از جابر رضی الله تعالی عنه روایت است این طورهیچ وقت نشده است که از جناب رسول کریم صلی الله علیه وسلم ازکدام چیزپرسیده شده باشد وجناب رسول خدا انکارکرده باشد. علامه ابن حجر عسقلانی مطلب این حدیث را این طور بیان میکند وقتیکه سائیل نزد پیغمبر خدا می آمد جناب رسول خدا که هرچیزی پیش اش می بودازآن به سائیل می داداد ولی اگر چیزی پیش رسول خدا نمی بود سائیل را به الفاظ خوش رخصت  می نمود لیکن ناامیدنمی کرد.

 جناب رسول خداوند جل جلاله درهیچ چیزی در زنده گی اش بدون ازتلقین کلمه شهادت دیکر لا نگفته است. واگرتشهدنمی بود لا حضرت پیغمبرنیزنعمت می بود. جناب رسول خدا چه قسم که صاحب سخاوت بود به همین قسم بسیارصبوربود.

لطف خوش وتبسم وبالب خنده با دیگران برخورد کردن نیز سخاوت است طوریکه حضرت انس رضی الله تعالی عنه می فرمایدکه من همراه جناب رسول خدا جایی می رفتیم، رسول خدا یک چادرنجرانی را پوشیده بود ونجران نام یک جای است ویک اعرابی آمد واز چادررسول خدا گرفت وبه زورکش کرد وبه رسول خدا گفت ای محمد همراه تو مال خداوند است برای من از آن چیزی بده جناب رسول خدا به طرفش نظر کرد ودر تبسم شد وامر نمود که برایش چیزی بدهید.

 برخوردمناسب ورعایت حقوق دیگران وبرده باری نیز سخاوت است، طوریکه حضرت علی کرم الله وجهه می فرماید یک دانه یهود که بنام فلانی عالم یادمیشد وآن یهودی بالای رسول خدا چند دینار قرض داشت ویهودی قرض خود را از جناب رسول خدا می خواست، جناب رسول خدا گفت فی الحال همراه من چیزی نیست که برای تو بدهم آن یهودی اصرار می کردکه تا آن وقت من از پیش تو نمی روم تاکه قرض مرا نداده باشید، جناب رسول خدا فرمود خوب است من هراه تو می نشینم وحضرت پیغمبر نماز ظهر، عصر، مغرب وعشاء را درهمانجا اداکرد، صحابه کرام پنهانی به  پیغمبر صلی الله علیه وسلم می گفت که یهودی را به نحوی ازینجا بیرون کنند لیکن حضرت جناب رسول خدا صحابه را منع می نمود، صحابه رضی الله تعالی عنهم می گفت آن یهودی نمیتواند مانع شما شود رسول خدا می گفت که خداوند مانع من شده است که بالای این یهودی ظلم کنم، وقتی روز شد آن یهودی گفت من کلمه شهادت را میخوانم که غیرازخدای توکسی دیگر لایق عبادت نیست وهمچنان به این شاهدی میدهم که تورسول خداهستی، قسم به خدا که من معامله قرض را برای این باشما کردم که ببینم آن صفات ونشانه های که درتورات درمورد پیغمبر آخرزمان آمده است ببینم درشماموجوداست یانه.

 ام المومنین حضرت عایشه رضی الله تعالی عنه می فرماید که رسول کریم صلی الله علیه وسلم در راه خدا بدون ازینکه دروضع جهاد هیچ وقت همراه دست خود کسی رانزده است حتی زن وخادم خود را هروقت که به جناب رسول خدا از طرف کسی چه قسم تکلیف می رسید جناب رسول خدا از آن انتقام نمی گرفت واگر کسی کدام بی حرمتی ویا کدام بی ادبی می کرد آن را می بخشید.

 حضرت ابوهریره رضی الله تعالی عنه می فرماید، برای نبی کریم صلی الله علیه وسلم گفته شد درمقابل آزار واذیت مشرکین دعای بدکن جناب رسول خدا گفت من لعنت گوینده فرستاده نشده ام بلکه برای رحمت فرستاد ام وواشاره به این است که جناب رسول خدا رحمت برای تمام عالم است این عام است که برای انسان باشد یا غیر انسان کافر باشد ویااینکه مسلمان. زیرا با مبعوث شدن حضرت محمد صلی الله علیه وسلم به پیغمبری لعنت وعذاب را از تمام دنیا دورکرده ااست. طوریکه خداوند جل جلاله در کلام پاکش می فرماید: (وَمَا کَانَ اُللهُ لِیُعَذِّبَهُم وَأَنتَ فِیهِم) ای پیغمبر تاآن وقت توودین تو درمیان مردم باشد من بالای آنها عذاب نازل نمی کنم. که این نشانه دیگری از ایثاروفداکاری وساخاوت بخشش حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم است.

داشتن صبروحوصله نشانه دیگر از سخاوت حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم بود، طوریکه یک عالم یهودی که بعداً مسلمان شده است قصه خود را اینطور بیان می کند که من تمام علامه های نبوت را در حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دیدم مگردونشانه را، اول اینکه صبرپیغمبرآخر الزمان برقهرش بیشتر است. دوم اینکه پیغمبر آخرالزمان هرگزقهرنمی شود. من همرای پیغمبر خدا خوش طبعی ویکجابودن را شروع کردم که به یک معامله موقع برابر شود که با آن صبر جناب رسول خدا را معلوم کنم، یک بارمن از جناب رسول خدا خرما راخریدم وپولش را برای رسول خدا دادم ووقت آن را تعین کردیم که فلان وقت می آیم خرما را می برم، ولی من دو روز قبل از معیاد معینه نزد رسول خدا رفتم وگریبان رسول خدا را گرفتم وبرای رسول خدا گفتم که چرا حق مرا نمیدهید، قسم به خدا شما خاندان عبدالمطلب بسیار در معامله تال میدهید وامروزوفردا می گویید.

 حضرت  عمرفاروق دارای طبعیت جلال بود برای من گفت ای دشمن خدا تو با جناب رسول خدا اینطور سخن می گویی؟ قسم به ذات خدا اگر تو پیش جناب رسول خدا نمی بودی سرتورا از تن ات جدا می کردم، جناب رسول خدا به بسیار حوصله می گفت ای حضرت عمر ضرورت به این سخن نبود مناسب این بود که تو برای همین شخص توصیه طلب نیک را می کردید وبناً ای عمر تو بیست پیمانه ازجهت برخوردنادرست که بااوشده است اضافه بده یعنی از حق او اضافه بده، عالم یهودی می گوید ای عمرمن تمام نشانه های نبوت را دروجود حضرت پیغمبر دیدم این اینکه دو نشانه ها را که ندیده بودم که همانا صبروحوصله حضرت پیغمبر بود آنرا نیز دیدم لیکن حضرت عمر من ترا به این شاهد می گردانم که، (رضیت بالله رباً، بالاسلام دیناً وبمحمددِ نبیاً).

 گذشت واز بی حرمتی وبی اعتنایی مشرکین دراز کسانیکه خصومت ودشمنی وعداوت داشتند نشانه دیگر از کرم وبخشش وسخاوت حضرت محمد مصطفی الله علیه وسلم است، طوریکه درحدیث مبارک خواندیم که حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم گفته است من لعنت گوینده نفرستاده شده ام وهمانطور خداوند جل جلاله گفته است که تااینکه تو ودین تو در میان مردم باشد من عذاب نازل نمی کنیم  ویک بار جناب رسول خدا زیر یک درخت خواب شد وشمشیر خود را بر درخت آویزان کرد یک شخص غیر مسلم که با جناب رسول خدا بسیار زیاد دشمنی وبغض داشت شمشیر را گرفت وبا سر جناب رسول خدا استاد شد وگفت اکنون شما را که ازنزدم خلاص می کند؟ رسول خدا در فرمود که الله! یعنی خداوند مرا از چنگ تو خلاص میکند کدام وقت که جناب رسول خدا این سخن را فرمود تمام بدن همین کافر به لرزه شد وشمشیر از دست او افتاد، جناب رسول خدا شمشیر را گرفت وبرای کافر گفت، اکنون شما را ازگیرمن کی خلاص می کند، ان یهودی حیران استادشد وگفت که بالای من رحم بکن، جناب رسول خدا همین کافر را به حال خود گذاشت وچیزی نگفت ونبی صلی الله علیه وسلم یک اندازه راه رفت وهمین کافر همراه خود فکر کرد که این پیغمبر همراه این قدر اخلاق حمیده خود نبی وپیغمبر نشود کدام شخص نبی ویپیغمبر می شود همین آن کافر آمد وایمان آورد.