هموطنان عزیز: شایعه از قول اردوی هلمند که من ترورست باشم ضعف من نیست ونه عیبی به من است، هیچ منطق نمی پذیرد که یک جوان که در طفولیت درگهواره خانواده با هزار فقر وتنگدستی، در گهواره مکتب مدرسه وپوهنتون با هزار محرومیت، محدودیت در گهواره اجتماع با هزارقیودات ومحدودیت زندده گی کرده باشد او امروز آنقدر توانایی پیش برد یک جنگ سرد را با امپراطورامروز جهان که واوباماست وچنددکتاتوردیگرکه درافغانستان که دست پروردهای جانکری واوباماسست په پیش ببردومطالب نوشته کرده اش خصمانه باشد؟ نه هرگز این امکان ندارد هتمی جنگی وجود نداردونه امریکا امپراطوروابهرقدرت جهان است زیرا او جدید کشف شده وبنام دنیای جدید تاریخ یاد درج است تاریخ چندسال محدودبیش ندارد ونه اجیران شان در افغانستان وکه یک کشور اسلامی با دین وآهین ومذهب قوی راسخ وملت با غیرت وشجاعت دارد ایمانی وافغانی دارد دیکتاتوری بر ایشان بتوانند هرگزجنگی وجود ندارداوباماونوکرانش درافغانستان توانایی مقابله با سی ملیون جوان افغان را ندارد همین اکنون دربرابرآن شکست خورده وسراسیمه شده است اواعلان کرده است تعدادی سربازانش را درافغانستان بیشتر می سازد این به معنی این است فعلاً امریکا درمقابل جوان افغان ومردم افغانستان شکست خورده است افزایش سربازانش به معنی شکست سربازان فعلی اش درافغانستان است زیرا جوان افغان، یک جوان مسلمان، وفرزند صدیق افغان است، آنچه من نوشته خصمانه نیست، بلکه نوشته ام جوانان افغان دراردویی ملی قربانی یک جنگ مایکی چند کشوراست به عنوان ابزار استفاده شده وبه مانند چوب سوخت استفاده می شوندودیگربی تفاوتی امریکایان در داخل اردوداشتند افشاء ودیگر کمبودی های که درداخل اردوملی راکه خود شان قصدانه طراحی کرده بود برای آنها گوشزد کردم من آنرا به صورت کتبی به آنهایکه خود راررهبریت اردوی ملی می پنداشتند صادقانه پیش کردم وااندییشه پاکی با اردوی ملی داشتم کمبودی های اردو ملی را خود وقصدانه دیزاین وترتیب کرده بودند وزمینه را جنگ مایکی باداران شان تهیه وترتیب برملا کردم وبا تمام جزوتام های اردوی ملی شریک ساختم وگفتم متوجه باشید دشمن اصلی وخاینین اصلی در داخل اردو هستند وآنهاشما در یک جنگ دوگانه به عنوان چوب سوخت استفاده می کنند. ومرکزتعلیمی نظامی کابل به نظامیان وضع فعلی افغانستان به عنوان یک هوتلی ده ستاره مثال دادم ونوشته بودم افغانستان به مانندهوتل ده ستاره است که جهان متوجه آن است که مدیریت این هوتل امریکایان وگاردسیونی هوتل را چند فرد اجیری که افغان نیستند وتابعیت بیرون را دارند تنها همان یونیفورم ولباس افغان را می پوشند پیش می برند وآن هوتل یک بخاری بزرگ دارد برای گرم چای وجای وجنگ وعیش وعشرت اواجیرانش وامریکایان وکه هیزم سوخت آن بخاری جوان افغان است، یکتعداد افغانها میدانند که در این هوتل چه میگذرد وسطح مدیریت هوتل چه میگذرد اما سرخمانه درآن نان می خورند وازبودن این هوتل خرسند اند ولی اکثر افغانها نادانسته درآن هوتل نان می خورند که برآنها حرام است وفکر می کنند که این هوتل به خیر وفلاح ماست اما این هوتل سطح مدیریت اش شما وآنها را فروخته است.


