معنی آیات کریمه شصت یک الی شصت چهارم سوره بقره
اَعوذبالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَاِذ قُلتُم یمُوسی لَن نَّصبِرَ عَلی طَعَامٍ وَّاحِدٍ فَادعُ لَنَا رَبَّکَ یُخرِج لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن.م بَقلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ط قَالَ اَتَستَبدِلُونَ الَّذِی هُوَ اَدنی بِالَّذِی هُوَ خَیرٌ ط اِهبِطُوا مِصرًا فَاِنَّ لَکُم مَّا سَاَلتُم ط وَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ ق وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ ط ذَالِکَ بِاَنَّهُم کَانُوا یَکفُرُونَ بِآیتِ اللهِ وَیَقتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِالحَقِّ ط ذَلِکَ بِمَاعَصَوا وَّکَانُوا یَعتَدونَ (61)
بنی اسرائیل بجای من وسلواچیزهای دیگری مانندترکاری حبوبات وغله جات خواستند
بنی اسرائیل در میدان طیح بودوخداوند جل جلاله برای خوردونوش آنهاغذای من وسلوا میداد، آنها از من سلوا کبرکردندوگفتندکه هرروزمامن وسلوابخوریم بیخی دل ما را گرفت وآنهامیگفتندکه بیخی مزده دهن مابدل شده است، گفتنندکه به ماترکاری ودیگرمیوه جات وغله جات به کاراست به موسی علیه السلام گفتندکه ماهرروزیک نوع غذاخورده نمیتوانیم وازخداوندجل جلاله بخواکه به مادرزمین غله وسبزیجات بدهد ودرکنارمیدان طیح یک شهربودوآبادانی درآن بودخداوند جل جلاله حکم کردندکه خیرکه اینطوراست به آن شهربرویددرآن شهربه خودبکاریدوبردرویدوبخورید، ولی در میدان طیح هیچ زحمت به آنها نبودودتیارخوراک به آنها میسرمی شد، اینکه درشهردیگررفتنددرآنجامحنت ومشقت می کردندوکارمی کردندتاخوراک به خودتهیه کنند، (وَاِذ قُلتُم یمُوسی لَن نَّصبِرَ عَلی طَعَامٍ وَّاحِدٍ فَادعُ لَنَا رَبَّکَ یُخرِج لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن.م بَقلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ط قَالَ اَتَستَبدِلُونَ الَّذِی هُوَ اَدنی بِالَّذِی هُوَ خَیرٌ ط اِهبِطُوا مِصرًا فَاِنَّ لَکُم مَّا سَاَلتُم ط وَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ ق وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ ط ذَالِکَ بِاَنَّهُم کَانُوا یَکفُرُونَ بِآیتِ اللهِ وَیَقتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِالحَقِّ ط ذَلِکَ بِمَاعَصَوا وَّکَانُوا یَعتَدونَ) ترجمه: یادکنیدآن وقت را که شما به موسی علیه السلام گفتیدکه ما به یک نوع طعام همیشه قناعت نداریم برای ما از خدای خود بخواکه برای ما از زمین سبزیجات بیرون آورد، برای ماکاهووگندنه ودیگرسبزیجات وبادرنگ وتره وگندم وعدس وپیازاززمین بیرون آورد، بناً انها کاهووتره وبادرنگ وگندم وعدس وپیازمی خواستند، آنها من که به مانند فرنی وماست وبودازشهدکرده شیرین بودوسلوامرغ بریان که به آنها از اسمان فرومی آمد دل شان زد واز خداوند ترکاری وکاهو تره وبادرنگ وگندم وعدس وپیازخواستند، موسی علیه السلام گفت آیا شما در بدل چیزکه بهترین است ومن وسلوا است چیزهای ناچیز را میخواهید پس به این شهربروید وآنچه شما میخواهیددرآن شهرپیدامیشود، پس برآنها ذت رسوایی وغریبی وتنگ دستی رسید وخواروذلیل شدند، درمزاج آنها دارای عظم واراده راسخ نداشتند وآنها به غضب خداوندجل جلاله گرفتارشدند، زیرا آنها به آنچه خداوندجل جلاله نازل کرده بودندکافرشده بودند وبه ناحق پیامبران را می کشتند و(بغیرحق)زیراخداوندجل جلاله در کلام پاکش فرمودکه آنهاخودمی دانستندکه پیامبران بی گناه هستندولی آنها را می کشتند واین ذلت وغضب ازجهت آن برآنهاآمدکه آنها طاعت وتابع داری الله جل جلاله را نمی کردند وآنان از حدودکه خداوندمقررکرده بودازآن تجاوزمی کردند.
