عید سعید فطر مبارک، احکام عید فطر

عید الفطر:

شریعت مبین اسلام در هر سال دو عید یعنی عید فطر وعید قربان را صلحه دو عبادت اجتماعی قرار داده که در هر سال انجام می گردند. وهمین دو عید متصل اختتام همین دو عبادت می باشند. تجلیل عید فطر بعد از رمضان المبارک که در نتیجه گرفتن روزه وانجام دادن سایر عبادات بوده که از اثر توفیق خداوند جل جلاله به طور شکرانه در روز عید دو رکعت نماز خوانده میشود.

تجلیل عید قربان زمانی صورت می گیردکه مسلمانان جهان در یک عبادت عظیم الشان اجتماعی مصروف بوده ودر اثر اختتام آن عبادت اجتماعی تجلیل به عمل می آید زیرا این سرور و خوشی یک امر دنیاوی نبوده تا با رسم ورواج دنیوی تجلیل شود بلکه یک امر دینی بوده لهذا به یک طریقه دینی تجلیل آن صورت می گیرد وآن عبادت از خواندن دو رکعت نماز به طور اجتماعی می باشد البته در عید فطر صدقه فطر را بطور شکرانه ودر عید کلان قربانی را به طور شکرانه تقدیم دربار رب العزت نمایندوتکبیر گویاان به طرف عید گاه رفته و به اداء نمودن نماز شکریه عنایت ومهربانی های خداوند جل جلاله را اداء سازند.

وبه همین طریقه اسلامی اثر تجلیل خوشی های عید این بوده که مسلمانان در سرور وخوشی های خود نیز تحت فرمان الهی بوده تا بی جلب نگردیده گرفتار دام های نفس وشیطان نشوند ومانند اقوام دیگر خوشی شان را در محافل عیش وعشرت شراب ورباب که کاملاً بغاوت از بارگاه رب متعال است سپری نگردد.

هدف این است که روزهای عید برای مسلمانان آن حیثیت را ندارد چنانچه برای یهود، هنود وعیسویان عیدهای قومی ویا واقعات تاریخی ویاد گاری بوده که بامیله ها وساعت تیری بدرگه گردند وهر سال به تجلیل آن به حیث واقعات تاریخی اقدام کرده شود بلکه روز های عید برای مسلمانان روز های عبادت بوده که خداوند جل جلاله برای تجلیل آن عبادت خاص با کیفیت خاص وممتاز مقرر نموده وحتی هر مسلمان ایکه درین روز لباس بهتر را به تن نموده وبه ارایش ظاهری می پردازد برای همین مطلب بوده تا در پیشگاه خداوند جل جلاله با سایر برادران مومن خود عبادت نماید، مگر تأسف است که نقل وتقلید اقوام غیر مومن تصور این مقصد اسلام را از ذهن مادور نموده واز ایام عید تنها مجالس تماشای وعیش وعشرت ساخته، حتی در بعضی مواضع دیده شده که مردم بعد از نماز عید با دهل، باجه وسرنا این ایام خجسته را سپری می کنند ونیز آنرا جایز می دانند، در حالیکه سراسر با روح اسلامی مخالفت است.

اگر قدری از فکر کار گرفتفه شود قدم به قدم درین جشن اسلامی ایام عید احساس بنده گی خداوندجل جلاله به میان آمده وانسان را متوجه می سازد تا در سرور وخوشی هم حدود شرعی را در نظر داشته باشد ومخالف رضای او تعالی کاری را انجام ندهد. در روز های عید طبق سنت غسل کردن، لباس بهتر پوشیدن وبه طرف عید گاه تکبیر گویان رفتن، عظمت وکبریایی خالق کائنات را بیان کردن ودر نماز بر خلاف نماز های دیگر شش مرتبه اضافه تر الله اکبر خواندن همه وهمه انسان معقول را درس میدهد تا از عیش وعشرت ومجالس شیطانی کاملاً دور بوده راه بغوت وغفلت را تعقیب ننماید.

لهذا همه مسلمانان را لازم است تا احکام روزهای عید را با هدایات خصوصی آن از کتب فقه اسلامی یاد گرفته و به عملی نمودن آن کمر همت ببندد تا از مزایای عبادت این روز های فرحت آفرین استفاده بهتر صورت گیرد.

احکام عید الفطر:

  1. به شب عید الفطر اهتمام مزید در عبادت نموده وفردای آن روزه گرفتن حرام است.
  2. به روز عید الفطر دو رکعت نماز بطور شکرانه اداء نمودن واجب است.
  3. اگر روزی عید با روز جمعه تصادف کند خواندن هردو نماز ضروری می باشد.
  4. تمام آن شرایط که برای صحت ووجوب نماز جمعه در کتب فقه حنفی ذکر گردیده اندف همان شرایط صحت ووجوب نماز عید نیز می باشند، تنها تفاوت در این است که خطبه نماز جمعه وقبل از نماز و خطبه نماز عید بعد از نماز می بابشد، مگر شنیدن هردو خطبه واجب بوده وسخن زدن در آن برای سامعین حرام می باشد.

فایده: در خطبه ساکت نشستن واجب بوده، آنهائیکه شرو شور وغالمغال می کنند، گنهگار بوده وعده رعایت صفوف را نمی کنند در حالیکه نظم صفوف ضروری بوده وبه آن مزیداً توجه لازم است.

  1. نماز های عید در آن قریه ایکه اقلاً نفوس آن به 3000 نفر برسد ودارای دکان های متعدد باشد نیز خوانده شده میتواند.

فایده: در قریه ایکه شرایط صحت نماز جمعه وعید نباشد خواندن نماز ظهر لازم است زیرا در چنین محلات نمااز خواندن جمعه وعید شکل نفلی را به خود گرفته ونوافل را به جماعت اهتمام نمودن مکروه وتحریمی بوده لهذا عوض عید وجمعه تنها نماز ظهر خوانده شود، وخواندن نماز جمعه وعید مکروه تحریمی است.

سنت های عید:

به روز عید سیزده چیز سنت است:

  1. طبق شریعت آرایش کردن.
  2. غسل کردن.
  3. مسواک زدن.
  4. مطابق توان لباس بهتر پوشیدن.
  5. استعمال عطر.
  6. صبح وقت بدیار شدن.
  7. زود تر به عید گاه رفتن.
  8. در عید فطر قبل از عید گاه رفتن به یک چیز شیرین افطار کردن مستحب است.
  9. درعید فطر قبل از عید گاه رفتن اداء نمودن صدقه فطر.
  10. نماز عید را در عید گاه خواندن وبدون عذر در مسجد نخواندن.
  11. به یک راه عید گاه رفتن واز راه دیگر آمدن.
  12. در وقت عید گاه رفتن این کلمات را خواندن: الله اکبر، الله اکبر، لا اله الله والله اکبر، الله اکبر، ولله الحمد.
  13. به طرف عید گاه پیاده رفتن.

بدعت های روز عید:

تهانوی صاحب می گویدکه در علاقه ما علاوه بر رسم ورواج های دیگر این هم است که در شب عید در وقت سحری انتظار آذان را نموده ودر وقت آذان گفته می شود که روز را افطار کنید بعداً مردم چیزی می خورندگویاا نزدشان به شب شوال المکرم هم روزه می باشد، حال آنکه در حدیث شریف آمده است که: افطر والروئیة، صراحتًا حکم افطار صادر گردیده مگر نزد این مردم یک شب دیگر را نیز در روزه سپری کردن لازم است اگر کسی گویندکه آنها حکم حدیث شریف افطار نموده مگر در شب عید یا در وقت اذان فجر عید خوردن ونخوردن اختیاری بوده وکار آنهاست، ما میگوییم که مطلب از انکار خوردن وناخوردن نیست بلکه درینجا سخن به فساد عقیده وی منجر میشود زیرا زیادت در دین متصور میشود.

در چنین مواضع بر خلاف رواج ورسم آنها قصداً قبل از طلوع فجر خوراک ضروری است عده برین فکر اندکه صحت عقیده یک امر ضروری بووده مگر در تبدیلی اعمال مخالفت می کنند ومیگویندکه عمل مباح است اگر تبدیلی در آن صورت گیرد باکی ندارد. مگر این فکر درست نبوده زیرا  تجربه ثابت نموده که اثر عقیده وعکس العمل اعمال تفاوت ندارد ما تا مدتی برین فکر بودیم که علماء از نکاح دوم چرا فارغ بوده ورغبت ندارند در حالیکه نکاح دوم یک عمل جایز می باشد. تا وقتیکه برای از بین بردن یک رسم ورواج اقدام عملی صورت نگیرد به خطابه ما واقوال از بین نمی رود. مطلب من این نیست که در شب عید خوراک کردن فرض بوده بلکه بخاطر رهایی ازین حرج وزحمت چنین اقدام طبعًا خالی از اجر نخواهد بود اینگونه مثال ها در حدیث شریف موجود ووارد شده است که:

نبی کریم صلی الله علیه وسلم در ظروف روغنی از ساختن نبیذ منع فرمودند وبعد از مدتی چنین حکم صادر گردید که قبلاً شما را از ساختن عصیره ها درین ظروف منع نموده بودم اکنون ازین ظروف استفاده کنید، زیرا ظروف چیزی را حلال وحرام کرده نمی تواند مگر با وجود آن قبلاً ممانعت شده بود، علت این است که مردم عادی شراب اثر نشه کم را حس کرده نمی توانند ودر ظروف مذکور قبلاً شراب تهیه می گردید لهذا بطور کامل اجتناب از شراب به میان نمی آمد ومرتکب گناه می گردیدند.

بناً طریقه اجتناب کامل این که درین ظروف مطلقًا چیز های نوشیدنی تهیه نگردند تا همه مردم از به شکل طبعی از فحش ونشه منفور گردیده ونشه کم را نیز احساس کرده بتوانند بعداً اجازه استفاده از ظروف متذکره داده شود. همچنین خاصیت بعضی رواج های فعلی بوده که مردم از اثر دیدن اباحت وجواز ظاهری آن را از خود نموده ومنکرات بعدی که به آن بناً می گردد بی خبر مانده لهذا عزل واصلاح چنین رسوم ورواج چاره نیست جز اینکه اصل عمل برای مدتی ترک شود.

اما اینکه اصل عمل باقی بوده تنها منکرات آن از بین برود، کاریست بالاتر از امکان ما وقتیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از چنین طریقه کار گرفت ما چگونه میتوانیم از طرف دیگر پیش رفته به اصلاح بپردازیم. تدبیری که عقلاض مفید بوده ونقلاً هم ثابت باشد بناءً هیچ ضرورت عدول ومخالفت از آن مناسب نیست.

تخصیص یک نوع غذا در عید:

یک از رواج های روز عید این است که یک نوع غذای خاص را پخته و آن هم عبارت از آش بریده بوده که با روغن وبوره ممزوج می گردد، ودلیل می آورندکه این غذا به آسانی پخته شده ومستحب این است که قبل از رفتن به عید گاه چیزی خورده شود، و آ]سته وآهسته فرستادن آن به دوستان نیز رواج گردیده ومیگویندکه که به عروس هم تحفه فرستاده می شود لهذا در روز عید فرستادن تحفه به دوستان هم ازین قرار می باشد.

تهانوی صاحب می گوید که ما میگوییم که تهادی الی العروس فی نفسه محبت را به میان آورده مگر قسم به ذات خداوند جل جلاله که فرستادن تحفه به طریقه رسم ورواج به عروس یا شوهر آن بغض وعداوت را اضافه می سازد که تجربه ها آن را نشان داده است مگرفرستادن تحفه ها از روی اخلاص واقعاً محبت ودوستی را اضافه ساخته به شرطیکه دوستان گاهی وگاهی بین همدیگر تحفه ها را تبادله می کنند، اما به اثر رسم ورواج محبت زیاد نگردیده بلکه از بین می رود.

ببینید که فرد اعلی خلوص ومحبت از اثر رسم ورواج مواجه چگونه انجام خراب گردیده است به طور مثال: اندازه محبت که میان مرشد ومرید می باشد در چیزی دیگری دیده نمیشود نزد مرید از نفس وجان خود هم پیر یا مرشد محبوب بوده، نه تنها مال بلکه جان خود را نیز گاهی نذر می کند، مگر وقتیکه این نذر در رنگ رسم ورواج داخل شود می بینیدکه تا کدام اندازه نفرت ها بین پیری ومریدی به میان می آید خلوص به هر صورت حتی از ملاقات پیر امتناع می ورزد.

فکر کنیدکه برای پیر صاحب فی نفسه هدیه وتحفه دادن موجب محبت بوبده اما در رنگ رسم ورواج موجب نفرت وانزجار گردید. تهانوی صاحب قصه یک دوست خود راذکرمی کند: وی مدت چندی به حضرت حاجی صاحب نامه نفرستاد، از وی علت را پرسیدم، در جواب گفت: چون دستم خالی بوده و چیزی نداشتم هر گاه پول را پیدا نموده نامه را به وی خواهم فرستاد برایش گفتم درین فکر مباش، بدون هدیه وتحفه هم نامه را فرستاده میتوانید. می بینید که شخص مذکور باب پیر محبت وعلاقه داشت ومیخواست نامه ارسال کند اما رسم رواج تحفه وی تا کدام اندازه از پیر صاحب دور نمود. همچنانان تحفه های روز عید را در نظر بگیرید که شکل قرض را به خود گرفته زیرا در وقت ارسال آن فکر ونیت عکس العمل مقابل را دارد، هر گاه از جانب مقابل تحفه وهدیه نرسد، در آینده  چنین اقدام صورت نمی گیرد.

حالانکه در تعریف تحفه وهدیه شرط بلا عوض موجوب است، وهر تحفه ایکه به نیت عوض فرستاده شود قرض شمرده میشود نه هدیه وتحفه.

احکام وطریقه نماز عید الفطر:

وقت نماز عید بعد از طلوع آفتاب که پانزده یا بیست دقیقه از آن بگذرد آغاز میشود یعنی از وقت نماز اشراق الی وقت قبل از زوال ادامه دارد. روز عید در عید گاه ویا خارج از عید گاه قبل از نماز عید نقل خواندن مکروه بوده اما بعد از نماز عید تنها در عید گاه نفل خواندن مکروه است واین حکم برای آن عده مردها وزنهای هم بوده که از اثر عذر نمی توانند در نماز عید شرکت کنند.

اگر در مسجد شهر جای نماز خواندن باشد بازهم در عیدگاه نماز خواندن بهتر است ونیز در مواضع مختلف شهر خواندن نماز عید جایز است. برای نماز عید آذان واقامت خوانده نمیشود.

طریقه نماز عید:

اولاً نیت کرده که دو رکعت نماز وجب عید را با شش تکبیر اداء می کنم ومقتدی نیت اقتداء امام را نیز می کند بعد از نیت تکبیر تحریمه الله اکبر گفته وبعد از ثناء سه مرتبه امام ومقتدی الله اکبر گویند بعداً امام رکعت اول را تکمیل نموده ومقتدی متابعت می نماید در رکعت دوم بعد از سوره قبل از رکوع سه مرتبه تکبیر خوانده ودر تکبیر چهارم رکوع رفته ورکعت دوم را نیز مکمل نموده سلام می گردانند.

در هر شش تکبیر اضافی عید مانند تکبیر تحریمه هردودست به اندازه گوش ها با لا می شوند. در رکعت اول بعد از تکبیر سوم دست ها زیر ناف بسته نمده وبعد از تکبیر سوم رکعت دوم دست ها آویزان بوده به تکبیر چهارم رکوع میشود. چون بعد از هر نماز دعا کردن سنت بوده لهذا بعد از نماز عید هم دعا سنت است مگر بعد از خطبه دعا سنت نیست. امام بعد از نماز دو خطبه خوانده که خطبه با تکبیر آغاز شوند، در خطبه اول 9 مرتبه تکبیر ودر خطبه دوم 7 مرتبه تکبیر خوانده شود بین هردو خطبه مانند خطبه عید جلسه خفیف صورت گیرد.

در خطبه عید الفطر احکام صدقه فطر بیان کرده شود وشخصیکه امامت کرده بهتر است خطبه را نیز بخواند. اگر امام تکبیرها را فراموش کرده ودر رکوع یادش آمد لهذا بدون بلند نمودن دست ها در رکوع تکبیر ها را بخواند وبخاطر تکبیر ها استاده نشود، واگر دو باره به قیام بر گردد بازهم نماز درست بوده فاسدنیست واز اثر ازدحام هرگز سجده سهو کرده نشود.

اگرکسی بعد از تکبیرها با امام در نماز عید شریک گردد اگر در حالت قیام باشد بعد از نیت فوراً تکبیرهارا گفته اگر چه امام قرائت می خواند واگر در حالت رکوع شریک گردد با زهم اگر بخواندن تکبیر ها با امام در رکوع یکجا شده میتواند اولاً تکبیر گفته بعداً رکوع کند واگر خوف فوت رکوع باشد مستقیماً به رکوع رفته وعوض تسبیحات رکوع تکبیرها را بدون بلند نمودن دستها گوید. واگر امام قبل از تکمیل سه تکبیر وی از رکوع بلند کند ومقتدی هم متابعت کند وتکبیر های با قیمانده برایش معاف است.

اگر در رکعت دوم کسی شریک شود بعد از سلام امام رکعت خود را طوری تکمیل نموده که تکبیر ها را بعد از قرائت قبل از رکوع بخواند واگر بعد از فوت شدن هردو رکعت یعنی بعد از رکوع رکعت دوم در نماز شریک گردد، تکبیرهای عید را در هردو رکعت در جاهای خود بخوانند یعنی در رکعت اول بعد از ثنا و در رکعت دوم بعد از قرائت و قبل از رکوع خوانده شود. اگرکسی هیچ شریک نماز عیدنگردیدتنها خوانده نمیتواند واگر از چند نفر نماز عید فوت شود همه شان به جماعت خوانده میتوانند زیرا واجب است. اگر از اثر کدام عذر نماز عید روز اول خوانده نشود، به روز دوم تا وقت زوال خوانده میتواند.

مثال های عذری در نماز عید:

اگر به اساس کدام سبب امام به اداء نماز عید حاضر نگردد وغیر از وی امامت شخص دیگر باعث خوف فتنه باشد، یا شدیداً بارش ووبرف می بارند، یا تحقیق تاریخ مهتاب صورت نگرفته ویا خبر عیدبعد از زوال نشر گردد لهذا برروز دوم خوانده شود. اگر نماز عید اداء گردید بعداً معلوم شد که امام وضوء نداشت اگر مردم در همانجا حاضر بودند، امام دوباره وضوء کرده نماز را اداء نماید واگر مردم رفته باشند لهذا ضرورت اعاده نماز نبوده بلکه درست پنداشته میشود. کسیکه خوف فوت نماز عید به اثر وضو کردنش داشته باشد تیمم کند ونماز عید را با تیمم اداء کند.

اخترمومبارک شه، احکام صدقه فطر

صدقه فطر در روز عید العفطر تعین گردیده است به سبب اینکه به اساس صدقه فطر عیدالفطر که از شعایر اسلامی محسوب می گردد، تکمیل می شود. وسببب دوم این است که پاکی روزه داران از گناهان سبب تکمیل روزه گردیده مثلیکه در نماز غرض تکمیل فرایض سنت مقرر گردیده وهمچنان غرض تکمیل روزه، صدقه فطر مقرر گردیده است اغنیاء وثروت مندان همیشه در حالت عید وسرور در فامیل شان به سر می برند. اما مردمان نادار ومفلس به اساس غربت شان در روز عید هم حالت روزه داری را داشته لهذا خداوند جل جلاله بالای ثروتمندان صدقه فطر را مقرر نموده تا به ناداران ومفلسان داده شود وترحم ولطف ودستگیری شان صورت گیرد وآنها هم قل از نماز عید از خوشی های عید مستفیدگردند. اداء صدقه فطر را قبل از نماز عید مقرر فرمودنده اند، حتی در جای که مساکین زیاد باشند باید صدقه فطر در یک محل جمع آوری گردیده تا آنها به حفظ حقوق شان مطمئن گردند.

احکام صدقه فطر:

بالای کسیسکه زکات واجب باشد، یا زکات واجب نباشد مگر اینقدر اسباب داشته باشد که قیمت آن به نصاب زکات می رسد و آن اسباب اضافه تر از ضرورت باشد واندازه نصاب یک بر دو 52 توله نقره است ای معادل قیمت آن باشد. سامان اضافی از ضرورت اگر تجارتی باشد یاخیر، اگرمدت یکسال بر آن گذشته باشد یا خیر، صدقه فطر را اداء نماید.

اگر شخص دین داربود اولاً قرض خود را اداء نموده بعداً دیده شود اگر به اندازه نصاب نزدش مال باقی بود، صدقه فطر بر آن واجب است وههمچنان بالای زنها اگر صاحبان نصاب بودند صدقه فطر بالای شان واجب است واگر اولادها مالدارباشند صدقه فطر بلای خود شان واجب بوده وبه ذمه پدرش صدقه فطر آنها نیست.

زنها خود مسوول اداء صدقه فطر بوده، مسوولیت اداء صدقه فطر دیگران را ندارند. چون بالای مردها صدقه فطر خود شان واجب است همچنانان صدقه فطر اولادهای نابالغ ولو که دیوانه هم باشند به ذمه پدر است.

وقت وجوب صدقه فطر:

صدقه فطر بعد از طلوع عصبح صادق روز عید فطر واجب میشود، کسیکه قبل از صبح صادق روز عید فطر وفات نمود صدقه فطربر آن واجب نیست لهذا از مال میت داده نمی شود، وهمچنان اگر ولادت طفل بعد از صبح صادق صورت گیرد صدقه فطر بر ان واجب نمی گردد.

همچنانان شخصیکه قبل از صبح صادق فقیر شود صدقه فطر بر آن نیست، مستحب این است که صدقه فطر در روز عید قبل از نماز عید داده شود اگربه روز عید اداء نگردد بذمه اش باقی بوده تا اداء نماید معاف نمی گردد واگر صدقه فطر در ماه مبارک رمضان اداءء شود هم درست است وکسیکه روزه های ماه مبارک رمضان را نگرفته باشد هم صدقه فطر بذمه اش واجب است.

مقداروجوبی صدقه فطر:

اگر در صدقه فطر گندم، جو، آردیا تلخان داده میشوند باید دونیم کیلوباشد واگر چیزی دیگر مانند نخود، برنج وغیره داده میشوند باید قیمت آن برابر دونیم کیلو گندم یا پنج کیلو جو باشد واگر عوض جنس قیمت آن به فقرا داده شود بهتر است. دادن صدقه فطر یک نفر به چند فقیر ویا از چند نفر به یک فقیر هم درست می باشد.

مستحقین صدقه فطر:

کسانیکه حقدار ذکات هستند ویا توان صدقه فطر را ندارند مستحقین صدقه فطر شمرده نمی شوند. در صدقه فطر آن عده مردمان غریب را در نظر گرفتن بهتر است که در طلب علوم دینی وتدریس آن مصروف اند. به پدر، مادر، پدرکلان، مادرکلان، وهمچنان پسر ودختر، نواسه، کواسه ونیز زن به شوهرخودوشوهربه زن خود صدقه فطر داده نمی تواند.

دادن صدقه فطر به برادر، خواهر، خواهرزاده، برادرزاده، عمه، خاله، واولادهای شان، ماما وزن آن، خسر، خشو ومادروپدرناسکه، واقارب دیگردرست است. صدقفه فطر را در مسجد، مدرسه، مکتب، غسل خانه ها، چاه، پل، مسافر خانه ها، سرک، وتکفین وتجهیز میت مصرف کردن درست نیست، البتبه اگر به یک شخص مسکین داده شود ووی به طیب خاطر در امور متذکره مصرف می کنند باکی ندارد.

به خدمتگارخود، امام مسجد در مقابل خدمت آنها به عوض معاش دادن صدقفه فطر جواب ندارد ونیز قبل از معلومات کافی در مورد غربتت کسی دادن صدقه فطر به آن جایز نیست اگر بعد از دادن صدقه فطر معلوم گردید که همان شخص غریب نیست، لهذا اگر قلبش به غربت وی مطمن بود صدقه فطر درست بوده واگر به مالداری اش اطمنان داشت دو باره صدقفه فطر را به کس دیگری بدهد.

از یک شهر به شهر دیگری فرستادن صدقه فطر مکروه بوده مگر بودن اقارب محتاج تر ویابدون اقارب اشخاص محتاج تر در آن سکونت داشتند، فرستادن صدقه فطر به آن شهر مکروه نیست بلکه موجب اجر وثواب زیاد می باشد.

رمضان المبارک وشب قدر

إِنَّاأَنزَلنهُ فِی لَیلَةِ القَدرِ ، وَمَاَ إَذرَکَ مَا لَیلَةُ القَدرِ، لَیلَةُ اَلقَدرِ خَیرٌمِّن أَلفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ المَلَئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِهِّم مِّن کُلِّ أَمَّرٍ، سَلَمٌ هِیَ حَتَّی مَطَّلَعِ الفَجرِ.

حضرت انس رضی الله تعالی عنه روایت می کند که، یک مرتبه ماه مبارک رمضان رسید، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودندکه «ان هذا الشهر قد حضر کم وفیه لیلة خیر من  الف شهرمن حرمها فقد حرم کله، ولا یحرم خیرها الا محروم». یقینًا ماه مبارک رمضان به شما حاضر گردید، دارنده یک شب بوده که عبادت آن بهتر از هزار ماه می باشد، کسیکه از برکت این شب محروم گردید، به مثلیکه از همه خیر ها محروم باشدواز خیر برکت این شب کسی محروم نمی شود مگر کسی که محروم حقیقی باشد.

دعای شب قدر:

حضرت عایشه رضی الله تعالی عنه از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در مورد دعای شب قدر پرسیدند که یا رسول الله صلی الله علیه وسلم اگر شب قدر را در یابیم کدام دعا را بخوانیم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:‌ این دعای را بخوانیدکه : «اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی». یعنی ای خداوند جل جلاله تو یقینًا معاف کننده هستی، معافی را دوست داری ازگناهان من در گذر.

عظمت وبزرگی شب قدر:

چون قرآن عظیم الشأن در همین شب از لوح محفوظ نازل گردیده ونزول قرآن کریم عطیه بزرگ الهی برای بر تری وفضیلت این شب کفایت می کند این مطلب را خداوند جل جلاله چنین بیان کرده است: (إِنَّاأَنزَلنهُ فِی لَیلَةِ القَدرِ) علاوه بر آن فضیلت ها وبرکت های دیگر را نیز زدارا بوده وغرض ازدیاد شوق ورغبت غرض استفاده ازین شب چنین می شنویم که خداوند جل جلاله در مورد این شب جلیل می فرماید: (وَمَاَ إَذرَکَ مَا لَیلَةُ القَدرِ) یعنی چه میدانیدکه شب قدر چیست؟ هدف این است که در باره برکت های وفضیلت های این شب معلومات دارید وبه فواید آن شب خبر هستید؟.

در مورد یاد آوری عده از فضایل آن چنین فرموده است: (لَیلَةُ اَلقَدرِ خَیرٌمِّن أَلفِ شَهرٍ) شب قدر از هزار ماه بهتر است، یعنی عبادت همین شب بالاتر وافضل تر از عبادت هزارماه است. که در همین شب نزول ملائیک به زمین صورت می گیرد که در مورد خداوند متعال مهربانی می کند که دراین سوره مبارکه بیان داشته است که (تَنَزَّلُ المَلَئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا).

درهمین شب نزول ملائک به زمین صورت گرفته، که علامه رازی درمورد چنین می نویسد: زمانیکه ابتداءً ملائک انسان را دید انزجارونفرت شان به میان آمده وبه درگاه خداوند متعال عرض نمودندکه: ای الله ! بنی آدم خونریزی وفساد خواهد نمود، مگر حالا که بنی آدم به ایمان مشرف وبه فضل وکرم الهی در شب قدر به عبادت ومعرفت الله جل جلاله مصروف بوده ملائک به نظر قبلی شان ط بطلان کشیده، عرض معذرت خواهی فرود می آیند.

وجماعت ملائک همراه روح الامین حضرت جبرئیل امین علیه السلام می باشد وکسیکه به ذکر وعبادت مشغول بوده برایش دعا خیر می کنند. (بِإِذنِ رَبِهِّم مِّن کُلِّ أَمَّرٍ) بحکم وامر پرودگارخود هر  کار نیک را گرفته به طرف زمین می آیند. در مظاهر حق نقل شده، که در شب قدر ملائک پیدا شده، در همین شب جمع آوری ماده حضرت آدم آغاز ودر همین شب غرس نهال های جنت نیز صورت گرفته است.

درمورد قبول شدن دعا در این شب روایت های زیاد وارد گردیده ونیز به آسمان بردن حضرت عیسی علیه السلام وقبول شدن توبه بنی اسرائیل در همین شب، هم روایت گردیده است. (سَلَمٌ هِیَ حَتَّی مَطَّلَعِ الفَجرِ) همان  شب تا طلوع فجر رحمت رحمت بوده جماعت های ملایک یکی پی دیگر آمده بر مومنان سلام می گویند، نه اینکه کدام حصه این شب دارنده این گونه برکتها است.

درروایت ها شب قدر دارنده فضیلت زیاد از هزار ماه بوده و درین هزار ماه طبیعت که شب های قدر متعدد می آینده لهذا چگونه محاسبه میشود؟ جواب امامان تفسیر فرموده اند که: مراد از هزار ماه همان ماه هایست که شب قدر در آنها شامل نیست لهذا سوال واشکال رفع گردید.

جای که گفته شده که شب قدر از هزار ماه بهتر است، مطلب این است که برابر هزار ماه عبادت کردن ثواب داده میشود می داند. قال یاد آوری است که در آن وقت در جامعه عرب بالاتر از هزار حساب نبود زیرا هزار سال قبل در دنیا حساب صدها خیلی اهمیت داشت. چون قرآن مجید به زبان ومحاوره آنها نازل گردیده، لهذا چگونه برای شان عدد بالتر از هزار نازل می گردید؟ لهذا لفظ آخری عدد آنها را یاد آوری فرمئده وبالاتراز عداد مذکور را به کلمه «خیر» بنده گان عصور آینده را متوجه ساخت، و چون برای زیادت حد نیست لهذا در جات ملیون، ملیارد وتریلون وحتی بالتر از آن را نیز شامل اند.

آیا در تمام دنیا به یک وقت لیلة القدر می باشد؟:

مسئله: نظر به اختلاف مطالع در ممالک وشهرهای مختلف شب قر هم اختلاف داشته کدام اشکال وود ندارد. به حساب اعتبار هر منطقه شب قدر دارنده برکت ها وفیوضات بوده که د حصور آن توجه باید نموده.

مسئله: هر شخصیکه در شب قدر با جماعت نماز خفتن وفجر را ادا نمود وی هم ثواب لیلة القدر را حاصل نمود، وعبادت بیشتر طبعًا مزد اضافه تر دارد. امام مسلم رضی الله تعالی عنه روایت حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه را مبنی برین فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نقل نموده که هر آن شخصیکه نماز خفتن را با جماعت اداء نمود ثواب قیام نیم شب را حاصل نمودده وکسیکه نماز فجر را به جماعت اداء‌ نمود ثواب قیام تمام شب را کمایی کرده است.

مقنای شب قدر:

قدر به معنای عزت وشرف بده یعنی شب اینکه برایش عزت وشرف داده شده، حضرت ابوبکر وراق رضی الله تعالی عنه می فرماید: به همین شب، شب قدر گفتن به سبب این بوده که قبل ازین شب انسان به اثر بد عملی اش کدام قدر وقیمت نداشته، وبخاطر توبه، استغفار وعبادت درین شب صاحب عزت وشرف می گردد.

قدر به معنای تقدیر وحکم نیز می آید، وبه لحاظ این معنی سبب نامدن این شب به قدر، تمام نوشته ازلی برای مخلق که در تقدیر صورت گرفته، حصه سالانه آنها از یک رمضان تا رمضان آینده همین سال غرض تنفیذ به ملائک مأمور تدبیر کائنات سپرده میشود.

بعضی حضرات که از لیلة مبارکه شب نصف شعبان یعنی شب برات را گرفته چنین تطبیق می کنند: فیصله های ابتدایی اجمالًا در شب برات صورت گرفته وتفصیلات آن در شب قدر رمضان المبارک می آیند از یک قول حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه تأیید این تطبیق چنین وانمود میشود، وی می فرماید:

خداوند جل جلاله فیصله های امور تقدیری یک سال را در شب برات نموده ودر شب قدر همان احکام وفیصله ها به ملائک که قبلاً گفته شد سپرده میشوند. مطلب فیصله های امور تقدیری این است که امور تقدیری که درین سال نافذ می گردند از لوح محفوظ نقل گردیده وبه ملایک موظف داده میشودند وآن نوشته که قبلاً در مورد نزول صورت گرفته به خداوند جل جلاله مربوط می باشد.

شب قدر چیست؟:

شب قدر یکی از شبهای رمضان المبارک بوده که دارنده خیر وبرکت بوده ودر قرآن کریم عبادت این شب بهتر از عبادت هزار ماه که مجموعًا 83 سال و چهار ماه میشود. خوش نصیب است کسیکه به عبادت این شب دست یابد وثواب اضافه تر از عباد 83 سال و چهار ماه را حاصل نماید.

در «درمنثور» یک روایت از حضرت انس رضی الله تعالی عنه راجع به فرموده حضرت نبی کریم صلی الله علیه وسلم چنین نقل شده است که جناب شان فرموده است: خداوند جل جلاله روی مهربانی ومرحمت خاص به امتم شب قدر را لطف نموده که امتهای سابقه نداشتند. از اینکه سبب این انعام ومرحمت چه بود، روایات مختلف آمده است.

در بعضی احادیث مذکور است که وقتیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم عمر امتهای دیگر را به مراتب از عمر امتش زیاد می دید، ومساوات بین اعمال صالحه هردو امت نظر به عمر ناممکن بود، از اثر این عدم مساوات رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دلگیر شده ودر تلافی دلگیری وی شب قدر لطف گردید.

اگر کدام خوش قسمت ده شب قدر را عبادت نماید گویا که از 833 سال وچهار ماه اضافه تر عمر را در عبادت صرف نموده است از بعضی روایات معلوم می گردد، که نبی کریم صلی الله علیه سولم ذکر یک شخص بنی اسرائیل را نموده که هزار ماه مصروف جهاد بود، صحابه کرام آرزوی چنین مدت عمر را کردند که در نتیجه برای شان شب قدر مرحمت شد.

انعام شب قدر بر امت محمدی صلی الله علیه وسلم:‌

در یک روایت آمده است که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم یاد آوری چهارتن از پیامبران را نمودکه حضرت ایوب، حضرت ذکریا، حضرت حزقیل وحضرت یوشع علیه السلام که هرکدام شان هشاد سال عبادت نموده ویک لحظه هم از امر خداوند جل جلاله نافرمانی نکرده اند همه صحابه های کرام متحیر گردیدند همان بود که حضرت جبرئیل علیه السلام تشریف آورده وسوره قدر را تلاوت نمودند.

