حزب اسلامی باحمایت اش ازحکومت وحشت ملی جانب اشغال گران را نه گرفته بلکه درتارقومی وزبانی گیرمانده اس
حزب اسلامی باحمایت اش ازحکومت وحشت ملی جانب اشغال گران را نه گرفته بلکه درتارقومی وزبانی گیرمانده است
تمام مردم ملت مظلوم افغانستان میدانند وبه همه جهانیان هویدا است که امریکا از چندین سال قبل برنامه برای اشغال افغانستان را به سرمی پروران ولی درسدد برنامه وپلان بود به این غربی دلیل شود تا به استناد به آن به افغانستان یورش ببرند، امریکایان حمله 11 سپتامبررا طرح ریزی کردند که آنرا سبب گرفته به افغانستان راه بیابد وازطریق افغانستان نفوذ به آسیاه میانه وروس وچین داشته باشد به همین بهانه اینکه حمله یازده سپتامبرامریکا از طرف القاعده طرح ریزی شده است والقاعده تهدید برای جهان است القاعده در افغانستان پناه گاهای امن دارد وبناً ریشه های القاعهده در افغانستان خشکانیده شود درصورتیکه القاعده گروهی است که درصورتی که همه جهان میدانست که شبکه القاعده یک گروه مذهبی در پاکستان بود ولی امریکا به پاکستان حمله نکرد چون امریکا درسدد این نبودکه عاملان حمله یازده سپتامبررا ازبین ببرند که آن هم در خاک پاکستان بودند درخاک پاکستان حملیات را راه اندازی کند زیرا آن نقشه ای امریکا درسرمی پروراندکه همانا بی ثباتی آسیاء میانه، هندوچین وروس بود درپاکستان وازطریق پاکستان عملی نمی شود زیرا اگر امریکا پاکستان مرکزپایگاه خود قرار می داد اول اینکه پاکستان با کشورهای آسیاه میانه، روس وچین سرحدات وسیع وباز با آن کشورها ندارد تا ازآن طریق دست رسی به این منطقه پیداکند واز طرف دیگراگرامریکا پاکستان مرکزپایگاه نظامی خود در آسیاه قرار می داد هتمی بودپاکستان ازیک طرف یک قدرت اتومی است واز طرف دیگر با همایت امریکا توان مندی وتفوق بیشتر برهمسایه گان واز جلمه افغانستان هند پیدامی کرد وازطرف حمایت تسلیحات ونظامی امریکا وتجهیز پاکستان از طرف امریکا سبب می شدکه کشوررقیب پاکستان وازچندین سال برمسئله کشمیرومناطق مرزی این دوکشورتنش دارندکه همانا هند است ویک کشوری اتومی ویک کشوردارای اقتصادبزرگ است درمقابل امریکا وپاکستان جبه می گرفت وشاید ازطرف دیگرپاکستان با ایران مرزمشترک وسیع دارد که هتمی بود که با استفاده ازین مرزها امریکا دایران را زیرنفوذخودمی داشت واعمال مخربانه در آن جاه راه اندازی می کرد، ازطرف دیگراگرامریکا پاکستان را مرکزهماهنگی وپایگاه نظامی خود قرار می داد شاید القاعده تغیرموقعیت می کرد به افغانستان که آن زمان 99 فیصد که رژیم طالبان حاکم بود واراضی صعب العبوروجنگی داشت می پیوستند وازطرف دیگرطالبان، القاعده وبه قدرت مقتدرتبدیل می شد ویا اینکه اگر پاکستان مرکز هماهنگی وپایگاه نظامی امریکا اختیارمی شد هتمی بودمرزافغانستان با چین وآسیاء میانه وروس وایران بازبود وازطرف دیگر هندنیزموقف جداگانه برای تضعیف پاکستان وحامی امریکا خواهد می داشت سبب می شود این کشورها با طالبان اتلاف کندوازطرف دیگرپاکستان از چندین سال بدین سوء شریک ستراتیژیک اسلام آباد بود واسلام آباد را ازیک طرف از خودش بود وازطرف دیگر یک نسخه استفاده شده می دانست، با وجوداین دلایل من فکر می کنم امریکا اشغال افغانستان ترجیع داد وتا از ان طریق همانا رسیدن به اسیای میانه ونفوذ برهند وچین بود به آن نایل آید، اما این کافر غربی کورخوانده بود که افغانستان