه های ددسته جمعی می فرستند تا اذهان مردم را بفریبد از همه مسخره تر اینکه دراین صفحه هرروزپست های مسخره وخنده آور را نشرمی کنند ولی مردم کوهدهن نیستند می دانند این همه برای اغوای اذهان شان هست، واقعاَ مسخره است اززراعت واقتصادصحبت می کنند در صورت که مردم هرروزانتحارواانفجارمی شوندوخانواده های درسوگ می نیشنند، فرزندان شان یتیم می شوند خواهران شان بی برادروخواهران مان بیوه می شود درآن ناتوانند.
حلقه مذدورواجیرارگ، جوانان مان درصفوف نیروهای امنیتی در هلمند وفراه وجوزجان وکندزودربازی های مایکی وسیاست منطقوی واستعمارگرانه باداران تان درخطوط اول وخط داغ محاربه کشته می شوند وحتی گذارشات حاکی است آنها اکمال تجهیزات ومهمات وخوراکه وغذا نمی شوند در جلوگیری این قتل عام ناتوانید، جوانان از بی کاری وبی روزگاری وطن را ترک می گویند در دشت وبیاباین توسط قاچاقبران ورهبروان به قتل می رسند وتوسط کشورها به به کشورهای دیگربه مانند چوب سوخت جنگ به محاربه فرستاده می شوند واکثرآنها درآب های یونان خورد وبزرگ غرق می شوند که طعمه نهنگ هاوحیوانات درنده به مانند شما می شود آیا از آنها بی خبرید.
شما اگرواقعاَ در پی رفا وآسایش این ملت هستید ونه برای دزدی وربودن سرمایه این ملت نیستید ونه در پی چوروچپاول بیت المال پس در گام اول در مورد تأمین امنیت مردم دست بکارشوید واگرنمی توانیدقبل از اینکه مردم دست بکارشودواقدام برطردشماکندکناربرویدتایک فردمناسب درخدمت مردم بیاید ومردم یک فردمناسب را بگمارند، آیا این مسخره نیست که مردم از ناامنی بیداد می کندحتی در شهر کابل خانواده ها وباشنده گان شان امنیت ندارند وهرروزیک دوتن ترور می شوند وهر روز یکی دو تن ربوده می شود وشما درموردزراعت پست های به آنها نشر می کنید چرا در مورد تأمین امنت جان ومال شان ورهایی ربوده شده گان کاری نمی کنید وبرنامه نمی سازید ودرموردرهایی آنها اقدام نمی کنید.
آیا این مسخره نیست که شما از ریاست ها مدیریت های زراعت درولایات وولسوالی ها خبرنداریدکه چه می گذرد ، ولی ابرای اینکه اذهان مردم را بفریبید این پست ها را نشرمی کنید، مسخره ترازهمه این است که شما در تعینات مامورین خدمات ملکی توسط تلیفون مصاحبه می کنیدودرآن می پرسیدبا چه زبان صحبت میکنید؟ مربوط به کدام قومی هستید، ازکدام ولایت هستید، شیعه هستید ویا سنی؟ واقعاَ مسخره است بس کنیداین فضاحت وشرم ملی را این ملت غیوررا ازاین بیشتر رنج ندهید وپریشان نکنیدوبدون از اینکه ملت دست بکارشود وشما را طرد کند مجبورهستیدناکامی تان را بپذیریدکناربرویدبگذاریداین ملت مظلوم زمام امورشان را به فردمستعدومدبربیعت کندویک باردیگریادآورمی شوم به این فضاحت وشرم ملی خاتمه دهید.
ازطرف دیگر حکومت وحدتی ملی حکومتی است که در سفارت امریکاطرح وجودآن ریختانده شد وتوسط جانکری دوفرد مذدورواجیر اشرف غنی وداکترعبدالله عبدالله برمردم تحمیل شدند اکنون تمام صلاحیت های درنزدباداران غربی شان هست وحتی در موضوعات عادی کشورداری امریکایان وغربیان دخالت دارند وبدون مشوره ونظر امریکایان این دومزدورکوچکترین اقدام را نمی توانند حتی نتوانستنداین مذدوران واجیران کوچکترین فعالیت بکنند بتوانند مردم را درکنارخودبگیرند مردم افغانستان می دانند که غربیان برای همایت واکمال نیروهای امنیتی در افغانستان نیامده اند بلکه برای تسخیرواستعماراین کشوروتحمیل مهره ها واجیرهای دلخواه شان در افغانستان حضور دارندتا به طورغیرمستقیم براین ملت غیورحکومت وحکم رانی کنند.
مردم افغانستان می شرمند که چندی قبل سربازان خارجی در ساحات جنگی به تلاشی خانه های می پرداختندواین یک بی عزتی وبی حرمتی برخانواده های با عفت این ملت غیور است ازطرف دیگرخارجیان ادعای همایت واکمال نیروهای امینتی را می کنند که این کاملاَ دروغ وبی مورد است بلکه این ادعای ها وگرم نگهداشتن جنگ برای بودن وماندن شان در افغانستان درصورتی که هیچ نوع کمکی بنیادی به نیروهای امنیتی تا کنون نشده اند است.
