فضیلت خانه کعبه

حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید : من صبر علی حرمکه من نهار تباعدت من نار جهنم میسرة ماة عام ودر جای دیگر می فرماید: من مرض یوماَ داخلاَ مکة کتب الله له من عمل الذی کان یعمل فی غیرها عبادة ستین سنة. وامام حسن بصری رضی الله تعالی عنه گفت روزه مکه بصد هزار وصدقه یک درهم بصد هزار درهم است وهر نیکی بصد هزار نیکی است و گفت علیه السلام فرودمی آید خانه کعبه هر روز وهر شب صدوبیست رحمت شخصت ازآن برای طواف کننده گان است وچهل ازان بر استاده گان گرد خانه کعبه وبیست بر بیننده گان ودر جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید طواف خانه کعبه دو طواف است که بجانیارد آنرا مگر بنده مسلم که بیرون آید از گناهان گویی که از مادر زاده است وهمهه گناهان اور ا آمرزد وطواف بعد نماز بامداد تا بر آمدن آفتاب وطواف بعد نماز عصر تا فرورفتن آفتاب و گفت علیه سلام هر سری که در مناتراشیده شود آنرا آتش دوزخ نسوزد  وحضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: تراب المدینة امان من الجهنم: ایزد متعال خانه کعبه را بر گزید وقبله بنده گان گردانید. اول خانه که در دنیا بناشده است خانه کعبه است چنانچه ایزد تعالی در کام مجید خود خبر می دهد( اول بیت وضع للناس) الایه. ملک تعالی حضرت ذوالجلال مالک لا زوان در محکم تنزیل چنین بیان می فرماید: ان اول بیت وضع للناس: بدرستی نخستین خانه که بناکرده شده است آنکه در مکه مبارک است چون ایزد متعال زمین را بیافرید وآنرا مسکن فرشتگان گردانید میان زمین از زمرد سبزخانه بیافرید هم در آن محل که ارموز خانه کعبه است هم بدین طو وهم بدین عرض واز یک گوهر بود هیچ وصل درونبوده است و آنرا قبله فرشتگان گردانید ازتا زمانه حضرت نوح علیه السلام همان خانه بود و چون طوفان شد حقتعالی آن خانه برداشت ودر آسمان چهارم برد چنانچه در دنیاقبله بود امروز در آسمان نیز قبله است و مقابل این قبله است وآن را بیت المعمور می گرونید وازین کعبه تا بیت المعمور واز بیت المعمور تا هلتم آسمان هونیز قبله است واز فرود کعبه تا هفتم زمین هم مقابل آن قبله است چنانچه حضرت یوسف وحضرت یونس علی السلام در چاه ود رشکم ماهی نیز نماز طرف خانه کعبه می گذاردند.

چنانچه در جای دیگر خداوند جل جلاله می فرماید للذی ببکة مبارکاَ یعنی مکه را مبارک خواند وکعبه را مبارک خواند ومبارکی مکه از آن است که رسول الله علیه وسلم را ازان گل آفرید وجلوس خلافت حضرت آدم علیه السلام از آن جا شد وتخت حضرت آدم علیه السلام هم در محل کعبه بود و طول وعرض تخت هم در مدر کعبه بود ویا از آن مبارک که بهترین خانه ها در وست و آن خانه کعبه است ویا از آن مبارک است که هر که آنجا وفات کند واوارا عاب گور نباشد ویا از آن جهت مبارک است که هر که در مکه در آید جذام وبرص او را نشود وهمچنین در حدیث آمده است ویا ازان مبارک است که اول نزدول جهت آنجا شود و از آنجا در اطراف واکناف عالم پراگنده شود ویا از آن مبارک است که از زمان آفرینش زمین تا در قیامت ملجایی چندین هزار انباو واولیا وزهاد وعباد واوتاد است ویا از آن مبارک است که به هر طرف ازان نماز گذاردن روا باشد ویا از آن مبارک است که طاعت آن جایی را ثواب بیشتر است از مقامهای دیگر قول ه تعالی هدی اللعالمین است رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت هر که در حالت جنابت دست بر کعه دارد دست او خشک شود وکافری نیم شب جنب شد ودست سوی کعبه دراز کرد فی الحال دست او خشک شد آن کافر وقت بامداد بر رسول صلی اللله علیه وسلم آمد ومسلمان شد.

برای این هدی اللعالمین است زیرا در جای دیگر حضرت حقتعالی می فرماید : فیه آیاتُ بیناتُ یعنی در اوست نشانهای پیا یعنی کرامات وبرکات او ظاهر است یکی از آن آنست که هیچ پرنده زبراونتواند گذشت اگر قصد کند در حال بسوزد ودوم آن است که پون در دنبال شکاری در مکه شویدچون ان شکاری در حرم خارج شده در آید ودر آمدن نتواند واگر قصد کند در حال هلاک شودوسوم اگر حیوانات دشتی را زحمت شود مقابل کعبه استاده شود چون بآواز سمت کعبه آید و بایشان رسد ودر حال صحت یابد چهارم اینکه از دیدن جمال آن خانه کسی را سیری حاصل نیم شود و پنجم آنکه هر که قصد کردن خراب او آمد هلاک شد چنانچه که اصحاب فیل قصد ویران کردن او را کردند. ششم آنکه جنب نتواند که دست برو زند اگر زند دست او خشک شود هفتم آنکه هیچ وقتی از طواف خالی نباشد شیخ بایزید بسطامی رحمته الله علهی گفت چهل روز در حرم معتکف بودم وخواستم که کعبه را از طواف خالی بیابم نیافتم هشتم دوستی او در دل جمله مومنان متمکن است اگر چه ندیده اند نهم آنکه هر که او را دید آب از چشم او دوید دهم هر که زیارت آن خانه کرد البته صلاحیت درواثر کرد یازدهم آنست مردی می خواست که زیارت بیت المقدس روزد چند هزار دینار داشت درون خانه توده کرده رفت که ازینجا کسی نتواند نا گاه دزدی در آن اطلاع یافت سچی کافت وندیک آن مال برد در سوراخ سر بیرون کرد دست سوی آن مال درازکشید حقتعالی زمین را فرمان داد تا تنگ شود زمین چنان تنگ شد که سر از تن او جدا شد ونزدیک آن مال افتاد و آواز آمد هر که در خانه ما بدزدی در آید سربباد دهد آن آوازد مجاوروان کعبه شنیدند ودر کعبه باز کردند سربریده افتاده یافتند.

دوازدهم دریام جهلیت رفام نام عورتی بود برابراو عقیل نام مردی بود با او عشق داشت شبی او را درون حرم کعبه گرفت شرمگاه او در شرمگاه عروت چسپیده شدند ماند هر چند که زورکردند جدا نه شد بامداد آن همچنان درمیان همگنان خوار گشتند وسه روز همچنان بودند فی الحال خوک گشتند ودر چهارم روز هلاک شدندند. سیزدهم مردمی در حال طواف کردن سوی زنی بخیانت دید فی الحال نابینا شد پانزدهم روزی بزرگان مکه درون خانه کعبه رفتند وبر رسول علیه اسلام عذرمی کردند عهدی می بستند آواز شنیدند ازکنج خانه کعبه که درون خانه بردوست ما مکر مکنید که فتح نیابید هر همه گریختند. شانزدهم یکی را به تهمت دزدی گرفتند او گفت من سوگند کعبه بخوردم خصم قبول کرد همین که طرف کعبه دست درازکرد فی الحال دست او خشک شد هفدهم آن مقدار که خلق جمعه شدند هر همه بگنجد. هژدهم رسول الله صلی الله علهی وسلم فرمود که هر که سوی خانه کعبه بسیار بیند روشنایی چشم او بیفزاید نوزدهم هر که خاک خانه کعبه را بروجود مالد زحمت او زائل شود بیستم روزی ابوجهل بر غلام خود تضت شد ودنبال او دوید آن غلام درون کعبه در آمد ابوجهل نیز درآمد فلی الحال نابینا شد قدری خاک کعبه در چشم انداخت فی الحال بیناشد بیست ویکم در آنچه نوشیروان عادل بربزچمبر تضت شد ایاو را در مکه حبس کنانید شبی بلای بام استاده بود از آسمان روشنایی دید که بر کعبه فرود می آید کعبه خداوند را برکت این خانه مرا خلاص بخش هنوز از بام فرود نیامده بود نوشیروان را پیش در استاده دیده وخلاص یافت فی الحال در دل ایمان بخدا متعال آورد آیات وکرامات خانه کعبه بسیاراست.

درجای دیگر حضرت خداوند جل جلاله می فرماید: (مقام ابراهیم) چون آخرین عمارت ازآن حضرت ابراهیم خلیل الله است اضافت بدو شد گویند که کعبه را هفت بار عمارت شده است یک بار بیت المعمور ودوم بار مهتر نوح علیه السالم بر آورد بعد طوفان سوم بار یلدرکافربت خانه بر آورده بود چند خشت از ناوجه درو خروج کرده بود حقت تعالی زمین را بجنبانید و کعبه را خراب گردانید چهار بار پسر یلذرسمعون بر آورده بود پنجم بار مهرت داوند علیه اسلام هم پیزی عمارت کرده بود ششم بار مهتر موسی علیه السلام نیز قدری عمارت کرده بود هفتم بار حضرت خلیل الله وحضرت اسحاق وحضرت اسماعیل وبی بی ساره وبی بی هااجره عمارت کردند چون ساخت خانه کعبه تکمیل شد خداوند جل جل فرمان داد یا خلیل آواز کند که ای بنده گان خدا من بیت الله اعمار کرده ام بیایید زیارت آن کنید گفت الهی آوازمن تا کجا رسد فرماش از تو آواز کردن وازما رسانیدن حضرت خلیل الله علیه السلام آواز کرد لیل آواز او را در اصلاب پدران ودر ارحام مادران رسانید کسی که لبیک گفت او را حج نصیب شد وهر که دوبار گفت دو بار حج گذارد وهر که خاموش بود او را حج نصیب نشد. ومن دخله کان آمناَ یعنی هر که در آید در داخل کعبه آن ایمن است ونزد مفسران آن ایمن باشد از قتل و قطع اگر قاتل وسارق در آید او را آنجا مدت اقامت قتل و قطع نکند نزدیک ما طعام و آب ندهند تا بیرون آید بعد ازین ایزار سانند ونزد بعضی دیگر : کان آمناَ من الجذام والبرص: یعنی هر که در آن خانه در آید از پیسی ایمن گردد ونزد بعضی دیگر چنان است که : کان آمناَ من النار یعنی از آتش دوزخ در آمان است.

چنانچه حضرت خداوند جل جلاله در خبر است من دخل الکعبة من من الهاوة ودر جای دیگر خداوند جل جلاله می فرماید والله علی الناس حج البیت: یعنی مرخداوند راست بر مردمان اینکه قصد خانه او کند حضرت پیغمبر صل یالله علهی وسلم می فرماید ببنید که پشست برای سه خانه مسجد حرام ومسجد من ومسجد اقصای که این بهترین سفرهاست در خبر است که هر که در سفر خانه کعبه مانده شود وتنگ نیاید حقتعالی در فرشتگان مباهات کند که به بیند سوی بنده من ترک خانه واولاد گرفته وکمر پست سوی خانه من بسته ودراه مانده دشه واشتیاق او کم نگشته گواه باشدی که من ازوی خشنودم ودر بهشت او را رسانم وقصد این خان برای خدایتعالی باید کرد که لفظ حدیث بر این است من حج الله واگر به نیت تجارت رود حج کند از فرضیت ساقط شود و آن قدر ثواب نیابد که نیت خالصاَ لوجه الله کند و از را سمعه دور باشد تار رنج او ضایع نشود ود در راه از فسق وفجور اجتناب کند وتو درست کند وبعد احرام از زن دور باشد که لفظ حدیث این است ولم یرفث ولم یفسق الرفث وهولجماع وللمس والقبلة والفسق هوالفجور والمعاصی قول التعالی من استطاع الیه سبیلاَ استطاعت برای وجود حج شرط است و آن زاد و راحله و قوت فرزندان واهل او برفتن و آمدن وامن طریق وجود بر فوراست نه بتراخی تا اگر مال باشد باید که در حال حج کند واگر بعد از مال رود فرضیت ساقط نشود این نزد امام ابوحنیفه است و ینزد امام مالک رحمه الله علهی وسلم صحت نفس شرط است.

چنانچه خداوند جل جلاله می فرماید: ومن کفرفان الله غنی عن العالمین هر که کافر شود یعنی سوی حج نرود پس بدرستی خدایتعالی غنی است از عالمیان مرا از ین کفر کفران نعمت است نه عین کفر یعنی ای بنده ترا تندرسی ومال دادم و فمان کردم تا زیارت خانه کعبه کنی واگر تتو بوجود قدرت نکنی هر آینده کفار نعمت باشی واین چنین است : لئین شکرثم لاۤزیدنکم ولین کفرتم لاله وازین کفر نیز کفران نمعمت مراد است نه کفر حقیقی ای من مومن شرمت باشد که خدایتعالی نا رفتن حج بلفظ کفر یاد کرده اگر روی ثواب بحساب یابی واگر نه روی حضرت او را چیزی زیان نیست که او از هژده هزار عالم غنی است. ومن الله توفیق

فضیلت حج وزیارت قبرپیغمبرصلی الله علیه وسلم

از حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت است است که حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده : من حج الله ولم یرفث ولم یفسق رجع کیوم ولدتأمه. رواه مسلم. یعنی هر که حج کند برای رضای خداوند متعال واز رفت وفسوق دورباشد باز گردد چون روزی که زاده است او را مادر واو آنچنان پاک می شود گویی آن روز از مادر تولد شده است. واین حدیث صحیح مروی است که روزی برای آوردن هیزم رفته بود تا آنرا بفروشند وقوت خود را به وجه حلال کند وپشتواره بزرگ بست وصایم نیز بود وبرداشتن آنرا نمی توانست ایزد تعالی فرشته را فرستاد تا بر سر او پشتواره بدارد.

خداوند جل جلاله می فرماید: (من حج) هر که حج کند بدانکه حج کردن یکی از ارکان اسلام وعبادت وثواب در او بیشتر از عمره است چنانجه که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:‌من خرج من بیته یریدالحج کتب الله له بکل خطوۀ یضعها ویرفعها ثواب عنیق رقبه فان غسل واراد الاحرام خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه واذالبی یقول الله تعالی عبدی غفرتک بالصواف کتب الله تعالی له بکل طواف سبعین حسنه فأذا استلم الحجر لکانها قبل باب الجنۀ فان اعتقه من النار ویبدل الله سیات الحسنات سبعون الفاَ من الملئکۀ فإذا وقف بالعرفات اعتقه من النار ویبدل الله سیات والحسنات رواه البیهقی: گفت رسول الله صلی الله علیه وسلم هر که حج کند بی آنجه تن به فسق آلوده کند وزبان بیهوده ونا بشائسته از همه گناهان بیرون آید همچنانکه آن روز از مادر زاده است و گفت علیه السلام بسیار گناه است که وی را هیچ چیزکفارت نکند مگر استادن عرفات وگفت علیه السلام شیطان را نه بیند در هیچ روز خوارتروحقیرترزردروی مگردر روز عرفه از بس رحمت که خدائتعالی بر خلق می بارد.

هر سال ویرا ثواب حج وعمره می نیسند وهرکه در مکه بمیرد یا مدینه ویرا نه عرض بود ونه حساب و گفت علیه السلام یک حج مبردر بهتر از دنیا ووهر چه در وی است ویرا جزانیست مگر بهشت و گفت علیه هیچچ گناه عظیم تر از این نیست که بعرفه باشد وگمان برد که آمرزیده نیست پس ای مومن تا زنده زیارت خانه کعبه کن که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودده است : من مات ولم یحج غلیمت بای دین شاء یعنی هر که بمیرد وحج نه کرده باشد پس بمیرد گوبه هر دینی که خواهد ودرجایی دیگری حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: من مات ولم یحج فلیمت یهودیاَ اونصرانیاَ پس ترا باید که ننگ کنی از که جهود باشی یا نصرانیا باشی. درجای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: من استطاع ولم یحج فقد کفر مرا ازین کفر نزد بعضی کفر است ونزد امام ابوحنیفه کفران نعمت است یعنی چون ایزد تعالی کسی را مقدورمی گرداند ونعمت نبخشد وزیارت بیت الله نه کند هر آینه کفران نعمت کرده باشد و گفت علیه اسلام هر کرا قدرت باشد که زیارت کعبه کند ونکند خدایتعالی ویرا به نظر رحمنت نمی بیند ودعای او مستجاب نمی شود وفردای قیامت حشر او با آن کسان کند که از کعبه منکر باشند.

در جای دیگر رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید حقتعالی وعده کرده است که هر سالی شش هصد هزار بنده این خانه را زیارت کنند واگرکمترازآن باشنده خداوند جل جلاله فرشته گان را می فرستدتا آن عدد تمام شود و گفت فردای قیامت کعبه را چنان کنند که عروسی را جلوه خواهند کرد وهرکه حج کرده باشد اطراف کعبه را گیرند ودست ودر پرده های آن می زنند تا آنگاه که در بهشت شوند. در کتاب مصابیح ذکر است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده هرکه بیاید سوی حج وجمع نکند هم در آن سال پس اگر نتواند در سال پیشینه کند واگر نتواند در سال سوم کند پس اگربمیرد وحج نکرده باشد در میان دو چشم او نوشته شود که این کافراست پس رسول الله صلی الله علیه وسلم آید واین آیت را خواند (من کفر فلن الله غنی عن العالمین).

حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید که چهار نفر اند که ایشان را نزد خدای تعالی عذر نیست یکی آنکه بانگ نماز شنود واجبابت نکند بغیر عذریعنی در سمجد حاضر نشود ودوم آنکه پیش او طعام باشد وبردراوسائل آید واورا چیزی ندهد، سوم آنکه امر معروف نهی منگر بجانیارد وچهامر آنکه بوجود استطاعت حج نکند. در جای دیگری حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده است من مات فی طریق مکة جائاَ او ذاهباَ کت الله فی کل سنة سبعین حجة وسبعون عمره ة. در جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده هرکه بمیرد در میان دو حرم حقتعالی بعث او با ایمان کند و گفت علیه اسلام، ان الله وملئکة یستغفرون لمن حج من مصم وماشیا. در جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده است طواف خانه کعبه نمازاست مگر آنکه خدائتعالی در ان سخن گفتن حلال گردانید پس هر که سخن کند باید که سخن نیکو باشد.

از ابن عباس رضی الله تعالی عنه روایت است که برای سعد ابن جبیر گفت ای پسر من حج کن پیاده وباز گرد پیاده که من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده ام مر حاجی سوار را به هر گامی راحله که نهد هفتاد نیکی بود و مر پیاده را به هرگامی که نهد هفتصد نیکی است از نیکیهای مسجد حرام وک نیکی مسجد حرام صد هزار نیکی است. گفت علیه اسلام نشانی حج مقبول آن است که بعد آن بهتر باشد آن حاجی از آنچه که پیش از آن می بود. در جای دیگری حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرموده است حج هرکه حج می رود مزد نیست مگربهشت. و در جای دیگر فرموده است: من مات فی الطریق مکة مقبلاَ او مدبراَ غفر الله له البتة وشفع فی سبعین من اهل بیتۀ. ودر در جای دیگری حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: الحج جهاد کل ضعیف. حج جهاد افرادواشخاص ضعیف که توانایی جهاد را ندارد است.

حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: هر که اشتیاق سوی خانه کعبه شود و آب از دو چشم آورد خدای تعالی ندااکند ای فرشتگان من به بینید سوی بنده من که چگونه میرود آب از دو چشم او آنرا اشتیاق بیت من است گواه باشید شما که من آمرزیدم گناهان او و پو شیدم عیبهای او. در جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: چون حجاج احرام بندند وتکبیر گویند حق تعال یگوید ای فرشتگان من ببینید سوی بنده گان من که با اشتیاق بیت من راه درازبریدند وترک خانه وفرزندان گرفتند از تکبی روتحلیل شان زمن پرشد وشما گواه باشید که من از ایشان خشنودشدم  وتوبه شان پذیرفتم وگناهاشان آمرزیدم وبهشت شان را حلال کردم ودوزخ بر ایشان حرام گردانیدم ایشانند دوستان من ومنم دوست ایشان ویاشان از آن من ومن از آن ایشان بر اشان دیوان نصبت نه کنم وبرای ایشان ترازوی نه نهم. این حدیث را ابن ماجه روایت کرده است.

درجای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علهی وسلم فرموده است چون بیرون آید کسی سوی حج از خانه بیرون آید از گناهان گویی از مادرزاده است وبرای او به هر گامی عبادت هفتاد ساله است تا باز گردد بسوی خانه خود وغنیمت دانید دعای او مستجاب است چهارروزشفاعت یابد در چهار صد نفر از تبع خود. در جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم در مورد شفاعت خود می فرمایدسه نفررا شفعات من واجب است از امن من هر که هجرت کند سوی من ومن زنده باشم وهر که زیارت کند گور مرا بعد ازمرگ من وهرکه باشد دو زن یا سه یا چهار عدل کند میان ایشان. درجای دیگری فرموده است هرکه زیارت کند مرابعد موت من چنانستی که زیارت کرده باشد مرا در حیات من وهر که بمیرد در مکه چنانستی که مرده باشد برآسمان دنیا وهر که آشامد آب زمزم شفا یابد از هر دردی وهر که ببوسد سنگ اسود را گواهی دهد روزقیامت بوفای او وهر که طواف کند گرد خانه را هفت بار بدهید خداوند متعال او را ثواب ده برده از فرزندان اسماعیل علیه اسلام هر که سعی کند میان صفا ومروه ثابت دارد قدمها بر پل صراط.

در جای دیگر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم می فرماید: من حج ولم یزرقبری فق جفانی ومن زار قبری وجبت له شفاعتی یوم القیامة. ورد جای دیگر حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم در مورد زیارت قبرش می فرماید: من زار قبری فله الجنة. از عثمان بن عفان رضی الله تعالی عنه می فرماید: که هنگام که رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم واو درمرض الموت بودوآنزمان نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی نبود سلام کردم جواب سلام داد ورسول الله صلی الله علیه وسلم را در گریه دیدم گفتم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم گریه تان از چی جهت است گفت از سبب امت ام زیرا من که ایاشن را می گذارم ودارفانی را وداع می گویم، هرگناهی که در عهد من می کردند من ایشان را شفاعت می کردم. همچنان دیدم که شاد شدند گفتم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم شاید شیدد گفت آری از آن جهت که جبرئیل علیه السلام بر من آمد گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم حقتعالی می فرماید بشارت باد مرا ترا که هر که زیارت کند قبر ترا بعد از وفات شما جمه گناهان او بیامرزد واگرچه آمرزش نخواهد وتلخی جان کندن برو آسان کنم اگر چه فاسق باشد وحاجات او رواکنم ودر گور او را عذاب نکنم.

لورا غنی ازدختروپسرخودبخواهدکه قوی باشند

هموطنان عزیز اسلام علیکم ورحمته الله برکاته با امید اینکه ایام رخصتی را به خوبی وخرسندی آن سپری کرده باشید اینک باردیگر می خواهم موضوع که مرا بسیار به تشویش انداخته است با شما شریک سازم، آن اینکه من زمانیکه دراردوی ملی بودم درتمام سخنرانی ها وکنفرانس های مطبوعاتی ومجالس سیاسی اردوی ملی اشتراک می کردیم درین مجالس یک موضوع خیلی به صراحت وکرات ومرات یادمی شد ودرسرزبان ها بود، آن افسران بلند رتبه به مانند قوماندان قول اردوی وقوماندانان مراکزتعلیمی وافسران بلند رتبه می گفتندکه ما به بزرگان خود ایمان داریم که دشمن را تا مرگ دنبال می نمایندس، من با آنها مخالفت داشتم زیرا این خصلت یهود است که به بزرگان، اربابان وکاهنان شان ایمان می داشته باشد ومن به آنها می گفتم یا این موضوع را یهودیان برشما تحمیل نموده است ویا شما دین اسلام را رها کرده اید.

اما در این روزها سرخط اخبار رسانه های از بروزاختلافات میان داکتر عبدالله واشرف غنی حک بود که داکتر عبدالله اشرف غنی را گفت او فرد مناسب برای ریاست جمهوری نیست ومن را مدت سه ماه می شود اجازه دیدن را نمی دهد وکسی حوصله شنیدن را ندارند او توانایی رهبریت یک مملکت را ندارد، اما روز بعد اشرف غنی در سخنران به جوانان افغانستان در ارگ گفت:‌ ( کسی به من اعتقاد نداشته باشد من به او اعتقاد ندارم) درحالیکه شهه وگدایی زمین باید به خداوند ایمان واعتقاد داشته باشد اشرف غنی ازداکتر عبدالله خواست که به اعتقاد داشته باشد درحالیکه اگر عبدالله مسلمان است باید اعتقاد به خداوندداشته باشد خواستن اشرف غنی از عبدالله که به او اعتقاد داشته باشد دعوای فرعونی وخدایی وکفری است واگر داکتر عبدالله عبدالله به اشرف غنی بعد ازین کلمات اشت اعتقاد داشته باشد درشرک وارد شده است ومن شک داشتم که حکومت افغانستان کفری باشد ولی بعد از شنیدن این سخنان یقین حاصل کردم که حکومت فعلی افغانستان همانطور که حامیان اش کفر است خودرا بخاطرتأمین منافع کفارغربی اش به کفرکشانده اند.

سخنگویان ریاست اجراییه به مانند روز اول که چیغ می زدند که اشرف غنی ما را اهمیت نمی دهد وما را ادم نمی شمارد واهمیت یک مامور عادی را نمی دهد وهفته ها وماهامی شود که وقت نیافته ایم رئیس جمهور را ببنیم وهمانطور که با سرخم کردن به یک پست پیش پاافتاده وناچیز وفروختن رأی وآرائی مردم که با بریدن سرودست وپای مردم یافته بودند به اشرف غنی جایگاه مردمی اش را از دست داد واشرف غنی در آوایل توافق با اشرف غنی به همکاران وهم تیمی ها وهم قطاران واهزاب که در کمپاین های انتخاباتی اش وعده های داده بود که با گذشت دوسال به وعده هایش وفا نتوانست بناَ محبوبیت ات وهمایت هم تیمی هایش را ازدست دادواکنون با انتقاد های بیجا وبی مورد وبا این بچه ترسانک ها می خواست از اشرف غنی امتیاز بگیرد ولی اشرف غنی هدف را زود دریافت وگفته های عبدالله عبدالله را جدی نگرفت حتی اهمیت نداد وحتی گفت اگر عبدالله ادامه می اماده ایم اگر ادامه نمی دهد ما کاراوان ایم که براه خود می رویم. داکتر عبدالله پی برد که او یک موقف ناقص را اختیار کرده است همانطور که محبوبیت خود را نزد مردم و  نزد هم تیمهایش از دست داد اکنون با این موقف هتمی است که موقف حکومتی اش را از دست خواهد داد وازصحنه سیاسی بیرون خواهد شد.

اما داکتر عبدالله عبدالله هر بار به مساعد شدن نشست با اشرف غنی تأکید کرده واز اشرف غنی پوزش خواست واشرف غنی را نظریات اورا شنید وواو را با مشاورین وحلقه کنارش شریک کرد وتصمیم دارد که انرا با ملت نیز شریک بسازد وبعداَ با داکتر عبدالله نتایج را شریک سازد. داکتر عبدالله برای این سخنگویان اش چیغ می زنند که نتایج نشست ها قناعت بخش است وما به آن خوشبین هستیم زیرا او هدف حکومتی اش همانا ماندن در صحنه ودرکرسی ریاست اجرایوی رسیده است ولی اکنون ان صلاحیت وسلابت که دااکتر عبدالله قبلاَ داشت اکنون نزد اشرف غنی از چندان اهمیت وجدیت برخوردارنیست وحتی اشرف غنی را به عنوان یک مامور عادی اهمیت نمی دهد.

درمورد حمله بردانشگاه امریکایی نظر من این است که اشرف غنی در اوایل کمپاین های انتخاباتی اش به مردم گفته بود که نفوس افغانستان از حد بیشتر است وبا ید آن مدیریت شود بناَ اشرف غنی سه اسیاب ساخته است یکی اردوی ملی ودیگری پولیس ملی ودیگری هم امنیت ملی است ومردم عام وخانواده ها را آنقدر مجبور وگرسنه ساخته است ونان را از دسترخوان شان دور کرده است وکاروبار را از کشور فرار داده است که اکثر جوانان روبه اعتیاد می آورند کشور ها به گونه های ترک می گویند مهاجر می شوند وتعدادی که در کشور می مانند او سوق اردوی، پولیس وامنیت ملی شده در ین سه آسیاب آب می شود واکنون به این هم اشرف غنی اکتفا نکرده است اکنون دست به کشتار جوانان ومحصلین پوهنتون ها و دانشگاه ها زده است واکنون می خواهند که دروازه های پوهنتون ها را بسته کنند. اما بعد از هر حادثه زن و شوهر ویا اشرف غنی و لورا غنی در کنفرانس های نمایشی ونمایان می شوند به جوانان ومردم افغانستان می گویند که اگر شما با مشکلی برمی خورید باید قوی باشید، ولی حرف من این ست به لورا غنی که (تو در اول دختر وپسرت ) از نایت کلب های امریکا درافغانستان بیار وباز از آنها بخواهید که درمقابل انتحار و انفجارودرمقابل تروروحشت و دهشت کابل قوی باشند