کشوری است که ابهرقدرت مثل امریکا را بار بار شکست داده است وهیچ گاه هیچ ابهرقدرت دراین کشوربه اهداف شوم خود نایل ناآمده است، که خوش بختانه از آغازاینکه این کشور اشغال گر افغانستان را اشغال کرده است نه تنها اینکه درمبارزه به این اشغال یک اجماع ملی درسطح ملی وجود دارد بلکی علیه این قدرت غربی که درسدد دست رسی به شرق بوده به سطح منظقه اجماع وجود دارد، طوریکه تمام مردم افغانستان علیه این شوم بسیج شدند وگروه مجاهدین طالبان والقاعده وحزب اسلامی بیشتر از بیشتر، کشورمنطقه نه اینکه تمام جهان پی برد که دلیل اشغال امریکا به افغانستان چیست وچه هدف را در قلب آسیا امریکا بر سرمی پروراندزیراامریکایان یک هدفش نفوذ به آسیاه میانه بود وهدف اساسی اشت به بهانه سرکوب طالب والقاعده در سدد خشکانیدن ریشه های اسلام ودینی ومذهبی مردم بودند، که درین سلسله کسانیکه درمساجد به نام عالم بودند وبه نام طالب بودند وریش می گذاشتند، برسرشان کلاه سفید بود آنها را توسط چاپه، توسط کمین ویاتوسط شبخون یاشهید ساختند ویا به گوانتوناموبردندویا در سیاه چاهای افغانستان بندکردند، وازطرف دیگرامریکایان درسدد این شد که منابع طبعی که در افغانستان است آنها را چور وچپاول کنند آن اینکه دست به دزدی معدن یورانیم هلمند، دست به دزدی مس وعینک لوگر ودیگرساحات که مطالعه داشتند که منابع زیرزمینی وجود دارد زدند وازطرف دیگر امریکایان به آن هم بسنده نکردند از قاچاقبران همایت کرد تا کونکاروتریکا کشت کنند وآن را با قیمت بالاخریداری کنند وازطرف بلند بردن قیمت تریاک توسط امریکایان این دلیل داشت که امریکایان میخواست که کشت تریاک به یک باره گی درتمام افغانستان شیوع کند وازطرف دیگراین زهرکشنده را به کشورهمسایه افغانها انتقال دهند وازطرف دیگر خود امریکایان این تریاک حاصله را توسط طیارات که روزانه در مراکز وپایگاه های نظامی شان بلند وپاین می شدند به خارج از افغانستان انتقال می دادند بناً نه تنها به سطح منطقه به بلکه به سطح جهان یک اجماع ملی وغربستیزی علیه امریکا شکل گرفت ونه تنها اینکه ماجهادین، القاعده، حزب اسلامی قوی وقویترازپیش شدند بلکه مردم عام وعوام بکله حکومت های موجود درافغانستان افغانستان به اهداف شوم امریکایان پی بردند بنابه همکاری مجاهدین شتافتند وازآنها حمایت همه جانبه کردند، درمقابل امریکایان نمی توانستند عمل کردهای خود گرزانه آنها مورد انتقادجهان قرار گیردوحضورشان زیرسوال برود دراوایل جنگ را در افغانستان سردکردند ودرسال های اول اکثرقسمت های افغانستان در امینت وبودثبات درآنجا حاکم بود، امریکایان بعد ازیک سه الی چهارسال آهسته وآهسته حضورشان زیرسوال گرفت گرفت زیرا با با بوجودآمدن ثبات دیگرمردم افغانستان وکشورهای همسایه وکشورهای جهان متوجه شدند که امریکا ازین بیشتر در افغانستان چه میخواهد، اگرهدف سرکوب طالب والقاعده درافغانستان بود پس رژیم طالبان ازبین رفت والقاعده تضعیف شده وبه پاکستان فرار کرده است دیگربه حضور امریکا در منطقه نیازنیست اما امریکایان درآن زمان انتقادات جهان به این پاسخ می دادکه القاعده به پاسکتان فار کرده است ولی امریکا هیچ گونه اقدام نظامی در خاک پاکستان نمی کرد زیرا پاکستان سالیانه چند ملیون دالر برای مبارزه با هراس افگنی در پاکستان می گرفت وعملاً در جنگ با هراس افگنی بود، به این اساس امریکا چون جواب قانع کننده