بنی اسرائی تااینکه مسلمان نشوندویازیرسایه حکومت های اسلامی نیایندهرگزصاحب اقتداروحکومت درروی زمین نخواهدشدند
بنی اسرائیل از حدودخداوندجل جلاله تجاوزکردندوبرآنها غضب خداوندجل جلاله نازل شد، باوجودکه بنی اسرائیل مالداروسرمایه دارمی باشندولی درمیان دیگربشرذلیل وسبک شماریده میشود وهمیشه درغلامی وبرده گی دیگرمردم زنده گی خواهد کردند، آنها ازخودکدام رعب ودبدبه وشأن واقتدارنخواهد داشتند، درقرآنکریم درچندی جای مختلف بیان را کرده است که بنی اسرائیل از اقتداروشأن وشوکت دردنیانخواهدداشتند، اکن در اینجا این سوال پیدامیشودکه درآن زمان حکومت از بنی اسرائیل بود وطاقت ورعب نیزداشتند ودرظاهراین موردباپیش گویی قرآنکریم مخالف به نظرمی رسد، قرآن میگویدکه که بنی اسرائیل ازخودشأن وشوکت ورعب وداب نخواهد بود وفعلاً درمیدان طیح ومصربعدازفرعون آنها حکومت می کردند، بناً جواب این که تفصیل بعضی از آیات قرآنکریم دردیگر آیات قرآنکریم است یعنی در قرآنکریم یک یت کریمه آمده است وتفصیل همین آیت درآیت کریمه دیگری بیان شده است، ازین آیت معلوم میشودکه دیگرحکومت واقتدارآنها تا قیامت خواهد بود بناً تفسیراین آیت در آیت دیگرسوره عمران درآیت دیگر آمده است، (ضربت علیهم الذلة اینماسقیفوالی بحبل من الله وحبلٌ من الناس) ترجمه: معنی این آیت این است که بربنی اسرائیل تا هنگامیکه آنهابه ریسمان خداوندومردهای خداوندچنگ نزنندبه این معنی یا بنی اسرائیل یا مسلمان شوندتا از ذلت خلاص شوند وتاحکومت واقتدارآنها دوباره داده شودویا درزیراثرحکومت مسلمانان زنده گی کرده تکس ومالیه بدهندتا از ذلت خلاصی یابند وقوت وشأن وشوکت به آنها میسرخواهدشد، خلاصه این آیت این است.
امروزیهودکه اقتدارنسبی دارندازجهت هم پیمانان وکشورهای کفری است که گردهم آمده حکم رانی میکنند
امروزکه یهودی یک حکومت واقتدارمعمولی دارندآن قوت واقتدارشخص خودآنها نیست بلکه آنها درمقابل دنیای مسلمان وعرب ودشمن اسلام هستندواروپاوانگلیس وامریکایک اتحادیه جورکرده اند ونتیجه آن معاهده های است که درمقابل مسلمانان وکشورهای مسلمان عرب یک طرف قرارگرفته اندکه ازآنجایک ممالک عرب را زیرتأثیرخودبیاوردندویاهم ازآنجابرحکومت های مسلمان عرب حمله آورشوند، واین نتیجه کوشش های امریکاوبرتانیاودیگرکشورهای اشغال گرهست، بناً بنی اسرائیل به تنهایی خودهیچ چیزنیستندولی با دیگرحکومت هاهم دست شده اندواندکی شأن وشوکت یافته اند وبناً این موضوع خلاف پیشگویی قرآنکریم نیست وزیراقرآن کریم میگویدکه بنی اسرائیل هرگزشأن وشوکت واقتدارنخواهندداشت تااینکه اسلام نیاورندویازیرسایه ممالک اسلامی درنیایند، وتاقیامت آنها به تنهایی شأن وشوکت واقتدارنخواهندداشتند، آنچه راکه امروزمی بینیدفقط یک اتحادیه است که بریتانیاوامریکابوجودآورده است واسرائیل یک گودال گرسنه گی است وقتی دست بریتانیاوامریکاازآن برداشته شودوبناً اسرائیل هیچ چیزنیست، درنقشه دنیاوقتی شما ببنیداسرائیل به مانندیک دانه نخوداست، اگراقوام عرب وکشورهای مسلمان هریک برآن تف بیاندازنداسرائیل در آن غرق میشود. سخن دیگراین است که یهودونصراومسلمانان، دردنیااول یهوداست ودوم عیسی همانا نصرا است ودراخیرمسلمانان پیداشده است، شریعت وتهذیب یهودازعیسیان ومسلمانان پیش ظهورکرده است، برتمام دنیادرعلاقه کوچک فلسطین تسلط آنها باشد بازهم دردنیاکدام چیزی را بدست نیاورده اند ودرهیچ شمرده میشود ودرمقابل آنها به حکومت نصراوعیسیان راببنید، حکومت های بت پرستان را ببنیدوحکومت آنهایکه بی دین ولادین که به هیچ دین که معتقدنیستندببنید که دوردورازهم افتاده است وازطرف دیگر مسلمانان درشصت مملکت حکومت دارنددرمقابل آن حکومت واقتدارنسبی کفاردرفلسطین کاملاً حکومت گفته نمیشود وآن هم به کمک دیگرکفاردرآن است اگرهمکاری دیگرکشورهای کفرنباشدبعداً حکومت واقتداراسرائیل برفلسطین هیچ می باشد.
