اَعوذوبالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(إنَّ اَلصَّفَا وَاَلمَروةَ مِن شَعَآئِرِ اَللهِ فَمَن حَجَّ اَلبَیتَ أَوِاَعتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیرًا فَإِنَّ اَللهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ) آیه 158 سوره بقره. ترجمه: بدون شک طواف صفاومروه نشانه ویادگاری از نشانه های الله متعال است، آن کسی که حج ویا عمره کند، هیچ گناه برآنها نیست که آن دو را طواف کند، کسی به رضا ورغبت خود نیکی کردوپس خداوندشکرگذاروداناست.
#صفاومروه_چیست
آیه یکصدوپنجاوهشت سوره بقره، حضرت ابراهیم علیه السلام به حکم الله متعال طفل خود اسماعیل علیه السلام ومادر او هاجره بی بی به حکم الله متعال در میدان خشک وزار مکه مکرمه گذاشت وبه حکم خداوند برگشت وهمرای بی بی هاجره آن مقدار توشه که بود تمام شد، آب وخرما ویا دیگر چیز های که برای خوردن ونوشیدن بود، آن تمام شد. درآن هم امتحان ابراهیم علیه السلام وهم امتحان هاجره بی بی بود. وقتی خوردنی ونوشیدنی ختم شد، طاقت بدن حضرت هاجره بی بی وشیرش اش ختم ونه چیزی برای خوردن ونوشیدن هاجره بی بی چیزی بود و نه برای اسماعیل علیه السلام. اسماعیل علیه السلام که طفل بود او هم از فرت تشنه گی وگرسنه گی مریض بود وازجهت تکلیف به یک طفل کوچک به مادر او چقدر تکلیف می رسد، احساس آن را صرفًا مادر می تواند. آن هم در صورت که درهنگام تکلیف وسختی همرای زنانه مردانه ای نباشد، دیگر انسان هم نباشد که او را همکاری کند وبا آن پریشانی او هنوزهم زیاد میشود. درین وقت هاجره بی بی بسیاربی حد پریشان بود، وازجهت پریشانی خود، گاهی به کوه صفا بلند میشود وگاهی به کوه مروه واز دوربه طفل خود نیز می بیند. صفا ومروه دو کوه است که درمیان آن هردویک چقوری وخندق بود، وقتی هاجره بی بی به صفا ومروه بلند می شداز دور طفل خود را میتوانست ببنید ولی وقتی که درمیان صفا ومروه طفل می رسید طفل از او پنهان می شد ودراین قسمت میدوید.
#طواف_صفاومروه_چندباراست
هاجره بی بی هفت بار از صفا به مروه واز مروه به صفا دویده است. دراین هنگام خداوندجل جلاله چشمه زمزم را زیرپای اسماعیل علیه السلام بیرون کرد وروشنی آب را حضرت هاجره بی بی از دور دید ودویده به طرف طفل وآن آب آمد وآن آب را اطراف دیوارکردوزمزم گفت. در آن آب باوجود داشتن کیفیت رفع تشنه گی ورفع گرسنه گی هم بود، بناً الله پاک پریشانی هاجره بی بی را با این طریقه ختم کرد. هاجره بی بی به وجه صبرواستقامت خود در میان صفا ومروه رفت وآمد می کرد. امتحان صبر او پوره شده واو در امتحان کامیاب شد ولی این هفت بار دویدن هاجره بی بی از صفا به مروه واز مروه به صفا را تا قیامت خداوند بر حاجیان حج وعمره لازم گردانیده ست. که هر حاجی که مردانه باشد ویا زنانه در میان صفا ومروه هفت گشت باید بزند. درحقیقت این یک عمل از صابرین بودکه خداوند آن را خوش کرد، بناً صفا ومروه یکی از نشانه های یادگار الله متعال است.
#دوانسان_که_ازآنها_سنگ_ساخته_شد
دریک زمان یک زن ومرد بنام آصاف وناهیله درکناربیت الله شریف بی ادبی کردند، کاربد را کردند ودر این وقت خداونداز آصاف وناهیله سنگ ساخت، انسانها بودندولی سنگ شدند. مردم از او عبرت می گرفتند، برای عبرت مردم شکل های شان مسخ شده وازآنها سنگ ساخته شد. آصاف که مرد بود مردم سنگ او را گرفتند درنزدیکی کوه صفا گذاشتند وسنگ که ناهیله بودآنرا در نزدیکی مروه گذاشتند. در زمان جاهلیت وقتی مردم حج وعمره می کردند درکنارصفاومروه این دو بت برای عبرت وجود داشت، که هرکه در بیت الله شریف بی ادبی می کنند این حال اش خواهد بودوازآنها مسخ خواهد شدند. مردم توبه می کشیدندکه یا الله دربیت الله شریف ما بی ادبی نمی کنیم، ببنیدکه از آنها خداوند سنگ سااخته است، بناً تا یک زمان ومدتی مردم از آن عبرت ونصیحت می گرفت وتاهنگام که آن مردم که در پیش روی آنها این کار بد را آصاف وناهیله کرده بودند همه وفات شدند ونسل جدید که آمدند وحقیقت به آنها معلوم نبود، که این دو بت در کنار صفا ومروه از چه جهت است.
#شیطان_گفت_برآن_دوبت_آصاف_وناهیله_هنگام_طواف_دست_بکشید
درین وقت شیطان به آنها میگویدکه شما به صفا ومروه گشت زده وهربارگشت تان برسر این بت ها دست بکشید. بناً یک مدت تیر شد شیطان به مردم گفتندکه این دو خداها هستند، آن دو زناکاررا که خداوند شکل آنها را تبدیل کرده بود، خداوند گفت که آنها خدایان است وبرسرآنها دست بکشیدوتعظیم آنها را بکنید. ووقتی که مردم مسلمان شدند واز بت پرستی توبه کشیدند، این فکر را کردندکه طواف صفا ومروه از جهت تعظیم به این دو بت بود، اینکه تعظیم به بت ها حرام شده است وبه همین طور طواف صفاومروه نیز منع کرده شود. این برای شان معلوم نبودکه طواف صفاومروه در اصل برای حج وعمره بود، کافرازجهت جهالت خود تعظیم این بتان را شروع کرده بود. بناً مسلمانان می گفتندکه درمیان صفاومروه طواف جایزنیست، زیرا تاکنون در صفاومروه بت ها قرار داشتند وتعظیم بت ها می شد، آن جایزنیست، این حال مردم مکه مکرمه بود.
#انصارمدینه_نیزطواف_صفاومروه_ناروامی_دانستند
انصارمدینه منوره درزمان کفر طواف صفاومروه را ناجایز می شمردند، پس از اسلام آوردن شان هم به آنها در طواف صفاومروه تردد پیدا شد. به پیغمبرصلی الله علیه وسلم عرض کردندکه ما طواف صفا ومروه را ازقبل ناجایز می شمردیم، آیا طواف صفا ومروه را بکنیم. بناً در جواب آنها این آیت را خداوند متعال نازل کردکه در آن به گروه اول ودوم گفته شدکه در طواف صفا ومروه هیچ گناهی نیست، یعنی در طواف صفا ومروه هیچ گناهی وزیان در آن نیست. زیرا آن نشانه از دین وعبادت خدوند متعال است، طواف آن ضروری است.
(إِنَّ اَلَّذِینَ یَکتُمُونَ مَآ أَنزَلنَا مِنَ اَلبَیِّنَتِ وَاَلهُدَی مِن.م بَعدِ مَا بِیَّنَّهُ لِلنَّاسِ فِی اَلکِتَبِ أُولَئکَ یَلعَنُهُمُ اَللهُ وَیَلعَنُهُمُ اَللَّعِنُونَ) آیه 159 سوره بقره. ترجمه: بدون شک آن کسانی که آنچه آیات وهدایات که من نازل کرده وبعدازینکه به درآن کتاب همه آن بیان شده است پنهان کاری می کنند، خداوند بر آنها لعنت می فرستد ولعنت گوینده گان بر آنها لعنت میگویند.
#اهل_کتاب_باوجودکه_حقانیت_ورسالت_حضرت_پیغمبرصلی_الله_علیه_وسلم_برای_شان_واضح_شده_بودوبازهم_کتمان_می_کردندخداوندبرآنهالعنت_فرستاده_است
الله جل جلاله کدام کتاب وآیات که نازل کرده است وآن به طور واضح بیان هم کرده است واکنون این حق را پنهان می کنند، کیها پنهان می کنندوبرآنها خداوند لعنت می کند ودرآیات قبلی خداوند جل جلاله در ضمن حکم تبدیلی تحویل قبله گفت که اهل کتاب صفات پیغمبرصلی الله علیه وسلم را که در تورات وانجیل وزبور ودیگر کتب های آسمانی که نازل شده است میدانند وبناً آنها پیغمبرصلی الله علیه وسلم به را به خوبی می شناسند، طوری می شناسندکه یک انسان فرزند خود را می شناسند، ولی با وجود آن هم آنها به حق تن نمی دهند، حقانیت پیغمبری پیغمبرصلی الله علیه وسلم را پنهان می کنند. اکنون درین آیت خداوند جل جلاله سزای پنهان کردن حق را بیان می کند. ازین آیات آشکارااینطورمعلوم میشودکه کدام مردم که احکام نازل شده واشکارامن وهدایت مرا پنهان می کنند حال اینکه در کتب های گذشته با تفصیل در مورد آن وضاحت داده شده است. بناً بر اینطور اشخاص از طرف الله متعال لعنت وازطرف مخلوق نیز برآنها لعنت باد، بلی اگر این مردم با اخلاص توبه بکشد، عمل های خودد را اصلاح کنند، حق را بیان کنند، الله متعال میگویدکه من براین مردم مهربانی کرده وبرآنها رجوع رحمت می کرده وتوبه آنها را قبول خواهد کردم. اگر کسی کفر را اختیارکرده ودر حالت کفر بمیرد، الله میگویدکه من آنها را معاف نمی کنم، برآن مردم خداوند لعنت می فرستد، فرشته گان لعنت می فرستدومردم عام لعنت می فرستدوباهمین لعنت به جهنم داخل میشود. درین آیات افرادکه حق را پنهان می کنند، آنانیکه کفر را اختیار می کنند، جزای آنها ذکر شد که بر آنها خداوند لعنت فرستاده است.
#لعنت_چه_راگویند
اکنون لعنت چه را گویند؟ به اعتبار زبان عربی معنی لعنت دوری را گویند، یا ترد کردن، دراینجا مراد از لعنت دوری از رحمت خداوند متعال ویا هم ازرحمت خداوند ترد کردن مراداست. از طرف الله متعال لعنت این است که خداوند آنها را از رحمت خود دورمیکند. دیگر در آیت کریمه خداوند گفته است که لعنت گوینده گان نیز برآنها لعنت می فرستد، اکنون همین لعنت گوینده گان کیها هستند. در آیات قبلی الله متعال وضاحت داده است که لعنت گوینده گان فرشته ها هستندوفرشته گان برآنها لعنت میگویند، مردم عام برآنها لعنت می گویندوبرعلاوه آن دیگر مخلوقات به مانند پریان، یا زنده جان های روی زمین، آنها هم برآنها لعنت میگویند. حضرت برأه ابن حاذب رضی الله تعالی عنه می فرمایدکه: ما باپیغمبرصلی الله علیه وسلم در یک جنازه بودیم، حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم گفت که درمیان هردوچشم کافر زده خواهد شد، وصدای کافر را هرجاندارروی زمین می شنوندبجز پریان وانسان های روی زمین، وهرجاندارکه صدای این مرده کافر را می شنوند آنها لعنت می گویند، این قول خداوندجل جلاله است که می فرمایدکه لعنت کننده گان براو لعنت می فرستد. در زنده گی اش الله متعال بر او لعنت میگوید، فرشته گان بر او لعنت می گوید، جنیات براو لعنت میگویدوزنده جان های روی زمین براو لعنت میگوید، ووقتی که آن کافر به قبر میرود وفرشته گان در میان دوچشم او می زنند او آنطور چیغ می زندکه صدای او را تمام زنده جان های روی زمین می شنود بجز انسان ها وجنیات، بعداً تمام آن مخلوقات که صدای اورا می شنوند بازهم لعنت می گویند.
#لعنت_ازطرف_فرشته_گان_به_چه_معنی
لعنت از طرف فرشته گان، انسان ها وفرشته گان ودیگر زنده جان های روی زمین همانا به حق ملعون دعای دوری از رحمت خداوند متعال را می کنند، یا الله متعال این شخص لعین را از رحمت خود دورکنید. فرشته گان، ارواح پیامبران واولیاء ومخلوقات نیک خداوند متعال آنها از آن جهت بر او لعنت میگویندکه کوشش فرشته گان وپیامبران ونیکان این می باشند که احکام الله متعال بیان شود، احکام الهی پخش ونشر شود وملعونین میخواهندکه این کوشش این حضرات را ضایع کنند، زیرا پیامبران وفرشته گان وروح انسان های نیک نیز بر آنها لعنت میگویند. کافران، فاسقان وفاجران، کسانی هستندکه که مخلوقات خداوند برآنها لعنت می گویند، زیرا آنها موقع وفرصت معلوم کردن حق را ندادند، بناً کافران وفاسقان وفاجران هم بر آنها لعنت میگویند. ازجهت پنهان کاری حق قسما قسم بلاها ومصیبت ها از آسمان ها نازل میشود، بناً تمام حیوانات، زنده جان ها وسنگ وچوب وبته ها هم بر آنها نیز لعنت می گویند، زیرا از جهت او این مصیبت ها بر مردم عام می آیند. مجاهدرحمة الله علیه می فرمایدکه وقتی قحطی آمده وباران بند شود، بناً جانوران بر انسان های گنه گار لعنت میگویندکه ازسبب اینها برما این قحطی آمد، اگر اینها گنه گارنبوده وافرادصالح ونیک می بودندبناً الله متعال باران می کردوقحطی نمی آمد، بناً از سبب همین انسان های گنه گار قحطی آمد وباران نشد، آنها بر این انسان ها دعای بد می کنند ولعنت می فرستند.
#عالم_که_بدون_کتمان_احکام_الهی_رامی_رساند
کتمان احکام الهی ویا پنهان کردن احکام خداوندمتعال بسیار یک گناه سخت وعظیم است که سزای این گناه عظیم ذکر شده است. در مقابل آن، آن عالم که احکام خداوند جل جلاله را پنهان نکرده وبا تمام معنی به مردم می رسانند، درباره او پیغمبرصلی الله علیه وسلم می فرماید: پیغمبرصلی الله علیه وسلم در مورد عالم که احکام الهی را بدون کتمان به مردم می رساند می فرمایدکه عالم که حقایق را بدون کتمان به مردم می رساندتمام مخلوقات روی زمان برای او دعا رحمت کرده ومغفرت میخواهند وحتی ماهیان در قهر دریا به آن عالم دعای مغفرت می کنند.
#درروزقیامت_برکفاراول_خداوندوبعدفرشته_گان_وبعداًانسان_هالعنت_گفته_وخودکافران_نیزبه_یکدیگرلعنت_میگویند
لعنت گوینده گان چگونه لعنت می گویند؟ لعنت گوینده گان یا به حقیقت لعنت می گویند ویا این مطلب است که حال آنها طوری است که سبب لعنت به کفرکننده گان وکتمان کننده گان حق است، برکدام چیز های که عقل نیست، معنی لعنت گفتن بر آنها این است که اگر برآنها عقل می بود برآنها نیز لعنت می گفتند. ویا اینکه مراد آن این است که درروزقیامت برآنها لعنت گفته میشود، آنها خود نیز بر یکدیگر لعنت میگویند، کافران خود به خود در روز قیامت بر یکدیگر لعنت میگویند. ابوعالیه رحمه الله علیه می فرمایدکه درروزقیامت کافر را استاده می کنند، اول خداوند براولعنت میگویند، بعداً فرشته گان بر او لعنت می گویند وبعداً مردم عام بر او لعنت می گویندودرمیان خود نیز کافران به یکدیگر لعنت میگویند. بناً لعنت یک چیز خطرناک است، از لعنت هر قدر وسع وتوان می شود خود را نگه دارید وبر کسی لعنت نگویید.
#اسباب_لعنت
بناً بعضی کار های طوری است که بر آنها لعنت گفته شده است. مثال اگر مرد لباس زن را می پوشد لعنت آن در حدیث شریف آمده است، کدام زن که لباس مردم را می پوشد بر آن لعنت گفته شده است وبناً زن روش مردها را پیشه نگرداندومردها روش زن ها را اختیارنکنند واگر خدای ناخواسته آنها روش یکدیگر را اختیارکردندپس لعنت خدا بر آنها درحدیث شریف ثابت شده است. بوت زن ها را مردها نپوشدو پایزار مردها را زن ها نپوشد، همین طور درهرچیزی که زن ها به مرد ها مشابه شود ومردها به زن ها مشابه شود، بناً این کار را کسی نکند که لعنت خدا برسرشان می شود. دروغ گفتن خوب نیست، بر دروغ گو نیز لعنت نیز آمده است. درپوست خود خال کوبی کردن گناه است وبعضی از زنانه ها درپیشانی خود خال سبزمی زند، برکومه های خود خال می کوبند وبرزنخ خود خال کوبی می کنند برآنها لعنت گفته شده است. بعضی از مرد ها بردست، برمشت، برشانه وسینه وپشت خود خال کوبی کرده نام ی نویسدوگل می سازد ویا هر شکل دیگر برآن نیز لعنت گفته شده است. بعضی زنانه در میان دندان های خو سوان می زنند تا درز در میان آن پیدا کند، برآنها نیز لعنت گفته شده است. بعضی از زنانه ها آبروی خود را می چینند وباریک می سازند، یعنی موهای ابروی شان زیاد می باشد واز یک طرف ودیگر طرف آن ابروی خود را می کنند، یک ابروی باریک به خود می سازند، این یک قسم مود است که پیغمبرصلی الله علیه وسلم برآن نیز لعنت فرستاده است. بعضی زنانه ها طوری می کنند که موی سر دیگر زنانه را می گیردوبر موی های خود گد می کنند، تا زلف های شان زیاد شود، بناً کدام زنانه که موی دیگر زنانه را بگیرد برسرخودویادیگری می بندد، آن کس که موی خود را میدهد که آن زن که موی را می گیردوبرموی خود می بندد بر هردو آنها لعنت فرستاده شده است. بناً در احادیث بر این گروها از جهت این عمل شان لعنت گفته شده است.
#آنچه_راکه_پیغمبرصلی_الله_علیه_وسلم_برآن_لعنت_کرده_است_خداوندنیزبرآن_لعنت_فرستاده_است
عبدالله ابن مسعود رضی الله تعالی عنه میگویدکه الله متعال به او آنها لعنت گفته است. یک زنانه بود وآمده وگفته است که درکجا خداوندجل جلاله بر این عمل ها لعنت گفته است من قرآن را از اول تا آخر خدواندم ودیدم ودرقرآن آن را نیافتم که خداوندبراین واین عمل لعنت فرستاده است، وقتی این سخن به گوش عبدالله ابن مسعود رسیدکه فلانه زنانه اینطور می گوید، اگرتو قرآن را می خواندی هتمی آن را می یافتی که خداوند براین عمل ها لعنت فرستاده است. آن زن باز میگویندکه ازسپاره اول قرآن کریم تا سپاره سی وم واز اولین آیت قرآنکریم وتا آخرین آیت قرآنکریم وقتی که من قرآن کریم را خواندم نیافتم که در کجا خداوند بر این عمل ها لعنت گفته است، عبدالله ابن مسعود میگویدکه این آیت را ببنیدکه خداوندجل جلاله در قرآنکریم کلام پاکش می فرماید: (وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
) ترجمه: کدام احکام که پیغمبرصلی الله علیه وسلم به شما رساند آن را گرفته وبه آن عمل کنید واز آن اعمال که شما را از آن منع کرد واز آن اجتناب کنید. چون در احادیث پیغمبرصلی الله علیه وسلم برآنها لعنت گفته است طوری است که خداوندجل جلاله برآنها لعنت گفته باشد. کدام احکام که پیغبرصلی الله علیه وسلم داد که آن را بکنیدوآن حکم الله متعال است واز احکام که پیغمبرصلی الله علیه وسلم منع کرده است آن را خداوند منع کرده است وبر آنچه که پیغمبرصلی الله علیه وسلم لعنت فرستاده است وبر آن خداوند متعال نیز لعنت فرستاده است.
#برکسی_که_کفرآن_بادلین_قطعی_ویقینی_ثابت_باشدلعنت_گفته_میتوانید
بریک انسان مشخص لعنت گفته میشود، که بر فلانی کافر لعنت باد، بریک خاص کافر درحالی لعنت گفته میتوانیدکه با دلیل یقینی بدانیدکه آن در کفر مرده است. به مانند اینکه لعنت فرستادن بر فرعون، بناً از قرآن وحدیث یقینًا معلو است که فرعون در کفر مرده است، میتوانیدکه بگوییدکه برفرعون لعنت باد. بر ابوجهل گفته میتوانیدکه لعنت زیرا از قرآن وحدیث معلوم است که ابوجهل در مقابله با قرآن وحدیث وپیغمبرصلی الله علیه وسلم مردارومرده است، بنًا برابوجهل لعنت گفته میتوانید. برابولهب لعنت گفته میتوانیدکه معلوم است که ابولهب برکفر مرده است، بناً درکفرمردن یک انسان با یقین معلوم باشد پس او را لعنت گفته میتوانید. ودر حالت کفر مردن آن با یقین ودلیل قطعی معلوم نباشد، برآن لعنت گفته نمی توانید.
#مسلمان_هرچه_گنه_گارباشدکسی_حق_نداردبراولعنت_بگوید
یک مسلمان که بسیار گنهگارمی باشد شما به او لعنت گفته نمی توانید. لفظ لعنت را اکثراً زنانه ها در یک حرف معمولی، بر جانوران لعنت میگویند، بردیگ وکاسه لعنت میگوید، برخانه اش لعنت میگوید. بناً کدام انسان که از دهن خود لفظ لعنت را بیرون کرد، آن لعنت درتمام روی زمین گشت می زندواگر کسی را مستحق لعنت نیافت وبعداً به طرف آسمان میرودوآنجاهم مستحق لعنت کسی را نمی یابد برمی گردد برروی خو لعنت گوینده می اصابت می کند، کسی که کسی دیگر را لعنت گفته بود ولی او مستحق لعنت نبود وآن لعنت گفته شده او برگشت وبرروی خود او زده شد. بناً شما هیچ کسی را بدون مورد لعنت نگویید، بلی کسی را درکفر مردن او با یقین ثابت باشد، برا او لعنت گفته میتوانید.
#کسیکه_مسئله_رابه_مرد_غلط_بیان_میکنندوتوبه_نمی_کشدخداوندبراولعنت_می_فرستد
(إِلَّا اَلَّذِینَ تَابُوأ وَأَصلَحُوأ وَبَیِّنُوأ فَأُولَئِکَ أَتُوبُ عَلَیهِم وَأَنا اَلتَّوَّابُ الرَّحِیمُ) آیه 160 سوره بقره. ترجمه: مگر آن کسانی که توبه کردند عمل خود را اصلاح کرده وآیات خداوند را بیان کرد پس خداوندبرآنها رجوع رحمت نموده وتوبه او را می پذیردزیرا خداوندمتعال بسیارتوبه پذیرورحیم است.کسی حق را پنهان کرده باشد آیا او توبه می کشد، عمل خود را اصلاح خواهد کردوتوضیح خواهد داد که این مسئله حق نبود ومسئله حق این است. عمل خود را اصلاح هم می کنند وبه مردم آن را بیان هم می کنندوتوبه هم می کشد. آنطورنه که درپیش روی مردم بیان غلط را کرده است وپنهانی توبه بکشد. آن مسئله غلط که به مردم گفته بود وغلط در نزدمردم ماند، پس نیازاست که به مردم بگویدکه این مسئله غلط بود وخود را نیز بریک مسئله درست عامل کند، توبه بکشدواز لعنت نجات یابد. زیرا خداوند متعال میگویدکه من توبه پذیر ومهربان هستم.
#آن_کسانیکه_کفرورزیدندودرکفرمردندوانهاکسانی_اندکه_خداوندبرآنهالعنت_کرده_است
(إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوأ وَمَاتُوأ وَهُم کُفَّارٌ أُولَئِکَ عَلَیهِم لَعنَةُ اَللهِ وَاَلمَلَئِکَةِ وَاَلنَّاسِ أَجمَعِینَ) آیه 161 سوره بقره. ترجمه:آن کسانیکه کفر ورزیده اند ودرحالی مردندکه کافربودند، لعنت خداوندوملایکه هاومخلوقات خداوندولعنت همه برآنهاست. (خَلِدِینَ فِیهَا لَا یُخَفَّفُ عُنهُم اَلعَذَابُ وَلَا هُم یُنظَرُونَ) آیه 161 سوره بقره. ترجمه: آنها در مدلول لعنت (جهنم) برای همیشه خواهد بود، عذاب از آنها هیچ کم نمی شود وهرگزلحظه یی هم عذاب ازآنها برداشته نخواهد شد. (وَإِلَهُکُم إِلَهٌ وَاحِدٌ لَّآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ اَلرَّحمَنُ اَلرَّحِیمُ) آیه 163 سوره بقره. ترجمه: معبودشماهمان یک معبوداست که بدون اودیگرهیچ کس لایق عبادت نیست وآن معبودکه او نهایت بارحم در دنیا برای مسلمان وکافر ودرآخرت نهایت بارحم برای مومن ومسلمان است.
#درخلقت_زمین_وآسمان_اختلاف_شب_وروزوحرکت_کشتی_دربحروکه_باران_ازآسمان_که_باآن_زمین_بعدازمردن_زنده_میشودهمه_نشانه_ازقدرت_خداوندمتعال_است
(إِنَّ فِی خَلقِ اَلسَّمَوَاتِ وَاَلأَرضِ وَاَختِلَفِ اَلَّیلِ وَاَلنَّهَارِ وَاَلفُلکِ اَلَّتِی تَجرِی فِی اَلبَحرِ بِمَا یَنفَعُ اَلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ اَللهُ مِنَ اَلسَّمَآءِ مِن مَّآءِ فَأحیَا بِهِ اَلأَرضَ بَعدَ مَوتِهَا وَبَثَّ فِهَا مِن کُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصرِیفِ اَلرَّیحِ وَ اَلسَّحابِ اَلمُسَخَّرِ بِینَ اَلسَّمَآءِ وَ اَلأَرضِ لَآیَتٍ لِّقَومٍ یَعقِلُونَ) آیه 164 سوره بقره. ترجمه: بدون شک در پیداکردن زمین وآسمان واختلاف شب وروز وآن کشتی های که در بحر در حرکت هستند، آن مالهای که به مردم نفع میدهدوآن آبیکه خداوندمتعال از آسمان نازل می کند که با آن زمین را بعدازمردن آن زنده می کند ودر زمین وخداوندزمین رابرای هرقسم جاندارهموارساخته است، وزیدن باد وابرها در میان آسمان وزمین نشانه ها از قدرت های خداوندمتعال برای مردم ازعقل خود کار می گیرندمی باشد.
#کفارتعجب_میکردندکه_برای_تمام_زمین_یک_خداوندواوچگونه_به_اموراین_همه_زمین_رسیده_گی_میکند
کافران مکه تعجب می کردندکه برای این تمام مخلوق روی زمین یک معبود ویک خدا؟ این بسیارعجیب است برای تمام این مخلوقات روی زمین این امکان ندارد؟ برای آن چه دلیل است؟ برای انتظام یک مکه مکرمه سی صدو شصت خدایان است، اوبه مشکلات ما رسیده گی نمی توانندولی خدای تو ای پیغمبرانتظام تمام دنیا را می کند؟ می گفتند ما این سخن را نمی پذیریم، بناً الله پاک این آیت را نازل کردکه دراین زمین وآسمان ها ببنید، اختلاف شب وروز وکشتی که در بحر حرکت می کند وبرای نفع مردم استفاده میشود وباران که از آسمان نازل میشود وبا آن زمین زنده میشود وزمین برای زنده گی هر جاندار هموار گردیده است ودروزیدن باد وابردرمیان زمین وآسمان همه نشانه های از قدرت خداوند متعال است که خداوند است ویک ویگانه است. خداوند مالک قدرت ها ست واین همه آسمان بزرگ، آن را که پیداکرده است. طورکه خداوند جلاله می فرماید اگر از کافر پرسیده شود (وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ) ترجمه: خامخامیگویدکه زمین وآسمان همه چیز را خداوند پیداکرده است. میدانیدکه الله پیداکرده است واین همه آسمان بزرگ را پیداکرده است دیگرازاوچه میخواهید؟ آسمان را پیدا کرده است وقبل از پیدایش تو پیدا کرده است ووقتی تو بمیری بازهم آسمان خواهد بود. این همه زمین فراخ ووسیع را پیداکرده است، این را که پیداکرده است ودر آن قدرت های خداوند متعال است واین نشانه های از قدرت خداوند متعال است که برای کسانیکه دارای عقل هستند.
#هرچه_رادرآب_بیاندازیدغرق_میشودولی_کشتی_درآب_غرق_نمی_شود
شما در آب چیزی بیاندازیددرآن فرومی رود، ولی کشتی ها را که در دریا بیاندازندآن غرق نمی شود، هرقدروزن که میخواهید بر آن بارکنیدآن کشتی در آب غرق نمی شود. وقتی شما در کشتی می نشینیدوبسیاردرجاهایی ومملکت های دور دور می روید ودر آن کشته مال می برید ودر آن نفع مردم است. این آب را برای شما که تابع کرده است، آن آب به حکم الله متعال تابع است، آیا این قدرت الله متعال کافی نیست. درکجای آسمان دند ساخته شده است وآنقدرآب در آن است که وقتی بازکنیدوتمام زمین با آن سیراب شده وحتی از آن دریاها جاری شود، دربیرون هیچ ظرفی دیده نمی شود، برای چه این آب در آسمان جمع است؟ درمیان زمین وآسمان همین ابری که است، درآن این مقدارآب بیشمارکه در آن است که در آسمان خو نیست، ابرپایین می آید وتوباطیاره بالاترازابربروبالای ابربرتو گرمی می تابد وآسمان پاک وسبزرامی بینید ولی در پایین آن ابروبرزمین باران می بارد.
#بناًدرابرآب_به_قدرت_خداوندجمع_شده_است
بناً این ابر چه است؟ آیااین ابرظرف از آهن است، ظرفی از پلاستیک است، ظرفی از چوب است از چه است؟ وقتی شما در این ابرگشت بزنیدکدام چیز سخت را در آن نمی بینید. دراین ابر طیاره میرود ومی آید، برهیچ چیز اصابت نمی کنیدولی این آب چگونه در ابرجمع است وبناً این قدرت خداوند متعال است که آب را در آن ابرجمع کرده وبرزمین می بارد. اگر الله بخواهد آن ابر را بالای سرشما می آورد وبر شما باران می بارد واگر خداوند نخواهد آن ابر را به طرفی دیگر می برد وباران جایی دیگری می شود. ووقتی که این آب برزمین می رسد قسماقسم سبزی جات از آن در روی زمین می روید. زمین کاملاً خشک ومرده بود وبا این آب الله متعال زمین را تروتازه وزنده کرد، بته های سبز سبز در آن پیدا شد. بعداً درین روی زمین هرنوع حیوانات پیدامیشود، این حیوانات را که پیداکرده است، آن همه خداوند خلق کرده است. به آب وهوا ببنیدکه چگونه خلق شده اند گاهی یک طرف می وزد وگاهی طرف دیگر می وزداین را که خلق کرده است این را الله متعال خلق کرده است. ابر را کی در میان زمین آسمان معلق نگه میداردکه نه به آسمان بلند شده میتواند ونه برزمین می افتد این را خداوند در میان آسمان وزمین معلق نگهداشته است.
#به_هرچیزی_که_شمامی_بینیدنشانه_های_ازقدرت_خداوندمتعال_است
با این ترتیب شما به هرچیزی ببنیددر آن نشانات قدرت خداوند متعال است، طوریکه خداوند متعال می فرماید( وفی کل شی له آیةٌ تدل علی عنه واحدٌ) ترجمه: درهرچیزی نشانه قدرت الله متعال است. طوریکه شاعری میگوید:
برگ درختان سبزدرنظرهوشیار
هرورق دفتراست ومعرفت کردگار
وقتی مرد هوشیار وعاقل ومسلمان به برگ سبزدرختان ببنیدومیداندکه هربرگ سبزدرخت دفتری از معرفت کردگاراست. برگ درخت توت است وگرم آمد وآن را خورد واز آن تار ابریشم پیداشد، کرم دیگر آمد آن راخورد واز آن چیزی دیگری پیدا شد. یک زمین است، یک آب است ویک آفتاب ویک هوا شما درآن بامیه ومرچ می کاری وقتی حاصل می گیریدومی خوریدکه بامیه شیرین ومرچ تلخ است، این فرق را در آن که آورد آن را الله متعال آورده است.
اَعُوذوبالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَمِنَ اَلنَّاسِ من یَتَّخِذُ مِن دونِ اَللهِ أندَادًا یُحِبُّونَهُم کَحُبِّ اَللهِ وَاَلَّذِینَ ءَامَنُوّأ أَشَدُّ حُبًّا لِّلهِ وَلَو یَرَی اَلَّذِینَ ظَلَمُوّأ إِذ یَرَونَ اَلعَذَابَ أنَّ ألقُوَّةَ لِلهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اَللهَ شَدِیدُ اَلعَذَابِ) آیه 165 سوره بقره. ترجمه: آن کسانیکه به الله متعال شریک می گیرند وآنها با آن غیر الله طور محبت می کنند به مانند محبت با الله متعال، وآن کسانیکه ایمان آورده اند درمحبت با خداوند متعال بسیارمستحکم هستند، چه خوب می بود که آنها آن عذاب ظلم که مرتکب می شوند می دیدند ووقتی آن عذاب را میدیدند به درستی پی می بردندکه همه قوت وتوانایی صرف مرخدای متعال را است وبدون شک خداوند بسیارسخت عذاب دهند در آخرت است.
#مشرکان_وقتی_شری_به_آنهامیرسیدمحبت_بامعبودان_باطل_خودرارهامی_کردند
آیه یک صدوشصت وپنج سوره بقره، بعضی اشخاص طوری است که معبودان باطل را به عبادت گرفته وبا آنها محبت میکنند، این محبت را به آن طرزی می کنندکه طوریکه محبت با الله متعال بکار است. درمحبت مومن با الله متعال ومحبت کافر با غیر الله فرق است، اگر یک مشرک دریابدکه از طرف آن معبود باطل اش به او نقصان می رسد واو فوراً آن محبت خود را با آن معبود باطل اش قطع می کند. اما مومن به این عقیده است که اگر به من خیر می رسد هم از طرف الله متعال است واگر شری می رسدآن هم از طرف الله متعال است، با این عقیده مومن با الله متعال محبت کرده وبه رضای او رضا است، اگر چه این برایش معلوم است که شری که به من می رسد از طرف الله متعال است ولی محبت با الله متعال را ترک نمی کند، عقیده اش این است که خیروشر هردو از طرف الله متعال است، ولی محبت با الله متعال را رها نمی کند. مشرکان وقتی مشکل به آنها پیش آید خدایان با طل خود را رها می کنند، اما مومن با ایمان که دارد در وضعیت دشوارومشکل وشر که به او میرسد خداوند متعال را رها نکرده و درحالت مصیبت نیز از خداوند متعال کمک می خواهد وخود را به آن ذات یکتا وبی همتا می سپارد.
#درروزقیامت_رهبران_مشرک_وگمراه_ازپیروان_خودبیزارشده_فرارمی_کنندومیگویندکه_ازمادورشویدآیاماشماراگفته_بودیم_که_ماراپیروی_کرده_ودنبال_مازنده_بادومرده_بادگفته_فریاد_بکشید
(إِذتَبَرَّألَّذِینَ اَتُّبِعُوأ مِنَ اَلَّذِینَ اَتَّبَعُوأ وَرَأَوُأ اَلعَذَابَ وَتَقَطَّعَت بِهِم اَلأسبَابُ) آیه 166 سوره بقره. ترجمه: وقتی بیزارشودآن کسانیکه تابع داری آنها شده بود واز آن کسانیکه آنها تابع داری آنها را کرده بودندووقتی که آنها عذاب خداوند را ببینند، رشته دوستی دنیایی آنها قطع شود (وَقَالَ اَلَّذِینَ اَتَّبَعُوأ لَو أَنَّ لَنَا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنهُم کَمَا تَبَرَّءوأ مِنَّا کَذَالِکَ یُرِهِیمُ اَللهُ أَعمَلَهُم حَسَرَاتٍ عَلَیهِم وَمَا هُم بِخَرِجِینَ مِنَ اَلنَّارِ) آیه 167 سوره بقره. ترجمه: آن کسانیکه بزرگان مشرکان را پیروی می کردنددرآن وقت بسیار افسوس می کشندکه کاش که به فرصت داده میشدکه یکباردیگربه دنیا می رفتیم، ما ازین بزرگان مشرک خود طوری بیزارمی شدیم طوری که آنها امروزازمابیزاری می کنند، به همین قسم الله متعال پیامداعمال باطل آنها را برای آنها نشان میدهدوبرآنها افسوس می کند، آنها همیشه درآتش دوزخ خواهدبودندوهیچ گاه بیرون آورده نمی شوند بزرگان شرک وکفر در روزقیامت از پیروان اش جدا می شوند، اکنون خودردنیا بزرگان مشرکان در پیش وپیروان شان از رد شان زنده باد ومرده باد گفته شعار ها سرمی دهند. اما در روز قیامت روز عذاب وحساب می آید آن بزرگان مشرکان وگمراهان از پیروان شان می گریزندوفرارکرده جدا میشوندومیگویدکه برویدازما دور برویدآیا من گفته بودم که دردنیادنبال من بیاییدوبرای من فریاد زنده باد ومرده باد رابکشید.
#حلال_چه_رامیگویند
(یَأَیُّهَا اَلنَّاسُ کُلُو مِمَّا فِی اَلأَرضِ حَلَلًا طَیِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوأ خُطُوَاتِ اَلشَیطَنِ إِنَّهُ لَکُم عَدُوٌ مُّبِینٌ) آیه 168 سوره بقره. ترجمه: (إِنَّمَا یَأمُرُکُم بَالسُّوءِ وَاَلفَحشَآءِ وأَن تَقُولُوأ عَلَی اَللهِ مَا لَا تَعلَمُونَ) آیه 169 سوره بقره. ترجمه: ای مردم از آنچه که درروی زمین حلال وپاک است بخورید وتابع داری قدم های شیطان را نکنیدزیرا شیطان دشمن آشکارشماست.
بعضی از مشرکان به نام بت های خود حیوانات را می گذاشتند، عقیده شان این می بود که این را ما به نام فلانی بت مشخص کردم، آن مال از بت وجاروکشان آن بت شد. همچنان این مشرکان تعظیم آن حیوان را هم می کردند، این بنام لات وقف است واین بنام منات وقف است واین بنام عزی وقف است واین وآن. الله متعال حکم روان کرد که به نقش قدم شیطان نروید، کدام چیز های که خداوند متعال آن را حلال کرده است وحلال شماریده آنرا بر خود حرام نکنید. بنام بت آنها قچ را می گذاشتندوشتر را می گذاشتند وبعداً گوشت آنها را برخود حرام می کردند، می گفتندکه خوردن اینها برما حرام است. بناً الله متعال گفت که این چیز های حلال را حرام نکنید. معنی اصلی لفظ (حلال) همان باز کردن گره است، کدام چیزی که برای انسان حلال شد طوری است که به آن چیز یک گره داده شده بود وآن گره باز کرده شد. سهل ابن عبدالله رضی الله تعالی عنهما می فرماید: نجات انسان بر سه چیز است، چیزهای حلال را بخورید، فرایض الله متعال را اداکنیدوسنت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را پیروی کنید.
#درجه_کمال_چیست
بعضی بزرگان دیگر میگویندکه رزق حلال وصدق مقال ونیک اعمال را وقتی از خود کردید وبعداً شما حاصل می کنید درجه کمال. رزق حلال یعنی چیز های حلال را خورده واز حرام پرهیزکنید، راست بگوییدواز دروغ اجتناب کنیدوعمل نیک که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم برایت رهنمونی کرده است آن را اداء کنیدووقتی که با این سه خصوصیت خود را آراستید بعداً درجه کمال به شما حاصل می شود. پس حلال آنچه که خداوند گره آن را برای تو باز کردوگفت اکنون از بخورید، بناً کدام حیوانات را که خداوند به تو حلال کرده است آن را بخورید وکدام را که به تو حرام کرده است وبرآن گره انداخته است به مانند گوشت خنزیرآنرا نخورید. الله متعال به کار های خود خوب می داند، ما نمی دانیم. ووقتی شما گوشت کدام حیوانی را می خورید اثر آن برشما زود ظاهر می شود، گوشت خنزیر را از آن جهت نخورید زیرا که خنزیردرحیوانات از همه بی غیرت تر است. کدام انسانی که گوشت خنزیر را می خورد او بی غیرت می شود وبناً مسلمان باید باغیرت باشد، ازین سبب خداوند متعال می گویدکه گوشت خنزیر را نخوریدتا اینکه شما غیرتی بمانید.
#طیب_چیست
طیب یعنی چیز پاک وپاکیزه راگویند، درآن چیز های حلال شرعی هم داخل است، آن چیز های که مزاج انسان خوب آن را می پذیرد. مزاج یک انسان مسلمان می به خود جذب می کند، آن چیز های طیب یا پاک است. بعضی چیز های است که طبیعت انسان از آن نفرت می کند، به مانند اینکه کسی سگ ویا پشک را به شما سر ببرد آیا می خورید، آن را شما دشمن خودخواهدخواندیدکه خو تو به من پشک وسگ کشته ای. مگربعضی گروهای بشری طوری هستند که آنها بسیار به شوق وعلاقه گوشت سگ وپشک را می خورند. یک بزرگی به یک مملک کفری رفته بود، وقتی خوراک آماده شد، قسم ما قسم سرخ کرده وگذاشته بودند، آن بزرگی وقتی به آن گوشت نزدیک شد وطوری قدرتی دلش بالا شد، میگویدکه دل من پر است مرا استفراغم می آید ومن آن را خورده نمی توانم، خورده نمی توانم، آن میزبان برایش می گوید، من سگ که در خانه نگهداری می کردم برایت کشته ام تو اکنون این را نمی خورید؟ آن بزرگ میگویدکه استغفرالله سگ خو حرام است تو به من سگ را کشته وپخته آورده ای؟ ببنیدالله متعال قبل از ینکه آن بزرگ بداندکه گوشت گوشت چیست او را سیرکردونزدیک بود استفراغ اش بیاید وتا ازآن گوشت نخورد، با این ترتیب الله متعال دست او را گرفت مباداکه گوشت سگ را نخورد. بناً آن چیز های است که طبیت یک انسان مسلمان را نمی گیرد، انسان مسلمان از آن چیز ها نفرت نمی کندوشرعًا حلال هم می باشد. از آن چیزی که قلب انسان ودل انسان نفرت کند آن پاک وطیب نیست، آن خبیث وکثیف است.
#سوء_وفشحاچیست
(إِنَّمَا یَأمُرُکُم بِألسُّوءِ وَاَلفَحَشَآءِ وَأَن تَقُولُوأ عَلَی اَللهِ مَا لَا تَعلَمُونَ) آیه 169 سوره بقره. ترجمه: بدون شک همین شیطان لعین شما را به گناه وفشحا امر می کند، شیطان به شما رهنمون های غلط را می کند ومیگویدکه این را الله گفته است. سوء آن چیزی را می گویدکه یک انسان عاقل وشریف ببیندبه او در درد برسد وفحشا همانا بی حیایی است، مراد از سو مطلق کارگناه است ومراد از فحشا گناه بزرگ است.
#اگرپدرواقارب_تان_نادان_بودندتقلیدآنهاراکنید
(وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اَتَّبِعُوأ مَآ أَنزَلَ اَللهُ قَالُوأ بَل نَتَّبِعُ مَآ أَلفَینَا عَلَیهِ ءَابَآءَنَا أَوَلَو کَانَ ءَأبَآؤُهُم لَا یَعقِلُونَ شَیئًا وَلَا یَهتَدُونَ) آیه 170 سوره بقره. ترجمه: هرگاه به این مشرکان گفته شود که تابع داری آن قانون را بکنیدکه خداوند متعال نازل کرده است، آنها میگویندکه ما آنچه را تابع داری آن قانون را می کنیم که پدران ونیاکان مان تابع داری آن را کرده است، درحالیکه پدرونیکه شان نه عقل داشتندونه آنها هدایت شده بودند.
اگر پدرونیکه وگذشته اگر بی عقل ونادان بودند تابع داری آنها نا روا هستند، وقتی عقل وهدایت بر آنها نبود تقلید آنها نا روا هستند، احکام الله متعال با آنها نبود، بناً تقلید وبه نقش قدم این طور بزرگان رفتن ناروااست. کدام بزرگان که با آنها عقل واحکام خدایی با آنها بود، تقلید وپیروی اینطور بزرگان بر شما لازم است. اگر در باره کدام حال که شما اطمینان داشته باشیدکه او صاحب علم قرآن وسنت است، به درجه اجتهاد رسیده است وکدام احکام درقرآن وحدیث بطور آشکارانباشد، او از قرآن وحدیث به واسطه اجتهاد خود معلوم می کندوبناً اطباع وتقلید وپیروی آنطور یک عالم جایز است. به این معنی نه اینکه که این حکم، حکم عالم است ومن تابع داری آن عالم را می کنم بلکه تقلید آنها از آن جهت جایز است که او برای من حکم الله متعال را می کند، حکم الله متعال را به من رهنمایی می کند. چون من براه راست از حکم الله متعال واقف نیستم، او از احکام الله متعال واقف است، وجناب شان به من حکم الله متعال را نشان میدهد، بناً من حکم الله متعال را می پذیرم. کدام جاییکه منع تقلید بزرگان وگذشته گان وعلماء آمده است آن به این معنی است که عقیده گذشته گان وبزرگان باطل باشد وعالم نباشد بلکه خاین دین باشد، جاسوس باشد، مزدور باشد ودین خدا را به معامله بگیرد، دین خدا را بفروشد وعمل های شان به منافع دشمن وکفر باشد، عقیده صحیح آنها تغیر خورده باشد، بعداً تقلیدآن بزرگان وعلماء ناجایز است.
#تقلیدشخصی_ازقرآن_وحدیث_ثابت_شده_است
تقلید شخصی از قرآن ثابت است، یوسف علیه السلام وقتی به مصر رسید ودر زندان بود وبه زندانیان می گویدکه من دین آن مردم را رها کرده ام به خداو دین خدا باورنداشتندومن تابع داری بابه گان خود را می کنیم واینکه گفته است که من دین بابه گان واجدادم را پیروی می کنم در اینجا تقلید شخصی آمده است وتقلید شخصی جایز است. در تفسیر قرطبی آمده است که بعضی مردم این آیت در مورد یوسف علیه السلام را در مزمت تقلید پیش کرده است وگفته است که تقلید نکنید، درمعامله باطل این سخن درست است که تقلید باطل را نکنید. تقلیدحق یکی از اصل از اصول دین است، یک ذریعه عظیم از حفاظت دین مسلمانان است. کدام انسان که عالم نیست، او محتاج به تقلید است وبه تقلید اعتماد می کند. تقلید هرچهاراین امامان لازمی است، امام ابوحنیفه رحمه الله علیه، امام مالک رحمه الله علیه وامام شافعی رحمه الله علیه وامام احمد حنبل رحمه الله علیه، این چهار امام است که از قرآن وحدیث مسایل را بیرون می کنند، هیچ مسئله را آنها از خود نگفته اند. هرامام میگویندکه وقتی مسئله از مسئله من به شما رسید، اگر مخالف قرآن وحدیث بود آنرا نپذیرید. این چهارامام کوشش کرده اند واز قرآن وحدیث مسایل را بیرون کرده نوشته اند. این امامان، امامان غیرالقرون هستند، آن زمانه که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم آنرا بهترین زمانه گفته است. بناً این عالمان همان زمان بهترین زمان هاست، به عصر وزمانه پیغمبرصلی الله علیه وسلم وصحابه کرام بسیارنزدیک هستند، بناً آنقدرکه آن امامان می فهمیدندما وشما نمی فهمیم. این چهار امام، استادان قرآن وحدیث هستندوما به آنها پیامبران گفته نمی توانیم، سخن آنها سخن خداوند ورسول اوست، حرف های ثابت به قرآن وحدیث است.
#کفاربه_مانندجانوران_ازشنیدن_دیدن_وگفتن_حق_کوروکروگنگ_اندونه_آنهاعقل_دارندکه_ازآن_کاربگیرند
(وَمَثَلُ اَلَّذِینَ کَفَرُوأ کَمَثَلِ اَلَّذِی یَنعِقُ بِمَا لَا یَسمَعُ إِلَّا دُعَآءً وَنِدَآءً صُمٌّ بُکمٌ عُمیٌ فَهُم لَا یَعقِلُونَ) آیه 171 سوره بقره. ترجمه: مثال کسانیکه کفر ورزیده اند به مانند کسان هستندکه جانوران را طوری صدا می کنندکه آن جانوران نمی دانند مگر صدا وخواستن به طرف خودتان، به کیفیت آواز نمی فهمند، آنها (کافران) به مانندآن جانوران، کوروکروگنگ از شنیدن حق هستندونه عقل دارندکه از آن کار بگیرند.
درجنگل انسان به یک زنده جان آوازمیدهد، بناً آن جانوربه این نمی فهمدکه آن انسان به من چه میگوید، همین قدر می فهمدکه به من آواز شدوبس، اکنون در این آواز چه است نمیداند. از جنگل می گذریم در این دیه وقریه شما به سگ ها آواز میدهیدوبه آنها خوراک میدهید وآنها به طرف شما می آید وآنها فقط آواز شما را شنیده آمده است ودیگر نمی فهمدکه شما به آن سگ چه گفته اید. کافران همانطور حیوانات است که شما به آنها وعظ ونصحیت کنید، آنها فهمندکه کسی همین جا است وحرف می زند وبیشتر به مطلب آن نمی رسد.
#خداوندمی_فرماید_ای_کسانیکه_ایمان_آورده_ایدازآن_روزی_حلال_که_به_شماداده_بخوریدوخاص_عبادت_خداوندمتعال_رابکنید
(یَأیُّهَا اَلَّذِینَ ءَامَنُوأ کُلُوأ مِن طِیَّبَتِ مَا رَزَقنَکُم وَأشکُرُوأ لِلهِ إِن کُنتُم إِیَّاهُ تَعبُدُونَ) آیه 174 سوره بقره. ترجمه: ای آن کسانان که ایمان آورده اید از آنچیزی های پاک به شما داده ام به شما رزق داده ایم بخوریدوبنوشید اگر شما خاص الله متعال را عبادت می کنید.
#خداونددوخون_ودومرده_رابرشماحلال_کرده_است
(إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیکُمُ اَلمَیتَةَ وَاَلدَّمَ وَلَحمَ اَلخِنزِیرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اَللهِ فَمَنِ اَضطُرَّ غَیرَ باَغٍ وَلَا عَادٍ فَلَآ عَادٍ فَلَآ إِثمَ عَلَیهِ إِنَّ اَللهَ غَفُورٌرَّحِیمٌ) آیه 173 سوره بقره. ترجمه: بدون شک خداوند متعال برشما خوردن گوشت مرده را حرام کرده است، خون وگوشت خنزیر وتمام اجزای آن، با آنچه که بنام غیرالله کشته میشود برشما حرام کرده است، اگرکسی ازجهت مشکلی به خوردن آن محتاج شد، اگر بغاوت از حکم خداوندونه بیشترازمقدارضرورت بود، پس گناه نیست که بخوردوخداوندمغفرت کننده ونهایت مهربان است. میته یک جانور مرده را می گویند، کدام جانور که خود به خود مردویا به یک طریقه غیر شرعی مرد آن را میته گفته میشود مردم به آن مردار میگویند و آن حرام است. مثال ماهی است وقتی شما از آب بیرون کنید خود به خود می میرد ولی آن حلال است، اگرچه خود به خود مرده است وحلال است ویکی هم ملخ است، ملخ های بزرگ بزرگ در گذشته بود ومردم آن را با چادر می زدند، پاها وسرش را جدا می کردندوپخته آنرا می خوردند. بناً ماهی وملخ بدون ازینکه ذبح کنید حلال است. حدیث مبارک آمده است که دو مرده به ما حلال است، یکی ماهی ودیگر ملخ است.
#خریدن_خون_گناه_نه_بلکه_فروختن_خون_حرام_است
خون حرام است، وقتی یک حیوان ذبح شود، از آن کدام خون که به فشار بیرون میشود آن حرام است ووقتی آن حیوان کشته شد، در رگ وگوشت او آن خون که است آن پلید وحرا نیست. خون که در رگ هاست ودر گوشت است ان پلید وحرام نیست، ولی خون که به تیزی وفشار بیرون شود آن حرام است، استفاده واستعمال آن جایز نیست. خریدوفروخت آن جایز نیست. اکنون که برای انسان ضرورت به خون شد، چه میکنید؟ یک مریض داریدوعملیات میکنید، وقتی خون از یک انسان به دیگر انسان با فشار وارد شود چه میشود. آن اینکه فروختن خون جایز نیست، اما چون مریض به آن محتاج است واگر او می خرد او به آن گنه گار نیست ولی فروشنده گنه گار میشود. اکنون این خون در بدن او در وقت ضرورت جایز شد، زیرا اگر خون به آن نرسد او می میرد، بناً برای او جایز شد. اگر خون شوهر به خانم وخانم به شوهر داده شود، در آن کدام باکی نیست. خون هرکس که با گروپ خون دیگر برابربود، استفاده از آن جایزاست، به نکاح کدام اثری ندارد.
#موقوضه_چیست
جگر یک خون بسته است، ویکی تلی است وهردوی آن خون بسته است وخداوند همین دو خون را برای شما حلال کرده است. اما شما در میان جگر وخون فرق کنید، اینطورنشودکه شما بگوییدکه خون حلال است وخون حلال نیست بلکه جگر حلال است. میته ومردار: وبعضی مردم شوق شکار را می کنند، وقتی شما جانورشکاررا با اسلحه زدید ویا هم با تیر زدید، وقتی نزدیک آن را رفتیدونفس در آن بود وبا چاقو ذبح کنید وبخورید حلال است. اما قبل از رسیدن تان به آن نفس آن بر آمده بود ومرده بود بناً آن شکار حرام است، آن با گفتن (بسم الله الله اکبر) حلال نشد. شکارکه شما تفنگ زده اید وقبل از رسیدن شما نفس اش برامده باشد آن شکار حرام است وبه آن موقوضه می گویند. مرمی تفنگ وتفنگچه را آله جاریحه نمی گویند، زیرا این مرمی وکارتوس وچره آن را وقتی شما بدست خود کش کنید زخم نمی کند وآن زور باروت است که زخمی میکندویا می کشد، بناً آن چیز مرداراست.
#جانورمردارشده_رادرپیش_سگ_وپشک_تان_خودنیاندازید
آن جانور مردارشده را به جانور دیگر خود به خود نمی دهید، به مانند اینکه مرغ تان مردار شد خود آن را به سگ تان نیاندازید، بلکه یکطرف بیاندازیدوسگ خود به خود برود وآن را بخورد. آن طور نکنیدکه درپیش روی سگ تان بیاندازیدکه آن را بخورد. استفاده وفروش چربی جانورمردارشده نیز جایزنیست، البته اگر یک برداقی شماست شب مردارشد، پوست آن را بکشیدوآنرا رنگ کرده استفاده کنید پس آن پاک است، یعنی پوست حیوان مرده را با دباغت می توانید استفاده کنید. گوشت آن قابل استفاده نبوده ومرداراست، بناً پوست آن را بکشیدوآن را استفاده کنیدواز پوست آن که دباغت کرده باشید وخشک شده باشد جای نماز بسازیدونمازبرآن میشود.
#نذربه_غیرالله_حرام_است
یک حیوان بنام غیر الله به عنوان نذر وتقرب کشته شده باشد آن حرام است، یک حیوان را نگهداری می کنیدوبه عنوان تقرب به یک ذات غیر الله اگر چه در هنگام ذبح آن (بسم الله اکبر) همه گفته باشید آن شی حرام است. طریقه دوم آن این است که یک حیوان برای تقرب غیر الله ذبح کرده شود، مقصد با ریختاندن خون آن تقرب به غیر الله باشد آن مردار وحرام است. به ماننداینکه مسلمانان نا آگاه، برای خوشحال کردن پیروبزرگ واین وآن به آنها برداغی وبزوگوسفندوگوساله ومرغ می کشتند، ودر وقت حلال کردن (بسم الله اکبر) میگوید، آن هم جایز نیست. برای آمدن یک پادشاه ویک امیرویک شخص بزرگ وبرای آمدن او تعظیم به او چیزی کشته شود آن هم مردار است. یکی اینکه برای خوراک او حلال می کنند آن جایز است، مثال یک شخص صاحب رسوخ مهمان تان شد ویک برداغی به او می کشید وتا او همراهان او بخورند آن جایز است، اما برای تعظیم او آن حرام است. بعضی دیگر وقتی دریک موتر جنازه می آورندومیگویندکه به این موترمن حلاله کنید ودرغیرآن موتر چپه میشود وبه من وموترم نقصان می رسد، این عقیده خراب است، آنچه که برای موتر کشته میشود آن حرام است. بعضی دیگر وقتی که عروس را می آورند، میگویندکه در پیش روی موتر من خون ریختانده وحلاله کنید، آن هم خوب نیست وحرام است.
#نذرگرفتن_حرام_است
کفار روزهای خاص دارند که برای تعظیم آن روزهای خاص کدام چیزی را که آنها می کشند آن هم حرام است. نزد عایشه رضی الله تعالی عنه یک زن آمد ومیگویندکه عجمیان یکی از بسته گان ماست، آنها بعضی از روزهای خوشحالی دارند، درآن روزها آنها به ما تحفه ها می آورند، آنرا بخوریم ویا نه؟ حضرت عایشه بی رضی الله تعالی عنه می فرماید: اگر برای تعظیم این روز ذبح شده باشد آن را نخورید، بلی اگر آنها میوه از درختان را برای تان می آورند بخورید. درزمان جاهیلیت بعضی از مردم گوش یک حیوان را پاره می کردند ومیگفتندکه این حیوان را به نام فلانی بت گذاشته ونذرگرفته ام وبعداً استفاده وخوردن از آن را بر خود حرام می کردند. به همین طور نذر برای غیر الله هم حرام است، به نام یک بزرگ وپیر واین وآن برداغی وتربیه شده واین وآن وبرنج واین وآن را نذر می گیرید، بنام غیر الله وبزرگ وپیرواین وآن، آن حرام است. اما عوام ماساده هستندونیاز است که آنها را بفهمانیم، وقتی که تو این نذ وبزر را می کنی، خالص به الله متعال بکنید وثواب آن را به تمام امت بدهیدوبه هرکه شما میخواستیدثواب آن به آن فرد هم می رسد. بناً عقیده تان را درست کنیدوبگوییدکه این نذر را صرف به رضای الله متعال کرده ام، از آن ثواب الله متعال به من میدهد، آن ثواب را من به فلانی بزرگ می بخشم ویا به تمام امت می بخشم.