به هر حال سب نزول سوره قدر هر چه باشند لیکن برای امت محمدی صلی الله علیه وسلم از جانب خداوند جل جلاله یک انعام خیلی بزرگ بوده وبه نصرت او تعالی عمل نیک درین شب هم صورت می گیرد.

شب قدر، شب حصول منفعت:

گرچه در باب فضیلت این شب یک سوره مستقل قرآن مجید کافی بوده، مگر بطور نمونه از بخش حدیث شریف نیز تذکر به عمل می آید. حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین بیان میکند. «من قام لیلة القدر ایمانًا واحتسابًا غفرله ما تقدم من ذنبه». یعنی کسیکه در شب قدر از روی ایمان واخلاص به نیت ثواب غرض انجام عبادت قیام نماید، همه گناهانش بخشیده میشود.

بهترین موقع وفرصت برای یافتن شب قدر:

اگر به تاجران معلوم گردد که نزدیک شهرما در فلان ماه یک میله بزرگ تجارتی برگذار می گردد ودر آن به یک افغانی منفت ده افغانی بدست می آید، واز اثر این منفعت زیاد، در جریان تمام سال ضرورت کار کردن احساس نمی شود بگوییدکه کدام کم عقل این چانس طلائی را از دست میدهد، اگر تاریخ آن میله را کسی نگفته باشد، به پرسان زیاد آنرا معلوم خواهد نمود، واگر تاریخ شک وابهام را دارا بوده، اتیاط چند روز قبل به محل میله تجارتی خود را می رساند.

برای مومنان هم چنین فرصت را با تعیین ماه وحتی آخرین ده روز ماه خبر داده شده مگر تعین تاریخ مجهول بوده تا آروزمندان وعلاقه مدان عبادت از اثر محبت با خداوند جل جلاله ورسول اکرم صلی الله علیه وسلم چه می کنند، آیا پیغمبریکه غرض ردیفات شب قدر تمام ماه اعتکاف می فرمودند دوستانش میتوانند چند روز محدود را قربانی دهند؟ مطلب قیام این است که نماز بخواند، در تلاوت وذکر مشغول باشد.

ومطلب امید داشتن ثواب این است که بخاطر ریا ویا بد نیتی دیگر قیام رمضان صورت نگرفته بلکه محضًا غرض حصول رضای الله وثاب آخر قیام کرده شود. علاوه خطابی رحمه الله علیه می فرماید:‌ مراد از قیام این است که به یقین حصول ثوا با رغبت وخوشی قیام نموده وکدام دلگیری وزحمت تلقی نشود. واضح است که تا حدیکه یقین بر حصول ثواب باشد به همان اندازه تحمل زحمت ومشقت در عبادت آسان میشود روی همین سبب کسیکه در قرب الهی هر قدر ترقی می کند، در عبادت سبب دلچسپی وعلاقه وی افزودمیگردد.

در شب قدر کدام گناه معاف میشود؟:

قابل یاد آوری ودانستن است که نزد علماء عفو گناهان وارده در احادیث مبارکه که گناهان صغیره بوده، زیرا، جای که در قرآن کریم گناهان کبیره ذکر شده تو ام با ان الفاظ «الامن تاب» یاد آوری شده، لهذا اجماع علماء براین است که عفو گناه کبیره به توبه مربوط بوده، غیر آن صورت معافی را ندارد.

وحقیقت توبه این است که به گناه گذشته ندامت و پیشیمانی نموده و با عزم متین اراده ممانعت را در آینده داشته باشد، اگر کسی مرتکب گناه کبیره گردد برایش لازم است تا در شب قدر یا موقع دیگر قبولیت دعاء از آن با خلوص قلب توبه نموده تا از رحمت کامل الله جل جلاله بر خوردار گردیده گناهان صغیره وکبیره اش معاف گردند.

نزول فرشته ها در شب قدر:

حضرت انس بن مالک رضی الله تعالی عنه فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین نقل می کند: «اذا کان لیلة القدقر، نزل جبرئیل فی کیکمیة من الملائکه یصلون علی کل عبد قائم او قاعد یذکر الله عزوجل». یعنی در شب قدر حضرت جبرئیل علیه السلام با یک جماعت ملائک نزول فرموده وبرای کسیکه در نماز ویا ذکر خداوند جل جلاله مشغول باشد دعای خیر ورحمت می نمایند.

تشریح: در قرآن کریم هم ثبوت نزول جبرئیل امین با سایل ملایک وارد گردیده، ودر احادیث پاک تصریح گردیده که در شب قدر آنها به خانه هر نماز خوان وذاکر رفته وباوی مصافحه میکنند. در یک حدیث از ابن عباس رضی الله تعالی عنه نقل گردیده که جماعت ملائک به امر جبرئیل علیه السلام در زمین تیت و پراگنده گردیده وهر فرد مومن که در خانه خورد، بزرگ، جنگل ویا کشتی باشدف ملایک به مصافحه آن میروند، که مراد از آن دعای خیر مصافحه هردو اند.

چون ملائک مخلوق نورانی بوده، ما نمیتوانیم آنرا ببنیم ویا حس کنیم ولی ممکن است بنده گان مقرب الهی دیده وحس کرده بتوانند. سوال می کنندکه، ملایک بر کدام خانه داخل نمی شوند تا با هل خانه مصافحه ودعای خیر نمایند؟

جواب: خانه ایکه سگ جنگی یا در شرطهای غرض حصول مال ناجایز یا خنیزیر یا از اثر حرام کاری ملوث وچتل باشد یا تصویرهای جانداران داشته باشد، البته سگ شکاری ومحافظوی ازین حکم مستثنی هستند.

چون در عصر حاضر نصب تصویر های جانداران غرض زیب وزینت خیالی عمارات رواج عام گردیده، مگر بی خبر از اینکه ورود ملائک رحمت را مانع گردیده وبه عمل یک نفر همه اهل خانه از خیر ونعمت بزرگ محروم می گردند.

شب قدر معین نیست:

حضرت عباده بن الصامت رضی الله تعالی عنه روایت می کند که: نبی کریم صلی الله علیه وسلم بخباطریکه ما را از تعین شب قدر اطلاع فرماید درین اثنا دو تن باهم در جدال وجنگ بودند، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموند: «خرجت لاخبرکم بلیلة القدر فتلاحی فلان وفلان فرفعت وعسی ان یکون خیرا لکم فالتمسو ها فی التاسعه والسابعة والخامسة».

یعنی بخاطریکه شما را بهب لیلة القدر بالتعین خبر دهمف از خانه بر آمدم مگر از اثر جنگ وجدال فلانی وفلانی این تعین از بین رفت. ممکن است عدم تعین آن شب به خیر ومصلحت تان باشد لهذا شب قدر را از شب های 29 . 27  و 25 رمضان المبارک جستجوکنید.

شومیت ونحوسیت جنگ:

در حدیث فوق الذکر سه مضامین قابل توجه وتفکر می باشند، از همه مهمتر همان جنگ بوده که بین دو مسلمانان عبد الله بن ابی حدر وکعب بن مالک جریان داشت وجنگ وجدل ببی مورد آنقدر بدی وشمویت داشته که از اثر آن برای همیش تعین دقیق شب قدر از بین رفت.

جنگ وجدل همیشه باعث محرومیت برکت های فردی، فامیلی واجتماعی می گردد، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: آیا برای شما چیزی بهتر از نماز، روزه، صدقه را نشان دهم؟ صحابه کرام عرض کردند: بلی، بفرمایید. پیغمبربزرگوارما فرمودند: معاشرت نیک وسلوک خوب بین همدیگر از همه بهتر است. جنگ وجدل ذات البینی دین را طوری می تراشد مثلیکه پاکی موی را می تراشد.

بد ترین سود:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: آبروریزی مسلمانان بدترین وخبیث ترین سود است. مگر ما در وقت بیخودی جنگ وجدل نه پروای آبروی کسی را داشته ونه ارشاد گرامی رسول اکرم صلی الله علهی وسلم را در نظر می گیریم. در جای دیگر ارشاد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که فرموده اند.

 در شب برات از اثر رحمت عام خداوند جل جلاله که متوجه مخلوق می گردد، وسبب مغفرت آنها می گردد مگر کافر وکینه گر ازین رحمت محروم بوده به هردوی آنها مغفرت کرده نمی شود. ونیز ارشاد گرامی است که: نماز سه نفر به اندازه یک بلیست هم به مقام قبولیت نزدیک نمی شود، از جمله آنها دو نفر کسانی هستند که با هم جنگ می کنند.

حکمت غیر معین بودند شب قدر:

ازین فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم «عسی ان یکون خیر لکم». چنین بر می آید که :‌اگر به شما دیقًا در مورد آن معلومات ارائه می گردید، شما تنها برای عبادت همان شب را بر گزیده ودر شب های دیگر به تفاوت می بودید. مگر حالا که دقیقًا در مورد معلومات ندارید طبعی است که غرض دریافت آن شب های متعدد بیدار بوده میزان عبادت وطاعت تان بالا رفته مستحق اجر وثواب زیاد شوید این است حکمت فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم که همین کار برای شما خیلی بهتر است.

هزچیزیکه هر قدر قیمتی ومهم راظد ره همان اندازه تحمل مشقت وزحمت را در بردارد، چون شب قدر دارای اهمیت زیاد بوده بناءً تعین آن مخفی نگهداشته دشه ومطلب این است که: چه می فهمیدار تاریخ آن نشانی نشده به منفعت تان باشد، وحمت دیگر این است که اگر مردم بدون گناه شب شان را سپری نمی کند.

بناءً اگر ش قدر معین می بود ودر آن شب مرتکب گناه می گردید، خیلی خطر ناک محسوب میشد وهمچنان اگر تاریخ آن معین می بود قدر ومنزلت آن از بین می رفت زیرا با وجود معین بودن آن بی قدری اش مزید علامه بد نصیبی ومحرومی بود. مفسرقرآن علامه ابن کثیری دمشقی می فرمایدکه: پنهان داشتن شب قدر بخباطر اهتمام آرزومندان وعلاقه مندان به عبادت در تمام ماه مبارک رمضان می باشد.

شفقت ومرحمت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم بر امت خود:

روزی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به مسجد تشریف آورده می بیند که یک صحابی استرااحت است به حضرت علی رضی الله تعالی عنه دستور داد تا وی را بخاطر وضوء بیدار نماید،حضرت علی رضی الله تعالی عنه وی را بیدار نمود مگر از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پرسان نمود.

چون شما به تعقیب کارهای خیر می باشید، چرا خود تان وی را بیدار نکردید؟ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند.اگر وی را بیدار می کردم واز بر خاستن انکار می کرد کافر می گردید اما انکار از عمل شما باعث کفر نیم گردد به همین ترتیب خداوند جل جلاله دوست نداشت که کسی بعد از معلومات این شب پر عظمت وبرکت جرئت گناه را نماید.

یکی از وجوهات مخفی بودن شب قدر این هم شده میتواندکه از اثر فوت شدن عبادت این شب غم واندوه دامنگیر وی گردیده ونعمت عبادت وبداری در شب های دیگر نیز ازدست دهد وحالا چند شب رمضان در اختیارش بوده تا عبادت کند.

نکته دیگری که قابل یاد آوری بوده این است که در تلاش شب قدر به هر اندازه شب بیداری نموده عبادت کند به اندازه آن شبها مستقلاً ثواب ثواب داده میشود. واین سنت الهی بوده که چیز های اهم را غرض تلاش مزید مخفی گذاشته مانند اسم اعظم در قرآن مجید ووقت خاص قبولیت دعا در رووزجمعه وغیره.

علم تعین شب قدر نزد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:

به رسول اکرم صلی الله علیه وسلم وقت شب قدر معلوم گردیده روی همین منظور میخواست اصحاب کرام خود را مطلع فرمایند، بیرون تشریف آورند، زمانکه در مسد نبوی دو تن از مسلمانان مصروف جنگ وجدل بودند، آن حضرت صلی الله علیه وسلم به مصالحه آنها پرداخت ودر نتیجه تاریخ معین شب قدر به کلی از ذهن محو گردید ومعلوم میشودکه جنگ وجدل بین مسلمین باعث نارضایتی خداوند جل جلاله می گردد.

که بلاخره به محرومیت از رحمت ها ونعمت های خداوند جل جلاله می انجامد مگر از اثر برکت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در صورت عدم تعین تاریخ شب قدر برای حصوص خیر سبب دیگری پیدا شده و آن عبادت از حصول خیر وثواب به اساس تلاش وجستجوی بخاطر شب قدر زیادت عبادت در شب های مختلف رمضان صورت می گیرد.

قول علامه زمخشری رحمه الله علیه در مورد شب قدر!:

علامه جار الله زمخشری فرمودهد است:

شاید در مخفی بودن شب قدر همین حکمت باشد، که جستجو کننده در اکثر شب های سال تلاش نموده ودر پیدا کردن آن اجر وثواب عباد اضافه گردد. دوم اینکه ممکن که مردم تنها در همان شب معین عبادت نموده ودر بقیه شبب ها از غفلت کار گیرند لهذا تاریخ این شب بمخفی گذاشته شد.

آیا شب قدر هنوز هم هست؟:

حضرت مولانا شاه انور شاه کشمیری رحمه الله علیه محدث دارالعلوم دیوبند فرموده اند که شب قدر هنوز هم بحار خود با برکات وفیوضاتش باقی است تنها تاریخ معین آن به اساس فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرفعت مخفی ببوده واگر خود شب قدر از بین می رفت بناً توصیه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به امت راجع به تلاش وجستجوی آن شب صورت نمی گرفت.

مخفی یبودن چند امور:

  1. شب قدر: تا بنده گان خداوند جل جلاله همیشه سر گرم عبادت بوده وتنها به عبادت یک شب مغرور نگردیده که آنرا به حساب عبادت هزار ماه  رفع درجات وجنتی شدنش شمرده واز اثر غلبه امید های دنیوی مواجه هلاکت تگردد.
  2. عمر: مخفی بودن عمر هر انسان بخاطر این است که همیشه در اعمال نیک مشغل بوده مگر را هر لحظه مجسم نماید اگر عمر واضح ومعلوم می بود تا نزدیکی آخر عمر مرکتب انواع فساد ها گردیده به فکر اینکه هنوز عمر زیاد است.
  3. 3. رضامندی خداوند جل جلاله برر عبادت مردم.
  4. نماز وسطی بین نماز های پنچگانه.
  5. پنهان داشتن دوستان خود از نظر های دیگران.
  6. ظهورقهر وغضب الهی بر گناهان مردم.

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم غرض دریافت شب قدر در آغاز رمضان المبارک ده روز اعتکاف نمودند، وبعداً ده روز دیگر نیز اعتکاف نمودند، وقتیکه در همین بیست روز اعتکاف شب قدر را نیافت، ده روز اخیر را اعتکاف فرمودند وبعد از آن همیشه ده روز اخیر رمضان را در اعتکاف سپری می نمودند. شاید آخرین شبب قدر حیات همین باشد.

عده برین فکر هستند که بیداری تمام شب خیلی مشکل بوده وعبادت کمتر چه فایده خواهد داشت؟ این خیال وفکر درست نبوده اگر اکثر حصه مشغول عبادت گردد اشناه الله  صاحب فضیلت خواهد گردید. ماوشما میدانیم که در رمضان گذشته تعدادی از مردم موجود بوده مگر حالا در قید حیات نمی باشند، وما هم باور نداریم که آیا تا رمضان آینده زنده می باشیم ویا خیر، شاید همین رمضان آخرین رمضان حیات ما بوده وشب قدر آن آخرین شب قدر باشد.

بناً تا توان خود در عبادت الهی سعی وجهد نموده برای سفر طولانی قبر توشه را تهیه نموده، اگر همه شب بیداری را نتوانیم اقلاًّ اکثر حصه شب را به عبادت اختصاص داده واگر آن هم میسر نگردید آخرین حسه شب در عبادت وذکر اهلی سپری نماییم.

بادر نظر داشت صحت وسلامتی بدن حکمت الهی در دریافت شب قدر شب های طاق یعنی 21، 23، 25، 27 و 29  تحت حکم عبادت قرار گرفته تا از وقفه ها نیز برای استراحت کارگرفته َشود. یعنی عبادت ده روز مسلسل را به پنج روز با وقفه تنزیل داده شد تا مومنانان به طیب خاطر بدن احساس خستگی ودلسردی عبادت نموده وثواب ده روز عبادت را حاصل نمایند.

دلیل شب قدر در شب های طاق:

حضرت ام المومنین عائشه رضی الله تعالی عنه می فرماید که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «تحروالیلة‌القدر فی الوتر من العشر الا واخر من رمضان». یعنی لیلة القدر را در شب های طاق ده اخیر رمضان تلاش کنید. وشب های طاق نزد جمهور علماء در ده اخیر رمضان از شب بیست ویک شروع گردیده باکی ندارد اگر ماه 29 یا و 30 باشد.

شب در تا قیامت می باشد:

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت می کند که از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پرسیدم: آیا شب قدر مخصوص زمان نبوت بوده یا بعداً هم خواهد بود؟ وی فرمودند:‌تا قیامت جاری خواهد بود. پرسیدم: در کدام حصه رمضان می باشد؟ فرمودند: در عشره اول یا عشره اخیر جستجونمایید.

بعداًرسول اکرم صلی الله علیه وسلم مصروف موضوعات دیگری گردیده، وبا دریافت موقع دو باره پرسان نمودم که:‌یا رسول الله: لفظًا نشان دهید که در کدام حصه عشره می باشد؟ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم قدری دلگیر شده که قبل از آن وبعداً از من چنین دلگیر نگردیده بودد وبعداً فرمودند:

اگر خداوند جل جلاله میخواست حتمًا وقت آنرا معین می فرمودند، شما آنرا در هفت شب اخیر تدارک نمایید وبعدازین چنین پرسان های مزید ننمایید.

اقوال فقها در مورد شب قدر:

امام ابو حنیفه رحمه الله علیه می فرماید که: شب قدر در همه ماه رمضان دایر است، صاحبین می گویندکه شب قدر در تمام ماه رمضان صرف یک شب معین بوده که ما آنرا نمی دانیم. اما قول راجع این است که در شب بیست ویکم اقرب است. قول امام احمد بن حنبل رحمه الله علیه این است که شب قدر در یکی از شب های طاق عشره اخیر رمضان المبارک می باشد که یکسال در یک شب ودیگر سال در شب دیگر می آید. نظر جمهور علماء این است که امید زیاد آن به شب بیست وهفتم می باشد.

درموردیافتن شب قدر طبق توان کوشش شود:

برای هر کس مناسب بوده تا تلاش وکوشش مطابق همت خود در تمام سال جاری داشته واگر توان نداشت حتمًا در ماه مبارک رمضان مزیداً تلاش نموده واگر آن هم مشکل بود اقلاً عشره اخیر را بیداری نموده واگر بازهم همت وتوانایی اش اجازه نداد، شب بیست هفتم رمضان را غنیمت شمرده وبه عبادت مشغول گردد.

زیرا برای کسیکه شب قدر میسر گردد، نعمت ها وراحت های جهان در مقابل اش هیچ است، اگر میسر نگردد، عملش بدون اجر وثواب نخواهد بود، بلخصوص تمام سال اهتمام نماز های شام وخفتن را به جماعت در نظر داشته اگر از روی خوش بختی این دو نماز با جماعت در شب قدراداء گردید ثواب های خیلی نماز های با جماعت را حاصل می نماید.

چقدر احسان خداوند جل جلاله است که جد وجهد در یک عمل دینی اگر کامیابی را در قبال نداشته باشد، اجر وثواب سعی وتلاش اش بدون شک وتردید برایش عاملین داده میشود.

عدد هفت (7) وشب قدر:

حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه می فرماید: ما بخاطر معلومات شب قد در عدد های طاق تفکر نمودده عدد (7) برایم از بین آنها موزون معلوم گردید، زیرا آسمانها (7) وزمین هم (7) طبقه می باشند، دریاب ها (7) سعی بین صفا ومروه (7) مرتبه، طواف بیت الله شریف (7) دفه وشیطان هم به (7) سنگ زده میشود وتحلیق انسان از (7) اعضاء بوده ورزق انسان هم (7) دانه، در سر انسان نیز (7) سوراخ، حالت های رحم هم (7) گونه وقراء قرآن نیز (7) اند وسجده هم به (7) اعضاء صورت می گیرد، دروازه های دوزخ نیز (7) ونامهای آن نیز (7) میباشند وهمچنانان تعداد طبقات آن نیز (7) می باشد وقوم عاد نیز ذریعه طوفان در هفت روز هلاک گردیدند، حضرت یوسف علیه السلام نیز (7) سال در زندان بودنده، گاوههای یادشده در قصه حضرت یوسف علیه السلام نیز (7) بوده وسالهای قحطی نیز در آن قصه (7) سال بوده یاد شده وسالهای فراخی ووسعت رزق وروزی نیز (7) هفت سال تعبیر شده است. تعدادرکعت های فرض نماز های پنج گانه (17) بوده وبععد از اداء نمودن حج (7) روز روزه گرفتن ونیز از روی نسب نکاح با (7) قسم زن حرام بوده ونکاح (7) قسم زن از خاندان خسر ممنوع می باشند.

وهمچنانان رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: وقتیکه سگ کدام ظرف را بلیسد یادهن زند (7) مرتبه باید شسته شود در سوره القدر سه مرتبه کلمه (لیلة القدر) ذکر گردیده که مجموعاً 27 حروف می باشد وحخضرت ایوب علیه السلام تا (7) سال مبتلای مرض بود وحضرت عایشه رضی الله تعالی عنه می فرماید: وقتیکه به نکاح رسول اکرم صلی الله علیه وسلم قرار گرفتن (7) ساله بودم، روزهای گرمی هم هفت می باشند.

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اندکه شهدای امت من نیز (7) قسم می باشند:

  1. کسیکه در رااه خداوند جل جلاله کشته می شوند.
  2. کسیکه به مرض طاعون وبافوت شود.
  3. به مرض توبرکلوز ویا سل بمیرد.
  4. از اثر غرش شدن در آب بمیرد.
  5. در آتش بسوزدوفوت شود.
  6. به مرض اسهال کسی وفات گردد.
  7. کدام زنانه که در وقت وضع حمل وفاات شود.

و الله جل جلاله به (7) چیز قسم یاده کرده است: آفتاب، چاشت، مهتاب، روز، شب، آسمان، وکسیکه آسمان وزمین را آفریده است، وقد حضرت موسی علیه سلام نیز (7) گز وعصای وی هم (7) گز بود.

نتیجه دلچسپ:

از بیانات فوق چنین بر می آید که خداوند جل جلاله عده چیز ها را به حساب هفت آفریده، اگر شب قدر در عشره اخیر رمضان باشد، نظر به استدلال متذکره شب قدر در شب (27) رمضان شده میتواند. در سوره لیلة القدر (سَلَمٌ هِیَ حَتَّی مَطَّلَعِ الفَجرِ) لفظ «هی» بعد از 27 حروف می آید وازین نیز چنین معلوم می گردد که شب قدر در 27 رمضان می باشد.

سوال: غرض تلاش وجستجوی شب قدر در بیست وفهتم رمضان همیشه در همین شب ختم قرآنکریم وتجلیل از آن درست است ویا خیر؟ تنها در همین شب عبادت یا ذریعه حافظان ختم قرآن نمودن چه حکم دارد؟ جواب: این درست است که تلاش شب قدر در شب های طاق عشره اخیر رمضان تحت حکم قرار گرفته، مگر تعداد زیاد علماء نظر به قرائن به شب بیست وهفتم رمضان ترجیع داده شده وبنابر ظن غالب شب قدر در همین شب واقع میشود.

مگر چون یقینی نیست لهذا از روی ظن غالب درست نیست که عبادت بقی شبها نفی گردد، اگر ختم قرآن در تراویح همین شب صورت گیرد مستحب است مگر بطور یقینی همین شب را شب قدر دانستن ونفی کردن شبهای دیگر غلط است مناسب است که اهتمام ختم، عبادت، تلاوت، نماز طور اجتماعی برای همیش درین شب معین ویا اهتمام نوافل با جماعت بدعت ومکروه می باشند.

نشانه های شب قدر:

از نشانه های شب قدر این است که آن شب مجلل وصاف بوده وهوامعتدل بوده سرد وگرم نمی باشد، مهتاب خوب منور بوده، در همین شب ضرب شیاطین ذریعه ستاره ها مانند شب های دیگر صورت نمی گیرد.

همچنان آفتاب در وقت طلوع با روشنی نسبت کم بوده ومانند یک سطح هموار بدون شعاع به شکل مهتاب شبی چهاردهم جلوه می کند. در همین روز شیطان نمی تاند با آفتاب بیرون آید، طوریکه در روزهای دیگر همین روش را دارد.

دراکثر احادیث مبارکه همین نشانی ذکر گردیده، غیر ازین نشانی ها ضروری ولازمی شمرده نمی شود.

تفصیل نشانه ها وعلامات شب قدر:

  1. صبح همان شب طلوع آفتاب طوری بوده که مانند مهتاب شب چهاردهم منور، بدون شعاع ونسبت به روزهای دیگر روشنی اش کم می باشد.
  2. همین شب کاملاً هوا صاف وستره بدون گرد وغبار بوده وروشن می باشد.
  3. در همین شب هوا کاملاً معتدل بوده زیادت سردی وگرمی در آن نیست.
  4. در همین شب استخدام ستاره ها بخاطر زدن شیاطین صورت نیم گیرد وستاره ها به طرف زمین نمی آیند.
  5. در همین شب همه چیز ها بر زمین سجده نموده دوباره بجالت اولی بر می گردند این را امام ابن جریر طبری رحمه الله علیه از عده بزرگان نقل نموده اند. مگر بیاد باید داشت که این چیز ها به هر کس معلوم نمیشود شاید بسیاری مردم به آن بوی هم نبرند.
  6. درهمین شب آب تر سمندر وچاها شیرین می گردند، قابل تعجب نیست که از اثر رحمت های الله جل جلاله چنین چیز ها محسوس کردند، مگر ضروری نیست که هر وقت ویا همیشه چنین حالات رخ دهد.
  7. عده مردم درین شب یک قسم روشنی یا اشیاء را می بینند، لیکن آنها بحالات خود می باشند واین کدام نشانی خاص نبوده قابل تشویش وتفکر نیست اعمال شب قدر طبق روایت حضرت عائشه رضی الله تعالی عنه قبلاً ذکر گردیده که یک دعای جامع بوده تا خداوند جل جلاله روی لطف ومرحمت خود ما را معاف فرمایند.

درهمین شب اهتمام نماز، تلاوت، درود شریف وخواندن صورت گرفته چون کدام عمل مختص این شب ثابت نبوده بهتراست از اعمال متنوع مذکور استفاده به عمل آید، زیرا تنوع در اعمال وتجدد در افعال یک نوع سهولت ولذت را دارا می باشد. در همین شب جمع آوری مردم در مساجد وانتظام محافل خطابه ها گرچه در بیداری مردم اثر دارد مگر اهتمام زیاد وپابندی همیشه بر آن را علماء کرام پسند ننموده اند.

زیرا در زمان فرخنده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم صحابه کرام درشب قدر طریقه عبادت وبیداری چنین نبوده وآنها خوبتر می دانستند واهمیت وقت نزد شان مسلم بود، ونیز اهتمام چنین محالفل واجتماع در مساجد طبق (27) رمضان مردم را متوجه به این می سازدکه همین شب قدر است و چنین فکر رسائی شرعی ندارد، ومناسب است تا در تمام شب ها به نیت تلاش شب قدر عبادت صورت گیرد.

ثواب تلاوت در شب قدر:

از حضرت مجاهد رحمه الله علیه روایت است که شب قدر به اساس ثوابا عبادت هزار ماه فضیلت داشته بناءً تلاوت یک حرف برابر با شخصت هزار بوده، اگر کسی در بیت الله تلاوت نماید کم از کم ثواب آن به شش میلیون می رسد واگر کسی هم قرآنکریم را در شب قدر در بیت الله شریف ختم نمیاد ویا به امامت این گونه ختم صورت گیرد آنقدر ثواب دارد که عقل وماشین های حساب عصری گنجایش آنرا نخواهد داشت.

دعا وآداب آن:

«الدعاء مع العباده». هر کاریکه بطریقه ردست انجام شود به کامیابی منتج می گردد درین رابطه یک شاعر گفته که: کدام طریقه ایکه برای خواست بکار است، در خواستن از همان طریقه استفاده شود از در بارخداوند مهربان به بنده هر چیز داده میشود. ترمذی رحمه الله علیه نقل نموده که: برای کدام شخص دروازه های دعا کشاده گردد گویا که برایش دروازه های رحمت باز گردید.

در جمیع الفواید مذکور است که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرموده اند: بیاید چیزی را نشان دهم که شما را از دشمن نجات داده ورزق وروزی شما افزود گردد، و آن این است که درشب وروز حاجات خود را از خداوند جل جلاله ذریعه دعا بخواهید.

آداب دعای در شب قدر:

  1. از خوردونوش ومنفعت حرام خود را نگاه کردن.
  2. به اخلاص دعا کردن ودر دل یقین داشتن که غیر از خداوندن جل جلاله هیچکس مقاصد ما را بر آورده نمی تواند.
  3. قبل از دعا کدام عمل نیک را انجام دادن، و در وقت دعا یاد آوری آن به طوریکه، ای الله فالان کار را بخاطر رضای تو انجام داده ام به برکت آن فالان حاجت مرا پوره کنید.
  4. در حالت پاکی ونظافت دعا کردند.
  5. بعد از وضوء دعا نمودند.
  6. در وقت دعا رو به قبله استادن.
  7. به زانو ها نشستن.
  8. در اول و آخر دعا حمد وثنا خواندن.
  9. در اول و آخر دعا درود شریف خواندن.
  10. هردودست را هنگام دعا بلند کردن. 
  11. هردودست تا شانه ها بلند کردن.
  12. به ادب وتواضع نشستن.
  13. محتاجی و عجزی خود را یاد نمودند.
  14. در وقت دعا نظر خود را به طرف زمین داشتن.
  15. بعد از یاد آوری اسماء حسنی دعا کردن.
  16. توسل به انبیاء وغیره بنده گان صالح در وقت دعاء به این طور که ای خداوند جل جلاله به طفیل وبرکت همین شخصیت های بزرگوار  دعای ما را قبول فرما.
  17. در دعا باید صدا نرم ومخفی باشد.
  18. آن دعای را خواندن که از نبی کریم صلی الله علیه وسلم نقل گردیده زیرا جناب شان برای همه حاجات دنیا و آخرت دعا ی مناسب فرموده اند.
  19. طوری دعا خواندن که شامل حاجت دنیو واخروی باشند.
  20. در وقت دعا اول باری خود، بعداً پدر ومادر خود ودر اخیر برای همه مسلمانان دعا کردن.
  21. اگر امام باشد بعد از دعا برای خود همه اهل جماعت را در دعا شریک سازند.
  22. به شوق ومحبت دعا کردن.
  23. تا حد ممکن با حضور قلب دعا نمودن وامید قوی در مورد قبول آن.
  24. با عزم کامل دعا کردن یعنی گفته نشود که ای خداوند جل جلاله اگر خواسته باشی حاجاتم را بر آورده فرما.
  25. دعا را اقلاً سه مرتبه تکرار نمودند.
  26. در دعا الحاج واصرار کردن.
  27. در دعا کدام کار گناه ویا قطع صله رحمی شامل نشود.
  28. کاریکه انجام شده ویا محال باشد در مورد آن دعا نشود.
  29. در دعا همه رحمت خداوند جل جلاله را به خود مربوط نساخته وحاجات خود را از خداوند جل جلاله خواسته وبه مخلوق اعتماد کرده نشود.
  30. دعا کننده وشنونده در اخیر دعا امین بگویند.
  31. بعد از دعا هردو دست خود را برروی مالیدن.
  32. برای قبول شدن دعا عجله صورت نگیرد یعنی گفته نشود که دعا نموده وتا حال قبول نگردیده.

کسانیکه دعاهایش زیاد قبول میشود:

  1. مضطر: یعنی دعای مصیبت زده زیاد قبول میشود.
  2. مظلوم: گرچه فاسق وفاجر هم باشد.
  3. حتی اگر مظلوم کافر هم باشد دهایش مسترد نمی شود.
  4. والدین: یعنی دعای والدین برای اولاد خود.
  5. پادشاه عادل: که دعایش قبول می گردد.
  6. اولادفرمانبرداروالدین.
  7. دعای مسافر.
  8. دعای روزه داردر وقت افطار.
  9. دعای غایبانه یک مسلمان برای مسلمان دیگر.
  10. دعای حجاج قبل از مراجعت به وطن.

اوقات قبول شدن دعا:

  1. شب قدر.
  2. شبهای طاق عشره اخیر رمضان المبارک.
  3. روز عرفه.
  4. شب برات.
  5. حصه سوم اول هر شب.
  6. حصه اخیر هر شب.
  7. نیم شب.
  8. وقت صبح.
  9. یک ساعت در روز جمعه که از وقت نشستن امام بر منبر برای خطبه الی ختم نماز همین ساعت می باشد.
  10. البته دعا را در قلب تکرار نموده وهمچنان در وقت دعای امام نیز در قلب آمین گفته شود.
  11. وقت بعد از نماز دیگر تا شام.
  12. در وقت آذان.
  13. بین آذان واقامت.
  14. بعد از حی علی الصلاة وحی علی الفلاح.
  15.  وقت صف بندی جهاد موطاء.
  16. بعد از نماز فرض.
  17. در حالت سجده در نماز های نفل.
  18. بعد از تلاوت قرآن مجید بلاخصوص بعد از ختم قرآن کریم. البته بعد از دعای تلاوت کننده نسبت به سامع زود قبول میشود.
  19. وقت نوشیدن آب زمزم.
  20. در وقت نزع نزد او رفتن ودعا کردند.
  21. وقت آذان مرغ.
  22. وقت اجتماع مسلمانان در مجالس ذکر.
  23. در وقت ولاالضالین گفتن امام.
  24. در وقت اقامت نماز.
  25. در وقت باران.
  26. در وقت دیدن بیت الله.
  27. در وقت طواف.
  28. درپهلوی ملتزم شریف.
  29. در زیرمیزاب رحمت یعنی ناوه بیت الله شریف.
  30. در داخل بیت الله.
  31. نزد چاه آب زمزم.
  32. بالای صفا ومروه.
  33. عقب مقام ابراهیم.
  34. عرفات در مزدلفه.
  35. منی.
  36. وپهلوی آن سه سنگ که در منی نصب گردیده اندکه حجاج از همان محل جمره می زنند.
  37. امام جزری رحمه الله فرموده که اگر دعای در روضه حضور اقدس رضی الله تعالی عنه قبول نگردد، لهذا در کدام محل قبول خواهد گردید یعنی روضه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محل قبول دعا می باشد.

نسخه مجرب پوره شدن حاجات:

در طحطاوی مصری علی المراقی ص 272 مذکور است که: شخص محتاج وضوء نموده رو به قبله بر جای نماز نشسته، چهارده آیات سجده تلاوت را یکایک خوانده سجده نماید برین ترتیب که: آیت اول سجده تلاوت را خوانده فوراً سجده کند وبعداً آیت دیگر سجده تلاوت را خوانده فوراً سجده کند وبعداً آیت دیگر سجده تلاوت را خوانده فوراً سجده کند تا بالخره چهارده آیات و چهارده سجده تکمیل شوند بعد از سجده چهاردهم ثناء درورد شریف واستغفار را خوانده وبعداً حاجات خود را از خداوند جل جلاله بخواهد، انشاه الله دعایش قبول میشود. اکثر علماء ومشایخ بر آن عمل وتجربه نموده اند.

مسئله: اگر به آیت سجده تلاوت نظر شود، سجده تلاوت بر نظر کننده واجب نمیشود. در سجده تلاوت سه مرتبه سبحان ربی الاعلی خواندن کافی است.

 از احادیث جناب محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم چنین بر می آید که ماه مبارک رمضان ماه طلب وخواستگاری می باشد مگر به شرط اینکه ما احتیاج خود را به یقین واعتماد کامل به درگاه خداوند جل جلاله عرض وتقدیم نماییم، حتماً خداوند جل جلاله عذر ودعای ما را در همین ماه می پذیرد وگاهی میشود که نظر به مصلحت بنده دعا بعد از وقفه قبول گردد، به هر حال در قبول شدن دعا شکی نیست، یافی الفور ویا کمی دیگر.

حضرت تهانوی صاحب می فرماید که: در دنیا میشود که یک نفر عریضه خود را به حکمران یا ریس وغیره تقدیم نموده، گاهی عریضه را مسترد می کند، گاهی عریضه را گرفته سر میز می گذارد بعداً روی مصلحت چیزی که در عریضه خواسته شده آنرا می دهد ویا به عوض آن چیزی دیگری لطف می نماید، یا اینکه تا مدتی آن عریضه را با خود نگاه می کند.

معامله رب العالمین با بنده گانش چنین بوده، لهذا در رمضان المبارک به طور خصوصی از بارگاه رب العزت قاطعانه امید باید داشت که هر چه میخواهیم برای ما مرحمت می فرماید، پس برما لازم است که قبل از هر چیز حفاظت ایمان، هدایت، استقامت، نجات از جهنم وخوستار جنت شویم، بعداً رزق حلال، صحت، آبرو، عافیت، اطمینان وزنده گی اسلامی را تقاضا نموده که مورد باران رحمت الهی قرار می گرند، بخواهیم فیصله ما روزها درین مجلس این است که رابطه خود را به خداوند جل جلاله محکم می سازیم بزرگان نوشته اند: اگر بنده رابطه ومعامله خود را با ذات پر برکت الله جل جلاله درست وقوی نماید، همه حالات درست میشوند.

شاید حکایت سه تن از بنده گان خداوند را که قبلاً گفته بودم بیاد داشته باشید: سه تن از بنبده گان نیک خداوند جل جلاله به سفر رفتند، در مسیر را به یک باغ رسیدند وبخاطر نان خوردن در باغ نشستند، وهر سه آن خوراک داشتنی خود را پیشروی گذاشتند. مالک باغ چون آدم نیک بود وارد باغ گردیده، بوبه آنها خطاب کرد: شما در ملکیت ما نان خود را میخورید، هرگز ممکن نیت، شما دسترخوان خود را جمع نموده ما از خانه خود انتظار طعام شما را نموده فوراً حاضر می شویم، مسافرین انکار کردند، مگر مالک باغ به نظر خود اصرار وتأکید نموده تا اینکه طعام را حاضر نمود.

آن سه نفر دوستان الهی با هم گفتگو نمودند:

اولی گفت: برایش دعای اخرت را نمایید.

دومی گفت: دعای دنیا را درموردش کنید.

سومی گفت: اگر مال دار شود در بنبد مال اسیر گردیده غافل خواهد شد مگر ضرورت هردوهست بیایید برای دنیا و آخرت او دا کنیم تا اینکه هرسه شان برایش دعای دنیا وآخرت را نموده کار هردوجهان اوبا رونق گردید.

حکایت است که کسی از یک بزرگ پرسید، چگوه به ولایت وبزرگی رسیدی؟ وی جواب داد: به سه پیسه. سائل گفت: آن چطور؟ وی گفت: یک نفر خیلی گرسنه و پریشان بوده، انتظام خوراکش را نموده چون کدام بنده صالح خداوند جلج لاله بوده به من دعا کرد وخداوند جل جلاه برای من مرتبه ولایت را لطف نمود.

نسخه فرحت دایمی:

تهانوی صاحب می گویدکه گفته بودم که ما باید یک وقت را خاص برای دعا مقرر نموده وآنرا عادت خود گردانیم تا ضروریات خود را از خداوند جل جلاله بخواهیم.  تا وقتیکه امت عادی بلند نمودن دست ها را به خداوند جل جلاله بودند، قسم به خداوند جل جلاله که نوبت دراز نمودند دست ها به مخلوق هیچ صورت نمی گرفت.

تهانوی صاحب می افزاید: ما از بزرگان خود شنیده ایم که تا وقتیکه امت عادت گریان وفریاد شب را به خداوند جل جلاله داشتند، خداوند جل جلاله آنها را خوش وخندان نگاه می کردند. تا وقتیکه امت به سجده ها در در بار ذات بیچون عادت داشتند، خداوند جل جلاله آنها را از در بار ها ودروازه های غیر فارغ داشتند چون خود شان را تسلیم الله نمودند، خداوند جل جلاله همه چیز ها را تسلیم آنها نمودند.

شان ومقام اهل الله!:

حضرت تهانوی صاحب یک واقعه عجیب تاریخی را در کتاب خود می آوردکه متحیرتان می گرداند وآن اینکه کسی به یک شخص بزرگوارا گفت که شان ومقام اهل الله چگونه می باشد؟ وی گفت: معامله اهل الله وبزرگان طوری می باشد که اگر بهب کوه گوید: حرکت کن کوه از جای خود دور می شود.

وی همین قدر گفت وکوه به حرکت در آمد وی بدستش به سوی کوه اشاره نمود وگفت: ما بخاطر حرکت ترا چیزی نمی گویم بلکه میخواهیم یک حقیقت را بیان کنم. همچنان از بزرگ دیگری کسی پرسان نموده که مقام اهل الله وبزرگان چگونه می باشد؟ وی چون صاحب خار العاده بود برایش گفت:

اگر اهل الله بخواهد که تمام اشیای داخل خانه بیرون آیند، تمام چیز های داخل خانه بیرون خواهند شد وتقاضای وی پوره خواهد شد، ناگهان به همین قدر سخن وی تمام سامان از خانه بیرون شد، چوکی، دیگ، چپرکت وهمه در حرکت بودند، وی گفت مطلب من این نبود که شما از خانه بیرون شوید.

برای دعا بزرگی شرط نیست:

در دربار ذات یگانه سوال والتجا کردن بزرگی نمیخواهد بلکه برای همه انسانها وخصوصاً امت محمد مصططفی صلی الله علیه وسلم همین کافی است که آنها سوال کردن به عاجزی، تواضع با دیده گریان ویقین کامل از دربار خداوند جل جلاله را فیصله نموده اند. کسانی را دیده ایم که هر روز کم از کم هشت ساعت وعده شان شش ساعت به دربار خداوند جل جلاله دعا می کنند ونیز در بابره عده شنیده ام که صرف یک دعای شان یک ساعت را در بر می گرفت.

حضرت تهانوی رحمه الله علیه می فرمیاد: با ما یک شخص ساده وبی سواد بود که در وقت دعا یک یک لفظ را یک ساعت تکرار می کرد اگر او می گفت که ای الله برایم رزق وحلال بدهد همین جمله را تا یک ساعت بار بار می گفت. خود فکر کیند که چنین ترتیب دعا نمودن چقدر اثر خواهد داشت.

همین شخص ساده روزی که جمعه بود در یک جنازه شرکت کردده گفت: خداوندا به همه این مردم روز جمعه را نصیب گرداند، مطلب وی این بود که وفات این مردم روز جمعه صورت گیرد اما طرز گفتارش طوری بود که گویا اومی خواهد همه حاضرین وفات ورخصت گردند. شخص مذکور با خداوند جل جلاله رابطه خاص داشته گرچه ساده و بی سواد بود، لهذا هزاران هوشیار و چالاک تعلق فدای همین شخص که با خداوند جل جلاله رابطه وتعلق داشت.

رغبت قلبی در دعا:

ضرورت بر این است که ما قبل از افطار، در وقت تهجد، بعد از صبح ویا هر وقت مناسب دیگر که میسر شوود قلبهای خود را متوجه الله متعال نموده وروزانه سه، چهار مرتبه عادت دعای مخلصانه از خداوند جل جلاله را پیدا نموده وهمین نظام را در فامیل خود، اقارب ودوستان نیز رائج نماییم. در خواست ودعای ما از خداوند جل جلاله طوری نباشد که کدام نفر در تشریفات رسمی دست های خود را بلند وپایین می نماید.

آیا ندیده اید کسی که تلیفون می کند اگر لین مصروف ویا شور وغوغا باشد تلیفون را بجایش می گذاارد واگر لین درست بدون مزاحمت باشد صدای هردو جانب درست شنیده میشود. حالت ماهم چنین است، زمانیکه دست به دعا می شویم گاهی اطفال وگاهی دکان یا خورد ونوش صدها مسایل دیگر دنیوی در دهن ها خطور نموده ومانع توجه الی الله می گردند.

همین حالت است که رغبت قلبی ما به دعا صورت نمی گیرد با آن هم باید دعا ترک نشود ومسلسل عادت دعا را داشته که ذریعه آن صفایی قلب به میان آمده خیالات دیگر محو می گردد.تهانوی صاحب می گویدکه ما از بزرگان شنیده ایم وتجربه شخصی ام این است که اگر کسی دعا را اغاز کند در ابتدا قلب انسان رغبت ننموده ومگر جاری بودن دعا به رغبت قلبی اثر انداز گردیده حتی اگر نفس به ختم دعا مایل می گردد مگر قلب به زیادت دعا رغبت گرفته وانسان را به دعای زیاد تشویق می کند.

حصول سکون واطمنان ذریعه دعا صورت گرفته وخداوند جلجلاه ذریعه دعا بلاها ومصیبت ها را از بنده گان خود دور می نماید، بازهم اگر کدام غم ومصیبت می آید از اثر اعمال بد بوده ویا اینکه غرض بیداری یک نوع تنبه است.

اثر حوادث در دوری غفلت:

میدانیدکه مردم خواب برده به اقسام مختلف اند، عده شان به آواز خفیف، وقدری از آنها با اشاره وبعضی ایشان به حرکت معمولی وهستندکسانی که بیداری شان آواز بلند وحرکت شدیدضرورت دارند ویا اینکه به پاشیدن آب و یا کش کردن از خواب غفلت می خیزند.

ماهم چون در خواب غفلت هستیم، خداوند جل جلاله انواع حوادث را غرض تنبه وبیداری ما مثلا: قیمت های بلند، تلف مال، حالت خوف وترس، بی اتفاقی، تشویش وعدم اطمینان را به میان می آورد. طوریکه به گرفتن نعمت ها قادر است که به دادن نعمت ها هم قدر دارد، اگر ما با یقین کامل عادت در خواست از خداوند جل جلاله را داشته باشیم، امید است که رحمت های خداوند جل جلاله متوجه ما گردیده وحالت بی سرووسامان ما خوبتر گردد.

از خداوند جل جلاله میخواهیم که از برکت ماه مبارک رمضان ما ارا در دنیا وا آخرت با سعادت ونیکبخت فرموده وبه فرحت دایمی مواجه فرماید.

چگونه گی اجوره گرفتن در بدل ختم قرآنکریم

در اجوره در بدل ختم قرآنکریم:

در تراویح یک بدعت این است که مردم در عوض ختم به حافظ صاحب اجوره میدهند ودر بدل عبادت گرفتن اجوره حرام است، «والاستجار علی مجرد التلاوه لم یقل به احد من الائمه وانما تنازعوا فی الستیجار علی التعلیم». عده می گویند، این اجوره نیست زیرا ما کدام مقدار را معین ومقرر نمی کنیم قرار دست رسی را قبول می کنیم.

مگر حقیقت این است که «المعروف کالمشروط» یعنی آنچه مشهور است خود مشروط شمرده می شود، فرضًا اگر حافظ بداند که در یک ختم پول نیست اولاً حاضر به ختم نخواهد گردید، ثابت میشود که مقصد اساسی حافظ پول بوده نه ختم قرآن مجید. وچنانچه اجوره گرفتن به عبادت حرام بوده لهذا اجوره دادن هم حرام می باشد، مطلب این است که اجوره دهنده واجوره گیرنده هردو گنهاگارانداگر رواج قبلی ونیت هردو همین باشد بدون شک معاوضه محسوب می گردند که از آن به اجوره تعبیر میشود.

سوال: وقتیکه اجوره امامت جائز است، چرا معاوضه ختم تراویح جایزنیست درحالکه عده از علماء یک ختم را سنت مؤکدقرارداده اند؟.

جواب: جاییکه فقهاء کرام در ماه مبارک رمضان یک ختم را سنت گفته، که ظاهراً سنت مؤکد از آن مراد است در آنجا چنین نیز نوشته اند که: اگر بالای مردم ختم مکمل قرآن کریم ثقیل باشد به سوره های کوتا ومختصر تراویح خوانده شود پس به تشویش اینکه از اثر ختم قرآن تعداد مردم کم نشود، حکم ترک سنت مؤکد صورت گرفت، لهذا به اجوره ختم قرآن نقصان بالاتراز آن دارد، باید به سوره های مختصر تراویح خوانده واز ختم قرآن به اجوره در گذرند.

معاوضه واجوره فاتح در ختم تراویح:

قسمیکه دادن وگرفتن اجوره به حافظ روانیست، هکذا به فاتح آن نیز جواز ندارد، قبلاً جواز اجوره فاتح بر تعلیم حمل گردیده بود واجوره به تعلیم قرآن جایز است، مگر این قیاس درست نبوده، زیرا در نماز تعلیم دادن مفسد نماز بوده، وبه فتح دادن فاتح نماز فاسد نمی گردد، بناءً فتح دادن تعلیم شمرده نمی شود بلکه اصلاح است، واصلاح نماز عبادت است مثلکه در وقت سهو امام فتح دادن اصلاح نماز است این هردوفتوی روی قواعد کلی داده شده اگر بر خلاف این کدام جزیه نزد کی معلوم باشد، ما را مطلع فرموده تا به آن عمل صورت گیرد.

سوال: اگر بدون اجوره حافظ پیدا نشود طبعًا محروم ختم خواهیم گردید، پس چگونه میتوانیم ختم قران را بشنویم؟

جواب: شنیدن تمام قرآن فرض نبوده بلکه مستحب است، وبه یک امر مستحب ارتکاب حرام جایز نیست، بناء در چنین حالت از ختم صرف نظر نموده وبه سوره های خورد تراویح خوانده شود. اگر بغیر اجوره ومزدوری کس در تراویح ختم نمی کند بجای او به سوره های «الم ترکیف» وغیره تراویح را اداء نمایند.

سوال: جاییکه حافظ به اجوره ختم میکند، گرچه اجوره اش مقرر نباشد مگر به اساس رواج عام در روزهای ختم مردم به شکل چنده به حافظ پول جمع کرده می دهند، آیا درین صورت شنیدن تلاوت ثواب دارد یا خیر؟ واگر ثواب ندارد مردم در خانه تراویح بخوانند یا چطور؟

جواب: تلاوت شنیدن کاریست علیحده، که هیچ چیز مانع ثوا آن شده نمیتواند، اما به شرط اینکه شنونده به حافظ اجوره ندهد، وکسیکه اجوره دادن به حافظ را خوش نداشته باشد، واشتراک هم نمی نکند بری الذمه می باشد، زیرا نه خود سبب وذریعه است ونه همم اشتراک کننده ذریعه وسبب می گردد.

سوال: اگر به زید بدون مسئله اجوره پنج افغانی داده شود،‌ بعداً برای مدت یک ماه وی طور عارضی بحیث امام مقرر گردد ویک اندازه پول برایش داده شود، آیا این اجوره حلال شمرده میشود یا خیر؟ زیرا اجوره امامت حسب فتوا علماء متأخرین حلال بود، کدام تردید ندارد؟

جواب: این فتوای جواز در صورت است که مقصداصلی ختم قرآنکریم بوده، لهذا حیله ها در عبادات با وجودیکه حقیقت نزد خداوند جل جلاله وبنده اش واضح است واین گونه حیله جواز را در قبال نداشته لهذا جائزشمرده نمی شود.

سوال: اگر به حافظان به نیت ختم نه، بلکه به نیت اینکه آنها در شب های ختم وقت خود را مصرف می کنند، لهذا اجوره دادن در عوض وقت است، نه ختم چه بدی خواهد داشت؟

جواب: کسی برای صرف نمودن وقت پول نمی دهد، اگر حافظ یک ماه مکمل در مسجد باشد وبه مردم ختم نکند، یک افغانی را برایش نخواهد داد، واگر همه روز خواب واستراحت باشد از طرف شب ختم کند، مردم برایش پول میدهد. لهذا این پول صرف معاوضه تلاوت است نه چیزی دیگر. اما تعلیم از جمله شعایر اسلامی بوده برای خدمت آن محبوس بودن وصرف کردن وقت موجب اجوره می باشد وجایز است.

مگر ختم تراویح از جمله شعایر نبوده گرچه عبادت است مگر صرف موضع ایصال ثواب است، لهذا صرف کردن وقت در آن موجب اجوره شده نمی تواند. البته خود تراویح جماعت ونماز پنجگانه از شعایر بوده اگر امام مفت ورایگان پیدا نشود، اجوره دادن به امامت جایز است.

سوال: عده میگوینداگر به حافظان اجروه داده نشود سلسله تراویح از بین خواهد رفت؟

جواب: این است که این قیساس درست نیست، سلسله تراویح از بین نمی رود، بلکه سلسله ختم قطع میشود، اگر در تراویح ختم کرده نشود، کدام خلل در کار ضرور پیدا نمی شود، البته سلسله تعلیم قرآن را تدام بخشیدن ضروریستف روی همین ضرورت فقهاء کرام به جواز اجوره معلم قرآن وغیره مسایل دینی فتوی داده اند، اگر این جواز از بین رود سلسله تعلیم قرآن به ضعف وبالاخره به نابودی مواجه می گردد.

سوال: عده از حافظان تاویل کرده می گویند: ما بخاطر رضای خداوند جل جلاله ختم میکنیم وشما هم به رضای خداوند به چیزی بدهید، درست است یا خیر؟

جواب: این تأویلات صرف تبدیلی الفاظ بوده مطلب حقیق آن این است که به اساس ختم قرآن مجید اجوره می گیریم، نه اینکه هردوکار بخاطر رضای خداوند انجام شوند، به دلیل اینکه اگر حافظ در خلال ختم بداند که مردم برایش چیزی نمیدهد، ختم را گذاشته راه فرار را به قرار ترجیح خواهد داد رویه مردم را در حق خود حق تلفی خواهد شمرد.

یک حکایت:‌

در منطقه لکنهو هند یک حافظ در سفر بود، اتفاقًا دزدها همه اسبابش را دزدیده وتنها یک دستار نزدش باقیماند. حافظ به یک مسجد رفت وتلاوت را آغاز نمود، از حسن تلاوت او کسی به یک شخص مالدار از جریان فقیری وبی بضاعتی حافظ خبر داد شخص مالدار ومتمول لباس، پول وخوراک را با خود گرفته نزدش رفت وبه حافظ گفت که تلاوت کند.

حافظ تلاوت نمود وبعداً برایش تحایف حاضر آورده را تقدیم داشت، حافظ گفت: یقینًا فقیر ونادارم مگر آیت های قرآنی اجازه نمی دهد تا این اجناس را بگیرم، اگر قبل از تلاوت به من لطف می نمودیدقبول می کردم وحالاً به شکل عوض واجوره تلاوت آنرا نمی پذیرم.

خطاب به حفاظ قرآن کریم:

قدر وعزت خود را حفظ نموده در بدل چند پول حیثیت خود را جریحه دار نسازید، خاص به رضای خداوند جل جلاله ختم قرآن را انجام داده ثواب این عمل خود را خراب نسازید پول گرفتن در عوض تلاوت قرآن نه تنها کار ناروا بوده بلکه یک نوع ذلت وکم همتی می باشد، وچنین پول در قلب انسان حرص وآزار پیدا نموده، بالفرض اگر جایز هم می بود، هم از آن اجتناب کردن یک کاربهتر وپسندیده بود.

طریقه مساعدت با حفاظ کرام:

حفاظ کرام بخاطر اینکه یک بخش حیات خود را در حفظ قرآن مجید صرف نموده قابل هر نوع تمجید ونوازش اند، هر نوع مساعدت به آنها صورت گیرد، یازده مال سال وقت کافیست که دعوت ها داده شود، کمک مالی ونقدی از آنها دریغ نشودف ممکن است هیچ نوع طمع وتوقع در رمضان نخواهد ماند وخاص به رضای خداوند جل جلاله به ختم قرآنکریم غرض ثواب واجر آخرت اقدام خواهند نمود ومقتضی معاوضه نخواهند گردید.

حکم تزئین مساجد با چراغ وپرده ووآرایش آن

تزئین مسجد در شب ختم:

عده در شب ختم ماه رمضان المبارک به تزئین و آرایش مسجد می پردازد، در حدیث پاک به این رابطه کراهیت ذکر است، نبی اکرم صلی الله علیه وسلم فرمده اند (لتزخرفن المساجد کما زخرفت الیهود والنصاری). یعنی شما هم به مانند یهود ونصارا به تزئین مساجد می پردازید. حالا رواج عمومی است که به شب ختم ویا ربع الاول یعنی ولادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم که تاریخ دوازدهم آن می باشد مساجد به انواع واقسام پرده، گروپ ها وغیره مزین می گردند ودلیل می آوردن که از قوم های دیگر ما باید عقب نمانیم.

برادران محترم: شماپیروی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم وصحابه کرام را نموده از مقابله نفسانی کفار پرهیز کنید. یهود ونصارا را به زینت خود بگذارید، این زینت های شان کدام ارزش معوی ندارد، اما شما را خداوند جل جلاله به حسن وزینت آراسته نموده که حاجت به دیگر تزئین ها ندارید.

برای مساجد مان فقط همین قدر کافی است که به طرف اسلام حقیقی منسوبند، مساجد باید طوری باشد که به مجرد دیدن از دور در ذهن آید که این عبادت خانه است، محل پایکوبی، موسیقی، صحنه نمایش، آوازخوانی وساعت تیری نیست. ساختمان بیرونی اش ساده بوده ودر داخل رنگ وعادات صحابه کرام در آن تمثیل شود، نه اینکه مانند زنهای بی پرده بازاری انواع زیورات بر بردن وگردنشان حلقه زده، لباس پر تکلف شان نمایانگر غرور وتکبر بوده واز حیقت، معنویت ومروارید عفت در آن سراغی نباشد.

به زنده گی ساده صحابه کرام نظر اندازید که در یک مسجد ساده مدینه منوره بر بوریاهای کهنه نشسته، مگر حوصله وهمت شان تا حدی بود که فیصله های امراطوری بزرگ جهان آن عصر یعنی فارس وروم بدست آنها قرار گرفت، وهم جهان در خوف این بود که همین صحابه فقیرومسکین، بی لباس ونفقه در مورد ما چه تصمیم خواهند گرفت.

برادران عزیز: این یک نمونه از حیات صحابه کرام ذکر گردید، اگر واقعاً جذبه دین را دارید میتوانید از شان وشوکت ظاهری رهایی حاصل نموده، به حقایق توجه کنید.

 

تزئین و چراغان مساجد:

راجع به تزئین و چراغان ضروری مساجد باکی نیست، اما در شب های ختم دیده میشود که این تزئین و چراغان از حد اعتدال گذشته وبه حد اسراف وکراهیت رسیده که موجب گناه می گردد.

  1. درین فضول خرچی ها اسراف است، که هیچ نوع ثواب واجر را در قبال ندارد، اگر پول این مصارف به چیز های ضروری مساجد از قبیل بادپکه، کتابها، بل های گیس وبرق وآفتاه وغیره مصرف گردد تا مردم راحت گردیده خیلی ها بهتر وسبب اجر است. حکم اسراف کننده ها در قرآن کریم بیان شده از آن پرهیز لازم است.
  2. اکثراً شخصیت های ریا کار وشهرت طلب دست به چنین کار ها می زنند وریکا مکروبی است که ثواب عمل را از بین می برد.
  3. انجام چنین عمل ها، مساجد را تفریح گاه ساخته روح عمل را از آنها محوه می کنند چقدر کار بد به وقوع پیوست.
  4. رکن اساسی عبادت خشوع وخضوع بوده که از اثر دیم وفول برقها نابود می شوند، خصوصاً اهتمام کننده این پروگرام متوجه روشنی های بی فایده برقها بوده، از نماز شان غافل می گردند. لهذا ثواب موعود عبادت بر باد میشود.

تزئین وچراغان مسجد در عزت وغلبه اسلام:

اگر تزئین و چراغان مساجد در عزت وغلبه اسلام اثری داشته باشد لهذا غیر رمضان هم به آن اهتمام صورت می گیرد، زیرا عزت یکماهه کافی نیست. مگر در حقیقت عزت وغلبه اسلام به شیوع ونشر تعلیمات اسلامی، عمل به احکام اهلی وتعقیب اعمال صاحله می باشد.

شنیده باشید که حضرت عمر رضی الله تعالی عنه از سر زمین شام مقر نصارا دیدار می نمود لباسشان پیوندها داشت، همراهانش سوار شتر ووی پیاده راه می رفت، همراهانش عرض کردند، ای امیر المومنین! امروز موقع اظهار شأن وشوکت است، کم از کم پیاده روی را به اسپ سواری تبدیل فرمایید، از اثر اصرار زیاد مردم سواری اسپ را قبول نمودند، زمانکه سوار اسپ گردید، اسپ جست وخیز را آغاز کرد.

فوراً از اسپ پایین آمده فرمودند: به این کار در دل عجب تکبر پیدا میشود. ودر جواب اظهار شأن وشوکت فرمودند: «نحن قوم م اعزنا الله بالاسلام». یعنی ما قوم بودیم که خداوند جل جلاله ما را به اسلام شأن وشوکت دار معزز گردانید، لطفاً لبهای تان را ملاحظه کنیدکه این مصارف بخاطر چیست؟ در حالکه ثواب هم بر آن مرتب نیست، اثری در اظهار شان وشوکت اسلام هم ندارد، آیا صرف برای تظاهر وسمعت متحمل این گونه مصارف شده اید، و آن هم ارزشی ندارد. 

حکم جماعت زن ها در نماز تراویح   

 حکم جماعت زن ها:

اگر گفته شود که زنها را در خانه قرآنکریم شنواندن درست نیست؟ تهانوی صاحب می گویدکه: وقتیکه زنها از آمدن مسجد منع گردیده اند، صاحب عقل میداندکه ازین ممانعت مقصد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چه بوده آیا جدائی وانزوا بین زن ومرد یا اختلاط آنها.

چون از جناب شارع علیه السلام بالای شان این گونه ختم لازم نگردیده لهذا برای شان ختم ضروری نیست بلکه با سوره های یاد داشت شان تراویح خود را بخوانند. جماعت زنها یک بدی دیگری نیز دارد وآن اینکه، یک جای برای حافظ تعین شود همه زنهای محله باید در آن جمعی گردند که این خروج شان بلاضرورت می باشد.

حالانکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند«المرأة عورة». یعنی زن باید مستور باشد، چون آوازخوش مردها در دل زنها فتنه ها ایجاد می کنند ونیز زنها طبیعتًا بی احتیاط بوده کنترول آوازهای خود را نمی کنند بناءً برای ختم جمع نگردند. البته یک حافظ محرم به شرطیکه نماز فرض را در مسجد به جماعت اداء نماید میتواند به زنانه محرم خود ختم قرآن نماید واگر در بین شان کدام زن نا محرم بود پرده ضروری بوده تا نظر دیگر تبادله نگردد.

چون عده از حافظان آواز فوق العاده دلکش داشته وبر قلوب سامعین اثر می گذارند که بلاخره به مرحله خطر ناک عاشقی می رسد. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در یک سفر یک غلام را از خواندن اشعار بین زنها منع نموده فرمودند: «رویلک یا ابخشه لا تکسر القواریر». چون در آن زمان غلبه تقوی هم بود مگر آن حضرت صلی الله علیه وسلم وی را منع کرد، حالاکه تقوی خیلی کم شده وخطر فتنه در میان است، چگونه در چنین موارد اجازه داده خواهد شد.

چون برای زنها هیچ نوع تأکید نیست که نماز تراویح را به جماعت بخواند بناءً خروج شان بدون ضرورت و مجبوریت شرعی می باشد، ونیز ناوقت آمدن شان بخانه ها در اثر تراویح خطر دیگریست که دچار مشکلات گردند، معمولاً زنها که جای میروند کالای خوب پوشیده وزیورات نیز همراه شان می باشد که خطر را زیاد می سازد. 

در جماعت تهجد خواندن وشنیدن قرآن کریم

اگر کسی در نماز تهجد تلاوت قرآن مجید را می شنود، هر قدر که خواسته باشد شنیده می تواندبه شرطیکه جماعت تهجد غیر از امام از سه نفر زیاد نباشد، زیرا فقهاء اضافه از سه نفر طور جماعت خواندن نفل را مکروه قلمداد نموده بخاطریکه رد جماعت نفل مانند فرض وسنت مؤکد اهتمام نشود.

سوال: غیر از تراویح در رمضان شریف جماعت دیگر نوافل بدون اهتمام جایز است یا خیر؟ ودرموردر تعداد مردها درین جماعت کدام شرط است ویا چطور؟ جواب: فی «الدرالمختار» ولا یصلی الوتر ولا التصوع بجماعة خارج الرمضان ای یکره ذالک لو علی سبیل التداعی بأن یقتدی اربعة بواحد.

وفی رد المختار واما اقتداد واحد واثنین بواحد فلا یکره وثلاثه بواحد، فیه خلاف اشامی بحرا الرائق. او تصریحات فقهاء ثابت گردید که در صورت مسئوله اگر مقتدی یک یا دو نفر باشد، کراهیت نداشته، واگر چهار باشد مکروه، اگر سه نفر باشد، در کراهیت وعدم آن اختلاف نظر است. یک بدعت دیگر:

در ماه مبارک رمضان یک بدعت دیگر نیز دستور العمل گردیده، که حافظ اجنبی ونامحرم، خانه ها رفته برای زنها در تراویح ختم می کند، یک سلسه مفاسد را دارد. صدای مرد اجنبی که خوش آوازی هم داشته باشد برای زن طوری می باشد مانند صدای زن اجنبی برای مرد.

رواج فعلی این است که مردم حافظ خوش آواز را تدارک نموده، وحافظ هم در جماعت زنها سعی بلیغ در خوش آوازی خود به خرچ میدهد. آخر برای زنها تراویح با جماعت چه ضرورت است، تنها تنها بخوانند، هیچ ضرور نیست که در تراویح ختم قرآن را بشنوند واگر کدام زن حافظ بود هم تنها تراویح ودر آن ختم نماید، در غیر آن هر چه یاد دارند در تراویح بخوانند، بهتراز آن ختم است که به حافظ پول داده شده وگنهگار شوند. 

شبینه چیست وحکم آن چگونه است

حکم شبینه:

اگر میخواهید در شبینه ختم قرآن کنید، حقیقتًا یک کار پسندیده است تا که همت دارید تلاوت کنید وبشنوید، نوسنده کتاب می گویدکه: در منطقه پانی پت تا حال مردم شبینه می کنندف واقعًا شوق وعلاقه به قرآن دارند. انجام شبینه به شرطیکه در تراویح باشد زیرا جمع نمودن نفلها مکروه استف دیگر اینکه ضورت به اعلان ندارد تا از ریا وشهرت خالی بوده موجب اجر وثواب گردد.

 

شبینه مروجه:

شبینه ایکه رواج دارد، چه می کنیدکه حالات عجیب را بخود گرفته در پنج یا شش ساعت قرآن مجید را ختم می کندوساعت های مذکور برابر به پنج ماه مقتدیان می باشد، قلاً اینجا هم رواج داشت، مگر از اثر بی نظمی مردم مخالفت نمودم، زیرا مردم علاقه نداشت، صرف ریا وتظاهر به اینکه در یک شب قرآن را ختم کردیم، دیگر چیزی در بر نداشت.

حالت طوری بود که مقتدیان در مسجد دراز کشیده وامام استاده می بود، وقرآن را آنقدر به سرعت تلاوت می نمود که هیچ فهمیده نمی شد، مردم هم در غم فهم قرآن نبودند، یکسره به استراحت پناه می بردند. واقعه شبینه دریکجا طوری بود که فاتح بر چپرکت استراحت نموده وبه امام فتح می دادند، که به این عمل زحمت یک شب کاملاً هدر رفته، زیرا چنین فتح مانند خوردن نماز را فاسد می گرداند در جای دیگر قبل ازختم، صبح صادق دمید، ومردم بعد از صبح صادق شبینه شان را تکمیل کردند.

این بود اسباب منع شبینه که از اثر آن مخالف چنین شبینه ها بودم، اما جایکه چنین منکرات نباشد کاملاً با شبینه نه تنها موافق بلکه قابل تحسین میدانم.

 

منکرات ومفاسد شبینه های مروج:

  1. ریا وتظاهر که از امام گرفته تا مقدیان ومنتظمین در آن ملوث می باشند، چیزی دیگری به نظر نمی آید. امام محتاج شادباش، آفرین وتوصیف بوده تا بعد ازسلام مردم بوی بگویند، ودر حدیث شریف راجع به کسیکه رو بروی صفت می کند، گفته شده که در دهنش خاک اندازید. این نوع توصیف ها اثری بر قلب امام گذاشته، وبه همین علت یک تعداد امامان فتحه کسی را هم مورد اعتنا قرار نمی دهد تا مردم نگوید که حافظ بر جسته نیست.
  2. منتظمین شبینه در محفل تلاوت نبوده، مصروف چای واب وغیره می باشند، ازین ها می ژرسم که:‌مراد از شبینه چای و آب می باشند یا شنیدن قررآن؟ البته چای و آب بجای خود ضرورت بوده مگر زمانیکه خلل به اصل مقصد می رسد، از پوره کردن چنین ضرورت چه فایده خواهد بود. منتظمین سعی می نمایند تا انتظام شان نسبت به مسجد دیگر اعلی باشد، درست است مگر مطلب اصلی فوت گردید.
  3. حالا موضوع مقتدیان است که آیا برای تلاوت وشنیدن قرآن کریم آمده اند یا برای ساعت تیری، عده استاده عده نشسته وعده شان در حالت استراحت می باشند زیرا نمی توانند تا آخر شب قیام نمایند. و آنهایکه قبول زحمت فرموده استاده می باشند، نمی توانند غلطی امام را نم یگیرند تا تلاوت زودتر ختم شود، عده شان خارج از نماز به امام فتح می دهند که این کار شان باعث فساد نماز گردیده وزحمت ساعت هایش به هدرمی رود.
  4. عده حافظان بعد از فراغت ختمهای شان در شبینه به این غرض شرکت می کنند که امام را در مغالطه انداخته بدون ضورت فتح میدهند. آیا گفته می شود که آنها غرض شنیدن تلاوت آمده اند؟.
  5. عده مردم که تراویح را قبلاً خوانده اند، شرکت می کنند وصرف برای شنیدن قرآنکریم در جماعت می آیند، وهمین کار را بخاطر اینکه در جماعت توان قیام را ندارند، وبعد از چند رکعت خانه می روند که این گونه عمل جمع نفل ها بوده ومکروه می باشد وخود قضاوت کرده میتوانید که بودن چنین منکرات باز هم به شبینه تأکید وجوازداده میشود؟ اگر از منکرات متذکره وغیره شبینه ها عاری و پاک باشند، مستحسن بوده وتعمیل آن بهتر است.

سوال: علماء دین چه می فرمایند که در یک شب ختم قرآنکریم که بنام «شبینه» یاد میشود صورت می گیرد درست است یا چطور؟ اگر توسط یک قاری ویا مجموعه از قاریان این عمل را انجام دهند.

جواب: حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که هر که کم از سه روز کم از سه روز ختم قرآن جائیز نیستف لهذا عده از علماء شبینه یا ختم یک شب را مکروه شمردند. مگر از سلف صالحین عادت ختم قرآن مجید طور مختلف نقل گردیده اند. که از یک تعداد بزرگان در یک شب وروز سه ختم واز عده شان هشت مرتبه ختم نیز نقل شده، لهذا مطلقًا ختم کم از سه روزه را مکروه گفتن مناسب نیست.

سخن خیلی نزدیک به تحقیق این است که اگر در شبینه قرآنکریم صفا ودرست خوانده شود حفاظ از ریاپاک وبری باشند، اضافه از ضرورت چراغان صورت نگیرد، در تراویح ختم قرآن صورت می گیرد، وخالصانه بهب نیت ثواب این عمل انجام داده شود، شبینه جایز وبا حدیث شریف مذکور کدام معاوضه ندارد. واین جرئت نیز درست نخواهد بود که فعل سلف صالحین را مکروه شماریم.

 اما اینکه نظم جماعت وتلاوت، بر هم خورد وعوض نیت ثواب تظاهر وتفاخر باشد، یابعد از تراویح بنام نفل در جماعت شرکت صورت گیرد، قطعاً مکروه است. 

 

منکرات تقسیم شیرینی در شب ختم

در اکثر مساجد بعد از ختم قرآن کریم توزیع شیرینی صورت می گیرد، گرچه ختم قرآن عظیم الشأن یک نعمت بزرگ بوده، ودر شکریه این نعمت تقسیم تحایف خوب است، مگر افسوس به اینکه عده از خرابی ها در آن دیده میشودکه:

  1. تقسیم شیرینی یک رواج عام گردیده اگر چنین کار انجام نشود و مردم او را مورد طعن ولعن قرار میدهند، وحتی غرض حفظ از طعن ولعن با وجودیکه توان هم نداشته باشد، هم اقدام می کند ونتیجه به تظاهر وتفاخر رسیده، سبب دخالت ریا وبلاخره به عمل بدون اجر وثواب منجر می گردد.
  2. در اکثر جاها از مردم بدون طیب خاطر شان غرض این شیرینی پول گرفته میشود که اهتمام آن گاهی بدوش کدام بدمعاش وظالم بوده، مردم از ترس یا خجالت به تأدیه پول مجبور می شوند، در حدیث شریف است: مال مسلمان بدون طیب خاطرش حلال نیست، لهذا به چنین پول اشیای خریداری شده نیز روانیست. هیاهوی اطفال وخورد سالان حتی بزرگان، عدم رعایت نظافت مسجد ورود ردمان بیباک وبی ادب، نا پاک و چتل همه اموریست که تقدس ختم مسجد ونماز گذاران یکسره ازبین می برد.
  3. در همین شب قرأت حافظ صاحب هم نیست به شبهای گذشته خیلی با شأن وشوکت بوده، از اثر دخل ریا وتظاهر فساد عمل حتمی می باشد.
  4. در وقت تقسیم شیرینی اندازه غوغا ولگد مالی هم از چشم کسی پوشیده نیست که بلاخره سخن تا دشنام در مسجد مبارک می رسد. اگر کسی میخواهد به شکل شکرانه چیزی را تقسیم کند، با رعایت نظم، بدون اعلان طبق قدرت خود آنچه برایش میسر و آسان است، مانند: پول، غله، نان یا میوه جات وغیره بر مستحقین تقسیم نماید، که این گونه عمل خوب ومستحسن می باشد.

 

طریقه درست تقسیم شکرانه ختم:

  1. در خانه کیک وکلچه تهیه وبرخانه ها تقسیم کنید.
  2. بالاتراز آن  میتوانید، پول، غله، بر مردم در قریه توزیع کنید.
  3. میتوانید گاو وگوسفند را ذبح نموده، گوشت آنرا به مردم بدهید.

حضرت عمر رضی الله تعالی عنه به ختم سوره بقره یک شتر را ذبح نمود. حضرت مولانات تهانوی میگویدکه در لکنهو یک دوست داشتیم که گاهی محافل میلاد شریف را تجلیل می نمود وی هر کس را که دعوت می نمود، متصل دعوت نامه شیرینی را نیز ارسال می داشتند، آمدن وشرکت ویا عدم آن مربوط همان کس بود، نه مربوط شیرینی، وشرکت آن هم روی خلوص می بود نه به طمع کیک و کلچه وبعد از ختم به بیست یا بیست و پنج نفر طعام می دادند.

ماهم یک وقت در شکرانهه ختم، کباب را در وقت افطاری تقسیم کردیم ویک قاری صاحب در شکرانه ختم به مساکین نان وگوشت تقسیم می نمود. عده می گویند که علماء خیرات وصدقات را منع نمودند، هیچ کس این صلاحیت را ندارد، مگر طریقه درست آن را عملی ساختن ضروری بوده تا از عمل نیک مستحق ثواب گردیده، نه اینکه مستلزم گناه ومعصیت گردد.

 

حکایت معمول حضرت تهانوی در شب ختم قرآن:

مترجم کتاب می گویدکه یک مرتبه به روز بیست وهشتم رمضان شریف به تهانه بون رفتم وگمان غالب داشتم که ختم القران صورت گرفته باشد، زیرا در اکثر مساجد به شب بیست وهفتم ختم می کنند، به مسجد رفته در جماعت ومسجد کدام نوع تغیر به ملاحظه نرسید، در همین شب اتفاقًا حضرت تهانوی رحمه الله علیه نماز تراویح را از سوره «والضحی» آغاز نمودف یقین کردم که ختم القرآن صورت گرفته، زیرا وی حسب معمول بعد از ختم قرآن کریم اکثر از سوره مذکور را آ؛از می نمودند.

از زمانیکه در آغاز سوره «اقرأ» و «بسم الله» را به جهر خواند، فهمیدم که ختم القرآن در همین شب است در ختم القرآن دعا کرده شد واز معمول هیچ چیز زیاده به نظر نرسید چون موسم سرما بود نماز به داخل مسجد می خواندیم غیر از یک چراغ غرض روشنی چراغ دوم هم نبوده ودر جماعت هم کدام زیادت فوق العاده دیده نشد، که از آن شب بختم معلوم گردد، یک نفر عرض نمود که برایم اجازه تقسیم کلچه ومتایی داده شود.

مگر حضرت اجازه نفرمودندوعلاوه نمود اگر آرزودارید فردا تقسیم کنید ونیز دم کردن آب، بوره وغیره هم صورت نگرفت، زیرا این رواجها را حضرت قبلاً از بین رده بودند. وهمچنان سوره اخلاص هم سه مرتبه تکرار نگردید، البته در رکعت دوم سوره بقره را تا «مفلحون» خواندند. 

حکم خواندن بسم الله در هر سورت

امام ابوحنیفه رحمه الله علیه خواندن بسم الله الرحمن الرحیم را در هر سورت ضروری ندانسته وبجواز آن قایل است. در فتاوی �درمختار� و�ردمختار� خواندن �بسم الله� را در هر سوره احسن یعنی بهتر گفتهه شده است، حضرت عاصم کوفی هم به جهر خواندن آن را ضروری ندانسته، صرف خواندنش را ضروری میداند.

در کتب مذهب صراحتًا ذکر گردیده که �بسم الله� جزء مطلق قرأت بوده جزء کدام سوره خاص ویا هر سوره نمی باشد، پس خواندن �بسم الله� یک مرتبه جهراً غرض تکمیل قرآنکریم سامعین ضروی بوده گرچه به خفیه خواندن آن ختم ققرآنکریم قاری تکمیل میشود گرچه بعضی اجزاء جهراً وبعضی طور خفیه خوانده میشود، بافن قرائت وتجوید همین قدر مربوط بوده، اضافه تر از آن که با فقه ارتباط دارد، خواندن �بسم الله� طور خفیه حکم شده است.

 

جهر �بسم الله � در هرسورت:

عده حافظان در هر سوره �بسم الله� را به جهر می خوانند ورساله ها درین مورد نوشته اند که قرأء سبعه دو فریق بوده ودارنده دو نظر اند: یک فریق آن بین هردو سوره به جهر خواندن �بسم الله� فصل وجدایی می آورند که حضرت امام عاصم کوفی ازین فریق بوده وبه نظر وی کسیکه چنین نکرد، قرآن کریم را مکمل نخوانده است.

فریق دوم آن کسانی اند که سوره ها را متصل می خوانند وبین سوره ها به خواندن �بسم الله� فصل نمی کنند. استدلال قائلین به جهر �بسم الله� این است که همه قرأت به جهر خوانده میشود، لهذا �بسم الله� هم به جهر خوانده شود. حالامسئله جهر واخفاء مسئله خارج از فن تجوید بوده وبه فقه ارتباط می گیرد، فقه حکم می کند که بسم الله آهسته خوانه شود.

لهذا در آهسته خواندن آن به نظر هردو فریق عمل میشود که عبادت از مطلق خواندن بسم الله می باشدف وبه جهر خواندن اخفاء صورت نمی گیرد. حضرت امام عاصم کوفی در فن قرأت استاد امام ابوحنیفه رحمه الله علیه بوده امام در علم فقه امام ابوحنیفه رحمه الله علیه امام عاصم می باشد، این بود رابطه علمی بین دو امام جلیل القدر.

 

خواندن بسم الله الرحمن الرحیم:

در ختم قرآنکریم یک مرتبه خوانددن جهر مناسبت است، زیرا نزد احناف یک آیت قرآنکریم می باشد، اما اینکه در ابتداء کدام سوره خوانده شود، اداء مختلفند، عده می گویند، در شروع تراویح قبل از فاتحه خوانده شود، دیگران می گویند، غیر از سوره اخلاص که در آن خواندن بسم الله جهراً منقول نیست، در هر سوره که خواسته باشد، بخواند.

اما امام تهناوی صاحب می گویدکه معمول من واستاذانم این بود که بسم الله الرحمن الرحیم را در سوره �اقرأ� که اولین سوره قرآن به اعتبار نزول می باشد ومضمون آن نیز با بسم الله مطابقت داردمیخواندیم، چنانچه قبل از سوره اخلاص جهر بسم الله منقول نیست، لهذا سه مرتبه تکرار آن نیز نقل نگردیده، وبعد از ختم در رکعت دوم تا مفلحون خواندن به اتفاق همه اند.

 

چند مسئله در مورد تراویح:

سوال:‌اگر یک مقتدی به تراویح حاضر نگردید، ایا امام میتواند در شب دوم پاره های شب گذشته را تکرار نماید تا ختم همان مقتدی نیز تکمیل شود، گرچه برای مقتدیان این گونه تکرار زحمت دهنده است تهانوی صاحب می گویدکه امام مسجد ما این عمل را انجام میدهد.

جواب: چنین کار برای امام مناسب نبوده که بخاطر یک نفر دیگران را زحمت دهند، اینگونه عمل مکروه تحریمی بوده، مگر در صورتیکه شخص مذکور فسادی وظالم باشد وامام را متضرر می سازد، تکرار مکروه شمرده نمی شود.

سوال: اگر امام در تراویح عوض دو رکعت بدون قاعده اول چهار رکعت بخواند ودر آخر سجده سهو نماید، نماز درست است یا خیر؟ اگر درست است دو رکعت یا چهار رکعت؟ اگر دو رکعت درست باشد یا دوری اول درست بوده یا دوری اخیر، تلاوت کدام رکعت ها دو باره تکرار شود؟‌

جواب: صورت ذکر شده سوالی صف دو رکعت نماز تراویح بوده ودو رکعت نفل می گردد، پس دو رکعت دیگر خوانده شود اما اینکه دو رکعت اول یا دو رکعت دوم با تلاوت اعاده شود، مترددهست، زیرا نزد عده هردوشفع معتبر ونزد عده دیگر یک شفع معتبر است، تهناوی صاحب می گویندکه به نظرم صرف برای سهولت از اعده قرآنکریم قول اول را تحت عملی قرار دهیم، گنجایش دارد، لهذا صرف دورکعت بخواند، وقرائت خوانده شده قبلی اعاده نگردد.

مسئله: اگر در رکعت دوم به اندازه تشهد قاعده نموده سپس رکعت سوم وچهارم را اداء نماید، هر چهار رکعت تراویح بوده وبدون سجده سهو نماز تکمیل می باشد.

مسئله: واگر در کعت سوم سلام گرداند دوو رکعت آن درست وتلاوت رکعت سوم اعاده نماید.

مسئله: اگر بعد از تلاوت آیت سجده فوراً رکوع کند ودر آن نیت سجده تلاوت کرده باشد، سجده تلاوت در رکوع اداء میشود، اگر نیت سجده تلاوت را در رکوع نکرده باشدف در سجده همان رکعت خود به خود با نیت ویا بدون نیت سجده تلاوت را اداء میشود. زمانیکه در مسجد تهانوی رحمه الله علیه ازحام می بود وسجده تلاوت باعث اخلال نظم نماز می گردید، موصوف به همین روایت عمل نموده، سجده تلاوت را در رکوع همان رکعت نیت نموده اداء می نمود.

مسئله: اگر در نماز سجده تلاوت را بعد از تلاوت آیت سجده ننمود، خارج نماز آنرا اداء کرده نمی تواند، برای همیش گنهگار بوده غیر از استغفار وتوبه دیگر راه مغفرت نمی باشد.

سوال: به شب بیست وهفتم رمضان المبارک عادت ختم قرآن بدعت است یا خیر؟

جواب: اگر تعین همین شب را برای ختم لازم نداند بهتر است زیرا شب متبرک است اگر در هر رکعت یک رکوع خوانده شود طبعاً به شب بیست وهفتم ختم میشود. در یک رکعت رکوع خورد ودر رکعت دیگر رکوع کلان خواندن در نفل جایز بود، ومعلوم نیست که این رکعات کی مقرر کرده، مردم عرب ازین خبر هم ندارند.

سوال: فعلاً رواج عمومی این است که در وقت ختم قرآن مجید سوره اخلاص را سه مرتبه می خوانند، ومیگویند بخاطریکه ثواب پوره ختم حاصل میشود.

جواب:‌در ختم تراویح همین تکرار نزد بعضی علماء مکروه، ونزد بعضی بلا کراهیت جایز بوده، مگر اولیت وافضلیت نزد هیچکدام وجود ندارد، لهذا اولی ومستحب دانستن آن اشتباه می باشد وآنکه می گویند، سه مرتبه خواندن سوره اخلاص برابر با ختم قرآنکریم ثواب دارد، هم درست نیست، زیرا در حدیث شریف وارد است که سوره اخلاص ثلث قرآن است، به اعتبار اهم مضامین یعنی توحید، رسالت ومعاد بوده که تمام قرآن شرح وتفسیر آن می باشد.

درسوره اخلاص توحید بالکل به درجه کامل ذکر گردیده لهذا چون سوره اخلاص مشتمل بریک جز است لهذا برابر ثلث قرآن می باشد، واگر ثواب آن برابر هم شمرده شود، در مورد شاه محمد اسحاق رحمه الله علیه چنین نظر داده است: از حدیث شریف معلوم گردید که به خواندن سوره اخلاص ثلث اجر قرآنکریم حاصل می شود، وسه مرتبه تکرار آن مساوی به ثلث گردیده که معادل ختم همه قرآن شده نمی تواند، واین بدان می ماند که یک نفر ده پاره را سه مرتبه تکرار کند، واضح است که این تلاوت را هیچ کس تلاوت همه قرآن کریم نمی گوید. 

چگونه گی تراویح خواندن وفضلیت آن در ماه مبارک رمضان

رمضان المبارک وتراویح:

از خلفای راشدین رضوان الله تعالی علیهم اجمعین گرفته تا امروز نماز تراویح بیست رکعت ادء گردیده واز آن کم نقل نیست ودرحرمین الشریفین نیز بیست رکعت تراویح خوانده میشود.

تروایح در عصر حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه:

  1. از حضرت یحی بن سعید رضی الله تعالی عنه روایت است که حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه یک صحابی را مؤظف نمود تا در مسجد نبوی رضی الله تعالی عنه بیست رکعت تراویح را به مردم به امامت خود اداء نماید.
  2. حضرت سائب بن زید رضی الله تعالی عنه روایت می کندکه:‌در عهد خلافت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه صحابه کرام وتابعین در رمضان مبارک لاوه از وتر بیست رکعت نماز تراویح می خواندند.
  3. یزید بن دومان می گوید: در عهد خلافت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه همه مردم در ماه مبارک رمضان به شمول وتر بیست وسه رکعت نماز را اداء می نمودند.

 

نماز تراویح در عصر حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه:

در عهد خلافت حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه هم مانند عصر حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه در مسجد نبوی صلی الله علیه وسلم بیست رکعت نماز تروایح به جماعت اداء می گردید. چنانچه در سنن بیهقی از حضرت حسن روایت شده است که:

درعهد خلافت حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه در یک ماه مبارک رمضان حضرت علی رضی الله تعالی عنه امامت بیست رکعت نماز تراویح ما را به عهده داشت. بععداً روی کدام عذر ذاتی اش امامت را ادامه داده نتوانست ودر شب های باقیمانده حضرت ابو حلیمه معاذ القاری برای ما امامت نمود.

تراویح در عهد خلافت حضرت علی رضی الله تعالی عنه:

ابوالحسنات تابعی می گوید که حضرت علی رضی الله تعالی عنه یک شخص را برای امامت بیست رکعت نماز تراویح در رمضان المبارک مقرر فرمود.

 

تراویح واتفاق جمهور صحابه کرام وتابعین:

امام ابو عیسی الترمذی رحمه الله علیه می فرماید:

جمهور صحابهب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم مثل حضرت علی رضی الله تعالی عنه وغیره صحابه کرام به خواندن بیست رکعت نماز تراویح عمل می نمودند، وهمین قول سفیان ثوری، عبیدالله بن المالک وامام شافعی رحمه الله علیه می باشد. وهمچنان امام شافعی رحمه الله علیه فرموده اند: مادرشهرخودمکه معظمه همه مردم را می دیدیم که بیست رکعت نماز تروایح می خواندند.

به نزد امام احمد بن حنبل بیست رکعت نماز تراویح بهتر است، حضرت سفیان ثوری رحمه الله علیه امام ابوحنیفه رحمه الله علیه ، امام شافعی رحمه الله علیه نیز بدین قائلند، وامام مالک رحمه الله علیه 34 رکعت را بهتر میداند. تعامل حرمین شریفین از عهد خلفای راشدین تا کنون بر بیست رکعت نماز تراویح بوده وهیچگاه از بیست رکعت کم تراویح خوانده نشده است.

 

هدف تراویح در ماه مبارک رمضان:

چون ماه مبارک رمضان دارنده همه برکت های دینی خیر های دنیوی واخروی، کسب سعادت، دوری از شقاوت، حصول سکون واطمنان، سرازیر شدن رحمت های خداوندی که از اثر نزول قرآن عظیم الشأن درین ماه گردیده، ختتم آن در تراویح رمضان المبارک روی همین منظور سنت می باشد تا برکات آن همه دوران سال توام با بنده گان مؤمن خداوندجل جلاله باشد.

ماه مبارک رمضان وقت نزول برکات وانوار الهی بوده، لهذا برای شب آن نیز یک عبادت خاص مقرر گردیده تا از نزدول برکات ومهربانی خاص در شب بنده مومن مستفید گردد. چون بعد از تحمل مشقت وزحمت گرسنگی وتشنگی روزه طبعیت انسانی آرامی می خواهد، لهذا در شب های رمضان عبادت مستقل بنام تراویح مقرر گردید، تا عادت وعبادت تمیز گردیده ومخالفت های خواهشات نفسی به طور کامل ثابت شود.

 

مجاهده در تراویح:

ارکان مجاهده چهار اند:

  1. کم خوردن.
  2. کم خفتن.
  3. کم گفتن.
  4. کم کردن اختلات با مردم.

شریعت اسلامی کم خوردن را به صورت روزه داری مقرر کرده، وطریقه مجاهده کم خوردن را بعضی ها مقرر فرموده اند در شریعت کدام اصل ندارد. در مورد کم خواب کردن نیز ماه مبارک رمضان ترتیب مناسب داشته که میتوان از اثر خواندن تراویح، ختم الرآن وشب بیداری برای سحری وتهجد، این نظم را دانست.

حدیث شریف تراویح را قیام رمضان نامیده می فرماید: «ان الله فرض لکم صیامه وسنت لکم قیامه». یعنی خداوند جل جلاله روزهز این ماه را بالای تان فرض وقیامش را سنت گردانیده است، وبه اتفاق همه مراد از قیام نماز تراویح می باشد.

سوال:‌چون تراویح یک مجاهده است بناءً بودنش در همه ماه ها ضروریست؟

جواب: دربقیه ماه ها نماز های پنجگانه برای مجاهده کفایت می کند، ونیز میتوان این مجاهده را به اثر دوام تهجد تلافی وتکمیل نمود. خلاصه اینکه بخاطر ترک لذت ها وعلاج تکبر، از طرف شریعت «نماز» به حیث مجاهده وکنترول نفس مقرر گردیده است.

 

فقر مجاهده شرعی ودیگر:

طریقه مجاهده در مذاهب دیگر مربوط کم خوابی این بود، که: رسمان ها را در چت بسته خود را به آن آویزان می کردند، تا خواب نروند یا مرچ سیاه می خوردند تا دهن شان تلخ گردیده نخوابند، یا چشمان شان را می کشدندند تا از درد دوامدار آن از خواب محروم گردند. مگر شریعت اسلامی مجاهده کم خوابی را طوری تعلیم فرموده که: بعد از نماز خفتن بیست رکعت تراویح را تکمیل نموده که خود خوب را کم می کند، وسهولت این عبادت در جماعت است، زیرا هر کس به تنهایی نمی توانست از خواب بیدار وعبادت نماید.

لهذا بیداری وعبادت اجتماعی یک نوع سهولت بوده، اگر کسی را در خلال نماز خواب می برد، میتواند از وقفه بعد از چهار رکعت با کسی سخن گفته یا سروروی خود را بشویدتا اثر خواب بکلی از بین رود به همین ترتیب هر کس میتواند به قدر بیست رکعت تراویح در نماز بیدار بود، وهمین بیداری سبب کم خوابی گردد. شریعت اسلامی علاج همه امراض باطنی را به آسانی نموده ودعوه اش بر حق است که «الدین یسر» یعنی دین همانا آسانی است.

 

اطلاع ضروری:

اگر شما مجاهده تراویح و فواید آنرا درک کرده نمی توانید، هیچ ضرورت به تحقیق وتفتیش ندارد، صرف آنرا به حیث حکم خداوند جل جلاله ورسول اکرم صلی الله علیه وسلم قبول نموده ودستور العمل خود قرار دهید، زیرا برای عده مردم بدون علم به اسرار وفواید یک حکم، عملی نمون آن حکم به حیث حکم آنقدر مفیده بوده که عالم به اسرار آن بوی نمی رسد.

 

حکم تراویح:‌

نماز تراویح سنت مؤکد بوده از اثر اهتمام عملی آن اثر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محسوس میشود، گرچه در عقیده اهتمام فرض زیاد می باشد. اگر یک طرف قرآن مجید وطرف دیگر پیراهن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم باشد. طبعًا میلان فططری به جانب پیراهن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم صورت می گیرد.

گرچه قرآن کریم عقیده تا کتاب وکلام الله جل جلاله بوده، مگر عملاً با پیراهن سلوک خاص صورت گرفته که با قرآن پاک صورت نمی گیرد، که این کار نه شرک است و نه خلاف ادب البته تجاوز از حدود شرعی گناه وبدعت بوده از آن اجتناب لازم است. پس وقتیکه یک مؤمن از لباس رسول اکرم صلی الله علیه وسلم این قدر متأثر می گردد، لهذا قدر وعزت سننت پاک وی لزومًا خواهد نمود.

سنت موکد یعنی عملیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به مواظبت و پابندی انجام داده باشد، و آن دونوع است مواظبت حقیقی ومواظبت حکمی. مواظبت حقیقی مانند سنن صبح، ظهر، شام، خفتن وجمعه ومواظبت حکمی آن است که در یک عمل معلوم گردد که دوام و پابنبدی آن مطلوب است، مثلیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دو سه شب به اداء نماز تراویح تشریف آوردند، وبعداً تشریف نه آوردند، وبه صحابه کرام فرمودند:

از تشریف آوری وانتظار تان می دانستم مگر بخاطریکه تراویح بالای تان فرض نگردد، بیرون نشدم تا به ترک فرض گنهگار نگردید، مطلب این نیست که تراویح بالای ما فرض نیست، چرابی خواب شوم و چرا زحمت خواندنش را تحمل کنم؟ حقیقت این است که به ترک آن مؤمن گنهگار میشود مگر نه آنقدر گناه که به ترک فرض لازم میشود.

اگر کسی گویدکه: به ترک تراویح گناه کم است، باید ازا گناه بزرگ خود را نگهدارم، دارنده این چنین نظر به یک رأی من توجه نماید: وی یک قوغ آتش را گرفته و پهلوی اسباب یا در بین بکس لباس خود بگذارد، اگر از نقصان آن آتش محفوظ شده میتواند، من هم به ترک تراویح فتوی خواهم داد، بدیهی است که خطر قوغ آتش خورد وکلانش یکسان است، باید بداند که ترک فرض وسنت اثر واحد داشته وآن عبادت از نارضائیت ذات باری تعالی ورسول اکرم صلی الله علیه وسلم است، پس بنده مومن تلاش مزید نموده تا رضایت وخوشنودی آنها را بدست آورد.

 

تعداد رکعات نماز تراویح:

نماز تراویح بیست رکعت بوده چنانچه قبلاً در باره معلومات ارایه گردیده است، از دهلی یک تن از اهل حدیث نزد مولانا شیخ محمد صاحب حاضر گردیده استفسار نموده که تراویح بیست رکعت است یا هشت رکعت؟ در حدیث شریف هشت رکعت ذکرگردیده است. مولانا تهناوی صاحب در جواب می گوید:‌ جناب: در حدیث شریف بیست رکعت نیز ذکر گردیده، چرا بر بیست رکعت عمل نمی کنید که به هشت رکعت آن عامل هستید.

در حالیکه عمل بر حدیث هشت رکعت، عمل بر یک حدیث بود، وبه بیست رکعت عمل بر دو حدیث صورت می گیرد، گرچه در هشت رکعت سهولت بر نفس بوده، وبیست رکعت مزید از آن فشادر دارد، به هر حال حضرت مولانا از وی می پرسد که: اگر از دفتر مالیه اطلاع برسد که، مالیه را تحویل نمائید، وبه شما معلومات نباشد که مالیه حکومتی چقدر است؟ از یک مامور پرسان شد که به ذمه من چه اندازه مالیه است؟

وی گفت: هشت روپیه، دیگری گفت دوازده روپیه، که از اثر شنیدن این دو جواب شک وتردد به میان آمده، نفر سومی را پرسان نموده، وی گفت: بیست افغانی. خود بگویید که به دفتر مالیه کدام اندازه پول را با خود می بری؟ وی در جواب گفت: بیست افغانی، زیرا اگر سخن بیست افغانی درست باشد، هیچ ضرورت به اخذ قرضه به میان نخواهد آمد، واگر مالیه کم بود بقیه پول نزد ما مانده از آن استفاده خواهم نمود، واگر با خود پول کم گرفته مقدار وتأدیه پول زیاد باشد مجبور خواهم بود تا به دیگران محتاج گردیده پول خواهم خواست.

مولاناصاحب برایش می گوید: لهذا خوب باید فهمید، اگر از شما بیست افغانی می خواهد ونزدشما هشت روپیه باشد، متباقی را از کجا خواهید کرد؟ واگر نزد شما بیست افغانی باشد، وهشت افغانی خواسته شودد متباقی آن نیز نزد شما امانت بوده بکار خواهد آمد. وی گفت حالا خوب فهمیدم، وبعد زین بیست رکعت تراویح را خواهم خواند. سبحان الله، چه خوب طریقه تفهیم بود که علماء وحکماء امت از آن استفاده نموده وبه قناعت انجامید.

 

تحقیق علمی از مولاناتهناوی:

وی میگویدکه روزی یک خط را دریافت نمودم که محتویات آن قرار ذیل بود: چون درین امام سستی برمردم غالب گردیده بناءً عمل به احادیث که مثبت هشت رکعت تراویح اند، کرده شود چه بدی دارد؟ در فکر شدم که برای چنین شخص با سواد که به خواندن ونوشتن می فهمد چه جواب بنویسم.

بعداً به خداوند جل جلاله دعا نمودم تا راه جواب مناسب را برایم عنایت فرماید، آخر الامر ذهنم منور گردیده چنین جواب نوشتم: سنت بودن بیست رکعت تراویح از اثر اجماع امت  بوده ومخالفت اجماع امت ناروا می باشد، و همین انعقاد اجماع امت سبب نسخ آن عده احادیث که هشت رکعت ترویح را ثابت می نماید، می باشد.

اگر در اجماع چنین باشد که یک تعدادعلماء صرف هشت رکعت تراویح را سنت مؤکد قرار داده اند. جواب این است که در مقابل اجماع امت اقوال مخالف شاذ بوده اهمیت واعتبار شرعی ندارد وسنت بودن بیست رکعت تراویح ثابت بوده، ترک آن لزومًا عتاب است. ونیز نوشته بودکه: رأی مصنف فتح القدیر این است که هشت رکعت تراویح خوانده شود، به جوابش نوشتم که:

در مقابل جمهوررأی فتح القدیر ثقل شرعی نداشته بالخصوص که عمل مجتهد مخالف قول آن باشد، زیرا تحقیق مصنف فتح القدیر این است که تراویح هشت رکعت خوانده شود، مگر وی تمام عمر بیست رکعت تروایح خوانده، لهذا تحقیق وی مراد عمل نمی باشد.

 

حکم شرعی بیست رکعت تراویح:

تروایح بیست رکعت وسنت مؤکد بوده وکسیکه از آن کم می خواند تارک سنت مؤکد است، لهذا هر عذر که برای ترک سنت مؤکد معتبر است درینجا نیز اعتبار دارد، واگر قیامًا کسی خوانده نی تواند قاعداً بخواند یعنی حتمی نیست که استاده خوانده شود.

 

اهتمام در جماعت تراویح:

ضروریست که علی الانفراد هر کس در جماعت تراویح شرکت کند وآنهایکه می گوید:‌جمع سنت کفایی است یعنی اگر چند نفر محله یا قریه به جماعت حاضر شوند، سنت اداء گردید. لیکن افسوس به حال چنین اشخاص که عزیمت ها را دائمًا ترک نمودده وراه تساهل را در امور دینی تعقیب می کنند.

این گونه سهگل انگاری باعث ضیاع عبادات گردیده وبه محرومیت از ثواب های زیاد منجر که به ظلم نفسی می انجامد، لهذا سستی را کنار گذاشته راه اهتمام تراویح عملی شود.

موارد که باید در تراویح از آن اجتناب شود:

عده اموریکه نماز گذاران در جریان نماز تراویح مرتکب آنها می گردند، لازم است تا از آن جلوگیری به عمل آید:

  1. آغاز نماز قل از وقت بخاطر فراغت زود تر از آن.
  2. آذان گفتن قبل از داخل شدن وقت نماز.
  3. در قرائت اکثراً قواعد تجویر ژایمال گردیده حتی اکثر حروف هم خوانده نمی شود، وسامعین محترم هم از اثر سرعت تلاوت نمی دانند چه خوانده شد ویا نشد.
  4. در اکثر اوقات مقتدی ها آنچه خواندنش را به ذمه دارند، هنوز تکمیل ننموده که صدای قرأت وتکبیرهای انتقالات را شنیده، مجبور است وظیفه خود را ناقص ونا تکمیل بگذارد.
  5. بعضی اوقات ترویحه یعنی وقفه استراحت ترک میشود.
  6. عده در یک شب در دو محل امامت نماز تراویح را می نماید.
  7. عده در بدل ژول معین ختم تراویح را انجام میدهد، اما مساعدت غیر معین با حافظ رآن کدام باکی ندارد.
  8. در بعضی جاها وظیفه امامت بدوش نا بالغان بوده که حتی یین بر ژاکی لباس شان هم زیر سوال می آید.
  9. گاهی شبینه طوری می باشد که باعث ضیاع نماز وقرآن گردیده موجوب ثواب قطعًا نمی گردد.

 

حقوق تراویح:

تراویح یک عبادت خاص رمضان المبارک بوده، چون نماز است بناءً از حو نماز باید بر خوردار باشد. پابندی وقت، صحت قرأت، تعدیل وتعمیل ارکان، رعایت واجبات وسنن با متسحبات را در نظر گرفته تا این نعمت بزرگ الهی بحیث مرحمت خداوند جل جلاله دانسته، بدبختی تلقی نشود.

نیز حافظان محترم در مورد ختم القرآن تراویح حالات عمومی مردم را در نظر گرفته باعث تنفر وانزجار نگردد، البته با رعایت اصول قرأت تلاوت را آغاز وادامه دهد، نه اینکه سه یا چهارپاره را در یک رکعت بخواند، بلکه شب های ختم را منسجم واعلان نماید تا مردم حسب پروگرام منتخب خود را عیار ساخته وبا شو وذو شامل ختم القرآن گردیده، ثواب دارین را حاصل نمایند.

مسئله: در دو محل یا زاده از یک مسجد جدا جدا تراویح کردن به شرطیکه ناشی از تکبر، اختلاف ونفسانیت نباشد، جائز است، اما افضل این است که همه هبه امامت یک شخص در یک مسجد تراویح را به جماعت بخواند.

مسئله: اگر کسی در جماعت تراویح نا وقت رسید، و چند رکعت خوانده شده بود، طبق فتاوی «عالمگیری» شخص مذکور وتر را نیز با جماعت اداء نموده وتراویح باقیمانده را بعداً تنها بخوانند.

مسئله: در امامت نا بالغ اختلاف است، مگر قول مختار ومفتی به بر عدم جواز بوده واقتداء درست نیست.

مسئله: با وجود اختلاف در امامت نا بالغ در نماز تراویح هم از اثر تصریح فقهاء عدم جواز آن راجع است، یعنی: «والمختار أنه لا یجوزفی الصلوة کلها». فها دلیل آورده اند که تراویح نا بالغ محضًا نفل بوده وبالای بالغان سنت مؤکد می باشد ودیگر اینکه نفل بر بالغ را بعداً شروع نمودن واجب ووبر نابالغ وجب نمی گردد.

بناءً نماز بالغ غقوی واز نا بالغ ضعیف بوده واقتداء قوی عقب ضعیف خلاف اصول شرعی بوده جواز ندارد. عده می گویندکه به امامت ذهن اطفال قوی میگردد، باید گفت که : بناءً احکام بنابر دلایل می باشند، نه بر مصالح. نیز اطفال نا بالغ اکثراً از احکام طهارت ونماز و تطبیق آن واقفیت ندارند، بناءً نماز های بالغان عقب آنها امکان فساد را دارند. بعدازاینکه علامات بلوغ ظاهر گردد ویا طبق قول مفتی به سن پانزده سالگی برسد، اقتداء نماز عقب آن جائز است.

 

حکم امامت ریش تراش وقاصد آن:

ریش تراشیدن ویا کم کردن آن از قبضه حرام بوده تصریح موضوع درفتاوی «عالمگیری» درج می باشد. ریش تراش وقاصد آن فاسق وگنهگار بوده، چنین کس را امام ساختن جایز نبوده زیرا عقب آن نماز خواندن مکروه می باشد. به قول راجع نماز عقب فاسق مکروه تحریمی می باشد. چون شخص فاسق وبدعتی واجب الهانت بوده ووی را بحیث امام پذیرفتن یک قسم تعظیم واحترام بوده بناءً امامت وی مکروه تحریمی بوده از آن اجتناب باید نمود.

اگر خدای نا خواسته فاسق وبدعتی یک شخص صاحب قدرت بوده وعزل او فتنه ها را به میان آورده، باعث هرح ومرج قریه می گردد، به امامت وی مقتدیان را کراهیت نبوده، خود گنهگار است. مسئله ای است که نوجوان خبوصورت وحسین که بالغ باشد مگر علامات ریش در آن دیده نمی شود، اگر احتمال نظر شهوت را داشت ولوکه حافظ وعالم هم باشد امامتش مکروه است.

واگر احتمال نظر شهوت را نداشته باشد مگر صرف مردم امامت وی را به اساس نبودن ریش خوش نداشته باشد، اگر از همه مقتدیان در علم وقراءت خوب باشد، امامتش کراهیت ندارد. واگر عمرش زیاد باشد مگر امید به برآمدن ریش وی نباشد که کوسه نامیده میشود، امامت چنین شخص مکروه نیست.

 

مساوات رکعات در تراویح:

بطور عمومی حافظان صاحبان عادت دارند که در رکعت های ابتدائی تلاوت زیاد نموده ودر رکعت های آخری فقط چند آیات می خوانند، مناسب این است که همه رکعات سجده ها ورکوعها را یکسان اداء‌ نمایند، زیرا در مورد نماز رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین حدیث شریف وارد است.

«کان صلاة رسول الله صلی الله علیه وسلم قریبًا من السواء» مسلم. یعنی نماز رسول اکرم صلی الله علیه وسلم معتدل بود، یعنی قیام، رکوع وسجده های آن متناسب بود. اگر فعلاً در نماز اختصار صورت گیرد باکی نخواهد داشت، امام تهناوی رحمه الله علیه میگویدکه به نظر شخصی ام شبینه مروجه قابل تعطیل است.

حدیث شریف است که «ان الله جمیل یحب الجمال» مسلم. خداوند جل جلاله صاحب جمال بوده وجمال را در امور دوست دارد. اهل الله ومشایخ نیز جمال را دوست داشته و آن عبادت از تناسب در هر چیز می باشد، ما هم بزرگان خود را دیده ایم که آنها در هر چیز نفاست وتناسب را دوست داشتند. چون در هر چیز تناسب ضروری بوده، بناءً اهم ترین عبادات یعنی نماز لزوماً دارنده تناسب ومساوات باشد تا جمالش حفظ شود.

حضرت داود علیه السلام از آهن زره می ساخت، خداوند جل جلاله برایش چنین هدایت فرمودند: «ان اعمل سبغت وقدر فی السر». ای داود زیره را طور مکمل ساخته تناسب و مساوات را رعایت دارید، تا حلقه هایش را مساویانه ساخته خوردوکلان نباشد، چون در مرود مصنوعات حکم رعایت تعادل وتناسب صادر گردیده بناءً در همه امور تناسب ومساوات در نظر گرفته شود.

هرآنکس که طبیعتش اعتدال وتناسب ندارد، به ذکر الهی مشغول گردد، تا در طبیعت او اعتدال، نفاست وتناسب پسندی به میان آید. اگر به صفوف نماز جماعت دیده شود، اعتدال وتناسب را به مردم درس میدهد لهذا هیچ یک حکم شرعی نخواهد بود تا اعتدال ومساوات در آن ملحوظ نباشد در نماز تراویح ونماز های دیگر همین تناسب واعتدال مد نظر گرفته شود تا به جمال وزینت این عبادت اهم افزودی صورت گیرد.

 

وظیفه امامت:‌

چون امامت یک منصب شرعی بوده بناءً افرادیکه به این منصب گماشته میشود، باید مسایل مربوط به منصبش را یاد داشته تا نماز های مردم به امامتش طور درست اداء گردیده، از فساد جلوگیری به عمل آید. شبی درمسجد عقب یک قاری جوان تراویح می خواندیم وقاری در رکعت اول یک سوره را خواند وبعد از سجده ها نشست، مقتدیان نیز متابعت کردند، ندانستندکه یک رکعت راخوانده است، یک نفر صدا کرد که یک رکعت خوانده شد، من همراهم نیز او را تأیید نمودیم که یک رکعت خوانده شده شد، با این ترتیب نماز وتلاوت دوباره خوانده شد.

 

اندازه تلاوت در تراویح:

امامان مساجد وحفاظ کرام رغبت وعلاقه مقتدیان را درک نموده طبق آن رفتار نمایند، قرآن نورانیت است مگر رغبت ومحبت می باید در عصر ما اگر ختم قرآن کریم طوری عیار گردد که الی پاره پانزده هم هر شب یک ربع ویک پاره وبعد از آن یک یک پاره خوانده شود، بهتر است فقهای کرام تا این اندازه نوشته اند که اگر نماز گذاران ختم تمام قرآن کریم را در تراویح کرده نمی توانند، نماز تراویح به ده سوره اخیر خوانده شود.

آنعده حفظانیکه بر خلاف رغبت مقتدیانش هر شب پنج پنج پاره را تلاوت می کنند، برای شان لازم است تا از مسایل واقف گردیده واز چنین عمل اجتناب نمایند.

 

رعایت حال مقتدیان در تراویح:

واقعه حضرت معاذ رضی الله تعالی عنه در حدیث شریف آمده است که: حضرت معاذ رضی الله تعالی عنه امام یک مسجد بود، اولاً در امامت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به نیت نقل شریک گردیده وبعداً به مسجد خود رفته امامت می کرد. یک روز غرض نماز خفتن به مسجد رفت ودر نماز سوره بقره را آغاز نمود، یک نفر که تمام روز محنت ومزدوری کرده سخت مانده شد، نماز جماعت را ترک، تنها نماز خود را آداء نموده، خانه رفت چون در آن وقت ترک نماز جماعت علامه نفاق بود، حضرت معاذ وی را غئببانه تحت تهدید قرار داد، فردا همین موضوع به نبی اکرم صلی الله علیه وسلم یاد آوری گردیده صحابه کرام عرض کردند:

ماهر روز مشغول محنت ومزدوری می باشیم ووی در نماز خفتن سوره بقره را تلاوت می کند، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم حضرت معاذ را ملامت قرار داده فرمودند: «افتان انت یا معاذ» ای معاذ آیا مردم را در فتنه می اندازی؟ سوره های مانند والشمس، وللیل، والتین را در نماز بخوان زیرا مقتدیان در ضعیف، مریض، محنت کشیده می باشند، لهذا اینقدر تأخیر یا درازی قرأت که باعث انزجار نفرت وگریز نماز گذاران شود، جایز نیستت.

 

کیفیت تلاوت در تراویح:

چون تراویح نماز بوده وقرأت خواندن کلام الله است بناءً به هردو جانب توجه شده تا حیثیت هردو محفوظ باشد. اما بر خلافت حیثیت نماز وقرآن، عده تأکید بر سرعت تلاوت وسرعت ادای رکوع، سجده وقاعده می کند:‌ مثلاً اگر در یک منطقه یک قاری صاحب که تراویح را به اطمینان می دهد، بعد از فراغت وی از تراویح دنبال شان تبصره های صورت می گیرد که: تروایح نیست، قید خانه است، که یک مرتبه کسی در آن داخل شود، به آسانی از آن رهایی نیست.

اگر در رکوع می کنی، قرار در رکع واگر سجده می کنی قرار خواب می آید واگر التحیات می خوانیم طریقهق سلام را نمی داند. این است نظریات یک تعدااد مسلمانان درمورد انجام وظیفه مذهبی شان خلاصه اینکه عبادات را بطرز عبادات وعادات روی عادات باید شمرد در همه امرو از انصاف ومیانه روی کار گرفته شود با رعایت جمله حقوق اگر تلاوت باشد یا نماز، اداء صورت گرفته تا از آن بهره بدست آید.

 

معمول حضرت امام ابوحنیفه در تراویح:

همت عالی ودرک لذت عبادت نزد امام ابوحنیفه رحمه الله علیه طوری بود که در هر رمضان شریف 61 مرتبه ختم قرآن می فرمودند یعنی یک ختم را در شب، یک ختم را روز ویک ختم را در همه تراویح می نمودند. پس ماهم پیروان مذهب وی بوده اقلاً به برداشت کمی زحمت ومشقت راهش را تعقیب نماییم.

 

علاج بیداری در تراویح وشب قدر:

امام غزالی رحمه الله علیه نظر هفتاد نفر مشایخ صوفی را نقل نموده است که: «ثاوه خواب: آب است». بخاطریکه در تراویح وشب قدر بیدار باشیم باید نوشیدن آب کم گردد، نیز استعمال مرچ سیاه هم برای بیدار ماندن دواء مفید است ودماغ را قوت می بخشد. میتوانید قبل از نماز ویا در وقفه بعد از سلام آنرا بخورید تا به خواندن نماز چیزی را از خداوند جل جلاله حاصل نماییم.

خداوند جل جلاله می فرماید: «ایطمع کل امرء منهم ان یدخل جنة نعیم». آیا هر کس طمع دارد که در جنت های پرنعمت داخل گردند؟ هر گز چنین نیست که تنها طمع مورد دخول جنت باشد بلکه انجام دادن عمل جنت ضروری است. لهذا در رمضان المبارک از همت کار گرفته تا کم از کم یک ختم قرآنکریم باید بطور صحیح ومکمل کرده شود.

 

مثلث رمضان وحضور قلبی در تلاوت قرآن مجید:

تلاوت وشنیدن قرآن مجید باید به حضور قلب باشد، که از اثر دقت در تلاوت وشنیدن آن به میان آمده، مانند حافظ اینکه کدام رکوع را خوبتر یاد نداشته باشد، در خواندنش خیلی احتیاط وغور می نماید، لهذا چنین احتیاط ودقت را در همه نماز رعایت نموده، همین است معنای حضور قلب در نماز که حضرت شاه ولی الله محدث دهلوی رحمه الله علیه نیز آنرا ذکر نموده است.  واین کدام کار مشکل نیست تنهاآن فکر دوران نیت را در تمام نماز تحت نظر داشتن است.

 

طرز عمل حضرت تهانوی رحمه الله علیه در رمضان شریف:‌

  1. اذان خفتن بعد از آذان شام بوقفه یک ساعت وچهل دقیقه در میان گفته می شد.
  2. در امامت نماز فرض خفتن سوره های کوتاه را تلاوت می نمود وحلات مقتدیان را در نظر می داشت.
  3. تلاوت او در نماز تراویح بطور متوسط بود که هر حرف به طور واضح با رعایت اظهار واخفا وحقوق آن اداء می گردید.
  4. در شب های اول یک ربع ویک پاره بعداًیک یک پاره وبلاخره در شب بیست وهفتم رمضان المبارک قرآنکریم ختم می شد.
  5. از آغاز نماز خفتن الی ختم نماز وتر به شمول ختم قرآن همه یک ونیم سات وگاهی کمتر از آن وقت در بر می گرفت، وترویحه به اندازه خواندن پنج مرتبه درود شریف بوده که جنابشان به جهر می خواندند.
  6. وقتیکه بیست رکعت تراویح خوانده میشد، جناب شان دعانموده وبعداً وتر را اداء می کردند.
  7. جای که سجده تلاوت می بود آنرا اداء نموده واگر ازدحام مردم می بود، سجده تلاوت را در رکوع اداء می کرد، زیرا هر که متصل خواندن آیت سجده رکوع نماید ودر آن نیت سجده تلاوت را کرده باشد، سجده تلاوت اداء می شود.
  8. تعامل عمومی حافظان این است که قبل از سوره «اخلاص» در کدام سوره «بسم الله» را جهراً می خوانند، مگر جنابشان در ابتداء سوره «العلق» خواندند.
  9. دستور عام این است که سوره اخلاص سه مرتبه تکرار میشود، مگر حضرت شان یک مرتبه خواند.
  10. شب ختم هم طور عادی بوده هیچگونه امتیاز چراغان نمودن مسجد،‌آوردن شیرینی ها وجود نداشت بلکه حسب معمول شب های دیگر به شب ختم هم بعد از تراویح خانه تشریف می بردند.
  11. در شب ختم هیچ برای مردم دم کردن وجود نداشت.
  12. بعد از ختم قرآن مجید، در یک شب از سوره «والضحی» تا «والناس» ودر شب دوم از سوره «الفیل» تا آ×ر ودر شب سوم نصف پاره اخیر را کاملاً در تراویح خواندند.

 

ذکرواذکار ترویحات:

شخصی از حضرت تهانوی رحمه الله علیه پرسیدکه شما در ترویحات چه میخوانید؟ وی فرمود: شرعاً در ترویحات کدام ذکر خاص مقرر نیست، مگر خودم 25 مرتبه درودشریف میخوانم وبه آن رغبت دارم، وپنج مرتبه را مقرر نموده ام تا کسیکه کدام ضرورت عاجل دارد مثلاً آب خوردن وغیره میتواند فارغ گردد.

سوال: در معمولات اشرفی آمده که در ترویحات اذکار مسنون خوانده شود لهذا اذکار مسنون کدام اند؟

جواب: مراد از اذککار مسنون، اذکار خاص ترویحات نبوده، زیرا منقول نیست، وآنچه مروج است از احادیث پاک ثابت نگردیده و پابندی آن هم لازم نیستف وآن عده اذکار که فضیلت آن بلاقید وشرط در احادیث کریمه وارد است میتوانیم بخوانیم. 

فضایل قرآنکریم وتلاوت آن در ماه مبارک رمضان

فضایل قرآنکریم:

حضرت عائشه رضی الله تعالی عنه از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین روایت می کنند که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: «الماهر بالقرآن مع السفرة الکرام البررة والذی یقرأ القرآن ویتعتع فیه وهو علیه شاق له اجران» رواه البخاری ومسلم وابوداود وترمذی والنسایی وابن ماجه.

یعنی ماهر قرآن وتلاوت کننده با فهم باملائکه های معزز که مصروف نوشته های نیکی اند یکجا می باشند، وکسیکه با وجود لکنت وبندش زبان سعی وتلاش در تلاوت قرآن مجید دارد واحساس زحمت ومشقت می کند اجر وثواب آن دو چند می باشد.

ثواب تلاوت در رمضان مبارک:‌

حضرت سلمان فارسی رضی الله تعالی عنه در مورد ارشاد نبی کریم صلی الله علیه وسلم را چنین نقل می کندکه که جناب ناجی بشریت فرمودند: «یا ایهاالناس! قد اظلکم شهر عظیم مبارک، شهر فیه لیلة خیر من الف شهر، جعل الله تعالی صیامه فریضة وقیام لیلة تطوعًا من تقرب فیه بخصلة من الخیر کان کمن ادی فریضة فیما سوا، ومن ادی فریضة فیه کان کمن ادی سبعین فریضة فیما سواه».

یعنی ای مردم یک ماه بزرگ وبا برکت درشرف رسیدن است، درین ماه مبارک یک شب است که عبادت آن بهتر از هزار ماه است، خداوند جل جلاله روزه اش را فرض وقیام ش (تراویح) را سنت گردانیده، کسیکه بنابر یک خصلت وعمل نیک تقرب ونزدیکی بدگاه رب العزت جوید معادل فریضه در ماه های دیگر، واگر فریضه را اداء می نماید مساوی با هفتاد فریضه در اوقات دیگر موجب اجر وثواب می باشد.

رابطه بین رمضان المبارک و قرآن مجید:

در رمضان المبارک آخرین پیغام الهی (قرآنکریم) بر آخرین پیغمبرش حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم نازل گردیده که سلسله نزول کلام الهی و پیغمبری به قرآن کریم وحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم منتهی گردیده است ونزول قرآن به عظمت وکرامت ماه مبارک رمضان افزوده است.

زیرا نزول قرآن، تلاوت آن توسط نبی اکرم صلی الله علیه وسلم وهمه قرآنکریم ذریعه جبرئیل امین در رمضان تکرار کردن، در نماز تروایح برای امت ختم القرآن مسنون بودن واهتمام تلاوت آن در ماه مبارک رمضان اموریست که به قوی ترین رابطه رمضان المبارک با قرآنکریم دلالت میکند مناسب این است که درین ماه مزیداً به تلاوت اهتمام وتوجه کرده شود.

حضرت حکیم الامت تهانوی رحمه الله علیه عادت داشتندکه در ماه مبارک رمضان کارتعلیم وتلقین سالکان وطالب علمان را تقلیل بخشیده، به همه دوستان مشوره می فرمودند، تا اضافه تر متوجه تلاوت گردند.

خصوصیات مشترک رمضان وقرآن:

1.     شفاعت: در حدیث شریف آمده است که: روزه و قرآن هردو شفاعت می کنند. روزه می گویدکه ای رب من ما همین بنده مؤمن را از طرف روز از خوردن ونوشیدن منع شده بود، شفاعت مرا در حق وی قبول فرمایید. قرآنکریم می گوید: ماوی را از طرف شب نسبت مشغولیت تراویح وتلاوت از خواب باز داشته، لهذا شفاعت مرا در حق وی قبول فرما. پس شفاعت هردو در حق مؤمن قبول بارگاه رب العزت می گردد.

2.     قرب الهی: ذریعه روزه داری وتلاوت قرب الهی را مؤمن میتواند حاصل نماید واین صفت در هردو مشترک می باشد. گرچه سبب قرب روزه یکی وسبب قرب در تلاوت دیگری بوده، مگر در حصول قرب خاص هردو مشترک اند. سبب قرب خاص به تلاوت این بوده که با متکلم مناسبت خاص کلام کلام بوده، واضح است کسی که تلاوت زیاد می کند. تعلق خاص وی با خداوند جل جلاله قایم می گردد مثلاً کسی کدام دیوان یا کتاب تصنیف کرده باشد ومی بیند که شخصی او را می خواند، طبعًاصاحب دیوان وکتاب او را دوست داشته وبا وی محبت نموده وتعلق خاص را بر قرار می سازد گرچه خواننده مطلب آنرا هم نداند.

3.     اگر معنی ومطلب آنرا بداند یک کیفیت فوق العاده خیر وبرکت را در دایره جسم وروح احساس خواهد نمود.

تلاوت بدون فهم معنی:

تلاوت قرآنکریم بدون فهم معنی هم مورد مرحمت ومحبت الهی می گردد، وتلاوت کننده با وجود که معانی را نمی داند با آن هم تلاوت را دوام می دهد خود بیانگر محبت وی با قرآن است، واین بدان می ماندکه یک شخص یک کتاب را می خواند ومعانی آنرا نداند، محضًا اظهار محبت شمرده وآنکه مضامین را میداندممکن است بخاطرمضامین دلچسپ کتاب را بخواند ورنه محبت ذاتی به کتاب خواندن نخواهد داشت.

سرمایه اصلی تا تقرب به الله جل جلاله:

برای بنده مؤمن تقرب به خداوند جل جلاله سرمایه اصلی شمرده میشود که علوه از اعمال نیک دیگر، تلاوت کلام الله نیز شامل بوده گرچه معانی ومطالب آنرا نداند. مگراین بدان معنی نیست که فهم معانی ودرک مطالب ضروری نیست، بلکه بودن ذوات فاضله وتلاش گردد فهم امور مذکوره کلام مجید، تا خود بدانند ودیگران را تعلیم دهند ضرورت مبرم جامعه اسلامی بود، چشم پوشی از آنها صورت نگیرد.

حضرت امام احمد بن حنبل رحمه الله علیه الله جل جلاله را در خواب دید عرض کردکه: یا الله! کدام علمیست که ذریعه آن تقرب تو حاصل میشود؟ ارشاد گردیدکه تلاوت قرآن مجیداست. وی عرض کرد: بفهم او بلافهم، ارشادگردید: فهم وعدم فهم معانی در برکت تلاوت قرآنکریم تفاوت نداشته وتلاوت کننده مورد مرحمت ومحبت الهی قرار می گیرد.

فضیلت تلاوت:

یک سبب فضیلت تلاوت عظیم الشان این است که هیچ فعل از افعال خداوند جل جلاله به بنده گانش انتقال نمی کند، تنها تلاوت کلام مجید است که به تلاوت کننده منتقل می گردد. یعنی بنده عیناً کلام خداوند جل جلاله را تکرار می کند وبقیه افعال را انسان نمی تواند بعینه نقل کند، مثلاً قوت بینائی وشنوایی انسان مانند بینائی وشنوایی خداوند جل جلاله شده نمی تواند، اما زمانکه می گوید: (یَنَارُکُونِی بَردًا وَسَلَمًا عَلَیٰ إِبراهِیمَ) یا میگوید: (فَجَعَلنَٰهَا نَکَٰلًا لِۤمَا بَینَ یَدَیهَا وَمَاخَلفَهَا) عینَا کلام خداوند جل جلاله بوده، هیچ زیادت ونقصان در آن نمی آید.

طریقه تلاوت:

صاحبان طریقت برای تلاوت قرآن مجید تجویز نموده که تلاوت کننده خود را وسیله مانند گراموفون تصور نموده ومتکلم حقیقی را خداوند جل جلاله بدانند، که آن ذات بیچون کلامش را در حافظه انسان ثبت نموده وبدون اختیار از زبان انسان شنیده میشود مثلیکه تجلی کلام الهی بر یک درخت کوه طور جلوه افروز گردیده، صدای بی اخیتار (إِنَۤنِیَ أَنَا اۤللهُ لِآ إِلَهَ إِلَۤآأَناه) شنیده شد، در حقیقت این کلام درخت نبوده، متکلم خداوند جل جلاله ودرخت صرف یک وسیله مظهر کلام الهی گردید.

در تلاوت هم الله جل جلاله در آواز وصدای بنده سخن می گوید، مانند صدای که از توله شنیده میشود، حقیقتًا صدای توله نبوده بلکه صدای همان انسان است که توله را می نوازد. این مشابهت به کلام بنده با کلام الهی سبب تقرب بارگاه رب العزت می گردد همچنان حینیکه بادشاه از دربار بیرون میشود مشابه لباس خود با عده از مخلصین ومقربین لباس قبلاً به تن نموده تا باعث سرور وشادمانی بادشاه گردد،‌لهذا خداوندجل جلاله نیز بنده گان مخلص ومقرب را به لباس تلاوت کلام مجید آراسته کرده مورد خوشنودی رضای وی  گردند پس نیک بخت اند آنهاییکه در سینه هایش کلام الهی قرین است.

خصوصیت کلام الله وروزه:

کلام الله مجید یک عطیه بزرگ الهی بوده، قدر ومنزلتش را باید دانست، در هر حال تلاوت آن باعث برکت بوده، اگر فهم معانی آن میسر باشد ویا خیر، زیرا در تلاوت قرآنکریم خاصیت مشابهت با الله جل جلاله می باشد، وهمین خاصیت مشابهت را روزه نیز داشته که خداوند جل جلاله نیز از خوردن نوشیدن، ضرورت همسربی نیاز بوده وهمچنان روزه دار نیز در وقت معین از امور متذکره در دایره امساک بوده، از آن استفاده کرده نمی تواند چون هردوی عمل یعنی تلاوت وروزه خاصیت مشابهت با ذات کبریا هست، وهردو در ماه مبارک رمضان جمع می گردند.

از تلاوت قرآن کریم انوار پدید آمده واز روزه هم نورانیت جسمی وروحی به میان آمده گرچه تلاوت یک عمل وجودی بوده یعنی چیزی در آن انجام میشود روزه عمل عدمی بوده که بعضی امور در آن ترک می گردند، با آن هم در ایجاد نورانیت با هم مساوی اند. نورانیت روزه عبارت ازین است که: از اثر خوردونوش قوت بهیمی وحیوانی انسان ترقی نموده، توسن شهوت هرچه سریعتر درحرت می باشد، قوت بهیمی وشهوت منافی ایجاد نور بوده، اما روزه هرسه مواد مذکور را کنترول نموده که از اثر آن ترققی در ایجاد نور به میان می آیداصل خواهشات نفسانی سبب اجر بوده  که به امر شرعی کنترول گردند.

آنهایکه میل ورغبت به خورد ونوش وازدواج نداشته، ممانعت شان موجب اجر نخواهد بود، مانند نا بیناییکه از دین منع گردد، در حالکه او دیده نمی تواند، واگر بینا از نظر کردن منع گردیده ووی این امر را مدنظر گرفته منع شود، طبعی است که موجب پاداش خواهد گردید.

مثال خواهشات نفسانی مانند هیزم حمام است، گرچه هیزم و آتش مضر است اما برای حرارت حمام مفید، اگر آتش نباشد آب حمام گرم نگردیده واز آن استفاده درست به عمل نمی آید، اگر آتش نباشد نور وحرارت از کجا پیدا می شو؟ باید دید که نور وحرارت چگونه به میان آمد؟ این برکت همان حایل وپرده است بین آب وآتش که در آب حرارت ونورانیت پدیدار گردید. گرچه شهوت یک آتش مهلک است، اگر ذریعه تقوی و پرهیزگاری در پرده دیوار حفاظت گردد سبب ایجاد نورانیت بدن می گردد.

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بخاطر اهتمام الفاظ قرآنی مشقت تلاوت آنرا از طریق جبرئیل علیه السلام تحمل نموده زیرا یکجا خواندن انسان با ملک یا شنیدن از آن کار عادی و آسان نبوده، انسان تحت رعب وخوف جدی قرار می گیرد، این همه را تحمل نمودن خاص برای اهتمام الفاظ قرآنکریم بوده تا به طریقه درست حفظ گردد حس سعی وتلاش مزید رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بخاطر حصول همین هدف به حدی رسید که الفاظ قرانی را زود زود تکرار می فرمودند، مقام عالی الوهیت از اثر مرحمت ولطف بیکران خود محبوب پر تلاشش را به این فرمان سرفراز نمود:‌

(لَا تُحَرِۤک بِهِ لِسَانَکَ لِتَعجَلَ بِهِ، إِنَۤ عَلَینَا جَمعَهُ وَقُرءَانَهُ) یعنی تعجیل لسانی در مورد تلاوت را یکسوگذاشته، ثبت واستحکام این کلام مجید در حافظه ات، وظیفه وذمه داری خود میدانم. بالای همه امت مرحومه لازم است تا هر چه بیشتر در تلاوت و حفظ آیات های قرآن مجید سعی بلیغ نموده، راه وروش پیغمبر بزرگوار ونهایت رحیم را دستور العمل خود گردانند.

سهولت در حفظ قرآن مجید:

از اثر تلاوت کلام الله میتوان حفظ آنرا به سهولت نمود، زیرا سهولت حفظ معجزه قرآن مجیدبوده که نمی توان هیچ یک کتاب دیگر را ولو که خیلی مختصر هم باشد، مانند قرآن حفظت شود. به مراتب دیده شده که اطفال صغار امت اسلامی قبل از بلوغ حافظان قرآن گردیده اند،‌این است حفاظت قرآن ذریعه خداوندجل جلاله پس لازم است که افراد امت اسلامی اولاد های خود را به حفظ قرآنکریم تشویق نموده تا کلام خداوندجل جلاله در سینه ها محفوظ گردد.

علاقه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم با حفظ قرآن مجید:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم با وجودیکه خود با تلاوت و حفظ قرآن مجید عشق ومحبت خاص داشت، حفاظ گرامی قرآن را نیز تمجید نموده واز آنها میخواست تا تلاوت کرده وذات رسالت از تلاوت شان لذت می بردند. روزی به حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله تعالی عنه فرمودند: برایم تلاوت کنید، وی عرض کرد:‌«علیک اقرأ وعلیک انزل» او کمال قال.

آیا بر شما تلاوت کنم در حالیکه قرآن بالای شما نازل گردیده، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: بلی،‌میخواهم از زبان شخص دیگر بشنوم این است محبت وعلاقه مفرط صاحب قرآن به الفاظ قرآن، که میخواهد از دیگران نیز بشنود، در حالیکه به تلاوت سردار کائنات هیچ کس رسیده نمی توانست، مگر به آن هم از تلاوت دیگران لذت می بردند وقلبًا مسرور می گردیدند.

ذات پاک کبریایکه قرآن کلام اوست، خود به بنده تلاوت کننده اش توجه فرموده وقرآن را می شنود، این است فایده خواندن الفاظ قرآن مجید که توجه رب العالمین را بسوی بنده اش جلب می نماید.

ارتباط الفاظ قرآن با مقصود عبادتها:

هدف ومقصود اصلی عبادتها تقرب ونزدیکی به خداوند جل جلاله بوده، واز جانب خداوند جل جلاله اولاً الفاظ نازل گردیده که معانی تابع آن می باشد لهذا الفاظ زیاد قریب بارگاه الوهیت است. فرضًا اگر از جانب خداوند جل جلاله الفاظی نازل می گردید که هیچ کس به معنای آن پی نمی برد، با هم بنده گان پاک طنیت آنرا تلاوت نموده وتحفه عظیم پرودگار خود می دانستند.

زیرا اگر محبوب به عاشق خود چیزی بدهد، دو لذت را در بر خواهد داشت، لذت اولی حصول یک چیز از محبوب خود، و لذت دومی در استعمال آن حاصل می گردد. محبان مخلص خداوند جل جلاله الفاظ قرآن را به حیث عطیه وتحفه بزرگ الهی دانسته لذت اولی را کسب وبه فهم معانی آن لذت دوم نیز تکمیل می گردد. لهذا الفاظ ومعانی هردو باید در بدن مسلمان جمع گردد وبه حصول یک، استغنا از دوم ویا ترک دوم مناسب نیست.

ترجمه عاری از الفاظ قرآن مجید:

برای ترجه قرآن مجید به هرلسانکه باشد غرض استفاده اهل همان لسان یک اقدام نیک وسعی مفید بوده بشرطیکه با توام الفاظ قرآن بوده باشد، زیرا ترجمه های عاری از الفاظ قرآن حکیم یک نوع اهمال با  کلام الهی بوده خرید وفروش آن در ردیف حرام شمرده میشود ودیگر اینکه در نشر وتوزیع صرف ترجمه عاری از الفاظ قرآن، خوف ضایع شدن متن قرآنی بوده ومانند کتب مذهبی یهود ونصارا (تورات وانجیل) که تنها ترجمه هایش دیده میشود واز متون اصلی آن هیچ اثری در دست شان نیست.

ونیز نمیتوان ترجمه را بدون متن اصلی درست ویا غلط شمرد، زیرا میاس ومعیار ومحک اساسی ترجمه که متن است، وجود ندارد وهر کس وناکس میتواند حسبب طبیعیت خبیث وفکر نا رسا در تحریف معنوی قرآن مجید قدم بردارد، که به همه امت اسلامی درد سر خواهد گردید وسخن تا حدی خواهد رسید که در نماز هم ترجمه خوانده شود نهالفاظ مقرره، لهذا غرض جلوگیری از اهداف شوم دشمنان اسلام، ترجمه عاری از الفاظ قرآن ولو از جناب هر کس که باشد مورد هیچ گونه اعتماد نبوده مردود است.

خصوصیت های الفاظ قرآن کریم:

قران عظیم الشان دو خصوصیت دارد: خصوصیت لفظی، وخصوصیت معنوی. خصوصیت لفظی قرآن کریم این است که شأن وشوکت وعظمت متکلم را نشان میدهد، واز طاقت مخلوق چنین کلام منتها بالاتربوده که حتی یک آیت کریمه را هم نمیتوان ساخت وخصوصیت معنوی قرآن شریف این است که تلاوت کننده مطالب مندرجه آیات را فهمیده دستور العمل خود گرداند.

یا مختصر باید گفت که لفظ قرآن کریم بیانگر شان الوهیت ومعنای آن بیانگر حیات عملی مؤمن می باشد. اما ترجمه قرآنکریم به هر لسان که باشد و به هر اندازه دارای فصاحت وبلاغت ترجمه شود، اثر آن معادل متن قرآن هر گز شده نمیتواند، وهدف اساسی عبادت، استحضار عظمت وبزرگی معبود در قلب عباد است، و آن به تلاوت خود الفاظ قرآن مجید در نماز بوده، نه ترجمه اش.

اهمیت ووجوب علم تجوید:

چون الفاظ قرآن مجید بیانگرعظمت وشان وشوکت الهی بوده بناء طوری تلاوت شود، قسمیکه نازل گردیده است بخاطر حفاظت از غلطی های جلی وخفی در تلاوت قرآنکریم چاره نیت جز خواندن علم تجوید، تا تلاوت ما درست گردیده موجب اجر گردیم نه اینکه گنهگارشویم.

درموردصاحب جزری رحمه الله علیه چنین می گوید: «والا خذ بالتجویذ حتم لازم من لم یجود القرآن اثم» یعنی عمل به تجوید حتمی وضروری بوده، کسیکه قرآن را به تجوید نمی خواند گنهگار است، بناءً حصول معلومات تجوید برای تلاوت از وجوبات است. وعلامه جزری رحمه الله علیه می فرماید: معلم قرآن مجید درسش را به معیار تجوید عیار نماید ورنه معاش وی نا جایز خواهد بود.

تازمانیکه الفاظ عربی درست اداء نگردند، نمیتوانیم آنرا عربی شمرد کسیکه عرض درست خواندن قرآن مجید کوشش میکند واز استاد مسلکی مشق حروف وصفات آن را می آموزد، وبازهم تلاوت آن درست نگردد، مشکل در زبان باشد ونیز استاد مسلکی از عدم اصلاح تلاوت وی برایش خبر دهد، آنگاه وی معذور بوده وبه تلاوتش گنهگار نمی شود، واز اثر سعی وتلاش مستحق اجر وثواب تلاوت گردد.

ماهر قرآن کیست؟

ماهر قرآن کسی است که قرآن را با رعایت حروف وصفات آن خوانده میتواند ودر تلاوت مواجه مشکلات نمی باشد، ومراد از ملائک «کرام برره» «کرام برره» آن است که از لوح محفوظ کتب الهی را می نویسد بنابر حکم حدیث، ماهر بالقرآن مانند «کرام برره» عمل نموده که قرآن را بی تکلف خوانده ودر آخرت به این عمل خود صاحب مراتب اعلی می گردد، این است مصاحبت با ملائک در روز قیامت، در تعلیم وتعلم قرآن مجید، استاد وشاگرد مستحق ثواب واجر گردیده، وشرکت هردو درین عمل خیر را رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین خبر میدهد.

«خیرکم من تعلم القرآن وعلمه» بخاری شریف. یعنی در بین تان بهترین کسی است که خود قرآن را درست تلاوت نموده وبه دیگران نیز بدون زیادت ونقصان تعلیم دهد. چون قرآن مجید اصل دین مقدس اسلام بوده، وبقاء آن به حفاظت در سینه ها واوراق تعلق دارد واقدام به یکی یا هردو وطریقه موجب اجر وثواب بوده فضایل زیاد داد.

مرتبه حافظ القرآن:

در حدیث شریف آمده است که: روز قیامت به حافظ قرآن گفته میشود که قرآن را تلاوت نموده ومدارج جنت ها را طی کند وتلاوت به ترتیل صورت گیرد، چنانچه همین ترتیل وآهسته خواندن در دنیا عملی می کردید، مقام تو محل ختم آخرین ایت تلاوت تو می باشد.

در یک روایت آمده که: درجات جنت برابر به تعداد آیت های قرآن مجید بوده، هر که هرقدر آیات ها را میخواند به همان تعداد درجه هایش بلند می گردد. ملاعلی قاری رحمه الله علیه شارع «فقه اکبر» یک حدیث را به این مضمون نقل کرده است که کسیکه در دنیا هر قدر تلاوت می کند، به همان اندازه در قیامت میتواند تلاوت نمیاد، واگر در حیات دنیوی تلاوت نکرده باشد، در قیامت هم چیزی خوانده نمی تواند.

هستندکسانیکه بر اولاد های خود قرآن کریم را فظ نموده> مگر از اثر غفلت وبی ژروایی> اولاد شان این دولت بزرگ را ضایع ساخته فراموش کردند، خداوند به حال ما وشما رحم کند کسیکه قرآن کریم را یاد گرفته ودر تلاوت آن وفات شود، بنابر یک حدیث شریف، وی در قطار ولست حفاظ محسوب می گردد.

اعطای خداوندجل جلاله به حافظان قرآن کریم:

در یک حدیث قدسی پیغمبرصلی الله علیه وسلم می فرماید که خداوند جل جلاله می فرماید: کسیکه قرآن کریم او را از ذکرودعا منع کند، یعنی برای شخصیکه از اثر حفظ قرآن یا تلاوت یا تفکر فهم معانی آن بخاطر اصلاح عملی فرصت ذکر واوراد میسرنگررد، از همه آنهائیکه مصروف ذکر ودعا هستند، به اعطای بیشتر سر فراز خواهم کرد.

منزلت کلام الهی بر سایر کلامها به اندازه منزلت خداوندجل جلاله بر سایر مخلوق می باشد، ژس شخصیکه مصروف تلاوت ویا خدمت قرآنکریم باشد، بالای همه که مصروف در امور دیگراند، ممتاز وصاحب فضیلت است. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید: کسیکه تلاوت می کند در بدل ههر حرف قرآن مجید برایش ده نیکی داده میشود، بعداً فرمودند: من نمی گویم که «الم» یک حفرف است، بلکه سه حرف است که سی نیکی را در قبال دارد، واین درجه اقل بوده، زیادت را حدی نیست، برای کسیکه خداوند جل جلاله خواسته باشد.

حافظ قرآن عذاب نمی شود:

ملاعلی قاری رحمه الله علیه روایت ابو امام را نقل می کند که: قرآن کریم را حفظ کنید، زیرا خداوند جل جلاله آن قلب را عذاب نمی دهد که قرآن مجید در آن محفوظ است. به روایت دیلمی رحمه الله علیه یک حدیث از حضرت علی رضی الله تعالی عنه منقول است که: حاملین قرآن یعنی حفاظ قرآنکریم تحت سایه عرش خداوند ی با انبیاء وشخصیت های بر گزیده یکجا خواهند بود.

کسیکه از قرآن هیچ یاد ندارد:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: قلب شخصیکه در آن از آیات کلام الله هیچ محفوظ نیست، مانند خانه ویران است لهذا قلب ویران محل تسلط شیطان وخانه ویران محل بودوباش انواع خزنده ها وگزننده های مهلک می باشد، اگر قلب ویران را از اثر نبودن بصیرت تام ونو را نیت درک کرده نمی توانید. خانه های ویران وکیفیت حاکم بر ان را دیده وشنیده اید از آن به کیفیت قلب ویران باید ژی برد.

در حدیث فوق تأکید بر حفظ آیات قرآنی بوده تا قلب بنده مومن محل نور گردیده و از ظلمات شیطانی نجات یابد (فضایل) از اثر تلاوت کلام الله مجید، زنگ وچرک معصیت از قلب دورگردیده، ژرده های غفلت یکی ژی دیگری از بین رفته، وعوض آن نورانیت به میان آمده، حتی محل تلاوت نیز منور میشود.

در شرح «احیاء العلوم» امام غزالی رحمه الله علیه حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را به این شرح نقل گردیده است: در خانه های که قرآن خوانده میشود، نزد مخلوق آسمانی طوری تجلی می کند مثلکه ستاره ها به ساکنان زمین مجلل معلوم شود.

فضیلت خصوصی استادان قرآن عظیم الشأن:

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه ارشاد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کند: هر قومیکه غرض تلاوت قرآن مجید در مساجد گردهم می آیند، خداوند جل جلاله بر آن قوم سکینه یعنی اطمینان قلبی نازل فرموده و آنها را تحت چادررحمت ومهربانی خاص قرار داده، ملائک رحمت بخاطر اعزاز واکرام شان از آنها طواف نموده، وذکر خیر شان در مجالس ملائئک صورت می گیرد.

در حدیث فوق الذکر فضیلت خاص مدارس ومکاتب قرآنی ذکر گردیده، سعی شود تا چنین مراکز احداث وبه اهتمام کامل ژیش روند، تا با شنده گان شان همیشه تحت رحمت الهی قرار گرفته، ومرود بحث وذکر مجالس ملائک باشند به اعتبار اینکه استادان وشاگردان قرآن را جماعت ملک احاطه می کنند در کتب احادیث شریف واقعه مفصل حضرت اسید بن حضیر رضی الله تعالی عنه چنین ذکر گردیده است که:‌

وی در جریان تلاوت بالای سرش سایه را دید ودر آن سایه چیز های مجلل ومنور مانند چراغها را نیز ملاحظه نمود زمانیکه به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چشم دید خود را عرض کرد، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: جماعت ملائک بود که غرض شنیدن تلاوت ات آمده بودند وازدحام شان به شکل سایه وابر بوده ومشعال های فروزان عبارت از روی آنها بود.

مرتبه ومنزلت تلاوت کننده:

حضرت ابوسعید الخدری رضی الله تعالی عنه می فرماید: در یک جماعت خیلی فقیر مهاجرین نشسته بودم، وهمین جماعت کسانی بودندکه از اثر نداشتن لباس نهایت ضروری غرض ستر و ژرده یکی در عقب دیگری خود را ژنهان می کردند. یکی از آنها تلاوت می کرد، در همین اثنارسول اکرم صلی الله علیه وسلم تشریف آورده نزدیک ما استاده شد.

به تشریف آوری اش قاری سکوت نموده، آن حضرت صلی الله علیه وسلم بعد از سلام پرسیدندکه چه می کردید؟ ما عرض کردیم تلاوت کلام الله مجید را می کردیم. حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم فرمودند: ثنا وستایش مرخداوندی راست که در امت شخصیت های را آفریده که برایم حکم استاده شدن در پهلوی شان گردید بعداً روسول اکرم صلی الله علیه وسلم در وسط مجلس ما نشستند تا همه ما ویرا به آسنانی دیده وبه دیدار وی همه مسرور گردیم.

فضیلت شنیدن قرآن مجید:‌

گرچه فضیلت های شنیدن قرآن کریم خیلی زاد بوده که روایت های حدیث شریف آنرا نقل نموده، وازین اضافه تر چگونه فضیلت خواهد بود که به پیغمبر صلی الله علیه وسلم دستور شرکت ونشستن در مجلس قرآن از جانب ذات بی چون داده شد. حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله تعالی عنه می فرماید: روزی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بر منبر تشریف داشت، ارشاد فرمود: برایم قرآن بخوان عرض کردم: قرآن بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل گردیده و چگونه در محضرش تلاوت خواهم کرد؟

فرمودند آروز دارم از دیگران بشنوم. مبارک شان اشک بار گردیده مروارید اشک اش سرازیر گردید. یک مرتبه حضرت سالم مولی الحذیفه تلاوت می کرد، رسول اکرم غرض شنیدن آن خیلی وقت استاده بودند ومی شنید. یک روز رسول اکرم صلی الله علیه وسلم تلاوت حضرت ابو موسی اشعری رضی الله تعالی عنه را شنیدند، ووی را خیلی توصیف نمود. همه روایت های فوق بیانگر فضیلت تلاوت می باشند.

فضیلت تلاوت در نماز:

روایت حضرت انس بن مالک رضی الله تعالی عنه فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین نقل می کند:‌ «من قرء القرآن فی صلاتة فانما کان له بکل حرف مأئة حسنة، ومن قرأة قاعداً کان بکل حرف خمسون حسنة، ومن قرأ فی غیر صلاة کان له بکل حرف عشر حسنات، ومن استمع الی کتاب الله کان له بکل حرف حسنة».

یعنی کسیکه در حالت قیام در نماز تلاوت می کندبه هر حرف صد نیکی داده میشود واگر در حالت نشستن در نماز تلاوت می کند، به هر حرف پنجاه نیکی وتلاوت خارج نمازبه هرحرف ده نیکی، واگر به غور وفکر از کسی می شنود به هر حرف آن مستحق یک نیکی می گردد.

حضرت امام غزالی رحمه الله علیه مصنف کتاب (احیام العلوم) از حضرت علی رضی الله تعالی عنه روایت می کند:‌هر کسیکه در نماز استاده تلاوت کند به هر حرف مستحق صد نیکی، وکسیکه خارج از نماز با وضوء تلاوت می کند به هر حرف 25 نیکی، وبه تلاوت بدون وضوء‌به هر حرف ده نیکی، واگر خود تلاوت نکند از دیگران بشنود، به عوض هر حرف ثواب یک نیکی را دارد.

مسئله: فتوای بعضی علماء است که شنیدن نسبت به تلاوت ثواب زیاد دارد زیرا تلاوت آن نفل وشنیدن آن فرض است بناء درجه فرض بلند تر از نفل است، ودر ثواب هم همین قدر تفاوت است.

مسئله: بدون وضوء مس قرآن جایز نبوده اما وضوء تلاوت آن کدام ممانعت ندارد.

فایده: داخل نماز قرأت قرآن مجید فرض بوده، هر قدر که تلاوت زیاد باشد به همان اندازه ثواب آن بیشتر می گردد ونیز در تلاوت نماز بین ثواب تلاوت کننده وسامع هیچ فرق نبوده بلکه هردو مستحق صد نیکی به هر حرف می باشد.

خواندن وشنیدن قرآن کریم در تراویح:

قبلاً راجع به ثواب خواندن وشنیدن قرآنکریم در نماز چیز گفته شد، اکنون اندازه قرأت در نماز تروایح وشنیدن آن را در نظر گرفته که به فضل وممرحمت خداوند جل جلاله بنده مؤمن تا کدام حد مستحق اجر شده میتواند وهمچنان تعلیم قرآن به دیگران هم باعث فضیلت اجر عظیم می گردد.

حاکم از حضرت بریده رضی الله تعالی عنه ارشاد نبی کریم صلی الله علیه وسلم را چنین نقل نموده است که جناب شان فرموده است:‌کسیکه قرآن کریم می خواند و به آن عمل می کند، به سرش تاج نور نهاده میشود وبه والدینش دو جوره لباس پوشانیده میشود، که تمام دنیا در برابر آن هیچ خواهد بود، آنها عرض می کنند که ای خداوند جل جلاله این لباس اجر کدام عمل من می باشد؟ برایش گفته میشود که این ثواب در تلاوت وتعلیم قرآن اولادتان می باشد.

در «مجمع الفواید» از طبرانی ارشاد نبی کریم صلی الله علیه وسلم به روایت حضرت انس رضی الله تعالی عنه چنین آمده است که: کسیکه به اولاد خود قرآنکریم را به ناظره تعلیم دهد، از اثر این سعی گنهان قبلی وبعدی اش بخشیده میشوند. وکسیکه بر اولاد خود قرآنکریم را حفظ کند، در روز قیامت مانند مهتاب چادر هم منور بر او انداخته خواهد شد وبه اولادش گفته خواهد شد تا تلاوت را آغاز کند، به تلاوت هر آیت کریمه یک یک درجه پدرش بلند می گردد تا که همه قرآن کریم تکمیل شود.

فضایل تاج پدر ومادر حافظ قرآن مجید:

حضرت معاذ جهنی رضی الله تعالی عنه ارشاد گرامی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را این گونه روایت می کند: کسیکه قرآنکریم را می خواند وآنرا دستورالعمل خود می گرداند به والدینش تاج پوشانیده میشود که روشنی اش از روشنی آفتاب زیاد بوده به اندازه ایکه آفتاب در خانه شما باشد.

این است اعزاز والدین حافظ قرآن، بناءً درجه واعزاز خود حافظ وعامل به قرآن مجیدچه قدر خواهد بود. سبب این اعزاز والدین بخاطر زحمت وسعی مادی ومعنوی آنها در تعلیم نیک اولاد بوده که به یاد گرفتن قرآن منجر گردید. مصارف مادی اش را بر داشت ووی را متوجه تعلیم قرآن نموده، این تعلیم را ضیاع عمر وزحمت بی نتیجه نشمرده، بلکه روی کی هدف عقیدوی به اقدام صورت گرفته است.

اگر قدری اعراض از تعلیم قرآنی به میان می آید آن هم از اثر تساهل عده مسجد نشینان بود که تعلیم قرآن را صرف هدف نا چیز اعاشه واباته قرار داده، هدف اساسی آن که تنویر اذهان وقلوب امت مسلمه بود فراموش گردید. اقتدار دوصد ساله بریطانیا به اطراف اکناف عالم در صدد این بود تا تعلیمات قرآنی را خاتمه بخشیده اولاد امت مسلمه را در تعلیمات غیر اسلامی مصروف سازند.

مگر فراموش نباید کرد، خدمت ها، سعی وتلاش آن فرزندان اصیل امت که راه مقاوت را در برابر استعمار انگلیس باهمه توان در ژیش گرفته، قرآن وتعلیمش را در قلب جا داده، که بر خلافت آرزوی استعمار، تعداد حفاظ قرآن مجید وشیوع تعلیمات قرآنی در سرزمین های تحت تسلط، حسب مهربانی ومرحمت خالق جهان روز افزون گردید، واقعًا اگر این مقاوت جدی نمی بود، به مشکل کدام حافظ یا مرکز تعلیمات قرآنی را شاهد می بودیم.

یک حدیث جامع در مورد ثواب تلاوت قرآن مجید چنین است که از عبدالله بن عباس رضی الله تعالی عنه روایت شده است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در آن می فرماید: «من استمع حرفا من کتاب الله ظاهراً، کتبت له عشر حسنة ومحیت عنه عشر سیئات ورفعت له عشر درجات، ومن قرء حرفا من کتاب الله فی صلوة کتبت له خمسون حسنه ومحیط عنه خمسون سیئة ورفعت له خمسون درجة، ومن قرأ حرفًا من کتاب الله قائمًا کتبت له مأئة حسنة ومحیت عنه مأئة سیئه ورفعت له مأئة درجه ومن قراء فختمه کتب الله عنده وعوة مستجابة او موخرة».

یعنی کسیکه تلاوت یک حرف قرآن را شنید، برایش ده نیکی نوشته شده وده گناهش عفو، وده درجه اش بلند می گردد. وکسیکه یک حرف قرآن را در نماز تلاوت کرد، برایش پنجاه نیکی نوشته شده، پنجاه گناهش بخشش وپنجاه درجه برایش بند میشود وشخصیکه به استاده در نماز یک حرف از قرآن کریم را تلاوت می کند، برایش صد نیکی تحریک گردیده، صد گناهش مورد عفو قرار گرفته وصد درجه اش بلند می گردد. کسیکه قرآنکریم را ختم نماید، خداوند جل جلاله یک خواست وی را در عین وقت ختم ویا بعد تر قبول می فرماید.

قبولیت دعا در وقت ختم قرآن مجید:

حضرت جابر رضی الله تعالی عنه به ارتباط موضوع فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین نقل می کند: «ان لقارئٌ القرآن دعوة مستجابة فان شاه صحبها عجلها فی الدنیا وان شاء أخرها الی الآخرة». یعنی یقیناً دعای تلاوت کننده قبول بارگاه الهی می گردد، اگر تلاوت کننده میخواهد دعایش در دنیا قبول گردد ژس چالاکی کرده دعا کند، واگر میخواهد در آخرت بخواهد ژس دعای خود را مؤخرکند وحسب روایت حضرت انس رضی الله تعالی عنه از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نقل می کند: «مع کل ختمة دعوة مستجابة» یعنی در هر ختم قرآن یک دعا قبول میشود.

انعام ختم قرآن:‌

فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را حضرت انس رضی الله تعالی عنه چنین نقل می کندکه جناب ناجی بشریت فرمود: «ان لصحب القرآن عند کل ختمة دعوة مستجابة وشجرة فی الجنة لو أن غرابًا طار من اصلها لم ینته الی فرعها حتی یدکه الهرم». یعنی برای تلاوت کننده در هر ختم قرآن کریم یک دعا قبول میشود، ودر جنت برایش یک درخت داده میشود که اگر یک زاغ از تنه همان درخت ژرواز کند به آخر آن درخت نخواهد رسید مگر اینکه پیرگردیده، از پروازخواهد ماند.

طریقه مسنون ختم القرآن:

حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه از حضرت ابی بن کعب رضی الله تعالی عنه روایت می کند:‌ «أن نبی صلی الله علیه وسلم اذا قرأ: ققل اعوذوبرب الناس، افتح من الحمد ثم قرأ من البقرة الی الئک هم المفلحون، ثم دعا بدعاء الختمة ثم قام».

یعنی یقینًا زمانیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در وقت ختم قرآن کریم آخرین سوره را تلاوت می کرد دو باره از سوره فاتحه شروع نموده و از سوره بقره تا هم المفلحون تلاوت فرموده، دعا نموده ومجلس ختم را اختتام می بخشیدند.

فائده:‌بعد از ختم قرآن کریم، خواندن فاتحه و اوائل سوره بقره تا هم المفلحون سنت بوده بناءً در ختم توجه شود.

دعای ختم قرآن:‌

حضرت ابوامامه باهلی فرموده رسول اکرم صلی الله علیه راچنین روایت می کند:‌ «اذا ختم احدکم فلیقل: اللهم انس وحشتی فی قبری». یعنی وقتیکه یکی از شما قرآن کریم را ختم کردید دعای متذکره را بخوانید. البته دعای مکل در اخیر قرآنکریم تحریر شده ضرور بعداز ختم خوانده شود.

اجتماع ختم القرآن ودعا خواستن:

وقتیکه حضرت انس رضی الله تعالی عنه ختم قرآن کریم می فرمودند همه اهل وعیال خود را جمع نموده وبعداً دسته جمعی دعا می کردند. حضرت مجاهد رحمه الله علیه می فرماید که صحابه کرام در وقت ختم القرآن جمع می شدند، زیرا همین وقت نزول رحمت الهی است.

حکم بن عتبه حکایت می کند که: حضرت مجاهد شخصی را به من فرستاد که باوی حضرت ابن ابی امامه هم موجود بود، هردوبرایم گفتندکه: ما اراده ختم قرآن داریم، چون در وقت ختم دعا قبول میشود، شما را نیز غرض شرکت درین دعا دعوت می کنیم.

شرکت در مجلس ختم القرآن:

حضرت عبدالله ابن مسعود رضی الله تعالی عنه فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کند: «من شهد فتح القرآن فکانما شهد فتوح المسلمین حین تفتح، ومن شهد ختم القرآن فکأنما شهد الغنائم».

یعنی کسیکه در افتتاح ختم حاضر گردید، مثلکه در ابتداء جهاد با افراد مجاهدین حاضر وشریک گردید، وکسیکه در وقت ختم حاضر گردد مانند کسیست که در وقت غنیمت وتقسیم مال حاضر شده باشد.

استغفارملائک:

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده است: «اذاختم العد القرآن صلی علیه عند ختمه ستون الف ملک». زمانیکه بنده قرآن کریم را ختم کند در آن وقت شصت هزار ملک برایش دعای مغفرت می کنند.

ختم قرآنکریم ومحلات جنت:

فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را حضرت انس بن مالک رضی الله تعالی عنه چنین روایت می کندکه: «مامن مؤمن ولا مؤمنة الا وله وکیل فی الجنة ان قرء القرآن نیاله القصود وان سبح غرس الاشجار وان کف کف».

یعنی هر مرد مؤمن وهر زن مسلمان در جنت وکیل دارد، وقتیکه آنها تلاوت می کنند، وکیلانش در جنت قصور می سازند، ووقتیکه تسبیح میگویند برایشان نهال می شانند، ووقتیکه از تلاوت وتسبیح چپ گردند، وکیلانش نیز از عمل دست بر دار می گردند.

ومن الله توفیق

 

چه وقت باید افطار کرد

وقت افطار

درموردوقت افطار ارشاد احکم الحاکمین جل مجده است که در کلام پاکش قرآنکریم می فرماید: (ثُم أَتِمُوأ أَلصِیَامَ إِلَی اُلَۤیلِ) یعنی بعد از صبح صادق تا غروب آفتاب همانا ورود شب روزه را تکمیل نمایید. آیه کریمه آخرین وقت روزه را تعیین وبیان فرموده است.

حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه فرموده اند که جناب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «واذا اقبل اللیل من ههنا وادبر النهار من ههنا وغربت الشمس فقد افطر الصائم» یعنی وقتی که شب ازینطور (مشرق) آغاز گردید وروز این طرف (مغرب) برود، وآفتاب کاملاً غروب (بنشیند) روزه را مستحق افطار است.

نقطه عجیب این است که در حدیث شریف لفظ «افطر» ذکر گردیده که بیانگر دو نکته است:

1.     نکته اول: روزه دار فوراً افطار نموده، در خورد ونوش تأخیر ننماید.

2.     نکته دوم: چون وقت روزه اش شرعًا تکمیل گردیده بناءً بععد از غروب چیزی هم نخورد، درقطار افطار کننده ها شامل می باشد.

اگر کسی بدون نیت افطار چیزی بخورد، ویا به فکر اینکه آفتاب هنوز غروب نکرده، افطار کرد، حال آنکه آفتاب غروب کرده بود، بالایش هیچ قسم قضاء وکفاره نیست، زیرا وقت روزه داری شرعاً تکمیل ووقت افطار آغاز گردیده است.

حضرت ابودرداء رضی الله تعالی عنه روایت می کند: «کان رسول الله صلی الله علیه وسلم اذا کان صائماً، امررجلًا یقوم علی نشر من الارض، فاذا قال: قد غربت الشمس، افطر». یعنی وقتیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روزه دار می بود، وقت غروب آفتاب کسی را حکم می فرمودکه کسی به جای نسبتًا بلند استاده شده از غروب کامل آفتاب خبر دهد، زمانیکه همان شخص از غروب کامل آفتاب خبر می داد وی افطار می فرمودند.

از احادیث فوق مفهوم واضح آیه کریمه در مورد وقت نهایی روزه ثابت می گردد. غروب آفتاب ذریعه چشم اگر مطلع صاف باشد، وذریعه آلات عصری اگر مطلع ابر آلود باشد، بالیقین معلوم می گردد، با آن هم اگر کسی روزه افطار نکرد، عذر شرعی ندارد وبدون مکلفیت شرعی تحمل گرسنگی وتشنگی را نموده است.

عجله در افطار:

حضرت سهل بن سعد رضی الله تعالی عنه راجع به عنوان فوق ارشاد پیغمبرصلی الله علیه وسلم را نقل می کند که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: «لایزال الناس بخیر ما عجلوا افطر» یعنی تا وقتیکه افراد امتم در وقت اول مغرب افطار کنند، خیر وثواب زیاد می برند.

روایت دیگر از سهل بن سعد است که در آن پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده اند: «لایزال امتی علی سنتی مالم تنظر بفطرها النجوم» یعنی امتانم تا وقتی به سنت من استوار باشندکه در افطار شان متظر جلای ستاره ها نگردند،‌یعنی بعد از غروب آفتاب فوراً افطار نمایند.

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه حدیث قدسی را از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین نقل می کنندکه پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده اند: «احب عبادی الی اعجلهم فطراً» یعنی خداوندجل جلاله می فرمایدکه آنهای که در افطار عجله می کنند از جلمه بنده گان محبوب من بوده وزیاد دوست دارم ومطلب این است که بعد از غروب آفتاب انتظار نکند.

سه صفت راخداوند دوست دارد، آن اینکه حضرت یعلی مره رضی الله تعالی عنه از نبی کریم صلی الله علیه وسلم روایت می کند که سه چیز است که خداوند با آن خوشحال شده وآن را دوست می دارد: تعجیل در افطار وتآخیر در سحری وسوم درهنگام قیام در نماز دست راست را بر دست چپ نهادن است.

تأخیر درافطارچگونه است:

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت می کند که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده که: «لایزال الذین ظاهراً ما عجل الناس الفطر، لأن الیهود والنصارا یؤخرون ارواً» یعنی دین داران تا وقتی غالب می باشند تا که در افطار خود تعجیل می نمایند، زیرا یهود ونصارا در افطار خود تأخیر می کردند، واقعیت این است که مخالفت یهود ونصارا سبب عزت وسرفرازی شخصیت های مؤمن می گردد.

رازتعجیل افطار وتأخیر سحری:

تعجیل در افطار وتأخیر سحری حکم الهی بوده وعمومًا بر بنده های مؤمنش در ایام روزه داری یک نوع آسانی وسهولت که از اثر شفقت وکرم خداوند متعال بوده که شمال حال شان می گردد. اما عوض تابعداری امر خداوند جل جلاله اگر راه معاندین ودشمنان خداوند جل جلاله تعقیب گردد، بدیهی است که از مرحمت محروم ودچارسرزنش وغضبب قرار می گیرند.

1.     مسئله اول: در وقت غروب یقینی آفتاب هر چه زودتر افطار کردن مستحب بوده واگرباز هم تأخیر می کند، مکروه است.

2.     مسئله دوم: در روز های ابر آلود اگر وسیله ظبط اوقات (ساعت) وغیره نبود کمی افطار تأخیر کند تا غروب یقینی گردد.

اگر آذان مغرب شنیده شد، وروزه دار متیقن غروب آفتاب نبود، افطار را اقلاً سه دقیقه تأخیر نماید.

3.     مسئله: تا وقتیکه شک در غروب آفتاب باشد افطار کردن جائیز نیست.

افطار با چه بهتر است:

حضرت سلمان بن عامر رضی الله تعالی عنه در این مورد فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودندکه:‌ «اذا کان أحدکم صائمًا فلیفطر علی التمر، فان لم یجد التمر فعلی الماء فإن الماء طهور» یعنی هرگاه کسی از شما روزه دار بود، بهتر است که روزه اش را با خرما افطار کند،‌اگر خرمامیسرنبودپس بهتر است که با آب افطار کند زیرا آب بسیار چیز پاک است.

حضرت انس رضی الله تعالی عنه راجع به افطار رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین خبر میدهد:‌ «کان النبی صلی الله علیه وسلم یفطر قبل أن یصلی علی رطبات، فان لم تکن رطبات فتمیرات، فان لم تکن تمیرات، حسا حسوات من ماء» ابوداود ص ۱۷۵. یعنی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم قبل از اداء نماز مغرب به خرمای تازه افطار می فرمودند،‌واگر میسر نمی بود به خرمای خشک افطار می نمودند واگر آن هم میسر نمی بود پس باآب روزه را افطار می کردند.

دراین جا به ذکر دو مسئله می پردازیم:

1.     افطار بر خرمای تازه ویا خشک بهتر بوده، در نبودنش به چیز دیگر ویا آب افطار نموده، خلاصه اینکه افطار به غیر خرما وآب نیز درست.

2.     عده افطار به نک را موجب ثواب واجر دانسته که این نظر کدام اساس در شریعت ندارد.

افطار وپابندی علماء معاصر به وقت افطار:

حضرت مولانا خلیل احمد سهانپوری صاحب رحمه الله علیه اهتمام مزید به ساعت دیواری داشت حتی غرض کنترول وقت آن یک شخص موظف بود، لکن به طور خاص در رمضان المبارک این اهتمام جدی تر می گردید، وافطار را طبق جنتری اوقات با احتیاط سه دقیقه تأخیر می نمودند.

وهمچنان اعلی حضرت رائپوری رحمه الله علیه نیز درین مورد اهتمام قابل ملاحظه داشتند، با وجودیکه در رائپور طلوع وغروب آفتاب صفا وواضح به نظر می رسید با آن هم در کنترول اوقات توجه می داشت موصوف در تهیه آب بزمزم وخرما سعی می داشت حتی تحایف خرما وآب زمزم حجاج گرامی را که برای شان می آوردند برای ماه مبارک رمضان نگه می داشتند واگر مقداری از خرما خوف فساد آن ایجاد می گردید، قبل از رمضان به مردم توزیع می نمود.

حضرت مولانا تهانوی رحمه الله علیه فرموده اند: معمولاً روزه داری ام طبق معمولات قبل از رمضان المبارک می بود، زیرا بعضی حضرات برای افطاری در رمضان شریف معمولات اختصاصی از قبیل تهیه آب زمزم وخرما داشتند، اما معمول عمومی ام در افطار فقط موجودیت افطاری بود، اگر خرما، آب زمزم، آب گرم ویا کدام میوه تازه، میبودبا آن روزه افطار می کردم.

دعای افطار:‌

حدیثیکه به حضرت معاذ بن زهره تابعی رسده وی چنین روایت می کند که: «أن نبی صلی الله علیه وسلم کان اذا افط قال اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت» ای خداوندجل جلاله خاص برای تو روزه گرفته ام وبه رزق تو افطار کردم در وقت افطاری خواندن همین دعا سنت بوده وبعد از افطاری دعای ذیل خوانده میشود، که عبدالله بن عمر رضی الله تعالی عنه روایت کرده است.

حضرت عبدالله ابن عمر رضی الله تعالی عنه روایت می کند که می فرماید:‌ (کان نبی صلی الله علیه وسلم اذا افطر قال: ذهب الظماء، وابتلت العروق وثبت الاجر ان شاء الله» رواه ابوداود ص ۳۲۱. یعنی حینیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم افطار می فرمودند، بعداَ می فرمودندکه: تشنگی ام رفع ورگ های خشک ترگردیدواگر خداوندجل جلاله خواسته باشد اجر وثواب هم ثابت شد.

تشریح: یعنی زحمت وتکلیف ناشی از روزه داری که به تشنگی وخشکی عروق بدن انجامید، از اثر افطار بکلی رفع گردیدکه حالانه احساس تشنگی ونه خشکی عروق میشود وانشاه الله که اختتام ناپذیرآخرت هم ثابت گردید. ایراد کلمات متذکره از جانب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شکر خداوندی بوده، تعلیم وتلقین به امت است که روزه داران باید چنین احساس کنند.

سرور وفرحت افطار:

حدیث شریفی از ناجی بشریت حضرت پیغمبر حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم روایت است که در آن فرموده اند: «للصائم فرحتان، فرحة‌ عن الفطر وفرحة عند لقاء الرحمن» یعنی برای انسان روزه داردو خوشی وسرور است، یکی خوشی وسرور افطار ودیگری خوشی وسرور مشرف شدن به دیدار خداوند متعال در روز قیامت.

واکثر علماء در تشریح این حدیث شریف فرموده اندکه: از دو سبب فرحت وخوشی نصیب روزه دار می گردد:‌یکی اینکه تکمیل علم از اثر شکر واحسان الهی بر تکمیل روزه بدون فساد ونقصان وسبب دوم اینکه:‌ از اثر افطار وخوراک گرسنگی وتشنگی رفع گردیده که باعث فرحت وسرور می باشد.

ثواب افطار دادن:

حضرت سلمان فارسی رضی الله تعالی عنه روایت می کند که: رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در آخرین روز شعبان المعظم به ما خطاب فرمودند، که در یک بخش خطبه اش چنین به ما گفت: «من فطر فیه صائمًا کان له مغفره لذنوبه وعتق رقبته من النار وکان له مثل أجره من غیر أن ینقص من اجره شی، قلنا یا رسول الله:‌لیس کلنا یجد ما یفطر به الصائم، فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: یعطی الله هذا الثواب من فطر صائمًا علی مذاقة لبن او شربة من ماءٍ ومن اشبع صائمًا سقاه الله من حوضی شربة لا یظمأ حتی یدخل الجنة الی آخره» رواه بیهقی فی شعب الایمان.

حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم در خطبه اش فرمودندکه کسی که غرض حصول رضای خداوندجل جلاله به کسی افطاری بدهد، این عملش باعث مغفرت گناه وآزادی از آتش دوزخ می گردد، وبه اندازه روزه دار ثوابش داده میشود واز ثواب روزه دار چیزی هم کم نمی گردد، حضرت سلمان فارسی می گویدکه ماعرض کردیم که ای پیغمبر خداوند جل جلاله! همه ما توانایی تهیه ودادن افطاری به دیگران را نداریم آیا طبقه غربای ما ازین ثواب محروم خواهد ماند؟

سلمان فارسی می گویدکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودندکه این ثواب به همه آن کسانیکه یک گیلاس شیر، یک گیلاس آب به روزه دار بدهد داده می شود ونیز جناب حضرت فرمودند: کسی که برای روزه دار طعام کافی بدهد، خداوند جل جلاله وی را در قیامت از حوض کوثر سیر آب خواهد نمود، که قطعًا تشنه نخواهد گردید تا که به جنت داخل گردد.

از حدیث شریف ثابت گردیدکه افطاری دادن به روزه دار فضیلت داشته وخداوند جل جلاله عوض آن سه قسم اجر می دهد که موقوف به سیر کردن روزه دار نبوده بلکه کمی شیر، آب، خرما ویا یک لمه نان نیز موجب این اجرهای سه گانه خواهد گردید.

1.     مغفرت از گناه ها.

2.     نجات از آتش دوزخ.

3.     به اندازه ثواب روزه دار ثواب دادن که از ثواب روزه دار چیزی کم نمی شود.

اکنون فکر کنیدکه به اعطای چیز های که ذکر گردید، از توانایی هرکس پوره بوده وحتی هیچ نع تحمل مشقت وزحمت در آن نبوده، مگر ثواب های که در بدل آن وعده گردیده به مراتب بالاتر از عمل بوده که بیانگر فضل ومرحمت بلا نهایت خداوند جل جلاله بر مخلوق ضعیف اش بوده که به خیلی عمل اندک وناچیز آنها را مورد این نوع نوازش قرار میدهد. لهذا مردمان آخرت طلب همیشه در فکر حصول چنین ثواب باشند، زیرا هر مرد وزن مؤمن محتاج توشه آخرت بوده وبه آن توجه کرده شود.

افطاری سرمایه آخرت است:

حقیقت این است که میدان پر خطر قیامت ودارنده مشکلات زیاد به اعمال نیک حیات دنیوی، محل مسرت وراحت خواهد گردید. هرقدر که میزان حسنات مردم سنگین تر میشودبه همان اندازه در محشر گاه کامیاب وسرخ روی بوده، وکسیکه محروم ثواب ها واعمال نیک حیات دنیوی باشد، مواجه هرقسم عذاب وناکامی بوده مشکلاتش روز افزون می گردد.

لهذا رمضان المبارک یک فرصت بهتر وعطیه اعلی ذات باری تعالی بوده که میتوان از آن در کسب ثواب های متنوع کار گرفته اللهم وفقنا از حدیث مذکورمعلوم گردیدکه افطار دهنده مستحق اجر وثواب افطار کننده می گردد، حالافکرکنیدکه ثواب یک روز روزه به کدام اندازه خواهد بود،‌ وآن اجر روزه را که خداوند جل جلاله به مرحمت خود لطف می فرماید:‌

از احادیث ثقه ومعتبر فضایل زیاد روزه داری به صراحت معلوم می گرددند، لهذا با آن اعتماد ویقین کامل نموده روزه گیرید وبرای آخرت ثوابهای بی حساب را حاصل نمایید. زیرا میتوانید به دادن آب کم هم این گونه ثواب ها را مالک گردیده ویک سرمیاه زیاد را به آخرت تهیه نمایید. لهذا سستی وتغافل را کنار گذاشته از فرصت کار گیرید تا از آتش دوزخ نجات یافته ومستحق جنت شوید، زیرا کسیکه ضمانت نجات دوزخ را داشته باشد، طبعی است که جز رفتن جنت دیگر محل بود وباش نخواهد داشت.

فضیلت افطار به رزق حلال:

حضرت سلمان رضی الله تعالی عنه فرموده است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کنند که فرموده اند: «من فطر صائمًا علی طعام وشراب من حلال صلت علیه الملائکة فی ساعات شهر رمضان وصلی علیه جبرئیل لیلة القدر» رواه طبرانی فی الکبیر وابوالشیخ بن حبان فی کتاب ثواب والا أنه قال: وصافحه جبرئیل لیلة القدر وزاد فیه ومن صافحه الجبرئیل علیه السلام برق قلبه وتکثر دموعه، قال، فقلت یا رسول الله! افرأیت من لم یکن عنده، قال: فقبضة من طعام، قلب افرایت ان لم یکن عنده لقمة خبز، قال: فمذقة من لبن، قال:‌افرایت ان لم تکن عنده، قال: فشربی من ماء» الترغیب ص ۹۶ ج ۲.

یعنی کسیکه از رزق حلال خود به روزه دار افطاری بدهد، ملائک در ساعات رمضان به وی دعای رحمت نموده ودر شب لیلة القدر خاصتًا جبرئیل امین به افطار دهنده رحمت گفته دعا می کند. در روایت از ابن حبان نقل شده که در لیلة القدر جبرئیل علیه السلام با وی مصافحه نموده که از اثر آن قلب افطار دهنده نرم گردیده واز چشمانش مروارید اشک سرازیرمیشود.

حضرت سلمان رضی الله تعالی عنه راوی حدیث از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پرسان می کندکه یارسول الله! چه می فرماید در مورد شخصیکه غرض افطاری روزه دار انتظارغذا وطعام کافی نداشته باشد؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم می فرمایدکه غرض حصول این فضیلت یک لقمه نان هم کفایت می کند وحضرت سلمان بار دیگر عرض می نمایدکه یا رسول الله صلی الله علیه وسلم! کسی که توانایی دادن یک لقمه نان را هم نداشته باشد، در موردش چه می فرمایید؟

حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم درجواب این سوال سلمان رضی الله تعالی عنه می فرماید: که کمی آب کفایت می کند. یعنی کسیکه روزه دار را غرض افطاری اش کمی آب هم بدهد، خداوند جل جلاله وی را به این اجر عظیم سر فراز خواهد ساخت.

صحابه کرام از اثر صحبت پر فیض رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شخصیت های عظیم جهان گردیدند، وخداوند جل جلاله چنین افراد با استعداد را به همرای حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم هم صحبت گزیدند ومستحق بشارت جنت در حیات دنیوی گردیدند.

درروایت فوق سوالهای مکرر حضرت سلمان رضی الله تعالی عنه تا کدام اندازه سهولت در استحقاق اجر عظیم به چیزی اندک از بارگاه ایزد متعال توسط پیغمبربرحق صلی الله علیه وسلم واضح گردید. از خداوندجل جلاله توفیق میخواهیم تا مستحق اجر های مذکور گردیم.

افطار به خوراک حرام:

حضرت انس رضی الله تعالی عنه ارشاد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را در مورد چنین روایت می میکندکه «ان الله عزوجل عتقاء فی لیلة من شهر رمضان الا رجل افط علی خمر» رواه طبرانی. یعنی خداوندجل جلاله در هر شب رمضان شریف تعداد زیاد مردم را از دوزخ آزاد می فرمایدمگر آن کس مورد این شفقت قرار نمی گیرد که به شراب افطار کرده باشد.

در هرروز وهر شب رمضان المبارک تعداد زیاد بنده گان مؤمن مورد عفو وبخشش ذات باری تعالی قرار گرفته که مستحق آتش دوزخ اند وخاصتًا آن مردمان را متوجه می ساد که افطار روزه را به یک چیز حرام نموده تا ازین عمل شنیع وبد دست بر دار گردیده از روزه داری شان منفعت مزید اخروی حاصل نمایند.

مغفرت مردم دروقت افطار:

در یک روایت آمده که الله جل جلاله در وقت افطار یک میلیون مستحقین دوزخ را آزاد می فرماید، وهستند بد نصیبان که درین مرحله مغفرت قرار نگرفته محروم می گردند، وآن عبارت از کسانی اندکه به شراب ویا چیز حرام دیگر افطار می کنند. چون بد بختی بزرگ بوده که در رمضان المبارک هم با وجود مرحمت های فراوان خداوند جل جلاله باز هم کسی در قید دوزخ باشد، روی همین مطلب که همه بنده های مؤمن مورد تفقد ومرحمت قرار گیرند، زجر وسرزنش عدم مغفرت را متوجه کسانی ساخته که به چیزی حرام افطار می کند، تا ازین گونه عمل جداً خود داری نمایند.

مطلب از خوراک حرام اینکه خوراک فی نفسه حرام باشدمانند شراب، ویا از طریق ناروا وحرام خوراک تهیه شود مانند پول رشوت، دزدی، اختلاس، سود، قمار وغیره هم تحت همین وعید قرار می گیرند. پس برای بنده مؤمن لازم است تا حلال وحرام را فرق وتمیز نموده روی مسؤلیت شرعی تهیه نفقه را از طریق حلال نموده وطرق نارواوناجایز جداًجلوگیری کند.

اجتناب از گناه:

گرچه گناه برای مؤمن هر وقت به تاریکی قلب وضعف ایمان می انجامد از آن باید اجتناب کرد، خصوصًا در ماه مبارک رمضان باید مزیدًا احتیاط نمود تا از دروغ، غیبت، غرور، تکبر، ریاکاری، بغض، حسد، کینه، ضرررساندن، ظمل، قمار، تهمت، سود، بهتان، به نامحرم نظر کردن، تصویرهای ناجایز دیدن، اشتراک در مجالس سازوسرود، پروگرام های ناجایز تلویزیون را تعقیب نمودن وغیره که از آن دوری باید کرد، تا توفیق توبه وپشیمانی عنایت گردیده از گناهان سابقه عفوه وبخشش به عمل آید نه اینکه همه سال غرق هوا وخواهشات نفسانی بوده حتی ندانیم که رمضان المبارک برای روز داران چه پیغام وانعام داشده واز ثواب های بی حد وحصر آن خدای ناخواسته محروم نگردیم.

نقاط ضعف افطاری:

لازم به تذکراست که عده از نقاط ظعیف در جریان افطار اکثر روزه داران محترم ما مرتکب آن می گردند، حتی بعضی اوقات یک تعداد علماء وصلحاء نیز تحت تأثیرآن قرار گرفته محتاج تأویلات گوناگون گردیده از ثواب عظم آخرت محروم می گردند. لازم است نقاط ضعیف را درک نموده، خود، اهل وعیال اعزه ودوستان را متوجه ساخته تا نقاط ضعیف از افطاری شان دور گردیده اجر وثواب اخروی شان ناقص نگردد.

1.     نقطه اول: در افطاری دعوت های صورت می گیرد، رواج عام آن زمان به وقع پیوسته که اطفال خورد سن ونا بالغ به گرفتن روزه شروع کردند، گرچه ضیافت ودعوت یک عمل خوب ومستحسن بوده در صورتیکه به ضیاع امور دینی منتهی نگردد،‌دیده میشود که در عده چنین دعوت ها نماز شام یا بکلی فوت شده ویا اقلاً باعث فوت جماعت می گردد. تلافی این نقصان که ثواب ۲۷ درجه نماز از بین رفته را نمی توان نمود وبه دعوت انسانی، دوت الهی خساره مند گردید، لهذا این دعوت انسانی چگونه لذت خواهد داشت.

2.     نقطه دوم: عده روزه داران از اثر انهماک در افطاری تکبیر اولی وصف اول حتی رکعت اول را قربانی نموده ودر رکعت های اخیر جماعت شریک می گردندکه این محرومیت از ثواب عظیم محسوب میشود.

3.     نقطه سوم: یک تعداد دعوت ها ومهمانی ها طوری می باشند که در آن علماء وقراء نیز شرکت می فرمایندونماز را با جماعت اداء می کنند، گرچه ثواب همان جماعت را حاصل نمودند،‌مگر از ثواب جماعت بزرگ ورفتن مسجد که به قدم آن ثواب مرتب میشود همه محروم گردیدند.

4.     نقطه چهارم: ترک جماعت مسجد ودرخانه جماعت کردن مخالف مزاج شریعت بوده وبا سنت نبوی هیچ مناسبت ندارد حصول درجات ومعیار رفعت هر کار نیک مطابق اتباع سنت بوده ودر غیر آن کناره گیری از دایره سنت آهسته آهسته باعث عادت های خیلی نادرست ونا مناسب گردیده به ضیاع اصول شرعی می انجامد کسی فکر نکند که ما مخالف دعوت ها بوده که اجابت آن سنت است، بلکه سوال اینجا است که آیا در مسجد شریف نماز با جماعت سنت نیست؟ پس اجابت دعوت نموده بعد از قدر افطار نماز را در مسجد به جماعت اداء وسپس مرحله بعدی دعوت را تعقیب نمایید تا ثوا دارین را حاصل نموده وصاحب دعوت هم راضی گردد.

5.     نقطه پنجم: عده از اثر افطار در خانه از نماز جماعت مسجد محروم می گردند، افطار در خانه ومسجد هردوجایزبوده وحتی اگر افطار خانه مخل نماز جماعت می گردد، افطار در مسجد بهتر است.

6.     نقطه ششم: یک تعداد روزه داران که در مسجد افطار می کنند، به آداب ونظافت مسجد توجه ندارند،‌خسته های خرما، پوست میوه وریزه های نان در صف ها ویا صحن مسجد پراگنده گردیده باعث رنج وزحمت نماز گذاران می گردد.

7.     نقطه هفتم: یا در وقت افطار از بی نظمی کار گرفته میخواهند هرچیززودترافطارنموده، دویده دویده به مسجد رفته تا زود جماعت ختم کرده راهی خانه گردند که هیچ نوع حوصله وصبر درین عبادت پر اهمیت دیده نمی شود.

8.     نقطه هشتم: در قعضی جاها یک تعداد مردم عادت دارندتا چیزهای خوب افطاری را جمع ویک سو گذاشته وبعد از جماعت چند نفر خاص در بین خود تقسیم می کنند، که این هم یک نوع خیانت ودزدی بوده، زیرا کسیکه افطاری می آورد ویا می فرستد، هدف این است که عام روزه داران از آن استفاده نموده وموجب حصول ثواب گردد. لهذا مال وی را دزدی وتا راج نمودن وآنرا خوردن نزد صاحبان بصیرت وروزه داران با فکر واندیشه کاریست نا سزا ونا درست که از آن اجتناب به عمل آورده در آداب ونظافت مسجد کوشان گردید. لهذا ضروری است تا همه نقاط ضعیف مذکور اصلاح گردیده وافطار را از لوث چنین عادت های فرسوده ونا مناسب پاکتر ساخته اجر وثاوب موعد را حاصل کنیم.

حکم سحری خوردن

حکم سحری خوردن:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دربیان سحری می فرمایند: «تسحروا فان السحور برکة» یعنی سحری بخورید،‌زیرا در سحری برکت است. ودریک روایت امام احمد منقول است که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده اند: سحری کنید ولو به کمی آب باشد واین حکم درجه استجاب را دارد.

چون روزه یک عبادت صبر، مشقت واستقامت بوده، که مرد وزن مومن عادت یازده ماهه خود را دفعتًا ترک نموده حتی از امور جائز نیز خود داری م ینماید، کاریست بسی مشکل چون ثواب اخروی مربوط تحمل مشقت هاست. لهذا ثواب روزه وطاعت وعبادت در آن نسبت ماه های دیگر به مراتب زیاد بوده ودر عین حال به سحری نیز اجازه داده شده تا بنده های مومن خداوند جل جلاله این احسان الهی را نیز فراموش ننموده قدری برایش درگرسنگی وتشنگی مساعدت صورت گیرد.

مراد از برکت در سحری که در حدیث شریف ذکر گردیده این است که این عمل مطابق سنت بوده موجب اجر وثواب زیاد می گردد وفایده دیگر این است که اگر نزدیک صبح صاد صورت می گیرد، غرض روزه داری ممد ومساعد ثابت می شود تا خیر در سحری مستحب بود، مگر نه چندان که شک طلوع صبح صادق در آن به میان آید اگر شب از غروب آفتاب الی صبح صادق به شش حصه تقسیم شود، حصه ششم برای سحری اختصاص داده شود انسان از فضیلت سحری برخوردارخواهد گردید.

آنانیکه در سحری از تساهل وکاهلی کار می گیرند، بهتر است بهب سحری پابند گردند، تا فرق امت محمدی با سایر اهل کتاب درین مورد نیز به میان آید، زیرا رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «فرق روزه داری ما واهل کتاب (یهود ونصارا) در سحری می باشد». البته این به این معنی نیست که از اثر غفلت ویا کدام مشکل دیگر، نتواند به سحری بیدار شود، روزه را نیز نگیرد، بلکه سحری برای روزه داری یک عمل مستحب بوده، نه شرط صحت روزه.

مسئله است که خوردن خرما در سحری اگر میسر شود مستحب است،‌ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «نعم سحور المؤمن التمر» یعنی در سحری مومن بودن خرما یک چیز بهتر است. تا حد امکان به رایج نمودن این متسجب نیز توجه کرده شود که بعد از سحری خوابیدن باعث ترک نماز می گردد که بنده مومن در ناشکری انعام سحری قرار گرفته، نماز تنها اش ناقص، گرچه فرضش اداء گردید، مگر از فضیلت محروم گردیده است روی همین اساس فقهاء کرام خواب این وقت را مکروه قلمداد نموده اند.

بناءً وقت سحری که قبلاً به آن اشاره گردید، باید در نظر گرفت ونماز با جماعت نیز بعد تر با کمی وقفه از آذان فجر اداء گردیده، تا برادران مومن ما مواجه نقصان ثواب نگردند.

بعضی از مسائیل روزه

بعضی از مسائیل روزه:

مسئله: بعد از سحری خوردن روزه گرفتن، در سحری تأخیر کردن، ودر افطاری وقت اول را در نظر گرفتن مستحب است. گرچه بدون سحری خوردن نمیتوان روزه گرفت ولی خلاف عذر سحری خلاف سنت می باشد.

مسئله: افطار روزه بر چلم، سگرت وپان وغیره خوب نیست واگر چه با آن افطار می گردد.

مسئله: اگریک مسلمان ذریعه طعام غیر مسلم افطار کند، افطار او درست است.

مسئله: در رمضان شریف بعد از آذان مغرب به اندازه ده یا دوازده دقیقه تأخیر در نماز جماعت بهتر بوده تا روزه داران به اطمنان خاطر افطار نموده ودر نماز جماعت شرکت کرده بتوانند وعلاوه از رمضان چنین حکم نیست.

مسئله: اگر در ماه مبارک رمضان نماز جماعت فجر (صبح) در اول وقت اداء‌ گردد بهتر است زیرا بعد از صرف نمودن سحری مردم بیدار بوده میتوانند به کثرت در نماز جماعت شرکت کنند، اما در روشنی ممکن است اکثر مردم در خواب رفته نماز شان قضا ویا اقلاً از فضیلت جماعت محروم گردد.

مسئله: اگر از طریقق مسامات ورگها چیزی به بدن داخل گردد، روزه فاسد نمی گردد، بناً پیچکاری مخل روزه نمی باشد.

مسئله: اگر ذریعه پیچکاری گلوکوز در بدن تطبیق گردد، روزه فاسد نمی شود.

مسئله: استعمال دواء بر مواضع خارجی بواسر در روزه مخل نبوده اما ذریعه کدام آله داخل کردن دوا بر مواضع داخلی بواسیر روزه را فاسد می کند.

مسئله: در حالت روزه قطرات تیل یا دواء به داخل گوش انداخن مخل بوده اما رفتن قطرات آب به داخل گوش روزه را فاسدنمی کند.

مسئله: انداختن دواء و آب به داخل بینی ونیز رسیدن شان به حلق روزه را از بین می برد، لهذا در وقت غسل جنابت غرغره کردن ومبالغه کش کردن آب در بینی صرف نظر شود.

مسئله: چرب کردن سر در حالت روزه مخل نیست.

مسئله: استعمال دوا یا سرمه در چشم مضر روزه نبوده، گرچه در حلق اثر آن حس شود.

مسئله: اگر کدام رشیه مسواک در وقت مسواک کردن از راه حلق به شکم برسد، روزه درست است.

مسئله: اگر خون دندان ها به حلق برسد، دو حالت دارد:

1.     اگر لعاب دهن با خون برابر یا زیاد بود ودر حلق اثر آن حس نشود، روزه بحال خود است.

2.     اگر خون زیاد بوده واثر آن در حلق حس شود، روزه از بین می رود.

مسئله: اگر کسی شرش پاکت را به زبان ترکرده یا بلیسد ولعان دهن را بیرون تف کند، بعداً لعاب را که به حلق فرومی برد، نقصان ده روزه نمی باشد،‌اما اگر قبل از تف کردن این عمل انجام میشود، روزه فاسد می گردد.

مسئله: اگر کسی دودعنبر ویا دود های دیگر را قصداً بوی کند روزه اش می شکند، اگر بدون اختیاردودها به بنی یا حلق فرو رود ناقص روزه نمی گردد، لهذا در ماه رمضان از طرف روز حتی الوسع از دودها اجتناب باید کرد.

مسئله: در حالت روزه داری کشیدن سگرت،‌ چلم ونصوار روزه فاسد گردیده، قضایش لازم وکفاره ندارد.

مسئله: اگر در حالت مرضی شدید، دواء به دهن گذاشته شود بدون کدام کراهیت جایز بوده وبدون ضرورت چنین کار در رمضان مبارک مکروه بوده باید اجتناب شود.

مسئله: در دوران روزه استعمال پودر، کریم دندان، دنداسه یعنی پوست درخت چهارمغز وغیره مکروه بوده از آنها حذر باید نمود.

مسئله: در حالت روزه کشیدن خون روزه را فاسد ننموده، واگر به خوف ضعف قوه جسمی می انجامد مکروه است.

مسئله: در حالت ضرورت کشیدن دندان جایز بوده، اما به غیر ضرورت مکروه می باشد.

مسئله: در حالت روزه استعمال سرخی برلب ها باکی نداشته اما اگر احتمال رفتن آن به داخل دهن باشد مکروه است.

مسئله: ساعت تیری وبوسه کردن همسر ویا استراحت با آنها اگر خطر انزال ویا جماع را در پی نداشته باشد، جایز بوده اما برای جوان مکروه تحریمی وبرای پیر مرد بلا کراهیت جواز دارد، زیرا به روزه نقصان عاید نمی گردد.

مسئله: اگر در نتیجه ساعت تیری ویا بوسه کردن همسر تنها مذی خارج گردد یا نم احساس شود، به روزه کدام نقصان عاید نمی گردد.

مسئله: اگر در نتیجه بوسه وساعت تیری انزال صورت گیرد، روزه فاسد گردیده، قضا لازم وکفاره ندارد.

مسئله: اگر درحین روزه داری جماع صورت گیرد قضا وکفاره هردو لازم گردیده ودر همان روز خوردن ونوشیدن هم جایز نیست.

مسئله: اگر احتلام صورت گیرد، روزه درست است.

مسئله: اگر به فراموشی خورد ونوش و جماع به میان آمد، روزه به حال خود باقی است.

مسئله: اگر از اثر نظر ویا تفکر انزال گردید، روزه فاسد گردیده بناءً حفاظت تفکر ونظر فوق العاده ضروری است.

مسئله: اگر کسی از اثر پیری وعمر زیاد توان روزه گرفتن را نداشته باشد، فدیه داده میتواند، وفدیه یک روز روزه عبادت از مقدار صدقه فطر می باشد.

مسئله: اگر زن حامله، مریض وضعیف فدیه را اداء نمود، کافی شمرده نمی شود، بعد از صحت کامل روزه گرفتن ضروی است.

مسئله: مقدارفدیه عبارت از مقدار صدقه فطر بوده ووزن آن عبارت از ۱۵۷۴ گرام و ۶۴۰ ملی گرام گندم بوده، که به فقراء ومساکین، جنس ویا قیمت آن پرداخته میشود.

مسئله: دادن فدیه یک روز، روزه به فقراء متعدد، وهمچنان برای یک فقیر دادن فدیه های متعدد جایز است.

مسئله: اگر به سهوچیزی خورده شود یا کدام عمل محل روزه سرزد معاف بوده اما چنین سهو در نماز و حج معاف نمی باشد.

مسئله: دراین جا سوالی اینکه معنای روزه منع شدن وترک کردن است، پس کسیکه سهواً هم چیزی بخورد یا بنوشد یا جماع کند، صفت وحد روزه را از بین برد، چگونه روزه بحال خود باقی خواهد ماند؟ جواب وقتیکه روزه دار سهواً امرو افطار روزه را مرتکب گردد، بازهم امساک شرعی در حق وی باقی بوده زیرا این گونه افطار را رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین تعبیر فرموده اند «ان الله اطعمه وسقاه» که توسط آن فعل وارتکاب بنده حکمًا معدوم قرار گرفته گرچه حساًوی می خورد یا می نوشد، لهذا امساک شرعی روزه در حصه وی کما فی السابق می باشد.

حکم روزه داری در قطب شمال وجنوب

حکم روزه داری در قطب شمال وجنوب:

چون در قطب شمال وجنوب مدت شش ماه شب وشش ماه روز می باشد، زیرا زمانیکه آفتاب بر خط استواء باشد روشنی اش به هردو قطب می رسد، لیکن آفتاب که هرقدر از خط استوا به طرف شمال حرکت می کند روشنی اش به طرف قطب شمال زیادوقطب جنوب از اثر دوری آفتاب تاریک می گردد، به این سبب در قطب شمالی روز ودر قطب جنوبی شب می باشد.

آفتاب در سه ماه از خط استواء به طرف شمال در حرکت بوده به خط سرطان می رسد وبعداً در مدت سه ماه از خط سرطان دوباره به خط استوا می آید، که از اثر این حرکت آفتاب قطب شمالی کاملاً روشن ومنور وقطب جنوبی در تاریکی وشب بسر می برد.

وهمچنان شش ماه دیگر، حینیکه آفتاب بر قطب جنوبی ونصف کره زمین می تابد، قطب شمالی کاملاً تاریک وتحت پرده شب می آید، یعنی از ۲۱ مارچ الی ۲۲ سپتمبر بر نصف کره شمالی آفتاب بوده که از اثر آن در قطب شمالی روز ودر روز های مذکور در نصف کره جنوبی یا قطب جنوب شب می باشد.

لهذا در چنین حالت مسئله روزه داری از نگاه تخمین چگونه حل خواهد  گردید، زیرا توانایی انسان به گرفتن شش ماه روزه مسلسل نبوده تا آفتاب غروب کند، یا اگر کسی مستقر در گرین لیند باشد، چگونه روزه گرفته و چطور انتظام نماید؟

جواب این است که برای ساکنین قطب شمالی وقطب جنوبی و گرین لیند ویا مثل آن که به حساب یک شب وروز مانند ممالک آسیایی نیست مسئله روز را قرآنکریم فراموش ننموده بلکه برای بنده های مومن خود در کلام پاکش چنین هدایت فرموده است: (فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ اۤلشَۤهرَفَلیَصُمهُ) ترجمه: یعنی شخصیکه ماه روزه را دریافت روزه گیرد.

پس جاییکه نوبت رمضان المبارک بالتعین در فصول سنه نمی آید، روزه نبوده و در چنین مواضع مسئله نماز نیز بر آن شکل می باشد، زیرا خداوند جل جلاله در کلام پاکش می فرماید: (إِنَۤ اُلصَۤلَوٰةَ کَانَت عَلَی اُلمُؤمِنِینَ کِتَٰبًا مَۤوقُوتًا). لهذا جای که وقت معین نباشد نماز های موقت نیز موجود شده نمی تواند.

حکم شرعی این است که از دزد،‌ دست بریده شود، یا در وقت وضوء هردودست وپای شسته یا مسج گردد ودرتیمم هردو دست مسح گردد. عده مردمی بودندکه دست وپای شان نبود وبه اسلام مشرف شدند ونماز می خواندند مگر از شستن ومسح اعظای معدوم شان بکلی معاف بودند زیرا محل غسل ومسح موجود نیست.

هکذا ماه مبارک رمضان وروزه داری آن عده از علماء فرموده اندکه: مقصودبالذات واصلی خود نماز وروزه بوده در مناطقکه اوقات معین نماز وروزه را دارند، اما مواضعکه اوقات معین فوق الذکر را نداشته مقصود عبادت از بین نرفته ساققط نمی گردد بالتخمین اوقات روزه ونماز اداء گردد، واین نظر مبنی بر احتیاط می باشد.

ویک نظر در مورد عدم مکلفیت بر نماز وروزه در چنین موارد این است که: (بالعموم در قطب شمالی وجنوبی از اثر انجماد برف که هوا نهایتًا سرد می باشد، علاوه از انسانها حتی امرار حیات حیوانات دیگر از دایره امکان خارج به نظر می آید، لهذا در محلاتیکه حیات انسان مواجه تهدید فوق العاده   بوده ونمی توان در آن زیست، مکلفیت روزه ونماز از آنها ساقط ببوده فرض نیست.

ونیز رمضان المبارک ماه قمری بوده، وخداوند جل جلاله بعد از فرضیت روزه چنین در کلام پاکش می فرماید: (شَهرُ رَمَضَانَ اُلَۤذِیَ اُنزِلَ فِیهِ اُلقُرءَانُ). هویداست که ماه روزه (رمضان المبارک) ماه قمری بوده وماه قمری گاهی بیست نه روز ۱۲ ساعت و ۲۴ دقیقه می باشد وبر مبنای این قاعده مسلم که «اذافات الشرط فات المشروط) جای که ماه قمری نیست، روزه هم نیست، زیرا شرط روزه رمضان است.

دلیل حرمت روزه در روز اول ماه شوال المکرم

دلیل حرمت روزه در روز اول ماه شوال المکرم:

چون از نگاه طلوع و غروب آفتاب همه روز ها یکسان بوده اما از نگاه احکام شرعی تفاوت داشته، روزه داری ماه مبارک رمضان فرض، و در بیه روزهای سال جائز به استثناء روز عید الضحی یک روز اول عید فطر ممنوع قرار داده شده است.

روز های عید خداوند جل جلاله بر بنده گانش بخاطر اداء شکر خوراک ونوشیدن را مباح گردانید وحتی همه بنده گان مومن خداوند جل جلاله در ایام عید  بحیث مهمانان او بوده بناءدعوت مهمانی او را باید پذیرفت یکی او لوازم و آداب مهمانی این است که به اجازه صاحب خانه مهمان روزه گیرد، اما روزه داری ماه مبارک رمضان ازین امر مستثنی می باشد.

حکم صوم الدهر:

نبی اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند:‌(من صام رمضان فاتبعه ستا من شوال کان کصیام الدهر) یعنی کسیکه روزه ماه رمضان را بگیرد وشش روز ماه شوال المکرم را نیز روزه گیرد، که این سی و شش روز برابر با ثواب همه سال روزه داری می باشد. حکمت این است که با نماز های فرایض سنت های یکجا گردیده تا فایده بیشتر حاصل شود، شش روز شوال نیز با رمضان یکجا گردیده تا ثوابش به صوم الدهر برسد، این است عنایت بزرگ الهی.

کیفیت دروازه های جنت ودوزخ در رمضان:

حضرت ابو هریره رضی الله تعالی عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «اذا جاء شهر رمضان فتحت ابواب الجنة وغلقت ابواب النار وعقدت الشیاطین» یعنی زمانیکه ماه رمضان المبارک آغاز گردد همه دروازه های جنت باز گردیده وهمه دروازه های دوزخ مسدود می شوند.

آثار آنرا در ماه مبارک رمضان به چشم سر می بینیم که میزان طاعت وعبادت نسبت به میزان گناه و سرکشی به مراتب بالا می رود زیرا، عمومًا کارهای شروفساد وقتی صادر می گردد که انسان دارای قوت جسمی وخوراک کافی داشته باشد، اما زمانیکه هردوی اینها تحت کنترول قرار گیرند واضح است صدور خیر ها نسبت به شرور زیاد می شود، وسوسه های شیطانی از اثر قیدیت شیاطین تقلیل نموده ونفس هم خواهشاتش را کم می سازد.

چگونه گی تصرف شیاطین بر پیکر انسان:

درمورد تصرف شیاطین بر پیکر انسان، حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرمایدکه: «ان الشیطان یجری من الانسان مجری الدم» یعنی شیطان در بدن انسان مانند خون در جریان است حدیث شریف به وضاحت بیان می دارد که محل بود وباش شیطان رگهای انسان بوده، بناءً تا وقتیکه فتور و سستی در رگهای انسان ایجاد نگردد، تصرف وسوسه های شیطانی قوی تر می باشد.

چون روزه داری همین خاصیت را دارد بناءً به نظر یک عده علماء قید شدن شیطانان در ماه مبارک رمضان همین مطلب را افاده می کند. همچنان دستور حیاتی است که هرگاه یک شخصیت معزز و با وقار تشریف می آوردطبعی است که مردمان مفسد از آن ساحه بند می گردند، بناءً به ورد ماه مبارک رمضان شیاطین جنی قید کرده می شوند تا جلو فساد واخلال گری گرفته شود.

حکمت تقلیل خورد ونوش در ماه مبارک رمضان

تقلیل خوردن ونوشیدن:

این تقلیل را میتوان به دو طریقه تطبیق نمود:

طریقه اول: استعمال اشیای خوردنی ونوشیدنی کم گردد، واین طریقه تحت قانون عمومی به مشکل میتوان عملی نمود، زیرا نظر به تفاوت اشخاص که کسی زیاد می خورد وحتی برای کسی همان خوراک زیاد نیز کافی نمی باشد، که در این صورت نظارت وکترول بر خوراک از بین رفته و پر خورادعا می کرد که خیلی کم خورده است.

طریقه دوم: این است که فاصله بین خوراک از معمول اضافه تر باشد وهمین طریقه را شریعت اسلامی منظور ومقرر فرموده ونزد مردمان صحیح المزاح مورد قبول واتفاق قرار گرفته است.

مردم عمومًا دو وقت یعنی صبح وشام نان می خورند، یا در شب و روز حسب عادت یک وقت تان صرف می کنند، ممکن نیست که هر روز به مردم دستور داده شود که کم بخورند تا صفت حیوانیت در بدن انسان مومن مغلوب گردد، چنین حکم مخالف موضوع شریعت است، این هم لازم است که فاصله بین خوراک ها به اندازه نباشد که نفس انسانی توان تحمل آنرا نداشته باشد، تلف گردد، مثلاً اگر سه شبانه روز حکم ممانعت از خوراک صادر می گردید، غرض تزکیه نفسی به الغلام نفس انسانی م انجامید.

لهذا پروگرامیکه فعلاً در امت اسلامی مربوط روزه داری تحت اجرا قرار دارد خیلی موزون ومناسب است.

برای روزه داری یک قانون عام ومنظم لازم بود تا همه مردم به مان وقت مقرر روزه گیرند، نه اینکه هر کس طبق آرزوی خودش سهولت زمانی را در نظر گرفته به روزه اقدام نماید، زیرا دراین صورت در وازه های عذر وممعذرت باز گردیده جوهر امر بال معروف ونهی عن المنکر مسدود، ودر عبادت عظیم المرتبت اسلامی خوف سستی وضیاع احداث می گردید.

برای همه مسلمانان پابندی یک امر معین، حس همکاری بایکدیگر آسان گردیده وباعث ایجاد همت در امور محلوله اش می گردد.

هر عملیکه به اتفاق مسلمانان صورت می گیرد، باعث نزول رحمت الهی گردیده، و از آن جلمه ماه مبارک  رمضان را برای همه مسلمانان جهان غرض روزه داری میتوانیم شمرد.

کسیکه همین نظام الهی را بدون عذر شرعی مختل می سازد، مورد قهر وغضب اهلی گردیده از لطف ومرحمت به دور می ماند.

 

سبب حرمت روزه روز اول شوال المکرم:

چون از نگاه طلوع و غروب آفتاب همه روزه ها یکسان بوده اما از نگاه احکام شرعی تفات داشته، روزه داری ماه مبارک رمضان فرض، ودر بقیه روزهای سال جایز به استثناء روز عید الضحی ویک روز روز اول عید فطر ممنوع قرار داده شد. روز های عید خداوند جل جلاله بر بنده گانش بخاطر اداء شکر خوراک ونوشیدن را مباح گردانید وحتی همه بنده گان مون خداوند جل جلاله در ایام عید به حیث مهمانان او بوده بناءً دعوت مهمانی او را باید پذیرفت یکی او لوازم و آداب مهمانی این است که به اجازه صاحب خانه مهمان روزه گیرد، اما روزه داری ماه مبارک رمضان ازین امر مثتثنی می باشد.

نبی اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «من صام رمضان فاتبعه ستا من شوال کان کصیام الدهر» یعنی کسیکه روزه ماه رمضان را بگیرد وشش روز ماه شوال املمکرم را نیز روزه گیرد، که این سی و شش روز برابر با ثواب همه سال روزه داری می باشد. حکمت این است که با نماز های فرایض سنت ها ی یکجا گردیده تا فایده بیشتر حاصل شود، شش روز شوال نیز با رمضان یکجا گردیه تا ثوابش به صوم الدهر برسد، این است عنایت بزرگ الهی کیفیت در وازه های جنت ودوزخ در رمضان.

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: « اذا جاء شهر رمضان فتحت ابواب الجنة وغلقت ابواب النار وعقدت الشیاطین» یعنی زمانیکه ماه رمضان المبارک آغاز گردد همه دروازه های جنت باز گردیده وهمه دروازه های دوزخ مسدود می شوند. آثار آنرا در مااه مبارک رمضان به چشم سر می می بینیم که، میزان طاعت وعبادت نسبت به میزان گناه وسرکشی به مراتب بالامیرود زیرا، عموماً کارهای شروفساد وقتی صادر می گردد که انسان دارای قوت وجسمی وخوراک کافی داشته باشد، اما زمانیکه هردوی اینها تحت کنترول قرار گیرند واضح است صدور خیر ها نسبت به شرور زیاد میشودند، وساوس شیطانی از اثر قیدیت شیاطین تقلیل نموده ونفس هم خواهشاتش را کم می سازد.

درمورد تصرف شیاطین بر پیکر انسان فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را باید یاد آورگردید: «إِن الشیطان یجری من النسان مجری الدم » یعنی شیطان در بدن انسان به مانند خون در جریان است، حدیث شریف به وضاحت بیان می دارد که محل بود وباش شیطان رگهای انسان بوده، بناً تا وقتیکه فتور وسستی در رگهای انسان ایجاد نگردد، تصرف وسوسه های شیطانی قوی تر می باشد چون روزه داری همین خاصیت را دارد بناءً به نظر یک عده علماء قید شدن شیطانان در ماه مبارک رمضان همین مطلب را افاده می کند. وهمچنان دستور حیاتی است که هرگاه یک شخصیت معزز وبا وقار شریف می آورد طبعی است که مردمان فسد از آن ساحه بند می گردند، بناءً به ورد ماه مبارک رمضان شیاطین جنی قید کرده میشوند تا جلو فساد واخلال گری گرفته شود. 

فایده های دنیوی روزه برای انسان

اهمیت روزه برای انسان:

فطرت مقتضی است که عقل انسان همیشه بر نفس غالب باشد، مگر گاهی نفس انسان بنابر بشریت بر عقل غلبه می کند. بناً دین مقدس اسلام بخاطری تهذیب وتزکیه نفس اصول ومقررات روزه داری را تعین فرموده تا طبق آن تزکیه و پاکی نفس صورت گرفته انسان را به محل انسانیت برساند:

  1. به اساس روزه عقل انسان بر نفس کاملاً غالب ومسلط می گردد.
  2. روزه سبب ایجاد خوف الهی وتقوی در بدن انسان است، چنانچه خداوند جل جلاله دستور میدهد: «لعلکم تتقون» تا پرهیزگارشوید.
  3. روزه گرفتفن انسان را به عجز و بیچاره گی خود وعظمت وبزرگی ذات اقدس خداوند جل جلاله متوجه می سازد.
  4. روزه داری چشم بصیرت انسان را روشن می نمایند.
  5. قوت دور اندیشی وتفکر ترقی می کند.
  6. حقایق اشیاء را کشف ودرک خواهد نمود.
  7. از حیوانیت وبهمیت دور می گردد.
  8. قرب ملائکه خداوندجل جلاله برایش حاصل می شود.
  9. فرصت شکر گذاری نعمت های خداوند جل جلاله میسر میشود.
  10. جذبه خدمت ومساعدت در دل انسان ظهور می کند.

واقعاً یک حقیقت تجربوی بوده زیرا کسیکه گرسنگی وتشنگی را حس نکرده باشد از حال گرسنه وتشنه چگونه خبر خواهد گردید وشکر نعمت های خداوند جل جلاله را چساان اداء خواهد نمود، گرچه بر زبان شکر خداوند جل جلاله را بجا آورد مگر تا وقتیکه اثر گرسنگی وتشنگی را در معده واثر ضعف وکم قوتی را در رگها واستخوانهای خود احساس نکرده باشد،‌کام حقه بنده شکر گذار خداوند جل جلاله شده نمی تواند زیرا قدرت وعزت یک چیز مألوف ومحبوب وقتی زیاد می شود که برای مدتی غایب وجدا گردد.

  1. روزه داری سبب صحت روح وجسم بوده، زیرا کم کردن خوردن ونوشیدن را اطباء برای صحت جسم وصوفیه کرام برای تزکیه قلب مفید دانسته اند.
  2. روزه داری برای انسان مومن یک غذای روحانی بوده که در سرای آخرت عوض غذا از آن کار گرفته میشود.

کسیکه این غذا را با خود نداشته باشد، درین جهان هم گرسنه وتشنه بوده ودر آن جهان هم دچار گرسنگی وتشنگی روحانی خواهد گردید واقعًا چیز های که از خزانه های رحمت خداوند جل جلاله درین جهان داده میشوند وانسان طبق امر خداوند جل جلاله از آن استفاده ننماید، عوضش را به شکل بسیار بهتر در آن جهان خواهد یافت.

  1. روزه داری یکی از نشانه های بزرگ محبت ودوستی با الله جل جلاله بوده به طوریکه یک نفر در محبت کسی دیگر خورد ونوش وخواب وحتی تعلق با مکوحه اش را قطعط نماید روزه دار هم به تعمیل حکم الهی ومحبت با پرودگارش چنین حالت را اظهارمیکند. وهمین سبب است که روزه جز برای حصول رضای خداوندجل جلاله برای دیگران جایز نیست.

 

علت فرضیت روزه مبارک رمضان:

چون رمضان المبارک ماه پر فیض و برکت بوده که از اثر نزول کلام الهی یعنی قرآنکریم بوی پویسته گردیده، ارشاد خداوندیست که خداوند جل جلاله در کلام پاکش فرموده است:‌(شَهرُرَمَضَانَ اُلَۤذِیَ أُنزِلَ فِیهِ اُلقُراُءَانُ). چون این ماه مبارک و پرفیض بوده بناَ غرض اساسی روزه داری که حصول تقوی وتزکیه باطن است و جلمه (لَعَلَکُم تَتَۤقُون) به آن صراحت دارد به طریقه مکمل در صورتیکه اهتمام ورعایت به حقوق آن کرده شود حاصل می گردد.

 

سبب نبودن روزه در شب:

چون به شکل طبعی از طرف شبب لذت ها به شهوات ترک می گردند واکثریت قاطع در خواب می باشند، بناءً عادت از عبادت فرق وتمیز نمی گردید ومقتضای خداوندجل جلاله این است تا عادت ها از عبادتها فرق به سزای داشته باشند، لهذا شب را برای تلاوت، تهجد ومناجات وروزه را در روز مقرر فرمودند.

 

حکمت فرضیت روزه در سال یک مرتبه:

چون روزه داری دایمی با مشاغل وروزگار حیاتی ممکن وسازگار نبود واهتمام درست ورععایت حقوق آن کاری بود بسی مشکل وبلند تر از طاقت انسان، لهذا خداوندجل جلاله روی مهربانی بر بنده گانش یک وقت را در تمام سال معین فرموده وانسان را به روزه داری آن مکلف نمودند، تا خطاهای حیاتی خود را در آن اصلاح نموده وکمی وکاستی عبادتش در آن تکمیل گردد.

 

هدف تسلسل روزه داری:

ضروری بود که برای روزه داری یک معیار واندازه مقرر گردد تا درآن معیار ومیعار افراط وتفریط هیچ راهی نداشته باشد، غرض تنظیم درست امور متذکره خالق کائنات مرحمت فرمودبنده گان مومنش را یک ماه مسلسل هر روز به ترک خوردن، نوشیدن وجماع امر نمود. یک حصه روز را به روزه داری تعین نفر مودند، زیرا مساوی به این بود که یک وقت نان کمی نا وقت تر خورده شود لهذا مفید تربیه سالم نمی گردید وشب به روزه داری مقرر نگردید، بخاطر اینکه هیچ نوع مقصد از آن ببار نمی آمد، ویک هفته دو هفته روزه داری نیز چندان اثر نداشته ووقت کافی برای تربیه نفسی شمرده نمی شود.

ومدت دوماه یا اضافه تر از آن تحت حکم روزه داری قرار نگرفت به علت اینکه مدت مذکور باعث ضعف بدن گردیده انسان نمی توانست امور محوله حیاتی اش را بوه وجه احسن انجام دهد، لهذا مدت روزه داری هر روزه از صبح صادق الی شام طور مسلسل یک ماه از باره گاه رب العزت، صاحب حکمت وعالم به مصلحت مخلوق توصیه فرموده است.

 

اعتدال وقت روزه داری:

بخاطر از بین بردن زهر نفسانی ضروربود یک نوع دوای موثر تجویز شود تا نفس انسانی ذریعه آن کنترول گردد، این دواء‌نه چندان کم باشد، که هیچ نوع اثر بر آن مرتب نگردد ونه چندان زیاد باشد که به اتلاف نفس بی انجامد روی همین ملحوظ حکیم برحق جهان یک ماه روزه را در طول سال به حیث دوای موثر مربنده گان مومن را تجویز فرموده تا از سر کشی واتلاف جلوگیری نفس به عمل آید.

انعام های خصوصی ماه مبارک رمضان

 انعام های خصوص ماه مبارک رمضان:

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت است که فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کنند: به ارتباط ماه مبارک رمضان به امتم طور خاص پنج چیز داده شده که به امت های قبلی لطف نگردیده وعبارت اند از:

  1. بوی دهن روزه دار که از اثر گرسنگی پیدا میشود به نزد خداوند جل جلاله از بوی مشک کرده هم بهتر است.
  2. ماهیان در بحر نیز برای روزه دار تا وقت افطار دعای مغفرت می کنند.
  3. جنت هر روز برای آن آرایش کرده میشود و خداوند جل جلاله می فرماید: آن بنده من که در دنیا مراحل مشقت بار را سپری نموده نزد تو می آید.
  4. شیاطین سرکش قید می شوند وبه طرف آن شرار تهای که در غیر رمضان می روند، رففته نمی توانند وروزه داران را به گناه ها تشویق کرده نمی توانند اما نفس انسانی در ارتکاب گناه کمتر از  شیاطین نبوده ولذت گناه ها هم انسان را به مسیر گناه تشویق می کند، مگر به آن هم قلت گناه و کثرت عبادت را هر کس به چشم سر دیده می تواند.
  5. در آخرین شب رمضان مبارک به روزه داران مغفرت صورت می گیرد صحابه عرض کردند که ایا شب مغفرت شب قدراست؟ وی فرمود: نه خیر، بلکه دستور این است که برای مزدور در ختم کارش مزد واجوره پرداخته می شود.

 

نعمت های بدل روزه:  

حضرت ابو مسعود عقاری رضی الله تعالی عنه روایت می کند که:‌ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را مشاهده نمودم که به دیدن مهتاب ماه مبارک رمضان فرمودند: اگر به مردم حقیقت ماه مبارک رمضان هویدا گردد، امتم آرزو می کرد که همه سال روزه باشد یک شخص از قبیله خزاعه عرض کرد که یا رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد ماه مبارک رمضان به من چیزی بگویید.

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: به مناسبت قدوم ماه مبارک رمضان تمام سال تزئین و آرایش جنت صورت گرفته ودر روز اول زیر عرض خداوندی نسیم پرکیف می وزد که از اثر آن بر گهای درختان جنت به حرکت و اهتزاز می آیند که یک نوع نغمه بوجود می آورند، حور العین بدرگاه خداوند جل جلاله عرض می کنند:

بار الها! در همین ماه برای ماه شوهران از بنده گان مومنت عطا فرما، تا ما با دیدن آنها و آنها با دیدن ما دلشاد گردند. سائل گفت: هیچ کس نخواهد بود تا روزه رمضان مبارک را نگیرد و با حور العین جفت گردد. قرآنکریم می فرماید: (حُورٌمَۤقصُورَاتٌ فِی اَلخِیَامِ) ترجمه: حوران که در خیمه ها محفوظ هستند. این حوران یا زنهای جنتی هر کدام شان هفتاد قسم لباس داشته که رنگهای شان متفاوت اند وبه هفتاد قسم عط معطر گردیده اند وهر حور آن دارنده هفتاد هزار نفر خدمت وهفتاد هزار خدمتگار می باشد.

که نزد هر خادم یک پیاله طلائی مملو از خوراک بوده که لقمه آخرینش در لذت بلند تر از لقمه اول می باشد وبرای هر زن تخت ها از یاقوت سرخ بوده که هر کدام آن دارای هفتاد بستره بوده که استرهای شان از ابریشم ضخیم بوده و بالای هر بستره هفتاد پیاه چوکی بوده وبه شوهران نیز نعمت های متذکره داده می شوند وهمان مومن نیز بالای تخت نشسته و در دست هایش دو حلقه امتیازی بوده که انعام خاص رمضان شریف می باشد. وروزه دار ثواب بقیه اعمال نیک را نیز در نزد خداوند جل جلاله در می یابد و آنچه ذکر گردیده تنها ثواب روزه گرفتن می باشد.

 

روزه خوردن بدون عذر:

حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه می فرماید، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کنند: کسیکه بدون عذر شرعی (مرض،‌ سفر) یک روز، روزه ماه مبارک رمضان را بخورد، اگر تمام عمر روزه گیرد بازهم قضائیی آن یک روز را اداء کرده نمی تواند.

 

رحمت مغفرت ونجات ازدوزخ:‌

در حدیث شریف وارد است که:‌ده روز اول رمضان مبارک کاملاَ رحمت بوده که استعداد ظهور انوار واسرار در بدن روزه دار به میان آمده راه دوری از گناه و چتلی های اخلاقی باز می گردد ده روز دوم آن مغفرت بوده که در آن مغفرت باید خواست وده روز اخیر آن سبب نجات از دوزخ بوده وبرای همین نجات به درگاه ایزد متعال تضرع باید نمود.

 

بخشش همه در شب اخیر رمضان مبارک :

زمانکه از طریق اهتمام ماه مبارک رمضان از اثر توفیق ورحمت الهی ذریعه طاعت وعبادت انوار وبرکات حاصل گردد، خداوند جل جلاله خوشنود گردیده بنده های مطیع را بخشیده واز دوزخ نجات می دهند تا اینکه اگر تمام روزه در اعمال نیک سپری گردد وهمین سلسله قطع نشود، طبق فرمان حضرت رسالت مآب در شب اخیر ماه مبارک رمضان همه بخشیده می شوند.

 

حصول هفتادچندثواب وماه صواب ومساعدت:

ارشاد پاک رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که ( ای مردم، یقینًا در ماه با عظمت وبرکت قرار گرفتید که در آن یک شب طوری می آید که عبادت در آن شب بهتر از عبادت هزار ماه است خداوند جل جلاله گرفتن روزه اش را فرض وقیام شب را سنت (تراویح) ونل ( تهجد) گردانیده است، عبادت نفلی آن برابر با فرض وعبادت فرضی آن معادل هفتاد فرض می باشد که در غیر رمضان انجام داده می شود.

و ماه صبر است که در آن جلو گیری نفس از خواهشات ناروا باید گرفت وثواب صبر جنت است که حاصل می شود. وماه مواخات ومساعدت است که با فقراء، مساکین، ضعفاء ومحتاجان مالی وبدنی صورت گیرد. ماه برکت وزیادت رز می باشد، چون در این ماه به همه صاحبان استطاعت حکم مساعدت است، لهذا سبب وسعت رز وآسایش فقراء ومساکین می گردد.

ای نیک خواه سبقت کن:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید:‌در شب اول رمضان المبارک همه شیاطین وجنیات سرکش قیده می شوند همه در وازه های جنت باز وهمه دروازه های دوزخ مسدود می گردند ندا می شود که : ای نیک خواه سبقت کن که وقت نیکی وخیر رسیده وای بد خواه از ارتکاب گناه در گذر ونفس خود را تزکیه و پاک گردان، که وقت مغفرت وتوبه وترک گناه فرارسیده است.

ونجات از دوزخ در آن مضمر است زیرا خداوند جل جلاله  به حرمت وعزت این ماه مبارک تعدادی زیادی دوزخیان را آزاد می سازند که هر شب در جریان است یعنی هر شب رمضان این مرحمت خداوند جل جلاله به ظهور می رسد، نه تنها در لیلة القدر ( شب قدر).

 

ماه مبارک رمضان وروزه

خداوند جل جلاله می فرماید: (یَئأَیُۤهَالَذِینَ ءاَمَنُوأ کُتِبَ عَلَیکُمُ اُلصِیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی اَلَۤذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَکُم تَتَۤقُونَ). ترجمه: ای مومنان بالای تان روزه گرفتن فرض گردیده ومنظور از فرضیت روزه پرهیز گاری واصلاح شما ست قسمیکه بر امت های قبلی فرض شده بود.

حدیث شریف: «عن ابی هریره رضی الله تعالی عنه آن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: من افطریومًا من رمضان من غیر رخصة ولا مرض لم یقضه صوم الدهر کله وان صامه» رواه احمد وترمذی. ترجمه: رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده کسیکه بدون عذر شرعی یک روزه را خورد اگر تمام عمر را روزه بگیرد بدل روزه رمضان را پوره کرده نمی تواند.

 

خصوصیت روزه تشریح حکیمانه حدیث قدسی:

روزه آن فریضه با برکت ذات باری تعالی بوده که اعطای اجر و ثواب آنرا ذات اقدس خودش لطف می فرمایند واز اثر حدیث قدسی، عملیه روزه روزه را به طرف خود منسوب نموده می فرماید: الصوم لی وانا اجزی به. یعنی روزه از من میباشد واعطای اجر آن به روز دار بدون واسطه مربوط خودم است.

گرچه همه عبادات بنده گان مومن غرض خوشنودی و رضای خداوند پاک می باشند، مگر در قطار شان روزه یک خصوصیت عجیب وغریب را داشته واز اثر آن عظمت واهمیتش نظر به سایر اعمال نیک بیشتر است بخاطر اینکه روزه کاملاَ از دایره ریا وسمعت بیرون بوده را زیست بین الله وبنده مومن او که دیگران را مستقلاَ درین مورد معلومات نیست.

اما بقیه عبادات از قبیل نماز، زکات، حج، قربانی وغیره یک شکل ظاهری دارند که تحت نظر دیگران می آیند، روی همین خصوصیت پرودگار عالمیان روزه را مربوط خود واجرش را به روزه دار بدون واسطه ملک وعده فرموده همین راز را شاعر چنین ابراز میدارد.

میان عاشق ومعشوق رمزیست

که کرام الکاتبین از آن خبر نیست

این بود خصوصیت روزه وتشریح حکمت حدیث قدسی «الصوم لی وانا اجزی به» ونیز در فضایل روزه به کثرت ورد احادیث مبارکه صورت گرفته که میتوان از آن به اهمیت این عبادت بسی خجسته پی برد.

 

ثواب یک روز روزه:

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: کسی که بخاطر رضای خداوند جل جلاله یک روز روزه بگیرد الله جل جلاله وی را به اندازه سفر هوایی تمام عمر زاغ از دوزخ فاصله خواهد داد.

گفته میشود که عمر زاغ به هزار سال می رسد، تخمین سفر هوایی آن از عمرش هویدا می گردد طبعًا فاصله زیادی را طی می کند. وهمچنان رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: هرمومنیکه ماه مبارک رمضان را با رعایت حقوق آن روزه گیرد، خداوند جل جلاله همه گناهان قبلی اش را معاف می نمایند.

 

روزه سپرحفاظتی از حملات شیطان:

ارشاد مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که «الصیام جنة» یعنی روزه برای روزه دار سپر حفاظتی است که از شرور شیاطین وحملات آن محفوظ بوده ودر روز آخرت از آتش دوزخ نیز محفوظ ودر امان خواهد بود.

 

روزه خواب وخاموشی روزه دار:

به نقل از بهقی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «خواب روزه دار عبادت بوده ودر خاموشی به وی ثواب گفتن « سبحان الله » داده میشود، ثواب عمل آن زاد وگناهانش عفو می گردد.

 

بوی دهن روزه دار:

ارشاد مبارک حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که می فرمایند: بوی دهن روزه دار نزد خداوند جل جلاله محبوبتر از بوی مشک بوده، زیرا خود روز دار نزد الله جل جلاله محبوب تمی باشند، بناَ بوی دهن وی نیز محبوب است.

 

معنی خلوف (بوی دهن) :

خلوف که ذکرش در حدیث شریف آمده از اثر خالی بودن معده پیدا میشود، تا وقتیکه معده خالی باشد، اثر خلوف در دهن نیز می باشد روی همین سبب عده علماء استعمال مسواک را بخاطریکه خلوف باقی بماند ابا می ورزند زیرا ذریعه مسواک بوی دهن از بین می رود.

 

واقعیت است که ذریعه مسواک نظافت دهن صورت می گیرد مگر چون معده به حالت اولی بازهم خالی می باشد، لهذا بعد از مسواک هم خلوف باقی بوده از بین نمی رود ونزد خداوند جل جلاله بلند تر از بوی مشک حیثیت دارد بناَ استعمال مسواک در روزه هم سنت بوده هیچ محل شک نمی باشد.

 

روزه سبب تندرستی بدن می گردد:

در مظاهر حق از بیهقی نقل است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده اند: خداوند جل جلاله به یکی از پیامبران بنی اسرائیل وحی فرستاد که قوم خود را خبر داده تا کسی که یک روز به رضای من روزه گیرد من در دنیا وی را صحت مند ساخته ودر آخرت برایش اجر میدهم.

 

اثر عبادت ماه مبارک رمضان در همه سال خواهد بود:

به تجربه ثابت شده که اثر عبادت رمضان المبارک الی یازده ماه می باشد، کسیکه کدام نیکی را به تکلیف وزحمت درین ماه انجام می دهد بعداَ به سهولت و آسانی آنرا انجام داده می تواند، وکسیکه درین ماه از کدام گناه اجتناب نماید، تمام سال به آسانی احتیاط کرده میتواند.

چون محرک اصلی گناه شیطان ها بوده و آنها در ماه مبارک رمضان قید می باشند، بناءً خود را از گناه حفاظت کردن بسیار مشکل به نظر نمی رسد از اثر قید محرک لازم نیست که همه گناه ها بکلی ختم گردند، زیرا محرک دوم که نفس است باقی بوده، مگر نسبت به ماه های دیگر اندازه گناه کم می گردد اگر درین ماه نفس تحت مشقت عبادت قرار گیرد نتیجه خوب را به میان میم آورد بناءً از هر عضو گناه جدا گانه سر می زند بااید مراقبت جدی صورت گیرد.

 

دروغ:

از اثر فرموده امام غزالی رحمه الله علیه زبان مرتکب بیست گناه می گردد، که یکی از آنها دروغ گفتن است که عده مردم آنرا مانند شیر مادر ضروری شمرده در حالیکه نزد هیچکس دروغ گفتن جایز نبوده بناً مومن از آن اجتناب نماید.

 

درجه اعلی حفاظت از دروغ:

یک صحابیه رضی الله تعالی عنه غرض آرامش پسرش صدا کرد بیا چیزی برایت بدهم رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: اگر پسرت بیاید کدام چیز برایش میدهید؟ صحابیه دست خود را نشان داد که در آن یک خرما بود و حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

اگر در نیت تان چیزی نمی بود گناه نوشته می شد مطلب اینکه اگر در نیت تان دادن خرما نمی بود ویا دست خالی او را بهب دادن کدام چیز صدا می کردید گناه دروغ گفتن برایت نوشته می شد. اگر ازین گونه اشتباهات خود را نگاه کرده نمی توانید،‌ اقلاً از دروغ نقصان دهند ومضر خود را نگاه کنید.

 

نتایج غیبت:

گنا دوم زبان غیبت است و مردم تا این حد رسیده می گویند که ما رو به روی آن شخص هم گفته میتوانیم درست عیب کس اگر پیش رویش گفته شود بهتر است زیرا اصلاح به میان می آید اما در غیاب کس عیبش را بر ملا ساختتن درست نبوده گناه می باشد، ممکن از جانب آن شخص جواب شنیده شود یا غیب کنند را معیوب خواهد ساخت، یا خود را تبرئه در غیاب کسی بد گفتن به این معنی است که وی را به فریب ونیرنگ لت وکوب نموده،‌بخاطر باید داشت، قسمیکه مال مردم محترم است به مراتب بالاتر آبرو وشرف آن قابل عزت وحرمت می باشد.

اگر تهدیدی متوجه آبرو می گردد نه تنها پر وای مال را نداشته بلکه جسم وجان را نیز فدای آبرو خواهد نمود لهذا غیبت کننده چه قسم از حق آن شخص بری الذمه شده می تواند. مگر از اثر غفت وعدم توجه به مسئله آبرو شرف دیگران، غیبت رواج عام گردیده حتی در وقت غیبت کردن گوینده اینقدر احساس هم ندارد که غیبت کردن گناه دارد یاخیر؟

یگانه راه حفاظت از غیبت این است که بدی هیچکس بیان نگردد زیرا اگر صفت کسی هم کرده میشود، شیطان مداخله نموده یک سخن بد را نیز به زبان او می آورد، گر چه او فکر می کند در صفت کس مصروف است به همین ترتیب سخن شر نیز در آن آمیخته میشود. علاوه ازین غیبت یک گناه بی لذت بوده وهیچ نوع منفعت بر آن مرتب نیست وضرر آن تا حدی می باشد که اگر همان کس بشنود مخالف و دشمن خواهد گردید که چه نتیجه را در قبال خواهد داشت همین قسم زبان گناه های زیاد دارد باید خود را نگهداشت.

به استقبال از رمضان الکریم

بسم الله الرحمن الرحیم

رمضان چیست؟

خداوند جل جلاله این ماه مبارک را چنین معرفی می فرماید:‌ (شَهرُ رَمَضانَ اۤلَذِی أُنزِلَ فِیهِ اۤلقُرءآنُ هُدًی لِلۤنَۤاسِ وَبَیِنآتٍ مِۤنَ اُلهُدَیٰ وَالفُرقَانِ) الأیه. رمضان ماهی است ک قرآن حکیم آن معجزه رسول اعلی مرتبت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم که سرا پا هدایت بشر ومملو از دلائل واضحه توأم با تمیز حق وباطل در آن نازل گردیده.  

وجه تسمیه رمضان:

حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که می فرماید:‌(فانها ترمض الذنوب) رمضان از رمض مشتق گردیده که در لغت عربی ب معنی جدا شدن می آید، چون در این ماه بنده گان مومن خداوند از گناان شان جدا و پاک می گردد ب شرطیکه احترام واهتمام اعمال این ما مبارک را رعایت نمایند.

 

ماه خداوند جل جلاله:

حدیث شریف وارد است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: (رمضان شهر الله). رمضان ماه خداوند است. مسلم است که نسبت اثرات عظمت منسوب الیه را جلب می کنند، از اینک می گوییم:‌ ما خداوند طبعاُنسبت همین ماه ب خداوند جل جلاله دارنده برکت ا ومهربانی های مزید است که از جانب پروردگار عالمیان عطا شده ومین نسبت امتیاز ما مبارک رمضان بر سایر ما ها صراحتُا وانمودمی سازد تجلیات بی شائبه ذات اقدقس متعال اضاف تر نزدول فرموده واصحاب بصیرت مومنان پاک دل می توانند مشاد نمایند اما کور دلان وصاحبان قلب مرده ازین مشاده محروم اند این مطلب را شاعر چنین وانمود می سازد.

حضرت ابوسعید الخدری رضی الل تعالی ارشاد رسالت مأب را چنین روایت می کند: در اولین شب رمضان م دروازه های آسمان باز گردیدهه که تا آخر رمضان باز می باشند، هرمومنی که در همین ماه مبارک عبادت می کند خداوند جل جلاله در بدل هر سجد دونیم هزار نیکی برایش می نویسد ویک محل یاقوت سرخ که دارنده شخصت زار دروازهه وهر در وازه عمارت مزین یا قوتی داشته برای روزه دار لطف می فرماید.

به گرفتن روزه اول ماه مبارک رمضان همه گناهان مومن عفو گردیده وهفتاد زار ملک در طول روز برایش دعای مغفرت می نمایند وهمچنان در بدل یک سجد روز ویا شب رمضان المبارک خداوند ویرا در جنت درختی می بخشد که سایهه آن معادل با سفر پنج صد سال یک سوار می باشد چنانچ در کتاب ( الترغیب والترهیب ) ذکر گردیده است.

 

عمارت عظم الشأن:

حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را چنین روایت می کنند: بخاطر ماه مبارک رمضان یاده ماه در تزئین و آرایش جنت سپری می شود در آغاز رمضان مبارک جنت به خداوند متعال عرض می کند که ای الله درین ماه مبارک از بنده گان مومنت غرض اقامت و سکونت در جنت تعیی فرما تا در نتیجه عبادت شان داخل گردند، و همچنان حوران جنت عرض می کنند که:

ای الله درین ما مبارک رمضان از بنده گان مومنت که نفس خود را محفوظ نموده از چیز های نشهه آور دوری جسته، بالای مومن دیگر بهتان ننموده ومرتکب گناه کبیر نگردیده، برای ما شوهران مقرر فرما خداوند جل جلاله از چنین بنده گان عقده نکاح هر واحد را صد زن از حور العین می بند و غرض رهایش آنها در جنت یک محل تعمیر شد یا قوت وزمرود لطف فرموده که طول وعرض آن برابر این دنیا می باشد اگر همه دنیا در آن سکونت پذیر گردند نظر ر وسعت آن محل، ساکنین مانند رمه خورد معلوم می شوند.

وکسیکه از چیز های نشهه آور خورد ویا ب برادر مسلمان تعمت بست ویا مرتکب گناه کبیرهه گردید، خداوند جل جلاله همه اعمال نیک وی را که در همین سال انجام داد از بین خواد برد. لهذا مناسب است که درین ماه مبارک از کار های مذکور جدا خود داری شود واز حدود شرعی پا فراتر گذاشته نشود. خداوند جل جلال یازده ماه را بای استفاد از همه نعمت ا مقرر فرمود که از آن نعمت ای لذت می برید اما ما مبارک رمضان را به عبادت اختصاص داده، لهذا از بی احتیاطی کار نگرفته واز خلوص قلب راه عبادت را باید گزید.

قبولیت دعاوگرفتاری شیاطین:

حضرت علی رضی الله تعالی عنه می فرماید: در شب اول رمضان مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بعد از حمد وثنا به مردم چنین خطاب فرمودند: از طرف شما در مقابل دشمنان جنی تان خداوند کافی است وخداوند جل جلاله راجع به قبولیت دعای شما وعده فرموده، طوریکه در قرآن کریم ارشاد است : ( وَقَالَ رَبُۤکُمُ اُدعُونِیَ أَستَجِب لِکُم) یعنی از من بخواهید خواست شما را قبول می کنم. خداوند جل جلاله بالای هر شیطان سر کش ومتمرد هفت فرشته را غرض نگرانی ونظارت مقرر فرموده که الی ختم رمضان در بند می باشند، واین را هم بدانید که از اول رمضان تا آخر آن دروازه های آسمان باز بوده ودعای شما هرلحظه قبول می شود.

وزمانیکه عشره اخیر رمضان المبارک آغاز می گردید، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به عبادت مزید کمر همت می بست واز ازواج مطهرات نیز تنها می گذاشت واعتکاف می کرد واهتمام به شب بیداری می نمود. کسی از وی پرسید: (المیزر)  یعنی ازار بند را بسته می کرد چه مطلب دارد؟ راوی جواب داد: که در ایام اعتکاف از ازواج مطهرات کاملاَ منزوی بودند.

 

بخشیدن لکهامردم درشباروزی رمضان:

حضرت عبدالله بن مسعود از نبی کریم روایت می کند: به شب اول رمضان المبارک همه دروازه های جنت باز می شوند و الی آخر آن باز بوده که هیچ دروازه از آن بند نمی گردد، و در وازه های دوزخ همه بسته می شوند که هیچ در وازه از آنها الی ختم رمضان شریف باز نمی گردد وهمه شیاطین متمرد وسرکش بسته می باشند. در هر شب ماه مبارک رمضان تا صبح نداء کرده می شود که ای خواهان خیر ونیکو کاری ارده نیکی کرده ومسرور باش، وای خواهان شر و شرارت از بدی و شرارت دست بردار گردیده وبه حال خود توجه ونظارت کنید ونیز نداء می کند که: کسی هست که خواهان عفوه گناهان  خود باشد؟ تا گناه آن بخشیده شود کسی توبه کننده ای هست تا توبه اش قبول شود؟. کسی دعا کنند هست که دعایش قبول گردد وکسی هست که از ما چیزی را می خواهد تا خواستش پوره گردد؟.

و در وقت افطار هر شب رمضان المبارک به شصت هزار جهنمی از دوزخ نجات داده می شود، و بروز عید سعید فطر یک میلیون وهشت صد هزار بندیان کوره های آتشین جهنم آزاد می شود. حضرت حسن رضی الله تعالی عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: خداوند متعال در هر شب رمضان مبارک ششصد هزار مردم را از دوزخ نجات می دهد ودر شب اخیر آن به تعداد همه مردم آزاد شده جهنم را نجات نصیب می گرداند. راجع به فضیلت ماه مبارک رمضان از حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه یک روایت مفصل نقل گردیده است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: در وقت افطاری هر شب رمضان به تعداد یک میلیون مردم از دوزخ رها می گردند ودر آخرین روز افطار به تعدااد سی میلیون نفر از آتشکده های دوزخ رها می شوند.