بنی اسرائیل آنقدرمردم شریروبدبخت هستندکه پیامبران که برای هدایت شان فرستاده میشدمی کشتند
دیگراینکه غضب خداوندبرآنهاازآن جهت نازل شدکه بنی اسرائیل پیغمبران محبوب خداوندجل جلاله که برای هدایت آنها فرستاده میشدمیدانستندکه برحق است ولی می کشتند، برای هرطایفه آنها خداوندپیامبری فرستادوآنهارامی کشتند، طوری دراین عصروزمان برای هرعلاقه ومحل مسلمانان از خود عالم وامام ومولوی دارندهمانطوربرای بنی اسرائیل هم خداوندبرای هریک طایفه آن پیامبری فرستادودریک وقت چندپیامبری را برای بنی اسرائیل خداوندفرستاد وآنها قتل کردند. درمیان آنها افرادنیک پیدامیشدمیگفتندای ظالم این ها پیامبران خداوند بودند ووعظ ونصیحت بهه شما می کردندشماچراآنهاراکشتید، آنهامی گفتندشماهم همدستی آنها هستیدآن افرادخیراندیش رانیز می کشتند، بااین ترتیب افرادخیرخواه ونیک را نیزمی کشتند، (وَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ ق وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ ط ذَالِکَ بِاَنَّهُم کَانُوا یَکفُرُونَ بِآیتِ اللهِ وَیَقتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِالحَقِّ ط ذَلِکَ بِمَاعَصَوا وَّکَانُوا یَعتَدونَ) ترجمه: خداوندذلت وخواری را نصیب آنها گردانیدوبه غضب خداوندجل جلاله گرفتارگردیدزیراآنها به آیات خداوندکه برآنها نازل کرده بودکفرورزیدندوپیامبران که برای هدایت آنها فرستاده شده بود به ناحق قتل می کردند واین غضب وعذاب ازجهت نافرمانی خداوندوتجاوزازحدودکه خداوندبرای آنها معین کرده بود برآنها نازل گردید.