درمرکزتعلیمی نظامی کابل گاردسیون های هوتل را درجریان گذاشتم وگفتم شما به عنوان گارد سون وجوان افغان به عنوان هیزم سوخت در هوتل ده ستاره امریکایان بیکباکانه وگستاخانه می سوزانید اگر افغان هستید ومسلمان هستید مردم راگروگان نگرید ومردم که آگاهانه وناآگاهانه دراین هوتل بودباش می نمایند رها کنید وخصوصاً نسل جوان افغان را هیچگاه به عنوان هیزم سوخت این بخاری داغ غربی هاومدیران هوتل نسوزانید اما آنها علیه کینه کرفتند وهر روز جزای انظباتی وجزای نظامی دراین سوآن سو کشف، استخبارات وامنیت می بردندو استادان اداری مرا جبروظلم وستم می کردند واستادان درسی نیز در اراضی در سنگ وریگ وخاک ظبت وپروت میدادند که تو چرا 1522 ورق انتقاد وپیشنهادعلیها نظام اردونوشته ای در بین اردو به تبلیغات پرداخته ای؟
نظامیان صنفی می گفتند ماستر توبرای خود مشکل می سازی این ها اجیرومذدور اند آخر به تو مشکل می سازدوبندی می کنندوتورا قربانی می کنند، ومن گفتم من خودم را قربانی می دهم تا مردم افغانستان وجوانان افغان قربانی بیبکانه قربانی این جنگ دورویه نشوند. این بود که اجیران امریکایی کینه گرفتند مرا به هلمند تعین بست نمودند، ناگفته نباید گذاشت که پیشنهادات که من در مرکزتعلیمی نظامی کابل نوشتم اکثراً مربوط دوکتورین وزارت دفاع می شد که کتوازی رهبریت آن را به عهده دارد ولی من همین که به هلمند رفتم دیدم که کتوازی آنجاست وکتوازی یک هفته همانجا درقول اردوی هلمند بود، من نمیشناختم که این کتوازی است مسوول تعلیم وتربیه ودوکتورین وزارت دفاع است کسی است که (در مرکزتعلیمی نظامی کابل صد پنجاه دوورق پیشنهاد وانتقاد درمورد کمبودی های سیستم تعلیم وتربیه اردو نوشته ام وحتی افسران مرکزتعلیمی نظامی کابل به من می گفتند که ماستر تو سیستم تعلیم وتربیه ودوکتورین وزارت دفاع راتغیر دادی ومن گفتم آنچه من می نویسم کمبودی های سیستم تعلیم وتربیه اردوملی است واگر کتوازی نمی تواند تنظیم کند به من رها کند رهبریت تعلیم وتربیه ودوکتورین وزارت دفاع را) ما دریک کندک 319 بریدمل بودیم ولی اکثراً لیسانس وصنف دوازده بود وودرمرکزتعلیمی نظامی کابل گفته بودم که باید این افرادوبریدملان که صنف دوازده فارغ و چهارده پاس وشانزده پاس اند باید بجای استادان اداری واستادان تدریسی نظامی تعین بست شوند زیرا اوشان تحصیل کرده اند وزحمت کشیده اند وبا معاش بلند وزمینه مساعد بگذارید تا دقیق اردو را تربیه کنند، زیرا یک جنرال خوب دانا درمیدان جنگ فقط یک هزار سرباز تنبل را می تواند رهبری خوب کند وازمرگ نجات دهد ولی یک جنرال تنبل می تواند هزار سرباز زیرک قربانی کند ولی یک ااستاد نظامی که از سواد کامل برخوردار باشد میتواند هردوره های درهرسه ماه از مراکز تعلیمی فارغ می شوند به جبهات جنگ می روند زیرک تربیه کنند وآنها هم از وطن وهم از خود دفاع کنند ولی یک استاد بی سواد که به واسطه در درمراکزتعلیمی جابجا ساخته اید از بی سوادی وبی دانشی دوره ها را تنبل وسهل انگار وضعیف تربیه می کنند واورا به کام مرگ میدهندکه هردووره آن پنج هزار نفر پنج هزارنفر اند وکندک دوم باید افراد ومداومین وبریدملان که دوازده پاس وچهارده پاس وشانزده پاس اند ازین بعد به جایی این افراد تعین بسست شوند اما استادان اداری وتدریسی همواره بامن درگیر بودند می گفتند ماهریک مان 3 – تا 10 سال تجربه نظامی داریم ومن می گفتم تجربه نظامی شمااین است پشتون تان فارسی صحبت نمی کنید ونمیتوانید وفارسی زبان تان پشتوصحبت نمی کنند ونمیتوانند و یک مورد دیگر که بسیار توجه مرا به خود جلب کرد دربین استادان نظامی سمت وسمت گراییی ونژاد ونژادپرستی بود، مادرداخل مرکزتعلیمیی نظامی کابل تلیفون نداشتیم ونمی گذاشتند که با خود بگردانیم واز ما گرفته بودند وقومااندان تولی تسلیم شده بودند ازخانه احوال نداشتیم وبه رخصتی نیاز داشتیم قوماندان تولی کسانی را که می شناخت وواسته داشت واز نزدیکان قوماندان تولی واز جلال اباد می بود آزادانه می رفتند و وبا خود تلیفون می داشت اما دیگران نه رخصتی رفته می توانستند ونه تلیفون می داشتند ونه از خانه احوال داشتند واگربه بریدمل اداری مراجعه می کردند که تلیفون بدهی که خانه زنگ می زنم احوال می گیرم جزایی می کرد که به مخالفین دولت ارتباط داری ویا هم به ترورستان ارتباط داری...
این همه مراکز تعلیمی نظامیان افغانستان وسوق واداره آن مربوط کتوازی می شد وکتوازی از آن روز دنبال من بوده، همینکه قول اردوی هلمند رفتم ومنتظر فرصت می بودم که کدام بلند رتبه را ببینم که صدای این جوانان که تحصیل کرده اند دوازده پاس وچهارده پاس وشانزده پاس ااند برسانم تا در جاهای ووظایف مناسب تعین بست نمایند، درروز سوم ویا چهارم رفتن در هلمند بود که در میدان جم نظام مرکزتعلیمی نظامی شوراب جم سی داشتیم ویک برید جنرال با چند بادیگارد به کندک ما سخنرانی کرد وبعد از سخنرانی اش من با دوست دیگرم نزدش رفتم واسناد مدارک لیسانس ماکه همیشه همرای مان بود ومنتظر آمدن ودیدن یک صاحب منصب بودیم به اوپیش کردیم او به اوگفتم جنرال صاحب من لیسانس از علوم اسلامی ام واین لیسانس از علوم اجتماعی واکثراً پرسونل این کندک که از کابل آمده است با سواد ودوازده پاس وچهارده پاس ولیسانس است او ناجوان مرد اسنادهای مادوتن را مرور کرد وبه تورن که همرایش می گشت به اوداد وبعداً روبه ما کرد گفت که شما دراین کندک اکثراً با سواد هستید ( دراردوی ملی چه گو می خورید واردوی جای شمانیست ) من گفتم (چرا اردوجای بی سوادهاست ولندغرهاست وبیباکهاست) برمن خشم شد وسخت رفت گفت بندی می کنم ات وگفتم اسنادهارا بده واسنادهای تحصیلی دوستم راازاو گرفتم اما از خودم را نداد وچون جنجال مارا کندک متوجه بود به تولی برگشتم کسی گفت به آن جنرال چه می گفتی ؟ گفتم اسنادهای تحصیلی برهانی را با خود بردم وبرایش گفتم که کندک مان اکثراً باسواد است باید در جای مناسب تعین بست شوند؟ گفت این برید جنرال کتوازی است رئیس تعلیم وتربیه ودوکتورین وزارت دفاع کسی 152 ورق انتقاد وپیشنهاد درمرکزتعلیمی نظامی کابل علیه سیستم تعلیم وتربیه آن نوشته ای؟ روزی دیگرکه بازهمین جنرال از کندکهای خواست که جم سی کند ومن نرفتم وتعدادی از مداومین برخواسته بودند در نظام که ما با سواد ودوازده پاس وشانزده پاس ولیسانس هستیم ومارا جاهای مناسب تعین بست کنید ودرجواب شان گفته بود که دوازده وچهارده ولیسانس در اردو چه گومیخورد وبد می کند وجای آنهانیست؟ کتوازی ده یا پانزده روز در مرکزتعلیمی نظامی شوراب بود وبعداً به کابل آمد.
بعداً از مشکلات وخودسری های امریکایان رادرقول اردوی هلمند دیدم که مشکلات مرکزتعلیمی نظامی کابل امن فراموش شد وبرایم دوستانم می گفت ماستر باز قلم وورق دنبال که گرفته ای تو خود را قربانی می کنی ومن گفتم یک نفر قربانی شود آسان وسهل است نه تمام جوانان افغان دربازی دوگانه امریکایان قربانی شود. نوشتن رااز قول اردو هلمند آغاز کردم تا اینکه معین فقیر مثال را آورد به افغانها آورد که (امریکایان باناموستر از افغانها است وافغانها را تحریک می کنند تا درمقابل پاکستانی از ناموس اش دفاع کند) ولی من گفتم درست است که هر کشوری وبه هردینی وبه هر آینی معتقد است ولی نباید امریکایان بی ناموس وباناموسی شان به افغانها مثال آورده شود ومن گفتم امریکایی که نایت کلپ ها ودانس کلپ ها وتلویزون های آزاد وفحشا در سرک عام آنجا صورت میگیرد چطور از ما با ناموستر می باشد (ازهمه باناموسترین کشورافغانستان وافغانها است) توکه تابعیت آنجا را داری زن ودخترت وبچه آنجاست مجبور هستی که بگویی که امریکا با ناموسترین کشورست وجوانان دلیر وفرزندان صدیق همه گفتند خواستنند عکس العمل شدید نشان دهد ومأیوس بودن از پیوستن به اردو می گفتند چه بد کردیم که به اردو آمدیم .
در جم سی دیگر وروزدیگر که معین فقیر وبا مشاورین اش اشتراک کرده بودند شاولی زازی قوماندان مرکزتعلیمی نظامی شورابک گفت شما (شما ایمان به بزرگان داشته باشید که دشمن که از طرف پاکستان وایران تحریک شده است ) تا لحظه مرگ اورا دنبال می کنیم؟ ومن گفتم: شما از یهودیان که مشاورین تان است الگو گرفته اید وجوانان افغان را به گمراهه می کشانید زیرا در قرآن کریم آمده است (یهودیان کاهن های معبد وصاحب نفوذ ها وآنان که دعوای اربابی وزعامت وفرعونیت در روی زمین می کنند خدا می گویند ومیگویند وبه آنهاایمان داریم وهمین حالا هم جریان دارد که پاپ های شان است)، جوانان افغان را شما به گمراهه وکفر می کشانید ودراین مورد نیز فرزندان تان خواستند که عکس العمل نشان دهند اما دست خالی بودند.
روز دیگر در جم سی دیگر که مشاورین امریکایی حرف می زد بنام دگروال کلین وقوماندان نیروهای امریکایی درهلمند است به کندک که ازتعلیمات ساحوی فارغ می شدوبه خطوط جنگ خصوصاً سنگین می رفتند (گفت ماشمارا تجهیز، تدریس کرده ایم تا با دشمن تان وپاکستانی ها مبارزه کنید وازوطن وناموستان دفاع کنید وجنگ خوش برای تان آرزوداریم) جوانان افغان خواستند که عکس العمل نشاندهند اما دست خالی بودند وگفتند از دشمن جببه مان این دشمن داخل نظام مان دشمن دین ما متجاوز تراست وشقی تر است زنده گی ومرگ مارا درخطرگذاشت ما برای این جنگ می کردیم که شهید می شویم وحالا این می گویند که شما تجهیزوتدریس می کنیم وجنگ خوش می خواهیم شهادت مان درشک است وشهادت پانزده ساله نظامیان افغان در شک است اگر به همین طور اینها حرکت تا اینجا رسیده باشدکرده باشد، ما به عنوان چوب سوخت استفاده شده ایم جنگ، امروز جنگ مایکی امریکا ست که در منطقه سیاست می کند. واین مورد را خودم درمرکزتعلیمی نظامی کابل گفته بودم که امریکایان که درافغانستان است باید اردو راباتجهیزات مدرن تجهیز کننددرغیر آن بودن شان بیهوده است، فقط یک تحمیل برماست وهروز بخاطر بودن شان از سه الی چهل سربازوجوان افغان سربریده می شوند وزنده پوست می شوند وقربانی می شوند وهرروز در شهرهای مان به عنوان اینکه ما از کفر همایت می کنیم وکفر را جا داده ایم انفجار وانتحار است این گروه امریکایی را از خاک تان بیرون کنید افغانستان جنگ اش ختم است.
آنها درصددد شدند که مرا تهدید کنند وچندین بارازمن خواستند که من به سنگین بروم وآنجا مرا به کسانیکه را که امریکایان آنطرف جنگ همایت می کنند بدهند وآنهامرا به سخت ترین وجه بکشند ام باز بگویند طالب ویا داعش بود، ولی من هرگزبه سنگین نرفتم چون میدانستم که چنین پلان بود، چون پلان سنگین ناکام شد درداخل مرکزتعلیمی برمن فشارآوردند تلیفون هایم را گرفتند، وظب وپروتم می دادند وبه هر بهانه تهدیدم می کردند وبعداً افرادی را روان می کردند که برایش بگو چرا فرار نمی کنی؟ من برای شان گفتم که اگر من فرار کنم این جوانان دیگر کجافرارکنند ومن یا همین جا می میرم یا همه را آزاد وآگاه می کنم، واگرمن فرار کنم اول به عنوان جاسوس میگیرند اگرنگیرند سرراهم تعدادی رابه عنوان طالب وداعش می گذارندوبه سخت ترین وجه سربریدن وزنده پوست کردن مانند دیگرجوانان افغان در خطوط محاربه شهیدم می سازند باز می گویند داعش یا طالب بود، هرگزفرار نمی کنم وبا این پلان شان نیز موفق نشدند. 


پلان دیگر شان این بود که مرا هر روز به کشف واستخبارات وامنیت معرفی می کردند ومی بردند که توجاسوس هستی واستخبارات پاکستان وایران کار می کنی، ومن می گفتم من نه در استخبارات ام ونه دراین کشورها ت حال رفته ام وآنها از هیچ نوع ظلم وستم شلاق ام می زدند وبه برق ام می دادند ومعاش ام را با نان وآبم قطع کرده بودند فقط نان شب را برایم می دادند وبس، لباس هایم آنقدر چرک شده بود که حتی می پوشیدم تمام بدنم می سوخت، تأکید شان بر این بود که می گفتند تو بگو که مریض هستی وتودیوانه هستی این موارد را ازدیوانه گی می نویسی ویا درفیسبوک از نوشته هایت معذرت بخوا، من هرچه نوشته به نفع اردو وبه ضرر امریکایان است ومن هرگزعصبی نیستم وهرگزمعذرت هم نمی خواهم... به مرگ راضی ام نه به معذرت خواهی از نوشته هایم ومن دیگر می نویسم ودیگر می نویسم زیرا بامعذرت خواستن من هیچ جوان افغان دیگر سربلند کرده نمیتوانند وتا آخرین نسل جوان افغان سرکوب باقی می ماند ومرگ را می پذیرم سرکوبی نسل جوان افغان را نه، من گفتم من یک مداوم هستم وشما یک قول اردو ویک کشور در همایت شما یک کشورکفری که شما را هدایت می دهد. اگر هریک دییگر به هروضع وسویه که باشد اشرف غنی سرقوماندانی اعلی ومعصوم ستانکزی ولوی درستیز هم در قول اردو با بادیگاردانش شان بیایند اگر ازهریک امریکایی طور جداگانه سپاس گذاری نکند آنها را نیز به اتهام جاسوس، استخبارتی می بندند وبه کشف واستخبارات معرفی می کنیدزیرا شما یک قول اردویک کشورکفری از شما همایت می کندکه امرییکاست که به نام دنیایی جدیدمعروف اسست ودرتاریخ سابقه ندارد.
اکنون مردم شریف وباعزت افغانستان: شما بهتر میدانید که تمام عمرم درمدرسه، مکتب، پوهنتون ودانشگاه بوده ام واکنون هم درس می خوانم وهرنوع محرومیت ومحدودیت را در زنده گی ام تجربه کرده ام، اعتراف می کنم که از خانواده غریب وگمنام وتنگدست هستم ولی هرگز جاسوس نیستم واستخبارات کدام کشوری نیستم ونه به هیچ کدام از این کشورها سفرداشته ام ولی از کمک وهمکاری هیچ کس عار ندارم وبه کمک تمام افغانها ومسلمانان ضرورت دارم وآن موارد که به کشف واستخبارات که من در قول اردوبه هلمند من معرفی شدم وجبر وستم شدم نمیتواند به من عیب باشد ویا ضعف من باشد، اگراشرف غنی چیزی علیه امریکایان بنویسد آنچه برخورد با من شده است با او نیز می شود زیرازیرظلم وتعدی واسارت میباشد ومن نیز زیرتعدی ظلم واسارت بودم بناً آنچه شما از هلمند می شنوید ضعف من نه ونه به من عیب است ونه کسی به عنوان تهدید علیه من از آن استفاده می تواند ووعیب به کسانی است که این شایعه را به عنوان تهدید علیه من براه انداختند، وهرکه فکر میکند که از شایعات هلمند به عنوان یک تهدید وسد راه علیه من استفاده می کنند اشتباه می کنند ومن آنقدرتوانایی دارم که لگدوکف پایم را بردهنش بگذارم وازاوبگذرم، بناً فرزند صدیق تان همرای شما تا آخر عمراست ومردانه درمقابل امریکایان می رزمد. من درصحبت که با اوباما داشتم جداً خواستم که قوماندان نیروی های امریکایان درهلمندوقوماندان قول اردوی هلمند ولوی درستیزوسرقوماندانی اعلی ورئیس جمهور افغانستان که شما جداً از آنها همایت می کنید برکنارکنید وتا اینکه آنها برکنارنشده اند ومردم را این اتهامات راوتهدید را از منصوبین اردوی ملی برندارند من بربیرق شما که هویت ملی شما ست خط سرخ می کشم وتااینکه شما اقدام به به برطرفی این ها نکرده این خط های سرخ را برنمی دارم...