نیروهای امنیتی درخط های داغ محاربه حتی البسه وغذا ومهیمات اکمال نمی شود وآنها زنده به دشمن داده می شوند آنها اسیرمی شوند وآنها پوسته های شان فروخته می شوند نشانه های مشهود آن را شما در جنگ های هلمند مشاهده می کنید من چندی قبل نوشته بودم که جنگ هلمند جنگ افغانها نیست بلکه جنگ هلمند جنگ خارجیان است، جنگ خارجیان بالای ذخایر یورانیم هلمند، جنگ هلمند جنگ امریکایان برسرقاچاق تریاک هلمندبه کشورهای خارج وجنگ هلمندجنگ مردم هلمندبخاطرازحریم شخصی شان که خارجیان زیرپانموده است وجنگ هلمندجنگ هلمندیان برای راندن خارجیان از این ولایت است.
روز ۸ اسد سال ۱۳۹۵ مطابق به ۱۸ اگست سال ۲۰۱۶ میلادی مصادف است به ۱۸ اگست سال ۲۰۱۴ میلادی آخرین روزختم مشروعیت حکومت شرم وفضاحت ملی افغانستان وروزی که دوفردمذدورواجیرباتوده از آراء تقلبی درصدرگفتگوها ومجالس سیاسی قرارگرفتند ومردم شریف افغانستان نتوانستندکه توسط آراء پاک خود یک فردمناسب دیگری را ازمیان کاندیدان مستعد ودراء آن دوره انتخاب نمایند، بدبخت ترازآن اینکه این دوفردمذدورهریک ادعای برنده بودن درانتخابات را داشتندکه به این اساس سرنوشت کشوررا به بحران وبنبست برده بودند. ازطرف دیگر طوریکه گفتیم که هردواجیرمیخواستند به ارگ ریاست جمهوری بخاطرپذیرفتن حلقه غلامی راه بیابندهمانطورکه درمیان مردم هیچ یک شان جایگاه خاص نداشتندوهمه از ازین دوفردمتنفربودند، شخصاَ این دوفردنیزدرمحافل ومجالس سیاسی یکی دیگررا نفی می کردندویکی بردیگری برتری می جستند.
بلاخره بنبست انتخابات به جاکشیدکه معامله های پشت پرده این دوفرد برملاشد آن اینکه قبل از انتخابات جان کری به داکترعبدالله عبدالله گفته بوده است که تو ریاست اجراییه را می پذیری وبه اشرف غنی گفته بوده است که توبه ریاست جمهوری به شرطی راه می یابی که داکتر عبدالله عبدالله را به عنوان رئیس اجرایه حکومت در مغایرت با تمام اصول ومقرار حکومت داری وبویژه قانون اساسی افغانستان می پذیری. اما داکترعبدالله عبدالله واشرف غنی یکی دیگررا نمی پذیرفتندویکی دیگررا نفی می کردندوحتی درمجالس ومحافل سیاسی علیه یکدیگرمی تاختندیکی دیگررا غربی وشرقی ومذدوراین دوسمت می گفتند.
کاربجایی رسیدکه جان کری خود به افغانستان آمد ودر سفارت امریکا هردو را خواست وهردورا مجبوربه امضای توافق نامه کردند که به اساس آن یکی به ریاست جمهوری ودیگری به ریاست اجراییه راه یافتند اما این توافق نامه پیش شرط های توزیع شناسنامه برقی، اصلاح نظام انتخاباتی وبرگذاری لویه جرگه قانونی ودیگرپیش شرط ها به خودداشت وگفته شده بود این پیششرط ها درجریان دوسال باید عملی وبعدازدوسال هرچه زودترلویه جرگه تعدیل قانون اساسی برگذارکه در آن لویه جرگه توسط آراء مردم قانون اساسی تعدیل شود وریاست اجراییه به ریاست صدراعظمی تبدیل شود.
اما تاکنون که از آن توافق نامه دوسال می گذردهیچ پیشرط این توافق نامه عملی نشده طوریکه اصلاحات در نظام انتخابات نیامده وشناسنامه ها برقی توزیع نشده است لویه جرگه تعدیل قانون اساس برگذارنشده است زیراکه این حکومت ظرفیت وتوانایی عملی سازی پیشرط های آن توافق نامه را ندارند این حکومت توانایی اصلاح نظام انتخاباتی را ندارندویا اراده اصلاح نظام انتخاباتی را ندارند همانطورکه خود درمغایرت تمام با قانون اساسی افغانستان بودجود آمده است میخواهند که انتخابات های آینده افغانستان نیز همان طوربه بنبست مواجه شودتابتوانندافراد دلخواه ویا حزبی وباندی ونژادی خود را به پارلمان وشوراهای ولسوالی ها وراه بدهندوهمانطوردرانتخابات ریاست جمهوری آینده نیزدست بردبزنند این دو فردمزدورباردیگربه ریاست جمهوری واجرایه راه بیابند.
از طرف دیگربرای اینکه نمیخواهند که شناسنامه های الکترونیکی توزیع شود زیرا این دو فرداجیرامیداز آینده شان ندارندکه بازهم مردم را فریب داده بتوانندوتوسط آراء مردم به ریاست جمهوری راه بیابند زیراآزموده شده را آزمودن خطاست ومردم شریف افغانستان هرگزباردیگربه این ها اعتماد نخواهند کرد ویا اراده توزیع شناسنامه های برقی را ندارند زیرا میدانند که در وجود شناسنامه های برقی اگر انتخابات برگذارکنند نمیتوانند به مانند انتخابات های گذشته جعل وتزویروتقلب نمایندتا بتوانند که صندوق ها آراء را با برگه های میلیونی پرنمایند وبه ریاست اجراییه وریاست جمهوری راه بیابند.
برای این لویه جرگه را برگذارنمی کنند زیرا درمدت دوسال حکومت داری خود حکومت فضاحت ملی افغانستان ناتوان ترین حکومت ثابت شد وبرملاشد که این دوفردتوانایی اداره وکنترول وتدبیروتدبرحکومت وحکومت داری را ندارندبناَ نمی توانند که از عهده حکومت داری بیرون آیند زیرا مردم از نا امنی وبی ثباتی بیداد می کنند، فساد در حکومت داری به اوج خود رسیده است، فرارمغزهای هرروزبیشتر میشود، جوانان از کشور به طرف اروپا فرار می کنند حکومت ومملکت اکثرنقاط آن به دست مخالفین دولت است.
این حکومت وفضاحت وشرم ملی نتوانستندکه آن چه در توافق نامه سیاسی تعد نموده بودند عملی سازند و نتوانستند که در کشور امنیت وثبات را بیاورند ونتوانستند جلوکشتارمردم عام را بگیرند به مردم نتوانستند کار واشتغال بیافریند وبلاخره نتوانستند همایت مردم را با خود داشته باشند طوریکه در سروی وتحقیقات نشان می دهد که در حدود ۸۵ فیصد مردم از این حکومت بیزار هستند.
بناَ با برگذاری لویه جرگه این دو فرد مذدورواجیرهراس دارند که مبادا در لویه جرگه تعدیل قانون اساس مردم به این دو نه بگویندومردم به سوی انتخابات ویا تشکیل حکومت موقت بروندتا بتوانند با استفاده از فرصت یک حکومت قانونی ودرمطابقت به قانون اساسی افغانستان یک حکومت مشروع وقانونی را رویکارنمایند.
این حکومت (حکومت شرم وفضاحت ملی) مجبوراست که لویه جرگه تعدیل قانون اساسی را برگذارکند زیرا مردم انتظارشدیددارندکه که لویه جرگه قانون اساسی را برگذارکند، اگراین دوفرددرحکومت نخواهندلویه جرگه قانون تعدیل قانون اساسی را برگذارکند بعداَ ملت را مجبورمی کنند که خود تصمیم بگیرندوبه این حکومت نه بگویند بناَبرای این سخنگویان حکومت شرم وفضاحت ملی برای این دررسانه های می گویندکه حکومت متعدبه برگذاری لویه جرگه تعدیل قانون اساسی است زیرا حکومت فضاحت مولی وشرم ملی هتمی است ومجبوراست که انتخابات را برگذارکندوبرای اینکه اذهان مردم را فریب داده باشد واذهان مردم را آرام کرده باشند لویه جرگه تعدیل قانون اساسی را دردوسال اخیرحکومت داری شان برگذارمی کنند زیرا اگردرآن مقطع زمانی اگر مردم به این حکومت نه بگویند به آنها باکی نخواهند داشت زیرااین دومزدور دوره حکومت داری خود را به پایان رسانده است طوریکه اشرف غنی در محافل سیاسی وکنفرانس ها چیغ وفریاد می زند که من یک رئیس جمهور گذری هستم اما او یک رئیس جمهور گذری نه بلکه یک مذدور گذری است.
ازطرف دیگرچراحکومت نمی خواهد که اصلاح نظام انتخاباتی را را بکند زیرا حکومت فضاحت وشرم ملی می میداند که دیگربه مردم افغانستان در قراء وقصبات وشهرها روی ندارند که مراجعه کنند رآی بیاورندوبناَ نمی خواهندکه نظام انتخابات را اصلاح نماینده زیرا می خواهند همین طور افراد دلخواه خود را در درشوراهای ولسوالی وپارلمان وشورهای ولایتی وشورهای های شاروالی ها جادهند تا درانتخابات ریاست جمهوری آینده بتوانند از آنها در تقلب کاربگیرند.