به جهان، وکشورهای منطقه وملت غیور افغانستان نداشت، بناً بعدازسالهای 2006 و2007 دوباره خود سبب بی ثباتی شد که طوریکه درمناطق جنوبی افغانستان گروهای ملیشه کوچک را تهجیز وتمویل کرد که آنها مکاتب را سوختاندند وپول پلچک را ویران کردند ودرچند مورد مسافرین ومردم ملکی را سربریده ویا گلوله باران کردند به این اساس امریکایان یک باردیگرافغانستان را نا امن وانمود کردند وبه جهان گفت که تروریزم هنوزهم یک تهدید در افغانستان بناً امریکانیازاست که برای چند سال دیگر نیز درافغانستان بماند وازین طرح شان حکومت کابل که دررأس چند فرد که تشنه قدرت وحاکمیت بود استقبال کردند ولی بی خبرازینکه این این سبب بحران درافغاانستان ومنطقه خواهد شد، امریکایان درضمن برای اینکه درافغانستان اذهان عامه را مصروف نگهدارد دست به طرح وتشکیل نیروهای امنیتی زدند که یک چوکات را بنام اردوی ملی، چوکات دیگری بنام پولیس ملی وچوکات دیگری را بنام امینت ملی دیزاین کردند، که فرزندان وجوان افغان که ازاوایل تاکنون گرسنگی وفقربیدادمی کردند وسه عامل مرگ برای جوانان درافغانستان بود آن اینکه یا به خارج مجاهرمی شدند درراه کشته می شدند ویا معتادمی شدند به تدریج می مردند ویا به این نیروها می پیوستند دراخیرمی میمردند، که هیچ یک صلاحیت اجرایی نداشت تمام قومانده وفرماندهی جنگ به دست امریکایان بود وحتی اجازه فیر را نداشتند وحتی الحتی اینکه مراکزنظامی، ومراکزامین ریاست جمهوری وروزارت ، ریاست خانه هاوبا ولایات توسط گاردهای امریکایی سکورمی شدند، نیروهای امیتی اردوی وپولیس ملی به گونه ابزاری استفاده می شد، ازطرف دیگر در جنگ های رویارویی با طالبان ومجاهدین امریکایان تلافات بی شمار وضربات سنگین دیدند ومیخواست خط نبرد را طوری رهاکنند ولی درعقب صحنه طوری اساس نبرد را به نفع خود شان رهبری کنند وازطرفی تلفات شان کم شود وازطرف دیگر رهبری کامل جنگ به دست آنها باشد ودوم اینکه مردم افغانها با شورشوق با امریکایان می جنگییدند که زیرا با یک نیروکفری می جنگیدند وکه در آن شهید می شدند وامریکایان به نوحی این امتیاز را از مجاهدین گرفت وازخط اول نبرد جنگ با مجاهدین عقب نیشنی کردند ودرخط اول نبرد جوانان معصوم افغان را پیش کردند، درعقب خودآنها قرار گرفتند وازطرف دیگر امریکایان جنگ طرح شده چند سال پیش شان را که خواستند به افغانستان بیایند جنگ افغانها تلقی کردند وبا پیش کردن جوانان معصوم افغان به خط نخست وانمودکردند که این جنگ، جنگ افغانها ست، دراوایل طالبان جنگ با فرزندان افغان را در خط های نبرد جواز می دانست زیرا فکر می کردند آنها در حمایت از کفر به خط نبرد گماشته شده اند اما در بعدها مجاهدین برمحرومیت، مجبوریت ومظلومت جوانان افغان پی بردند جنگ با آنها را درجبهات تااینکه مجبورنمی شدند درمقابل جوانان افغان تیغ نمی کشیدند، مجاهدین وطالبان سیاست وبرنامه جنگی شان را تغیر دادند وآنها مستقیماً اشغال گران غربی را با همت والای فدایان راه اسلام درمراکزوپایگاه های نظامی شان با انتحار وفدایی هدف قرارمی داند ویا قطارهای آنها را هدفمندانه شبخون می زدند که پیروزی دارین راه یافتند در آن موفق بودند که امریکایان در آن شکست خورد وآن سبب شد امریکایان اکثرنیروهای خود را از افغانستان کشیدند ورفت وآمد وگشت وگذاررا در قراء وقصبات وشاهرای های افغانستان کم کنند وفعالیت های شوم شان را در چند پایگاه محدود کنند امریکایان با این کاربه نحوی شکست خود را نپذرفت واز طرف پذیرفتند وپذیرفتن این بود که نیروهای خود را از افغانستان خارج کردند که سنای امریکا مردم امریکاوجنرالان امریکایی وسناتوران امریکایی دیروزوامروزبه آن اعتراف می کردند ومی کنند ولی به نحوی همچنان امریکا شکست خود را نپذیرفت وآن اینکه در افغانستان چند پایگاه نظامی ودایمی به خود یافت واکنون امریکایان درصورتیکه تلفات کم دارد ولی برنامه شوم قوی وبیشتر را علیه افغانها وکشورهای منطقه ازین پایگاه های نظامی طرح ریزی می کند اما امریکایان نیروهای امینی افغان را بادستان خالی، با چند شاجور فرسوده وبایک تیرکش فرسوده درمیدان های نبرد می فرستادند وآنها را هیچگاه با تجهیزات مدرن نظامی ملبس نکردند وبه آنها هرگز سلاح های توپخانه ای ندادند وبه آنها هرگزماشین دار ندادند وبه آنها هرگزتانک های مهجز با سلاح های مدرن روز ندادند وبا آنها هرگز امکانات جنگ از هوا را ندادند زیرا از یک طرف امریکایان نمی خواست ملیشه های در همسوی برای ناامن جلوه دادن گوشه وکنارافغانستان جنگ میکردند سرکوب شوند واز طرف دیگر نیروهای امریکایی برنیروهای افغانی اعتماد نداشتند زیرا آنها ازاین هراس داشتندکه مبادا نیروهای امینتی موجود در اطراف شان هستند ازامکانات که در اختیارآن ها گذاشته اند علیه آنها استفاده کنند مبادا نیروهای هوایی که دراختیارشان بگذارد روزی برسرخود شان بمباردمان کنند، به این اساس جوانان افغان را بادست خالی بایک تفنگ که حیثیت چوب را داشت به میدان های نبرد می فرستادند، اما این پیش بینی امریکایان به واقعیت تبدیل شد دراکثرمراکزنظامی امریکایان در ولایات وزون ها جوانان شجاع افغان با دست خالی با همان چند شاجورمیرمی ویا چند مرمی در شاجورشان چند بار امریکایان به گلوله بستند که درنهایت خود نیز به جنت برین پیوستند واین مبارزه تا امروزادامه دارند وتأثیربسزای برروان نیروی های خارجی دارد که حتی آنها درمراکز نظامی شان برراست وچپ شان باورندارند وهمیشه در ترس هستند وبا این صورت امریکایان از اوایل هتاکنون برنیروهای افغان بی اعتماد اند وبرحضور شان در منطقه بی اعتماد اند ونی توانند تثبیت کنند که اوضاع به نفع شان است ویا به ضرر شان بناً دریک ابهام به سرمی برند،آنها ازیک طرف نمی توانند که شکست ننگین شان را در افغانستان بپذیرند وازیک طرف دیگرنه میتوانند که درمقابل افغانها به تنهاییبجنگند بناً امریکایان درسدد این است پای دیگرکشورها را نیز در افغانستان دخیل کند، اگر درجنگ افغانستان موفق شد پس معلوم است که امریکایان در رهبری جنگ هستند، خود بردیگرکشورها موفق جلوه خواهد داد واگر در جنگ افغانستان ناکام ماند این ننگ تاریخ کشورشان را بردیگرکشورخواهد گذاشتند کشورهای که عضویت ناتو را دارد تمایل دخالت دوباره را در جنگ افغانستان ندارند ولی این امریکا ست که برآن اسرار می کند همین سبب است که سکرترجنرال ناتو در نشست خبری اش گفت، جنگ موجود در افغانستان جنگ خود افغانستانهاست بناً خود افغانها درمبارزه با تروریزم بجنگد وما تنها نقش تمویل وتجهیز وتعلیم وتربیه را در آن خواهد داشتیم واز طرف دیگر جیمزمتیس وزیردفاع امریکا که به سگ دیوانه مشهور است اوخود درمصاحبه ای گفته است علاقه ندارد که سربازان امریکایی را درجنگ بفرستد وسربازان امریکایی نقش مربی وتجهیزوتمویل کننده نیروهای امنیتی افغان را داشت زیرا این جنگ، جنگ افغانهاست، امریکا خود را یکه تاز جهان می داند، چرا جنگ افغانستان را مهار نتوانست، یا در آن شکسته خورده است، خود سبب جنگ است، دوم امریکا درافغانستان برای ازبین بردن لانه های القاعده حاملین حمله یازده سپتامبر آمده بود، حلمه یازده سپتامبرهیچ ربطی به افغانها ندارد چرا درافغانستان آمدید به جنگ پرداختید واگرجنگ، کننی جنگ افغانهاست، اما افغانهای دوطرف بارها اعلام کرده اند که در صورت خروج نیروهای خارجی ماباهم صلح خواهد کردیم پس چرا این فرصت را به آنها نمی دهید، اگر جنگ افغانستان، جنگ خود افغانهاست وشما درافغانستان نمی جنگیدوهتمی هست نیازی برای تأمین صلح وثبات در افغانستان هم ندارید پس چرا در افغانستان مانده اید وچراازاین خاک بیرون نمی شوید، ولی در اصل قضیه این است که جنگ افغانستان جنگ امریکا با افغانها ست، اشغال امریکایان برافغانهاست، استثمارامریکایان برافغانهاست ولی خوش بختانه امریکایان در آن شکست خورده است، اکنون نه تنها باید امریکایان در افغانستان شکست شان را بپذیرد بلکه جهان به شکست امریکایان در جنگ افغانستان پی برده واعتراف کرده است طوریه خود سناتوران امریکایی افغانستان را سرزمین نابودی امپراطوری ها گفته اند وازسردم داران امریکایی خواسته که درمورد اعزام ملیشه های امریکایی به افغانستان، مردن بیی حد این ملیشه ها، معیوب شدن این ملیشه ها، گروگان ماندن این ملیشه ها، وضاحت بدهد، ولی ویت هاوس یعنی قصرسفید هیچ جواب برای ملت نداارد بناً مردم عام امریکانیزدیگرحاضرنیستند که جوانان شان را به افغانستان بفرستند وهمانطور درسطح بین المللی نیز نشست روزهای گذشته ناتودربروکسیل نشان دادکه کشورهای عضوی ناتوتمایل ندارند که به افغانستان دیگرسربازبفرستند ودرجنگ افغانستان دخیل شوند ازجمله خیلی مسخره است که حکومت بریتانیا گفته است هشتادسربازبه افغانستان می فرستد وهمانطور دیگرکشورهانیزده، بیست، پنجاه سربازحاضرشده که افغانستان بفرستند ولی آن مقدارسربازانیکه در خبرنامه ناتوآمده است که به افغانستان می فرستد امریکایان هستند نه از دیگر کشور ها دیگر، این به این معنی است که امریکاازوجوددیگرکشورهادرناتوونام آنها استفاده سوء وابزاری می کنند وازطرف دیگر با دخیل کردن دیگرکشورهای عضوی ناتو در جنگ دوباره افغانستان امریکا میخواهد برمردم خود قناعت بدهد که نه تنها درجنگ افغانستان امریکایان تأکید دارد بلکه دیگرکشورهای جهان نیزعلاقه دارند که یک بازی بیش نیست که با آن خود را فریب می دهندوازطرف دیگر علاقه دیگر امریکا در افغانستان این است که امریکایان به اهداف شوم شان در افغانستان ومنطقه همان نفوذبربازارهای چین، ناامین سازی کشورهای منطقه ازجمله کشورهای که متحدین روس است وبی منهدم کردن مراکزاتمی ایران ورسیدن به آبهای هندوچین است نرسیده اند ومیخواهند تاچند سال نامحدود دیگر در منطقه حضورداشته باشد، اول اینکه هیچ تأثیربروریحه وروان افغانهای مجاهد افغانستان نخواهد گذاشت وتاآخرین قطره خون از کشور شان دفاع خواهد کرد ودوم اینکه کشورهای منطقه نیز بیشترگروهای دخیل را درمقابل امریکاوامریکایان درافغانستان تجهیزخواهد کرد وکه این سبب می شود تاگره جنگ وصلح افغانستان هنوزهم محکم ترخواهد شود وافغانستان روزبه روزبی ثبات ترخواهد شد، شاید ازین بیشتر تلفات ملکی بیشتر شودف ازین بیشتر مردم آوره شود، شاید ازین بیشتر انتحاروانفجاربیشتر شود وشاید هم ازین بیشتر جنگ جبهه یی به میان آید. اما در داخل افغانستان یک حکومت مذدورواجیرکه از طرف این امریکایان برمردم تحمیل شده است نیزصلاحیت وتوانایی یک موقف مشخص را ندارد که ازخود درأیت نشان دهد که دراین جنگ مبهم یک موقف نه برنامه وطرحی مشخص داشده باشد تامردم وکشور را از ین بن بست بیرون بکشد، حکومت مذدور، اجیردر رأس احمق، بایک حلقه محدود درتردوکش های شخصی، دست به گریبان این بیاندازوآن بیازندازوبه آن لغرویگردبگوبه آن استفاده جوء واین را به گلوله ببندودراین مسجد ودرآن نمازجنازه انتحاروانفجارکن واین راه به نام مجاهدوآن را بنام کمونیست به حاشیه بکشان دیگرهیچ برنامه ندارد، فقط مصروف زدوبند های شخصی، حزبی، سمتی، قومی ونژادی هستند وبس. اما مردم هرروزقربانی میدهد، در انفچاروانتحارمی میرند، جوانان شان در صفوف نیروهای امینتی بی باکانه می میرند، فرزندشان درراه مکتب ودرراه پوهنتون ودر جاده وکوچه گروه گروه ودسته جمعی می میرند فریادمی کشند، صلح می خواهند، ثبات می خواهند، امنیت میخواهند ولی نه حکومت مزدوونه حامیان غربی اش ونه جهان به صدای آنها گوش می دهد، مردم چهار راه مانده اند که چه کنند، مردم حیران هستند که به کدام دررا بزنند وبه کدام آدرس بروند، حکومت از طرفی ظلم وستم می کند، ازطرف دیگرمردم از بی عدالتی بی داد می کند وازطرف دیگرهمه درمقابل این همه صدا ها خاموش اند درتازه ترین گام که مردم ازآن امید داشتند اتلاف نجات افغانستان میان حزب وحدت ملی، جنبش ملی، وجمعیت اسلامی افغانستان شکل گرفت بود ومردم ازآنها خیلی امید داشتند وبالای آنها حساب می کردند، دیشب خواسته های شان وبرنامه های شان را به رسانه ها همه گانی ساختند خیلی مواردناچیز، پیش پاافتاده ونسبتاً شخصی بودکه مردم افغانستان توقع بیشترازین سه ضلع درکشورداشتند وازطرف دیگراحمق غنی به حماقت ولجاجت وخرجهلی خود پافشاری کرده و موضوع تند تری نسبت به پیش درمقابل این خواسته های اتلاف نجات افغانستان اختیارکرده است او به این طور این اتلاف را خاطرنشان به مردم کرده است که گویان این اتلاف در سدد تجزیه افغانس باشد ولی اینکه گفته است چوکی ریاست جمهوری قابل تجزیه نیست به این معنی که اوفرد یکه تاز است معاوینیت اول ریاست جمهوری ومعاونیت دوم ریاست اجرایه فزون طلبی می کند همان موقف مشابه به این معترضین را به گلوله بست، موقف که در مقابل خواسته های جمعیت اسلامی اختیارکرد، ازطرف دیگر حزب دیگری وجریان سیاسی دیگرکه مردم مجاهد افغانستان امیدی از آن دارد بالای آن حساب می کند حزب اسلامی به رهبری گلب الدین حکمتیار است که خود طوریکه آغازاین مقاله تحلیل گفتم یکی از گروهای بودکه درمقابل امریکایان به عنوان اینکه امریکایان اشغال گراست عملاً می جنگید ووچندین انتحاری وانفجاری در طول پانتزده سال در کابل مقابل نیروهای خارجی بوقوع پیوست که حزب اسلامی مسوولیت آن را به عهده گرفت واکنون صلح کرده است ولی نمیدانم صلح باکی، صلح با همین حکومت ، با حکومت مزدورواجیروغلام نه یا باید بگوید این حکومت مزدورتسلیم او شده است و زماینکه بااین حکومت مزدور کابل صلح می کرد یکی از خواست هایش این بود که نیروهای اشغال امریکایی از افغانستان خارج شود وگفته بودتازماینکه نیروهای اشغال درافغانستان وجود داشته باشد ما صلح نداریم، اما خوب شد که صلح شد ومن آنرا یک فتح مبین می گویم ولی باوجودیکه امریکایان درافغانستان موجود است صلح شد، ولی باوجود که آشکار، برهمه هویداست که این حکومت یک حکومت مزدورواجیروغلام است بازهم حزب اسلامی ازاین حکومت مزدورواجیروغلام دراکثرمحافل سیاسی اعلام حمایت می کند نمی دانم که برای این حمایت می کند در راءس این حکومت مزدور یک چند انسان پشتون که ننگ برای پشتونهای آزاده هستند برای همین اعلان همایت می کنند ویا اینکه واقعاً ازیک حکومت مزدور وحامیان (امریکایان) این حکومت مزدور اعلان حمایت می کند ویا اینکه برای این از حکومت فعلی اعلان همایت می کند وکه حکومت فعلی مورد همایت غرب است واعلان همایت از حکومت فعلی واعلان همایت از برنامه های درازمدت اشغال گران غربی است وشاید حزب اسلامی برای این اعلان همایت کند که غربیان دربرنامه های آینده شان حزب اسلامی را درصدر برنامه های سیاسی شان بگیرندویا اینکه حزب اسلامی میخواهد جای دردل برنامه های امریکایان به خود پیداکند درسیاست آینده افغانستان جایگاه بخودوحزب خود پیداکرده باشد ولی نه من براین هستم که حزب اسلامی حزبی که یک دهه در تاریخ افغانستان در مقابل اشغال گران غربی وجهاد ومبارزه کرد اکنون امکان ندارد به یکباره همه جهاد ومجاهدت خود را فراموش کند وجانب اشغال گران غربی را بگیرند وازحکومت موردهمایت شاو برنامه های شوم انها اعلان همایت کند اگر حزب اسلامی یک دهه جهاد ومجاهدت خود را فراموش کرده باشد ودرنظرنگیرد وجانب امریکایان را بگیرد وازامریکایان اعلان همایت کند امریکان که دها سربازشان را درجنگ رویارویی با حزب اسلامی اوانحتاری وانفجار های که از طرف حزب اسلامی رهبری شده میشد ازدست داده است وآن را هرگزفراموش نخواهد کردند اما نه این چنین نیست من یک خواب می بینم حزب اسلامی هرگزچنین موقف را اتخاذ نخواهد کرد وجانب اشغال گران غربی را نخواهد گرفت وخون شهدای راه جهادومبارزه را یا پایمال ویا هم به معامله نخواهد گرفت من فکر می کنم برای این ازحکومت تحمیل شده توسط امریکایان برای این اعلان همایت می کند، او در تاررفاقت، قومیت وعصبیت گیرمانده است زیرا که در رأس چند پشتون اگر چه که ننگ هم است طوریکه گفته می شود بینی گنده را بریده نمی شود حین که دیگراحزاب جببه می میگیرند، چنین درک و برداشت می کند گویا درمقابل ارگ که چند پشتون ننگین دررأس است تاجک ها، ازبک هاویا هزاره ها جبهه گرفته اند به این اساس حزب اسلامی که اکثریت اش قوم پشتون است درمعاملات سیاسی جانب پشتون ها رامی گیرند طوریکه ازهنگام حزب اسلامی به کابل آمده است چندین موضوع تند در مقابل اقوام دیگر داشتند طوریکه دراولین سخنان شان رسانه های فارسی زبان را (شریر) خوانده خواستارجلوگیری آن شد در اقدام دوم شان کلمه (شهروند) را ایرانی خواندند وبجای آن برکلمه (طبعه) یک کلمه عربی است پافشاری کردند، یکباردیگرحزب اسلامی باوجود که میداند حکومت موجودیک حکومت مزدورف اجیر وساخته وپرداخته برنامه غرب است وبرنامه های طویل المدت وکوتا مدت غرب را درکشوروبلاخره در منطقه عملی می سازد بازهم برای اینکه چند پشتون در راس است ازآن اعلان حمایت می کند درتازه ترین موقف های حزب اسلامی همین است که درمقابل اتلاف نجات افغانستان میان عطامحمدنور، وجنرال دوستم ومحمدمحقق صورت گرفت نیز ناشی ازهمین انگیزه است.




ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم