شیوه های رهبریت

شیوه های رهبریت عبارت از طرق است که جهت تشویق وترغیب پیروان استفاده شده واز دیگران کارگرفته میشود. لیدرشیب تنها اینطورنیست یک شیوه وروش درتمام حالات استفاده شود بلکه، روش های رهبری انتخاب شده باید با سازمان، اوضاع، گروپ وافرادتطابق داشته باشد. این بسیارمفید است شیوه های مختلف رهبری مطالعه شود وآن سبب میشود شما یک شیوه رهبری مناسب را انتخاب نمایید.

شیوه اتوکراتیک واستبدادی

شیوه اتوکراتیک رهبری یکی ازشیوه رهبری است که درآن یک رهبر قدرت ونفوذ کامل برزیردستان خود دارد. زیردستان واعضای بسیارکم فرصت دارند تاپیشنهادکنند، حتی اگر این پیشنهادات شان به سود تیم ویا سازمان باشد. فایده شیوه رهبری اتوکراتیک این است که بسیارمثمراست. تصامیم به زودی استخاذ شده کارعملی بر تصامیم بسیاربه زودی آغازمی گردد، ودربحث زیانش اینکه اکثرکارمندازین وضعیت اظهارنارضایتی ورنجش می کند. شیوه اتوکراتیک رهبری غالباً دروضعیت های بحرانی استفاده میشود،وقتی تصامیم باید زود وبدون کدام اختلاف گرفته میشود استفاده می گردد.

 شیوه رهبری اداری ویا بیوکراتیک

رهبران شیوه بیوکراتیک بسیاربه قانون پای بند بوده وبسیاربه شدت آن را مراعات کرده واز زیردستان وپیروان اش نیزمی خواهند که پروسیجرهارا بادقت رعایت کنند. این شیوه رهبری وقتی ودرمحیط های کاری که با ماشین آلات، زهری و باگرمی خطرناک باشد ویا در بخش های که با جمع کردن پول درگیرهستند بسیارمفیداست. شیوه رهبری بیوکراتیک همچنان درسازمانهای مفیداست که کارمند به امورعادی مصروف اند. اما نقص این شیوه از رهبری دراین است درتیم ویا سازمان های که آنها انعطاف پذیراندوخلاقیت، ونوآوری انددارندموثرنیست.

شیوه رهبری جاذبه ای

شیوه رهبری جاذبه ای عبارت از شیوه رهبری است موثرولی بسیارکم به عنوان یک شیوه رهبری ملموس است. اکثراً به این شیوه رهبری، شیوه رهبری ترانسفرمیشنل گفته میشود. یک رهبر جذبه ای زیردستان خود را الهام بخشیده وزیردستان خود را تشویق می کند که به پیش گام نهند که این شیوه رهبری بسیارانرژی زابوده. شوق وعلاقه وتعهد زیردستان یک ازابزازبسیارموثر جهت بدست آوردن اهداف میباشد. جهت منفی رهبری جاذبه ای این است که بیشتر اعتماد به رهبرمیشود نه به پیرو. این میتواند ریسک سازبوده حتی وقتی رهبر سازمان را رها کند سبب برهم خوردن سازمان میشود. برعلاوه آن رهبری جاذبه ای طوری گفته میشوده که رهبر هرگز اشتباه نمی کنند حتی در صورت که دیگران او را اخطاروهشدار درمورد راهبردی که در پیش دارد که نمیتواند بااین روش یک تیم یا یک سازمان را رهبری کند.

رهبری دیموکراتیک ویا اشتراکی

رهبران دیموکرات تصمیم نهایی را می گیرد، مگر تیم را در بحث های تصمیم گیری شریک میسازند. آنها به خلاقیت تشویق می کند واعضای تیم اکثراً بیشتر درپروژه ها وتصمیم گیری ها مشغول اند. فایده رهبری دیموکراتیک این است که اعضای تیم از وظایف شان احساس رضایت مندی کرده وخوب عمل می کنند زیرا آنها درپروسه تصمیم گیری شریک شده اند. این شیوه همچنان سبب افزایش ظرفیت ومهارت های تیم می شود. اعضای تیم احساس دورنما وتصویرنهایت عملکردهای خود را پیش بینی کرده بااین ترتیب بیشتر تشویق نسبت به اینکه با ابزارهای مالی تشویق شوند وترغیب می گردند. اما طرف منفی رهبری دیموکراتیک این است که دروضعیت های تصامیم به زود اتخاذ شود وتصامیم بسیارمهم است درنهایت ناکام است. مثال درمورد تصمیم گیری یک بحران آنی که پیش می آید یک تیم با تصمیم گیری دیموکراتیک شاید وقت خود را ضایع کند. یکی دیگراز پهلوی منفی رهبری دیموکرات این است که شاید اعضای تیم آن ظرفیت وعلمیت تصمیم گیری را نداشته باشند.

شیوه رهبری لیزیزفایر

این شیوه رهبری میتواند بهترین ویا خراب ترین شیوه رهبری بوده باشند. Laissez-Faire یک کلمه فرانسوی است که به معنی بگذارشود معنی دارد. وقتی این شیوه رهبری در پیش گرفته میشود رهبر اعضای تیم را می گذارند که هرچه میخواهد بکنند. رهبر این شیوه رهبری مسوولیت وصلاحیت تصمیم گیری را به زیردستان خود واگذارمی کند که در آن تیم آزادی کامل دارد که خود شان کارهای شان را مطابق شرایط زمانی خود انجام دهند. رهبر لیز-فیرمعمولاً زیردستان خود را صلاحیت تصمیم گیری را راجع به کارشان میدهد. رهبردراین شیوه رهبری فقط به تیم منابع  دراختیارشان گذاشته ودرصورت نیاز برای شان توصیه می کنندمگر دراموردخالت ندارد. این شیوه رهبری میتواند درصورت که رهبر اعمال وافعال کارمند شان را نظارت کند وبه کارمند خودعکس العمل داشته باشداین شیوه رهبری بسیارموثر است. اساس ترین سوداین شیوه رهبری این است که به اعضای تیم استقلال وخود مختاری میدهد تاکارمندان از کارشان احساس رضایت کنند وسبب  بهبودی امور می گردد. نقص این شیوه رهبری در این است که شاید اعضای تیم کارها را خوب انجام ندهند، مهارت های لازم را نداشته باشند، علمیت نداشته باشند. این نوع از رهبری وقتی واقع میشود که رهبرکنترول اساسی به روند کارنداشته باشند.

شیوه رهبری ترانزکشنل

این شیوه رهبری وقتی آغازمی گردد که اعضای تیم وقتی یک وظیفه را می گیرند آماده است که ازرهبری اطاعت کنند، این شکل رهبری معمولاً به کارمندان اش در بدل کارکه انجام میدهدپول پرداخت می کنند. رهبرصلاحیت تنبه اعضای تیم اگر کاراعضای تیم مطابق به استاندارد های ازقبل تعین شده نبوده دارد. روابط کاری درمیان رهبر وکارمندبراساس وپرداخت رهبربه کارمند است. 

اصول لیدرشیب ویا رهبری

یک رهبرحین رهبری باید اصول ذیل را مد نظر گیرد:

  1. به شکل تخنیکی باید ماهربوده باشید. به عنوان یک رهبر شما باید وظیفه خود را شناخته وآشنایی سخت با مسوولیت های زیردستان مختلف تان داشته باشید.
  2. حس مسوولیت پذیری را درمیان کارمندان گسترش بدهید، به زیردستان تان کمک کنید تا یک با صفات ومشخصات تبارزکنند که تاآن باعث شود اوشان مسوولیت های حرفوی خود را به خوبی انجام دهد.
  3. مطمین شوید که کارمندان به خوبی وظایف شان را شناخته، رهبری شده واجراشده است، گفتگویکی از کلیدی ترین ابزاردراین عرصه است. یک رهبرباید به خوبی بامردم گفتگوکرده اکثراوقات اش را در گفتگوبا مردم سپری کند. مطالعات نشان داده است که یک رهبربایدمقدار 70 – 90 فیصد از وقت یومیه خود را درگفتگوبا زیردستان درمورد امورمحوله سپری کند.
  4. کارمندان را آگاه نگهداری، بدانید که نه تنها با کارمندان بلند رتبه بلکه با کارمندان پاین رتبه تان چطورگفتگوی باز داشته باشید.
  5. افرادخود را بشناسید وبا آنها به خوبی رفتارکنید، ولی آمرانه رفتارنموده واهمیت خود را درک کنید.
  6. خود را بشناسید ووضعیت خود را بهبود بخشید، برای اینکه خود را بشناسید، باید بدانید که شما چه هستید وشما چه میدانید وچه میتوانید بکنید، بهبودخود یعنی اینکه طور دوام دارخواص خود تقویت نمایید واین توسط تحصیل وتریننگ و ورکشاب، تأمل واندیشه وسروکاربادیگران بدست می آید.
  7. تصامیم درست وباوقت اتخاذ نمایید، ازابزاربهترتصمیم گیری وپلان گذاری وحل مسایل استفاده کنید.
  8. مسوولیت پذیربوده ودر جستجوی مسوولیت برای اعمال خود باشید، راهای ارتقای سازمان خود را جستجوی کرده وقتی اشتباه سرمی زند خود را ودیگران ملامت نکنید، اوضاع را تحلیل نموده وجهت تصحیح آن اقدام کنید وبه چالش بعدی بروید.
  9. یک تیم بسازید، تنها به بخش ودیپارتمنت ویونیت وکارمنان خود نیاندیشیدبلکه به تمام بخش های سازمان را یک سازمان فکرکنیدکه میتوانید تنها باهم بیاموزیدوپیروزشوید.
  10. تمام ظرفیت سازمان تان را استفاده کنید، باایجادیک یک روحیه تیمی شما میتوانید از تمام توانای سازمان جهت بدست آوردن هدف سازمان کاربگیرید. 

تیوری های لیدرشیب ویا رهبری

تیوری های لیدرشیب یا رهبریت

نظریه ها مختلف در مورد رهبری با درنظرداشت خصوصیات اینکه رهبر را ازفردعادی فرق کندمیباشد. درحالیکه دربیشتر تحقیقات که دانشمندان هنر رهبری کرده اند، آنها با گذشت زمان از ازتیوری خصوصیات فردی به تیوری وضعیتی واحتمالی تغیرموقف کرده اند. که درخصوصیات تیوری میگویند اوضاع که رهبر درآن رهبری می کند توسط مهارت وشخصیت یک لیدر تعین می گردد. چاری می گوید که علاقه پژوهش در درفیلد لیدرشیب یا رهبری درده اول قرن بیست افزایش یافت، وهشت تیوری لیدرشیب تشخیص گردید.

تیوری گریت من

گریت من دراین تیوری میگوید که ظرفیت رهبری دریک فردذاتی است، می گوید رهبران بزرگ تولدمیشوندنه ساخته. این تیوری میگوید یک فرد در جامعه به شکل قهرمانی، اسطوره ای ومتقدر رهبرظهورمی کنند. تیوری گریت من وقتی درموردرهبریت استفاده میشود، فکرمیشد که رهبری تنها مختص به مرد است خصوصاً رهبری نظامی.

تیوری شاخصه های فردی

دربعضی از مواردمشابه به تیوری گریت من، تیوری شاخصه های فردی می گویدافرادبعضی از خصوصیات وتوانایی های داردکه آن سبب میشود آنها به عنوان رهبر ظاهر شوند. تیوری شاخصه های فردی خصوصیات وسلوکی یک فرد که به عنوان لیدرازآنها تبارزمیکندشامل میشود. بعضی از افراد این تیوری را مورد انتقاد قرار داده می گویند اگراین خصوصیات یکی از پیش فرض های رهبری هست، پس درموردافرادی که این خصوصیات را دارند ولی به رهبری نمی رسند چه می گویید. ناسازگاری وناهماهنگی درخصوصیات رهبری وموثریت سبب این شد که پژوهشگران درجستجوی یک تعریف دیگر برای رهبریت موثرشوند.

تیوری احتمالات

تیوری احتمالات بیشتر بر تفاوت های فعلی محیط وجامعه که سبب میشود چه نوع لیدرشیب مطابق با شرایط زمان ساگار است تمرکز دارد. نظربه این تیوری درتمام شرایط یک شیوه رهبری مناسب نیست، موفقیت یک شیوه رهبری بسته گی به تفاوت در شیوه رهبری، توانایی های پیروان وخصوصیات زمانی می باشد. تیوری احتمالی می گوید که موثریت یک لیدرشیب ویا رهبریت بسته گی به درجه تطابق باه هرشرایط وتوانایی یک رهبروشیوه رهبری دارد.

تیوری وضعی

تیوری وضعی می گوید در آن یک رهبر تصاممیم مناسب را مطابق به نیاز زمان وشرایط می گیرد. شیوه های مختلف رهبری میتواند برای نوع های مختلف تصمیم گیری مناسب است. به طورمثال دریک وضعیت که یک لیدرعضوی با تجربه وباعلمیت نباشد رهبری استبدادی میتواند یک رهبری مناسب باشد. اگر در وضعیت دیگر اعضای گروپ یا پیروان متخصص باشد بناً یک شیوه رهبری دیموکراتیک شاید بسیارموثرباشد.

تیوری رفتاری

تیوری رفتاری رهبری میگوید رهبران بزرگ ساخته میشود، نه اینکه زاده، این تیوری رهبری بیشتر براعمال رهبرتمرکزمیکند نه برتوانایی فردی او. نظر به تیوری رفتاری افرادمیتواند توسط تعلیم وتحصیل بیاموزند تا رهبرشوند. نیلرمی گوید علاقه به سلوک رفتاری رهبر بعد از مقایسه شیوه اتوکراتیک ودیموکراتیک رهبری بروزکرده است. درشیوه رهبری اتوکراتیک اعضای رهبری تاوقت خوب کارمی کنند که رهبرحاضرباشد، دراین شیوه اعضای گروپ خوشحال نبوده واحساس نارضایتی می کنند. درشیوه رهبری دیموکراتیک اعضای گروپ به شکل اتوکراتیک عمل می کنند، اعضای گروپ یک حس مثبت دارند ازهمه مهمتراینکه اعضای گروپ به کاروتلاش خود درصورت که رهبرحاضرنباشدهم ادامه میدهند.

تیوری مصلحتی

تیوری رهبری اشتراکی میگویدکه یک رهبری دلخواه وآیده آل آن است که رأی دیگران درنظرمی گیرد. رهبری اشتراکی اعضای گروپ را تشویق میکند درپروسه تصمیم گیری اشتراک کنند وسهم بگیرندوبه اعضای گروپ کمک کند تا احساس  بسته گی وتعهد در پروسه تصمیم گیری بکنند. یک منیجر که باشیوه مصلحتی رهبری می کنند، نه اینکه تمام تصامیم را خود نمی گیرد بلکه تلاش می کند تا دیگران را در پروسه تصمیم گیری دخیل کندبااین شیوه میخواهد دیگران متعهد ساخته وحس همکاری ویاری درمیان اعضای گروپ افزایش داده وسبب تصمیم گیری درست وموفق در امور گردد.

 تیوری ارتباطی

تیوری ارتباطی که همچنان به به تیوری تبدیلی نیز شهرت دارد بیشتر بر رابطه موجودمیان رهبروپیروتمرکزدارد. دراین تیور رهبری عبارت از پروسه است که در آن یک فرد بادیگران درگیربوده ومیتواند یک رابطه که درنهایت سبب افزایش انگیزه ومورال هردوهم رهبروپیرومی گردد. تیوری روابط قابل مقایسه با تیوری جاذبه ای رهبری که درآن یک رهبر باداشتن بعضی از توانایی به مانند اعتماد به نفس، برونگری وطور واضح به ارزشهای که به خوبی میتواند پیروان را انگیزه بدهدمیباشد. رهبر تیوری رابطه ای ویا تبدیلی به اعضای وافرادوپیروان اش الهام بخشیده وآن ها را انگیزه داده کمک میکند تا اعضای گروپ اهمیت موضوع وماموریت را درک می کند. این رهبر نه تنها بیشتر تمرکز اش بیشتر بر عملکرد اعضای گروپ بوده بلکه براعضای گروپ آنهای طوردرست ومناسب درمسیرهدف در حرکت اند نیز میباشند. رهبرازین تیپ رهبریت معمولاً بیشتر دارای مزاج اخلاق ومورال ستانداردمی باشد.

تیوری مهارتی

این تیوری میگوید آگاهی، ومهارت های وتوانایی های بدست کسب کرده رهبردرجهت یک رهبری موثر بسیاراهمیت دارد. تیوری مهارت اهمیت آگاهیی لیدر را با رابطه خصوصیات فردوظرفیت که به طورموثررهبری کند رد نمی کند، بلکه استدلال می کند مهارت های آموخته وشیوه های راه اندازی شده وعلمیت بدست آمده ویکی از شاخصه های است جهت رهبری خوب می باشد. یک باورقوی به تیوری مهارت ها، تقاضا می کند تا تلاش ومنابع قابل ملاحظه درجهت تریننگ وطرح ریزی شیوه رهبری بکارانداخته شود. 

اخلاق زیبای رسول کریم صلی الله علیه وسلم  

 
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَإنکَ لَعَلی خٌلٌقٍ عَظیم) الاًیه:
ترجمه: ای پیغمبر تو به بسیار اخلاق عظیم پیدا شده ای.
جناب رسول خداوند آن هستی وذاتی است که در فضایل ظاهری وباطنی به درجه کمال رسیده است. و آنحضرت به صفت محبوب خداوند نیزیادشده است. خداوند متعال به جناب رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب خلق عظیم را نموده است که طوریکه درآیت مبارکه خواندیم است، حضرت ابن عباس رضی الله تعالی عنه می گوید مراد از خلق عظیم دین عظیم است، زیرا دین مبین اسلام محبوب ترین دین نزد خداوند متعال است. حضرت بی بی عایشه رضی الله تعالی عنه می فرماید مراد از خلق عظیم قرآن عظیم الشأن است وحضرت علی کرم الله وجهه می فرماید که مراد از خلق عظیم آداب قرآن عظیم الشأن است. اما مفهوم هرسه این مورد ئنئیک چیز است که حاصل همه هماناقران عظیم الشأن است.
خود رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است، (بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) من برای این فرستاده شدم که مکارم اخلاق را تکمیل کنم زیرا خود حضرت پیغمبر دراین شک نیست که دراخلاق یگانه است. از حضرت انس رضی الله تعالی عنه روایت شده است می فرماید که من مدت ده سال رسول خدا جل جلاله را خدمت کردم دراین مدت به من به اندازه کلمه اف هم نگفته وحتی نگفته که این کار چرا کردی واین کار را چرا نکردی.
وحضرت انس رضی الله تعالی عنه می گوید که جناب رسول خدا به اعتبار اخلاق از همه مخلوق بهتر بود، اومیگوید مرا یک روز رسول خدا پشت کدام کاری امر کرد، من برای جناب رسول گفتم قسم به خدا که نمی روم وحال اینکه من در دلم داشتم آن کار را بکنم وبعد من از خانه رسول خدا خارج شدم وبا اطفال که در شهروکوچه مان بازی ساعت تیری می کرد می گشتم، ناگهان دراین اثناجناب رسول دا از پشت سرمن آمد وپشت گردن مرا گرفت وقتی پشت سرخود را دیدم که رسول خدا دراستاده ومی خندد، جناب رسول خدا گفت یا أنیس که کلمه صغیرانس است که از جهت شفقت استفاده میشود به من استفاده کرد، گفت آیا پشت آن کارمی روی که تو را پشت آن امرکرده بودم،من گفتم آری رسول خدا من دنبال آن کار می روم.
مفسرین میگوید که حضرت انس ازینکه طفل بودازجهت طفی از گفته رسول خدا انکارکرده است وحضرت پیغمبرنیز با شفقت ومهربانی با او رفتارکرده است. حضرت انس رضی الله تعالی عنه می فرماید که جناب رسول خدا باآنکه بسیار زیبا بود وبسیاردلاورهم بود، یک شب درمدینه منوره یک آوازهیبت ناک وسخت را مردم شنید وهمه به طرف محل آوازدویدند وقتی آنجا رسیدند که رسول خدازهمه پیش تردرآنجا براسپی که بدون زین واسباب ولچ بود سوارودرگردن خویش شمشیرداشت وآن اسپ از ابوطلحه بود ورسول خدا آن وقت به مردم گفت این اسپ را به مانند دریا یافتم ویعنی بسیارتیزبود.
دروجود پیغمبر مبارک صلی الله علیه وسلم تمام فضایل وکمالات انبیاء جمع شده است وآن همه معجزه ها راکه انبیا علیهم السلام آورده اند وازجهت نوررسول خدا به آنها عطا شده است. جناب رسول خدا آفتاب فضیلت است وهمه پیغمبران دیگر ستاره های او که درتاریکی نور پیغمبررا به مردم میرساند. درکتب انوار محمدی به انوارشمس تشبه شده است وانوار دیگر انبیاه به کواکب وطوریکه کواکب نور را از آفتاب می گیرد وهمانطورپیغمبران نورخود را از حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم میگیرد.
حضرت ابی هریره رضی الله تعالی عنه می فرماید یک جا بانبی الکریم صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم رسول خدا لباس وقدیفه یمنی را پوشیده بود وودربیرون مهتاب چهارده بود که شعله می داد، ابوهریره می فرماید، من گاهی به طرف مهتاب میدیدم وگاهی به طرف روی مبارک جناب رسول کریم صلی الله علیه وسلم که درمیان مهتاب چهارده وجلایش حضرت پیغمبرکدام یک زیباست ومن به این فیصله رسیدم که کدام زیبایی که در رسول خداست درمهتاب نیست.
حضرت بی بی عایشه رضی الله تعالی عنها می فرماید که زن های مصری یوسف علیه السلام دید دست های خود را بریدند اگر حسن محبوب من را می دیدند دل های خود را می بریدند، حسان بن ثابت درمورد حسن محمد صلی الله علیه وسلم ای جناب رسول خدا از شما زیبا تر چشمان من شخص دیگر را ندیده وازشمازیبازن ها کسی دیگر را نه زاده است.

یک سرگذشت من از آمدن امریکایان به ولسوالی مان

یکی اینکه مامسلمان هستیم وغربیان کافرهستند، این وجیبه دینی وایمانی ووجدانی مان هست، ازکفرنفرت باید داشته باشیم، دوم اینکه امریکایان به کشورمان تجاوزکرده اشغال کرده است، یورش برده است برما بازوروآتش آمده است، هرروزعالم ومعلم وپیروجوان مارامی کشد که خداوند جل جلاله حق آنرا به داده داست حداقل ازکشور مان دفاع بکنیم، سوم اینکه امریکایان هرروزبرنامه جدید، طرح جدید وپلان جدید در افغانستان برای محوه ونابودی دین اسلام طرح ریزی می کند، سال گذشته کاریکاتورپیغمبرراساخت، بعدازآن قرآن کریم را در بگرام آتش زدند وبه زباله دانی انداختند، بعدآن گذارشگر را درمورد پولیس زن نشرکردند، دراین اواخرگذارشی را درموردوجودفساداخلاقی درنیروهای امینتی وآن هم بابازمانده گان ووارثین قربانیان که برای معاش وپول دربدل مردن سربازان میدهدمی رود با آنها بدرفتاری میشوندوبعدازآن نوشتن کلمه مقدس وپرتاب آن از طیاره دردشت وبیابان همه وهمه برای مان مجوزجهاد است که باید بکنیم، من بارها برای شما گفتم که شما فریب امریکا را نخورید امریکا شما را مدرن نمی سازد، هرگز نمی سازد، امریکاازخودهدف، برنامه وکاردارد که عملی میکند، هرروزکه ما تغافل وسهل انگاری می کنیم یک چانس برای برنامه شوم بعدی امریکایان میدهیم، یک قصه برای تان کنم، درست بیادم نیست که در کدام سال بود ودرست یادم هم نیست که صنف چند بودم ولی خانه مان در شهر جدید نهرین بود، روزی شهر رفته بودم ناگهان دیدیم که قطار امریکایان آمد همه از موتر پیاده شدند، به رسته شهروبه آن رسته شهر می رفتند، من چون اندک اندک انگلیسی بلد بودم وقتی امریکایان گپ می زدند میدانستم که چه می گوید، بلاخره تمام رسته های نهرین را امریکایان گشتندومن دورتردورازآنها می رفتم امریکایان با خنده ها، عه عه های بلند گپ می زدند ومی خندیدند، به همین ترتیب امریکایان به مندوی برنج نهرین داخل شدند، درآنجا چندتن شان به یک دکان رفتند وتعداد زیاد شان در وسط مندوی تیت شدندیک کسی درست بیادم نیست که کی بود پیر بود ویا جوان با همان دوسه امریکایی که دردکان پیش دکاندار رفته بود، به فارسی برایش گفت، کمک! کمک! امریکایی به ترجمان گفت چه می گوید؟ ترجمان برایش درانگلیسی به امریکایی گفت که میگوید به شهرماکمک کنید، امریکایی عوض اینکه با ترجمان صحبت کند خود امریکایی مستقیم به همان جوان بود ویا پیر، به انگلیسی برایش گفت، وانت فرام محمد، وانت فرام قرآن، یعنی کمک را ازمحمد وقرآن بخواه، یعنی به او مردکه کمک خواسته بوده که به شهرماکمک کنید، به نحوی توهین آمیزگفت ازماچرامیخواهی از قرآن ومحمدصلی الله علیه وسلم کمک بخوا، من این امریکایان که شما امروزازآنها توقع های کاذب دارید، برای کمک، همکاری ومدرن سازی شما نیامده است، بلکه برای تحقیر، توهین به دین وپیغمبرتان آمده است که ماوشما عملاً امروزمی بینیم، ولی چون آنروز در مندوی تنها بودم واز طرفی بچه خورد (طفل) بودم کسی به حرفم گوش نمی داد نتوانستم اقدام بکنم وباامریکایان در گیرشوم، بناً آنقدرتأثیربرروح وروانم آوردکه به مانند که یک کوه بالایم افتاده باشد، پیش روی چشمان سیاه شد، گوش هایم بنگ میگرد، من ندانستم که چطورازمندوی خارج شدم، فردایش مکتب نرفتم، ولی کورس انگلیسی رفتم یک ساعت درس گذشت استاد در اخیرساعت برای مان گفت فردا یک یک مقاله با خود بیاورید ودر پیش روی صنف صحبت کنید، من به استادگفتم درمورد سبب، دلیل وهدف آمدن امریکان در افغانستان مقاله می نویسم فردامی آورم استاد، استادگفت درست است، من فردا مقاله را نوشتم، باخود بردم کورس وچهل وپنج دقیقه صحبت کردم، مقاله عنوان اش این بود که (امریکایان برای نابودی مان آمده است نه برای بهبودی مان) جهادمن علیه امریکایان با همین مقاله آغاز شد، تاکنون. وازخداوند توقع اجر را دارم

تعریف لیدرشیب ویا رهبریت

رهبری عبارت از نفوذبرعملکرددیگران توسط پروسه افهام وتفهیم دوام دارد جهت بدست آودن هدفی ویا اهداف می باشد. 
رهبری عبارت از پروسه نفوذ است که یک مدیررا قادرمی سازد ازکارمندبخواهد که امور را انجام بدهد وچه باید انجام شود وچگونه باید انجام شود.کریببین. راچ و بلینگ می گوید، رهبری عبارت از پروسه نفوذ بر عملکرد گروپ منظم از افرادجهت بدست آوردن یک هدف است. جیوجاورسکی می گوید، رهبری عبارت از شناسایی هدف کمپنی وبدست آوردن آن است. ویسچلرویک می گوید، رهبری عبارت یک قوه ذاتی است وازآن توسط پروسه گفتگو ویا ارتباط جهت بدست آوردن یک هدف واهداف مشخص کارگرفته میشود. رهبری یک فردویا پوزیشن نیست، بلکه این یک ارتباط مغلق میان افراد براساس اعتمادوتعهد، احساسات و یک رویای مشترک می باشد. ویا رهبری عبارت از پروسه است که درآن یک فرد هدف ومسیربرایک فردویا گروپ افرادتعین میکند وازآنجهامیخواهد جهت بدست آوردن آن هدف باوی با ظرفیت وتعهد تمام حرکت کنند. ویا رهبری عبارت از بدست آوردن اهداف بواسطه رهبری یک دسیتاربشری میباشد. یک رهبر کسی است که او دستیارهای بشری خود را جهت بدست آوردن یک نتیجه نهایی موفقانه رهنمایی می کند. انیگلاوود: رهبری هنرنفوذ نهایی بردیگران جهت بدست آوردن یک مسوولیت، پروژه وهدف نهایی است. پاسنر، رهبری عبارت از هنر بسیج دیگران جت بدست آوردن یک آروزی جمعی است. هیمفیل می گوید، رهبری عبارت از سلوک یک فرد حین رهبری فعالیت های دیگران جهت بدست آوردن یک هدف جمعی است. لیدرشیب عبارت از ظرفیت تبدیل یک رویا به واقعیت است که مادردرسهای گذشته خواندیم که گفته بینیس بود. ویچیو می گوید رهبری عبارت از نفوذ نهایی یک فرد همرای بااتوریته اوست. ستگدیل. ستوگدیل در یک فریز دیگرمی گوید رهبری عبارت از پروسه نفوذ بر عملکرد گروپی منظم ازافراد وتلاش آنها جهت تعین وبدست آوردن اهداف میباشد. ویا اینکه بیچمن وهیزینسکی می گوید رهبری عبارت از یک پروسه اجتماعی است که در آن یک فرد برروش کاروسلوک دیگرافراد بدون از استفاده از تهدید وزور نفوذ دارد.

رهبر کیست ورهبری چیست؟

رهبری عبارت از ظرفیت تبدیل یک رویا به واقعیت است ویا رهبری عبارت از رابطه میان فردی که  آرزوی رهبری رادارد وافرادی که آرزوی پیروی رادارند میباشد. رهبران جهان تولد شده اند نه ساخته، برای اینکه یک رهبرخوب باشیدبایدتجربه، علمیت، تعهد، صبر ومهارت تعامل وکاربا دیگران برای بدست آوردن هدف تان داشته باشید. مگررهبرخوب آن است که رهبرساخته شود ولی نه تولد، یک رهبری خوب توسط پروسه دوام دارمطالعه، تحصیل وتعلیم وتجربه بدست می آید. بولدینگ می گوید،  اساس رهبری همانا داشتن شخصیت قوی وحس اعتماد به نفس میباشد، ازدید یک کارمند یا زیردست، رهبری عبارت از هرچیزی است که یک رهبر انجام میدهد وآن سبب حصول اهداف سازمانی وفردی می گرد. امانت یکی از کلیدی ترین شاخصه های رهبری است که اعتمادبه رهبری در هربخش ازگروپ های بشری چه در بخش های تعلیمی، تجارتی، نظامی، دینی، حکومت داری ویا سازمان های جهانی ضروری میباشد. رهبری شامل پذیرش یک مسوولیت به هدف بدست آوردن هدفی با بکارگیری منظم ومنسجم منابع موجود که میتواند بشری باشد یا مادی دریک سازمان میباشد. راودرسال 2007 گفته است رهبری عبارت از پروسه است که در آن یک فرد با استفاده ازنفوذی که داردبرگروپی از افرادفشارمی آوردتایک هدف جمعی را بدست بیاورند.  ویا اینکه رهبری پروسه است درآن رهبر بر پیروان اش فشارمی آورد تا هدف تعین کنند وآن را بدست بیاورند ویک رهبربا استفاده ازنفوذ که برپیروان خود اعمال می کند هدف را بدست می آورد دریک وضعیت رهبر باتشویق پیروانش امورمحوله را انجام میدهد دریک نگاه دیگر رهبر با تنبه پیروانش به آنها گوشزدمی کندکه چه کارها را انجام بدهد وچه را انجام ندهند. رهبری یک پروسه دوام دار است بابدست آمدن یک هدف، هدف دیگر آغازمی گردد. مکافات یک ابزارمهم جهت تشویق دوام دار پیروان دراین پروسه می باشد. یک رهبری قوی آینده نگر، پیروان خود را وادارمیسازدتابرای بقای گروپ یازسامان فعالیت دوام دارداشته باشند، وقتی یک هدف تعین شد، بعداً رهبر درپی پیدا کردن راهاحصول آن هدف میباشد، یکی ازدیگررول حیاتی رهبریت این است که رهبر گروپ یا سازمان را باجهان بیرون ارتباط میدهد تا منابع کافی جهت بدست آوردن اهداف  دردسترس شان قرار بگیرد. 

رهبر کیست ورهبری چیست؟

رهبری عبارت از ظرفیت تبدیل یک رویا به واقعیت است ویا رهبری عبارت از رابطه میان فردی که  آرزوی رهبری رادارد وافرادی که آرزوی پیروی رادارند میباشد. رهبران جهان تولد شده اند نه ساخته، برای اینکه یک رهبرخوب باشیدبایدتجربه، علمیت، تعهد، صبر ومهارت تعامل وکاربا دیگران برای بدست آوردن هدف تان داشته باشید. مگررهبرخوب آن است که رهبرساخته شود ولی نه تولد، یک رهبری خوب توسط پروسه دوام دارمطالعه، تحصیل وتعلیم وتجربه بدست می آید. بولدینگ می گوید،  اساس رهبری همانا داشتن شخصیت قوی وحس اعتماد به نفس میباشد، ازدید یک کارمند یا زیردست، رهبری عبارت از هرچیزی است که یک رهبر انجام میدهد وآن سبب حصول اهداف سازمانی وفردی می گرد. امانت یکی از کلیدی ترین شاخصه های رهبری است که اعتمادبه رهبری در هربخش ازگروپ های بشری چه در بخش های تعلیمی، تجارتی، نظامی، دینی، حکومت داری ویا سازمان های جهانی ضروری میباشد. رهبری شامل پذیرش یک مسوولیت به هدف بدست آوردن هدفی با بکارگیری منظم ومنسجم منابع موجود که میتواند بشری باشد یا مادی دریک سازمان میباشد. راودرسال 2007 گفته است رهبری عبارت از پروسه است که در آن یک فرد با استفاده ازنفوذی که داردبرگروپی از افرادفشارمی آوردتایک هدف جمعی را بدست بیاورند.  ویا اینکه رهبری پروسه است درآن رهبر بر پیروان اش فشارمی آورد تا هدف تعین کنند وآن را بدست بیاورند ویک رهبربا استفاده ازنفوذ که برپیروان خود اعمال می کند هدف را بدست می آورد دریک وضعیت رهبر باتشویق پیروانش امورمحوله را انجام میدهد دریک نگاه دیگر رهبر با تنبه پیروانش به آنها گوشزدمی کندکه چه کارها را انجام بدهد وچه را انجام ندهند. رهبری یک پروسه دوام دار است بابدست آمدن یک هدف، هدف دیگر آغازمی گردد. مکافات یک ابزارمهم جهت تشویق دوام دار پیروان دراین پروسه می باشد. یک رهبری قوی آینده نگر، پیروان خود را وادارمیسازدتابرای بقای گروپ یازسامان فعالیت دوام دارداشته باشند، وقتی یک هدف تعین شد، بعداً رهبر درپی پیدا کردن راهاحصول آن هدف میباشد، یکی ازدیگررول حیاتی رهبریت این است که رهبر گروپ یا سازمان را باجهان بیرون ارتباط میدهد تا منابع کافی جهت بدست آوردن اهداف  دردسترس شان قرار بگیرد.