هرکه به خداوندایمان بیاوردوبه جنت ودوزخ_قیامت باورداشته باشدخداونداورابخشیده ودوست میداردولوکه دراول کافربوده باشد
خداوند حال واحوال وشرارت یهودرا درقرآنکریم برای همه بیان کرد، کسانیکه قرآنکریم را تلاوت می کنندومی شنوندآنهاخواهدگفتندکه یهودآن قدرخراب طایفه است که خداوندهیچگاه از آنها راضی نخواهد شد ودشمن خداونداست اگرآنها ایمان بیاوردخداوندایمان آنها را قبول نکنند، این یک سوال است که درذهن ودل کسانیکه قرآنکریم را تلاوت میکنندومی شنوندخلق میشود، که آنها پیامبران را کشته اند خداوند آنها را چگونه ببخشند، اگرآنها ایمان بیاورندخداوندآنهاراچگونه معاف خواهدکرد. یا خوددردل یهودیان قرآن را بشنوندودردل شان این بیایدکه مااینقدرجرم های بزرگ را کرده ایم وپیامبران را کشته ایم آیاخداوندماراخواهدبخشید، آیاایمان ماقبول خواهدشد، اگراین فکروخیال یهودباشدویاتاقیامت خیال وفکرسامعین قرآنکریم باشدکه اگریهودایمان بیاوردخداوندنخواهدپذیرفت این اشتباه است زیرا خداوندجل جلاله در آیت کریمه میگویدکه ظابطه وقانون من این است که اگر مسلمان است، یهودی است، عیسی یی است واگرصابیان است هرگروه که باشدبرمن ایمان بیاوردوبه من یقین کند، به قیامت وجنت ودوزخ باورداشته باشد من با اوهیچ دشمنی نخواهد داشتم وایمان اور خواهد پذیرفتم، الله جل جلاله میگویدکه من ایمان او را قبول میکنم زیرا در دربارمن این خاص نیست که مسلمان دوست من است واگریهودی ایمان می آوردمسلمان میشود چون او قبلاً کافربوده است من او را دوست نخواهد داشتم نه اینطور نیست بلکه هرکه مسلمان باشدوبه من ایمان داشته باشد او دوست من است، وقتی هرکه مومن شد، پس خداوندجل جلاله می فرماید که (الله ولی المومنین) ترجمه: ... ببنیدطاعتب تابع داری خداوندواختیارعقیده وعمل نیک قبلاً هرگونه که باشد اگر قبلاً دردرگاه خداوندمحبوب باشدهم واگرقبلاً از دربارخداوند رانده شده باشد هم اینکه طاعت وتابع داری مرا بکندوعقیده راسخ داشته باشد خداوند میگویدکه من او را دوست خواهد داشتم.
صابئین کدام طایفه است
طابئین طایفه است که عقیده وطرزعمل آنهابدرستی مشخص نیست، بناً در شناسایی آنهااقوال مختلف است، بعضی از علماء می گویندکه صابئین فرقه است که ستاره گان را پرستش می کنند، نظربه این قول آنها پس مشرک هستند. بعضی علماء دیگر میگویندکه صابئین طایفه وفریقه است که از کتب های آسمانی احکام وفرامین موردذوق خود را جمع آورده واز خود آن پیروی می کنند، مثال از تورات، زبوروانجیل وصحیفه ها ازهمه آنهااحکام وسهل وموردذوق شان را گردآوری نموده وآنرا شریعت خود اختیارکرده اند وزبوررا تلاوت می کنند، بنابرقول این عالمان این طایفه اهل کتاب هستند، بمانندیهودودنصراآنهاهم اهل کتاب هستند. دراین آیت کریمه (اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا) خداوندجل جلاله یک بلاغت خاص می باشد که ودراین خداوندبه مسلمانان یک خاص مقام داده شده است، مثال آن طوری است که یک حاکم ویک پادشاه درموقع اینطوربگویدکه قانون ما عام است اگرکسی موافق به قانون ماست ویا مخالف قانون ماست هرکس که تابع داری مارابکندمابه اوانعام میدهیم وازین عیان وهویدااست که مواافق تابع دار است واین ابلاغ برای مخالفین شده است، موافق از اول تابع داراست وبه مخالف می شنواندکه این موافقین آشنای من است ومارادرک می کنندولی اگرتوهم می خواهی با ماروابط داشته باشد وازانعامات ومزایای وفرصت های مان استفاده کنیدبیاییدشمانیزبه ما بپیوندید. همچنان در این آیت کریمه یک نکته نهفته است که انعام دادن به موافقین وآنهای که تابع داری می کنند ازجهت خصوصیت ذاتی آنها نیست بلکه آن ازجهت تابع داری وصفت موافقت آنها می باشدواگرمخالف به موافقین پیوست وتابع داری خدای خود راکردبه اونیزانعام میدهم این را عالمان طوریک مثال آورده است، به این ترتیب خداوندجل جلاله می فرماید که تنها مسلمان نه بلکه یهودی، عیسوی وصابئی اگر ایمان بیاوردمشمول نعمات من خواهد گردید، اگرآنها تابع داری کنند وتابع دارشوندواز بغاوت سربکشندآنهارانیزانعام میدهم، به مسلمان نعمت خامخا میدهدواگریهودونصراوصابئی ایمان بیاورندواگرمومن شوندبه آنهانیزانعام میدهند. خداوندجل جلاله می فرماید((اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصری والصَّبِئِینَ مَن آمَنَ بِآللهِ وَالیَومِ الآخِرِوَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُم اَجرُهُم عِندَرَبِّهِم ج ص وَلَاخَوفٌ عَلَیهِم وَلَاهُم یَحزَنُونَ) ترجمه: بدون شک آنانیکه ایمان بیاورند، آنانیکه یهود، نصراوصابئین اند وهرآنکه به ایمان به خدا، به روز آخرت بیاوردوعمل صالح کند وآنهادرنزدخداوندجل جلاله اجروثواب کمایی میکنند وبرای آنهاهیچ خوف وغمگینی نخواهد بود.
بنی اسرائیل وقتی به قوم خودبرگشتندگفتندکه ماباخداوندجل جلاله صحبت کردیم گفت تورات کتاب من است وموسی رسول من ولی گفت اگراحکام درتورات برشمابرای عمل مشکل بودازآن بگذرید
خداوندجل جلاله به موسی علیه السلام تورات را داد، ازکوه طوربرگشت وتورات به قوم خود پیش کرد، قوم اش برایش گفت که خداوندبایدخودبه مابگویدکه این تورات کتاب من است، پس موسی علیه السلام از قوم هفتادنماینده گرفت وباخود به کوه طوربرد، درکوه طورباخداوندجل جلاله صحبت کرد الله جل جلاله به آنها گفت این تورات کتاب من است وموسی علیه السلام پیغمبرمن است به کتاب من ایمان بیاوریدوحضرت موسی علیه السلام را پیروی کنید، باوجودآن قوم موسی آن هفتاد تن گفتندکه (لَن نُّؤمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللهَ جَهرَةً) ترجمه ما ایمان نمی آوریم تا اینکه خداوند را آشکارانبینیم، اینطورنباشدکه در پشت کوه کسی نشانده باشی وبه مابگویدکه این کتاب من وموسی پیغمبرمن است وبه آن ایمان باوریدوموسی علیه السلام را پیروی کنید، الله را ما ندیده ایم این صحبت که شد الله نیست ومابایدخداوندرا آشکاراببینیم، الله جل جلاله با این سخن بنی اسرائیل وآن هفتادقوم قهرشدوآتش از آسمان آمدهمه را سوخت، موسی علیه السلام بازبه خداوند التجاء کردکه ای خداوندااین همه را کشتی اکنون به قوم برگردم مرا قاتل می گیرندمیگوییدکه آنها را برای کشتن برده بودی، بناً خداوندآنهاراباردیگرزنده بگردان تا آنهارابه قوم شان برگردانم،خداوند جل جلاله دعای موسی علیه السلام را قبول کردوآن هفتادتن را زنده گردانید، وقتی آن هفتاد تن زنده شدندوبه قوم شان رفتندوگفتند وبلی الله جل جلاله باما صحبت کردوگفت تورات کتاب من است وموسی علیه السلام رسول من ولی گفت که درتورات به احکام آن عمل کنیدواگراحکام که رعایت آن برشمادشوارباشدازآن بگریدوبه آن عمل نکنیداین نکته را آنها از خود گفتند.
وقتی بنی اسرائیل به تورات دیدندکه احکام بسیارمشکل درآن آمده است ازآن سرباززدندوگفتندمااین کتاب_رانمی_پذیریم خداوندبرآنهاعذاب کوه طورراآوردبزورتورات رابرآنهاقبولاند
وقتی بنی اسرائیل به تورات واحکام آن دیدنددرآن بسیارحکم های دشوارآمده است، راستی هم چون قوم بنی اسرائیل بسیاریک قوم سرکش ویاغی بودندبناً خداوندجل جلاله برآنهااحکام سنگین را وضع کرده بود، این چنین احکام دشوارمطابق به وضع وحال بنی اسرائیل این احکام دشواربرآنهامناسب بودولی آنهااحکام تورات رانپذیرفتند، گفتنداین بسیارمشکل است ومابه آن عمل نمی توانیم، بناً سرباززدندوالله جل جلاله برای عذاب آنها فرشته گان را امرکردکه کوه طوررا برداریدوبرسرقوم بنی یاسرائیل بیاوریدوآویزان نگهداریدومنتظرفرمان من باشید، به آنهاگفته شدکه احکام تورات را می پذیریدویانه، اگرنمی پذیریدکه این کوه را برشما رهاکنم. خدای ناخواسته بالای سرتان درآسمان کوه بیایدوشماچقدرخواهدترسیدیدکه حالی برسرمامی افتدوساعت می افتد، به همین طورخداوندجل جلاله برسراسرائیل کوه طورراگرفته بودبه آنهاگفت که تورات را می پذیریدیانه که کوه را برشمارهاکنم، وقتی بنی اسرائیل دربالای سرشان کوه را در آسمان دیدندکه فوراً برسجده افتیدندوگفتندکه خداوندامی پذیریم وتمام احکام تورات را می پذیریم ولی کوه را برما رها نکن. ماوشمادرشریعت محمدصلی الله علیه وسلم طوری سجده می کنیم که بینی وپیشانی مان کاملاً برزمین می چسپد ولی بنی اسرائیلیان وقتی کوه را بربالای سرشان درآسمان دیدند طوری سجده کردند که یک چشم شان را برزمین مانده بودندوباچشم دیگرشان یک طرفه به طرف آسمان می دیدندکه حالی کوه برمانیاید، بایک چشم شان بالامی دیدندوبایک چشم سجده کرده بودند، ازشدت ترس زیادبه گفتندکه خداوندا ماتورات را می پذیریم وتمام احکام آن را می پذیرم، وقتی آنها به سجده افتدیدندخداوندآن کوه را از سرآنها دورکردوچاروناوچارآنهاتورات را با تمام احکام آن پذیرفتند.
کسانیکه ازدین برگشته اندمزدوری واجیری میکنندبزوربه دین برگردانده میشود
دراینجا یک سوال است که خداوند جل جلاله در کتاب مقدس اش قرآنکریم می فرمایدکه (لااکراه فی الدین) ترجمه: کدام جبروستم درپذیرفتن دین نیست، ودراین آیت خداوند جل جلاله بنی اسرائیل را کوه را به سرآنها آوردوبزورمجبوربه پذیرفتن تورات واسلام کرد، به بنی اسرائیل گفت که تورات را با تمام احکام آن می پذیریدکه این کوه را برشما رهاا کنم که همه تان چکنی جورشوید، جواب این سوال این است که یک کسی که ازاول کافرباشداورا بزورمسلمان نمی کنید، واین آیت کریمه (لااکراه فی الدین) ترجمه: برآنهاجبروستمی برای پذیرفتن دین نیست. ولی اگریک شخصی ازاول مسلمان است وخدای ناخواسته از دین می گردد ومرتدمیشودف مزدوری، اجیری وجاسوسی کفاروغرب را میکند آن بزوربه اسلام برگردانده میشود، اگر اوازاسلام وحکومت اسلامی بغاوت می کند او را بزورومجبورکنیدتابه دین برگردندوازارتکاب توبه بکشد، دراین جا (لااکراه فی الدین) ترجمه: دردین جبروستم نیست. برای آنها نیست بلکه کسی خدای ناخواسته ازمسلمانان مرتدمیشودبزوراورابه اسلام برگردانده شده واگرنمی پذیردواوبایدقتل شود، به همین قسم بنی اسرائیل هم قبلاً مسلمان بودندوازشرفرعون به خداوندجل جلاله ایمان آورده بودندوموسی علیه السلام را پیروی می کردند ولی اکنون وازبعضی احکام تورات سربازمی زدند وقراربودکه مرتدشود، خداوندجل جلاله بالای آنها کوه طوررا آوردگفت که احکام خداوندوکتاب خداوندهماناتورات می پذیریدیاکوه را برشما رها کنم، آنها گفتندخداوند می پذیریم می پذیریم وتوه می کنیم تورات را با تمام احکام آن می پذیریم وبه سجده افتدیدند، طوریکه خداوندجلاله در این آیت کریمه مهربانی می کندکه (وَاِذ اَخَذنَا مِیثَاقَکُم وَرَفَعنَا فَوقَکُمُ الطُّورَ ط خُذُوا مَآ آتَینکُم بِقُوَّةٍ وَّاذکُرُوا مَآ فِیهِ لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ) ترجمه: آن وقت را یادکنیدکه من از شما وعده محکم گرفتم وکوه طوررا برسما شما آوردم، آنچه را که به شما (تورات) را روان کرده ام آن را بااراده ویقین کامل بپذیریدوآنچه که در آن است برای عمل کردن به آن یادکنیدوبخوانیدوسرمشق زنده گی تان بگردانیدوتااینکه شما پرهیزگارشوید. (ثُمَّ تَوَلَّیتُم مِّن.م بَعدِ ذلِکَ ج فَلَولَا فَضلُ اللهِ عَلَیکُم وَرَحمَتُهُ لَکُنتُم مِّنَ الخسِرِینَ) ترجمه: اول آن را پذیرفتیدوبعداً ازآن برگشتید، اگرفضل ورحمت خداوندشامل حال شما نمی گردیدشماازجمله زیان کاران خواهدمی شدید.
ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم