ترجمه وتفسیرآیات یک صدویازده ویک صدوچهارده سوره بقره
اُعوذوباالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَقَالُوأ لن یَدخُلَ اُلجَنَّةَ إِلَّا مَن کَان هُودًا أونَصَرَی، تِلکَ أَمانِیُّهُم، قُل هَاتُوأ بُرهَنَکُم إِن کُنتُم صَدِقِینَ) آیه 111 سوره بقره. (بَلَّی مَن أَسلَمَ وَجهَهُ لِلهِ وَ هُوَ مُحسِنٌ فَلَهُ أَجرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوفٌ عَلَیهِم وَلَا هُم یَحزَنُونَ) آیه 112 سوره بقره. (وَقَالَتِ اُلِهُودُ لَیسَتِ اُلَّصَرَی عَلَی شَیءٍ وَقَالَتِ اُلنَّصَرَی لَیسَتِ اُلیَهُودُ عَلَی شَیءٍ وَهُم یَتلُونَ اُلکِتَبِ کَذَالِکَ قَالَ اُلَّذِینَ لَا یَعلَمُونَ مِثلَ قَولِهِم فَأللهُ یَحکُمُ بِینَهُم یَومَ اُلقِیمَةِ فِیمَا کَانُوأ فِیهِ یَختَلِفُونَ) آیه 113 سوره بقره.
#
آیات یکصدویازدهم ویک صد دوازدههم سوره بقره، یهودونصاراهردوبریکدیگراعتراض می کردند ویهودمی گفتندکه نصارادراموردینی هیچ چیزنیستند وعیسی یان می گفتندکه یهودیان دراموردین هیچ چیز نیست ودرآیات مبارکه رداعتراض هردوی این گروه بیان شده است. یهودونصرارا اصل اصل حقیقت دین شان را فراموش کرده بوند، به نام مذهب به گروه گروه تقسیم شده بودندوازمیان این دوگروه هریک خودد را جنتی می شماریدند وبرعلاوه خود تمام اقوام عالم را دوزخمی وگمراه می شماریدند. این اختلاف درمیان اینها زمینه را به مشرکان مکه مساعد ساخت که به مانند یهودیان وعیسی های حرف های بی بنیاد را شروع کردند ومیگفتندکه این بت پرستی ما برحق است وبدون از هیچ یک دیگر جنتی نیست. الله پاک جهالت وگمرایی هردوی این قوم از اسباب اصلی به جنت رفتن غافل هستندوصرف به نام مذهب قوم پرستی می کنند. حقیقت این است که مذهب اگر یهودیت ونصرانیت ویا اسلام باشد اصل وروح آن دو چیزاست، یک اینکه یک انسان از قلب خود، خود را به الله جل جلاله سپرد وطاعت وتابع داری الله جل جلاله را عقیده خود بشمارد، اکنون این طاعت وتابع داری الله جل جلاله که درهرمذهب به انسان حاصل شود، یعنی به راستی درهرمذهب که طاعت وتابع داری خداوندبه او حاصل شود واوتابع داری الله جل جلاله را کرده است. دراوایل دریهودیت اطاعت وتابع داری الله جل جلاله حصول می شد، الله جل جلاله را منسوخ کردوبعداز آن عیسیاییت آمد که با عمل به آن شریعت اطاعت وتابع داری الله جل جلاله حاصل میشد وبعداً خداوندجل جلاله آنرا نیز منسوخ کرده است واسلام بجای شرعیت عیسویت آمد واکنون با اطاعت وتابع داری اسلام رضای خداوندجل جلاله حاصل می شده و رضای وفرمانبرداری ازخداوندبا آن میشود.
#سخن_دوم_این_است_که_تنهااراده_قلبی_برای_حصول_جنت_کافی_نیست_بلکه_اطاعت_وفرمان_برداری_پیغمبرصلی_الله_علیه_وسلم_رابکنند
سخن دوم این است که یعنی روح دوم مذهب این است که برای داخل شدن به جنت این سخن کافی نیست که یک انسان ازقلب اراده طاعت وفرمان برداری خداوندجل جلاله را بکند وبعداً آن طریقه طاعت وتابع داری از خداوند را از خیال وذهن خود بیرون کند. یعنی قصد واراده این را می کندکه من برای رضای خداوند اطاعت وتابع داری خداوندجل جلاله رامیکنم ولی بعداً آن را به فراموشی بسپاردبناً این درست نیست. بلکه برای اطاعت وتابع داری خداوندجل جلاله آن سنت وطریقه را اختیاربایدکردوآن قبول میشود که یک پیامبرخداوندجل جلاله به شما رهنمایی کند. سخن اول باکلمه (بَلَی مَن أَسَلَم) بیان شد، وسخن دوم توسط کلمه (مُحسِنٌ) رهنمایی شده است. بناً برای نجات از عذات روزآخرت وداخل شدن به جنت، صرف قصدواراده طاعت وعبادت کافی نیست بلکه به اعمال نیک ضرورت است وعمل نیک آن است که توسط پیغمبرحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم رهنمایی شده باشد، وکدام انسان که این اصول بنیادی را بگذارد وهردوی آن ویا یک آن را اگر یهودی یاعیسی یی ویا هم مسلمان باشد وصرف به نام مذهب وقومیت تکیه دار جنت شده نمیتواند زیرا آن خیال است ومهال است وجنون به آن جنت را حاصل کرده نمی توانند. واگرمیخواهیدکه طاعت وتابع داری الله جل جلاله بکنید وپس تابع داری محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم را بکنید. برای اینکه طورکامل تابع داری الله جل جلاله را بکنیدطورکامل تابع داری حضرت پیغمبرحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را بکنید وآن رهنمایی که جناب مبارک شان کرده وآن را درپیش بگیرید وآن طورلباس واخلاق وعادات پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده است آن را پیشه گیرید وبعداً جنتی میشویدواگرآن طریقه را در پیشه نمی کنید وپس به طرف دیگر روان هستید وطوریکه شاعری می گویدکه: ترسم که به کعبه نرسی ای اعرابی = کین ره یی که تو میروی به ترکستان است.
#یهودیان_میگفتندکه_هرگزبدون_یهودی_ونصرانی_کسی_دیگرداخل_جنت_نمی_شوند
یهودیان ونصرا می گفتندکه به جنت هرگز کسی داخل نمی شود مگر اینکه آن کسی که سیاازجمله یهودویا نصراباشد ولی الله جل جلاله میگویدکه این خواهش وآروزی نفسانی یهودیان ونصرانیان است، زیرا با آرزوچیزی حاصل نمی شود زیرا در آن حقیقتی نهفته نیست، خداوندجل جلاله از سبب این دعوی یهودیان ونصرایان به پیغمبرصلی الله علیه وسلم می فرمایدکه به آنها بگوکه اگر شما در این گفته تان صادق هستید پس دلیل تان را بیاورید واگر شما تیکه داران جنت هستید پس دلیل تان چیست؟ اگر شما راستگوهستید. یهودیان ونصرانیان می گویندکه بدون از ما هیچ کس دیگر به جنت نخواهد رفت وخداوندجل جلاله در جواب آنها می فرماید: (بلی) چرا نه بدون از شما کسانی هستندکه به جنت میروند. اکنون به یهودیان خداوندمی فرمایدکه این قاعده وقانون مرا بشنویدکه عمل کدام تان مطابق به آن است وکی به جنت می رود. خداوندجل جلاله می فرماید: آن کس که تابع بسازد خودوروی خود را یعنی ذات خود را خاص برای الله جل جلاله آن نیکی کننده واحسان کننده واجر آن نزد خداوند جل جلاله است وآنها هرگزنمی ترسندونه آنها غمگین می باشند.
#یهودیان_نصرارامیگفت_که_دین_تان_باطل_است_ونصارایهودرامیگفت_که_دین_تان_باطل_است_مشرکان_هردورامی_گفتندکه_دین_تان_باطل_است
یهودبه نصرایامی گفتند عیسی یان هیچ چیزنیستندودرغلط هستندوکفرهستند وزیرا یهودیان وقتی تورات را خواندند دیدند که عیسی یان، حضرت عیسی علیه السلام پسرخدامی نامند طوریکه میگفتندکه (عیسی ابن الله) پس با این ترتیب عیسی یان بدون شک کافرشده اند، وقتی عیسی یان انجیل را خواندند وگفتندکه این یهودیان از دین عیسی علیه السلام انکارکرده روی گشتانده اند وآنها پیغمبری را قبول ندارند وکافر شده اند، هردوی این طایفه با دلیل حرف می زدند. یهودیان به نصرامی گفتندکه دین شما برحق نیست ونصرابه یهودیان می گفتندکه دین شما برحق نیست وشما گمراه هستید. اما خداوندجل جلاله می گویدکه آن دوقوم درست می گویندکه هردودین آنها کدام دین نیست بلکه (ان الدین عند الله اسلاما) ترجمه: دین برحق نزد خداوندجل جلاله اسلام است. حال اینکه آنها کتاب تورات وانجیل را می خوانند وبه همین قسم به مانندکه یهودیان به نصرانیان میگویندکه دین شما باطل است وهمانطورکه نصرانیان به یهودیان میگویندکه دین شما برحق نیست وهمچنان آن مردم میگویندکه مشرکان است که به مانند یهودیان ونصرانیان حرف می زنندوآنها نمی دانند وآن کسانی است که مشرکان جاهل هستند وبت پرستان عرب هستندوبه همین طوربت پرستان به هریکی گمراه وبی دین میگویند. به این ترتیب مشرکان هم برعلاوه خود گروه های در به دیگر ادیان معتقد بودند گمراه می گفتند، وقتی پیغمبرصلی الله علیه وسلم یا صحابه کرام در جایی وعظ وبلیغ می کردند ومشرکان میگفتندکه ببنیدمردم را بی دین می سازند. مردم را بی دین کرد درحالیکه پیغمبرصلی الله علیه وسلم وصحابه کرام مردم را به سوی فلاح ورستگاری ودین دعوت می کردند وبت پرستان می گفتند که مردم را بی دین می کنند. مشرکان به عقیده باطل خود دین گفته ودیگر عقاید را بی دینی وارتداد می گفتند.
#دراین_آیت_دوتشبه_آمده_است
درکلمه (کذالِک) یک تشبهه ودر (مثلُ قولهم) تشبهه دیگری است ویک تشبهه که بود آن کافی بود پس این تشهه دوم برای چه ذکرشده است. بعضی از مفسرین می گویندکه (مثل قولهیم) از جهت تأکید است وبرای وضاحت بیشتر کلمه (کذالِک) آمده است. وبعضی از مفسرین دیگر میگویندکه دراینجا دوتشببه جداازهم آمده است، ازین جهت دو لفظ آورده شده است، یک تشبهه این است که به همان طورکه یهودونصرایکدیگرراگمراه می گویندبه همین قسم مشرکان پیروان دیگرمذاهب وادیان را گمراه وبی دین میگویند. پس غرض از یک تشببه این است که آنچه که یهودیان ونصرامیگویندوآنچه را مشرکان میگوینده درگفته ها باهم شباهت دارد. یعنی آنچه را اهل کتاب می گویند وآن مردم که غیرکتاب وبی علم هستند (مشرکان) درحرف های شان شباهت است. ومرادازتشبهه دیگر این است که قمسی که دعوای اهل کتاب یعنی یهود ونصارااینکه یهودبی دین است ونیهودمی گویندکه نصارا بی دین است که دعوای آنها بلا دلیل است وصرف از جهت خواهشات نفسانی وازجهت دشمنی این سخن ها را به زبان می آورند وبه همین طور آن ادعای مشرکان که ادیان دیگر باطل است آن هم بلادلیل ومبتنی برخواهشات نفسانی شان بود. دراینجا دو تشبهات وقباهت به میان آمد، لهذا دوتشببه آمد یکی هم آیت (کذالیک) وآیت (مثل قولِهم) دریک آیت آمدند. طوریکه خداوند جل جلاله در آیت کریمه می فرمایدکه: همچنان کسانیکه علم ندارندوجاهل هستند (مشرکان) همچنان پیروان دیگر ادیان را نیز تکفیرمیکنند وبه درستی الله جل جلاله در میان آنها در روز قیامت فیصله خواهد کرد، درآنچه که آنها اختلاف داشتند. برآنچه که آنها اختلاف داشتندخداوندجل جلاله درمیان آنها فیصله خواهد کردند وکه فیصله خواهد کرد آن خداوندبزرگوارفیصله خواهد کرد.
#کسانیکه_مردم_راازرفتن_به_مساجدمنع_میکنند_نسبت_به_آنهاظالم_دیگرنیستند
(وَمَن أَظلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَجِدَ اُللهِ أَن یُذکَرَ فِیهَا اُسمُهُ وَسَعَی فِی خَرَابِهَآ، اُلَئِکَ مَا کَان لَهُم أَن یَدخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِینَ لَهُم فِی اُلدُّنیَا خِزیٌ وَلَهُم فِی اُلآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ) آیه 114 سوره بقره.
کیست بیشترازآن ظالم که او دیگران ازرفتن به مساجد منع کرده ونگذارندکه در آن نمازبخواندویاذکرخداوندرا بکنندوآنانیکه تلاش برای ویرانی مساجدمیکنند، شأن نزول این آیت هم نصارا است، که آنها با یهودیان جنگ کردند وتورات سوختانده وبیت المقدس را ویران کردند. شأن نزول این آیت در مورد مشرکان مکه است که آنها از سبب ضد وعناد درمقام حدیبیه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را ازرفتن به مسجد الحرام منع کرده بودند. ولی هردوی این گروه مردم را از رفتن به مساجدمنع کرده اند ویهودیان در زمان خود شان یحی علیه السلام را شهید کرده بودند وبناً عیسیان روم آمدند ومیخواستندکه از یهودیان انتقام بگیرند، آنها با یک پاده مجوسی عراق که بخت نصر در آن زمان بود هم دست شدند وبرشام وبنی اسرائیل هجوم بردندوآنها را کشتندونسخه تورات را سوختاندند ودرداخل بیت المقدس نجاست، گنده وخنزیرها را انداختندوعمارت وآبادی بیت المقدس را ویران کردند آن همه شأن وشوکت وقوت که بنی اسرائیل داشت آن همه را پایمال کردند، تازمان بعثت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم بیت المقدس همین طور ویران بود ودرزمان خلافت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه که علاقه های شام وعراق فتح شدندوتوسط حضرت عمر فاروق رضی االله تعالی عنه بیت المقدس دوباره آبادشدوبرای مدت مدیدی مسلمانان بربیت المقدس سلطه داشتندوبعدازآن یک زمان شد که بیت المقدس از سلطه مسلمانان بیرون شد. تقریبًا صد سال بیت المقدس در قبضه عیسی یان ماند، درصده ششم هجرت سلطان صلاح الدین ایوبی بربیت المقدس حمله آورشده وآن شهر را از عیسی یان واپس گرفت وبناًاین حرکت گستاخانه عیسی یان روم اینکه آنها تورات را سوختاندند وبیت المقدس را ویران کردند وبی حرمتی کردند ودراین مورد این آیت مبارک نازل شده است که عیسی یان بسیاریک قوم ظالم هستندکه مردم را از رفتن به خانه خداوند منع می کنند، واین روایت از عبدالله ابن عباس رضی الله تعالی عنهما است.
#مشرکین_مانع_رفتن_حضرت_پیغمبربه_بیت_الله_شد
حضرت زید ابن عمر ودیگر مفسرین می فرمایدکه مشرکان مکه مکرمه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم از رفتن به آنجا منع کرده بود، درمقام حدییبه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را برای رفتن به بیت الله شریف منع کرده ونگذاشتندکه به طواف خانه خداوند بروند، درسال ششم هجرت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم با صحابه های کرام میخواستندکه به مکه مکرمه تشریف ببرندولی در نزدیکی مکه مکرمه درمقام حدیبیه واکنون به آن شومیثیه می گویند ومشرکان مکه اورا با جمعی از صحابه کرام نگذاشتندکه به طواف خانه کعبه بروند. ودراین سال مشرکان مکه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را برای رفتن به طواف خانه کعبه نگذاشتندودرآن زمان یک معاهده صلح میان پیغمبرصلی الله علیه وسلم مشرکین مکه امضاء شد که مشرکین مکه گفتندکه امسال به طواف خانه کعبه رفته نمی تواند وبرای سال های بعدی هم صرف برای سه روزمیتوانیددرمکه بمانیدنه بیشترازآن نه وسلاح هم درآن سه روز باخودنداشته باشید. درباره این مشرکین این آیت نازل شدکه این مشرکین مکه آنقدرظالم هستندکه مردم وحضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را از رفتن به مسجد الحرام منع کرده است. به هرحال در شأن نزول این آیات این دو واقعه است ولی به این دوواقعه آیات خاص نیست وبلکه در این آیا خداوند جل جلاله یک ظابطه وقانون خاص وضع می کند که این آیات خاص برای یهودونصاراومشرکان نیست بلکه برای تمام اقوام عالم عام است. زیرا در این آیه مبارک خداوندجل جلاله نام از بیت المقدس نبرده است ویعنی کلمه بیت المقدس را ذکر نکرده است که تااینکه حکم این آیت خاص برای یهودیان ونصارا شود بلکه خداوند فرمود: (مساجداللهِ) تمام مساجد خداوندجل جلاله. عام مساجد روی زمین را ذکرکرد، با این ترتیب هرکی یک انسان را ازرفتن وعبادت کردن درمسجد منع می کند، هرکس که باشد او ظالم است. عظمت وشوکت هرمسجد این است که هرانسان که داخل مسجد می شود او باید بسیار باادب واحترام در مسجد داخل شود، بسیار به عاجزی زیرا مسجد دربار شاهی خداوندجل جلاله است وانسان های باید برای رفتن به دربارشاهی الله جل جلاله با عاجزی وتواضع برود.
#آداب_رفتن_به_مساجد
مساجد از خود آداب دارد، همه مساجد از لحاظ ادب مساوی است، اگر بیت المقدس ویا مسجد الحرام ویا هم مسجد نبوی است بی حرمتی به هریک آن بزرگترین ظلم وکفر است وبه همین طور بی حرمتی وبه دیگر مساجد دنیا نیز ظلم است. بلی که در تمام دنیا این سه مسجد( بیت المقدس، مسجدالحرام ومسجد نبوی) بسیارقابل احترام است، درمکه مکرمه مسجد الحرام نمبراول، مسجدنبوی در مدینه منوره دوم وبیت المقدس سوم واگرشما برای عبادت درهریک ازین مساجد سفرمی کنید ودرآن ثواب است ودرغیرآن هرمسجددیگرکه بلی که ثواب در آن زیاد است ولی سفربرای آن جایز نیست. یک انسان اینطور نگویدکه نمازخواندن دریکی از مساجد مصر زیاداست وازمصررفت بگوید که نمازخواندن دریکی ازمساجد اندونیزیابیشترین ثواب راد دارد وبه آنجا سفرکنداین جایزنیست آنطورنکند. بلی اگر نیت کند که به مکه مکرمه میروم ودرمسجدالحرام نمازمی خوانم زیرا در آن ثواب زیاد است پس آن درست است برود، اگر بگویدکه به مسجدنبوی میروم تا درآن نماز خوانده وثواب زیاد کمایی کنم وپس برود ویا اینکه بگویدبه بیت المقدس میروم وآنجا نماز می خوانم وپس برود وسفرکند درآن نماز بخواند ثواب بیشتر را خداوند نصیب او می گرداند. اگر بدون این سه مسجد، برای حصول ثواب به مسجدی دیگری روی زمین بروید ونکنیداین کار را همان ثواب مسجد کشوری دیگر مساوی به ثواب مسجد داخل قریه ونزدیک خانه شماست.
#اقسام_منع_کردن_ازمساجد
درموردمنع کردن یک انسان از عبادت وذکرکردن چقدراقسام دارد وآن همه ناجایزاست وحرام است. یک صورت آن این است که یک انسان را یک شخصی به طور علنی وآشکارامنع کند که در آن مسجد نرودونمازذکروتلاوت در آن نکند این یک صورت از صورت منع از مسجد است که کاملاً حرام است. صورت دوم این است که درمسجد یک نمازگذاربه دیگر نمازگذارمزاحمت کند وسروصدای را بیاندازدوآن شخص بگویدکه من در این مسجد چگونه در این سروصدا نماز بخوانم، بیایک جایی دیگر بروم که در آنجا سروصدا نباشد در این جا آنقدر سروصداست که من نماز خوانده نمی توانم وجنگ وجنجال در آن زیاد است واین نوع دیگر از ممانعت از مسجد است وکسی که سروصدا در مسجدمیکندوباعث مزاحمت به دیگران میشود آن ظالمان وگنهگاران است. صورت دیگر آن طوری است که در نزدیک مساجد آهنگ وموسیقی ودهل وسرینا باشد وکسی نتواند که درمسجد نماز بخواند ویا تلاوت کند این نوع دیگرمنع از مساجد است. کسانیکه همسایه مسجد هستند آنها باید بسیار با احتیاط زنده گی کنند، بعضی از شوقیان رادیوی وآهنگ وتیب وام پی تری، آنها وقتی رادیورا روشن می کنند خوب به اندازه آخرصدای رادیو را بلند می کنندودرحالیکه خود در کاروبارخانه مشغول است وصدای رادیو را بلند مانده وآنانیکه در مسجد درحال نماز خواندن است وازآن سبب درنماز شان سهوی وفسادمیشود واین هم یک نوع دیگرازظالمان ومانعین انسان ها از مساجد هستند. به همین طور دراوقات نماز کسی به نفل وکسی به تسبیحات وکسی در تلاوت مشغول باشد ودرکنج دیگر یک انسان به آوازبلندتلاوت می کند وباصدای بلند چیغ می زندویا با چیغ وصدای بلند او ذکر می کند، با این ترتیب در نماز، تسبیح وتلاوت دیگری خلل ایجاد کرد، به یک حیثیت این انسان نیز دیگران را از نماز ومسجدمنع می کند او هم ظالم است، بلی اگر درمسجد کسی دیگر نباشد وتوکه به صدای بلند ذکر می کنی ویا تلاوت می کنید بکنید وهمین طور تعدادی از مردم نماز میخواند ویا در تلاوت مشغول هستند ویک شخص دیگربلند میشوند وچنده جمع می کند وبااین ترتیب این شخص با جمع کردن چنده از دیگران وکسانیکه در حال آدای نماز هستندآنها را از نماز منع می کنند، بناً آن هم ظالم هستند.
#اقسام_تخریب_مسجد
درمورد ویرانی وخرابی کردن مساجد چقدراقسام وانواع که است همه حرام است، اگر یک انسان بی مورد میخواهد مسجد را ویران کند او هم ظالم است، یکی اینکه برای ترمیم مسجد یک مسجد خراب میشود اینکه این مسجد کهنه است وویران میکنیم وتعمیرجدیدی می سازیم وآن درست است واینکه این را ویران میکنم ومسجد را در اینجا نمی گذارم بناً آن بسیاریک ظلم بزرگ است. این یک نوع خراب ویران کردن مساجد است که کسی در آن نماز نمی خواند وهمین طور وازوبازرها کرده اند، به این معنی که یا برای اَدای نماز در مسجد نمی آیندویا کم می آیند وزیرا در اصل آبادی وتعمیر مسجد آن نقش نگارودیوارمسجد را نمی گویند بلکه اصل آبادی مساجد این است که در آن بیشتر عبادت، تلاوت وذکروفکرخداوند در آن شود. طوریکه خداوندجل جلاله در کلام پاکش می فرماید: (انما یعمرمساجدالله ...... لم یخشه الالله) ترجمه: دراصل آبادی مسجد را آن مردم می کنند که به خداوند وبه روز آخرت ایمان آورده اند ونماز را برپامی دارندوذکات را میدهندوبه غیر از الله جل جلاله از کسی دیگر نمی ترسد. درحدیث مبارک آمده است که یکی از علامات قیامت این است که درظاهر مساجد بسیارآباد می باشد ولی آن خراب است به این معنی تعمیر درست ونقش نگار در آن دارد ولی نماز گذار در آن نباشد، آن مسجد خراب است وهرآن قوم که مساجد شان خراب وکهنه باشد آن قوم روزخوبی را نمی یابد. هرقوم که مسجد اش خراب شد وآن قوم اگر دروضعیت خراب قرار گرفتند وهرگاه از خداوند تمنای روز خوب را می کردند واول مسجد خود را آباد بسازند ونماز را در آن بخوانند. نه اینکه تنها یک نفر در آن نماز بخواند نه باید تمام قریه جمع شوند وبا جماعت نماز بخوانند. پ
#سخن_حضرت_علی_کرم_الله_وجهه
حضرت علی رضی الله تعالی عنه می فرماید، برای شرافت وانسانیت شش کار بودکه سه آن در حضر وسه آن در سفراست: حضربه آن حالت میگویدکه که انسان مقیم بوده وجایی در حال سفر نباشد وسفرهمان یک انسان که از خانه تابه مقصد جای دیگروازجایی دیگر به مقصد خانه درحرکت وسفرباشد.
درحضر سه کاررا باید بکنید:
1. تلاوت قرآنکریم را بکنید.
2. مساجد را آبادکنید.
3. برای خود آنطوردوست پیداکنیدکه درکاردین شما را همکاری کنند.
ودرسفر نیز سه کار بکنید.
1. دراول اینکه باخود آن مقدارتوشه بگیرکه خودودوستان ات بخورید.
2. دوم اینکه با اخلاق حمیده با مردم که مواجه میشوید برخورد کنید.
3. سوم اینکه هرقدرهمراهان ورفیق سفر که داریدبا آنها با خوش طبعی واخلاق حمیده رفتارکنید.
بناً در این گفته حضرت علی رضی الله تعالی عنه مراد از آبادکردن مساجد این است که درین مساجد با خشوع وخضوع حاضر شوید، وقتی در مساجد رفتید در ذکرخداوند وتلاوت قرآنکریم مشغول شوید ودرمقابل آن خراب کردن مسجد به این معنی که در آن نماز گذارکم شوند. بناً مسجد را آباد نگهداشته ومواظب آبادی مسجد بوده باشید، وقتی شما به مسجد میروید اگر کسی در نماز وتلاوت وتسبیح وذکر مشغول نبود، سلام بیاندازید واگر مشغول عبادت وتلاوت وذکر بود سلام نیاندازید. یکی از آداب دیگر مسجد این است که به خود یک جای را اختصاص نه دهیدکه هروقت شما درجای خاص شما بنشینیدونمازبخوانیدواگرکمی ناوقت به مسجد برویدوکسی دیگر در جای تان نشسته باشد وبه اوبگوییدکه بلند شوید این جای من است اینطور نکنید. آداب دیگر مسجد این است که در مسجد درمورد اموردنیوی صحبت نکنید، ذکرویا فکر کنید ویا خاموش بنشینید. درمسجد اعلان مفقودی نمی کنید وهرچیز که از شما گم میشود در مسجد اعلان آن رانکنید. همچنان درمسجد سخن خرید وفروخت را هم در مسجد نکنید، خریدوفروخت هم در مسجد نکنید. ترق وترق انگشت در بدون مسجد هم خوب نیست ولی شما در مسجد هم ترق وترق انگشت خود را نمی کشید. با خود چاقووکارد وآلات جاریه وناریه باخود در مسجد نبرید.
#برای_تزهین_مسجددرداخل_مسجدگل_وبته_نکارید
درمسجد استفاده گل ها وبرای زینت هم یک فعل یهود است آن را هم نکنید. بسیاری ازمساجداست که در ستون های برنده اش گل ها کاشته اند، این غریب ها از مسئله خبر نیستندواگر خبر بود این کار را نمی کردند. کاشتن گل وبته های برای زینت در مسجد جایز نیست. وآوردن آن طور اطفال که آنها به خوب وبدخود نمی فهمند آنطوراطفال را در مسجد نیاورید. دیوانه وطفل را با خود به مسجد نبرید، به از اطفال نمی فهمندد طوریکه پدروبرادرویابابه اش او را باخود به مسجد می آورند، بناً وقتی جماعت استاده شده ومردم در نماز استاده شوند آن طفل تنها می ماند، آن طفل نمی فهمد می آید به پدروبرادروبابه خود درگیرمیشودکه بیابرویم خانه، چون پدروبرادرویاهم بابه اش که او را به مسجدآورده است درنمازمصروف است با او حرف نمی زند وآن طفل ناگهان در گریان شود، آن کس که با خود آن طفل را آورده بود اوهم به نمازنمی فهمد ودرکناراودیگرکسان که نماز میخوانند هم به نماز نمی فهمد بناً اینطور یک طفل را باخود نیاورید، تودرنمازاستاده باشی واو با تودرگیرشود وگریان کند، وآن طور اطفال را نیز با خودنیاوریدکه اونتواندپیشاب خود را کنترول کند واگر خدای ناخواسته درصفحه مسجد وودریک فرش وگلیم مسجد پیشاب کند وبعداً آنرا که می شویدبناً اینطوراطفال ودیوانه ها رادرمسجد با خود نیاورید.
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَقَالُوأ لن یَدخُلَ اُلجَنَّةَ إِلَّا مَن کَان هُودًا أونَصَرَی، تِلکَ أَمانِیُّهُم، قُل هَاتُوأ بُرهَنَکُم إِن کُنتُم صَدِقِینَ) آیه 111 سوره بقره. (بَلَّی مَن أَسلَمَ وَجهَهُ لِلهِ وَ هُوَ مُحسِنٌ فَلَهُ أَجرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوفٌ عَلَیهِم وَلَا هُم یَحزَنُونَ) آیه 112 سوره بقره. (وَقَالَتِ اُلِهُودُ لَیسَتِ اُلَّصَرَی عَلَی شَیءٍ وَقَالَتِ اُلنَّصَرَی لَیسَتِ اُلیَهُودُ عَلَی شَیءٍ وَهُم یَتلُونَ اُلکِتَبِ کَذَالِکَ قَالَ اُلَّذِینَ لَا یَعلَمُونَ مِثلَ قَولِهِم فَأللهُ یَحکُمُ بِینَهُم یَومَ اُلقِیمَةِ فِیمَا کَانُوأ فِیهِ یَختَلِفُونَ) آیه 113 سوره بقره.
#
آیات یکصدویازدهم ویک صد دوازدههم سوره بقره، یهودونصاراهردوبریکدیگراعتراض می کردند ویهودمی گفتندکه نصارادراموردینی هیچ چیزنیستند وعیسی یان می گفتندکه یهودیان دراموردین هیچ چیز نیست ودرآیات مبارکه رداعتراض هردوی این گروه بیان شده است. یهودونصرارا اصل اصل حقیقت دین شان را فراموش کرده بوند، به نام مذهب به گروه گروه تقسیم شده بودندوازمیان این دوگروه هریک خودد را جنتی می شماریدند وبرعلاوه خود تمام اقوام عالم را دوزخمی وگمراه می شماریدند. این اختلاف درمیان اینها زمینه را به مشرکان مکه مساعد ساخت که به مانند یهودیان وعیسی های حرف های بی بنیاد را شروع کردند ومیگفتندکه این بت پرستی ما برحق است وبدون از هیچ یک دیگر جنتی نیست. الله پاک جهالت وگمرایی هردوی این قوم از اسباب اصلی به جنت رفتن غافل هستندوصرف به نام مذهب قوم پرستی می کنند. حقیقت این است که مذهب اگر یهودیت ونصرانیت ویا اسلام باشد اصل وروح آن دو چیزاست، یک اینکه یک انسان از قلب خود، خود را به الله جل جلاله سپرد وطاعت وتابع داری الله جل جلاله را عقیده خود بشمارد، اکنون این طاعت وتابع داری الله جل جلاله که درهرمذهب به انسان حاصل شود، یعنی به راستی درهرمذهب که طاعت وتابع داری خداوندبه او حاصل شود واوتابع داری الله جل جلاله را کرده است. دراوایل دریهودیت اطاعت وتابع داری الله جل جلاله حصول می شد، الله جل جلاله را منسوخ کردوبعداز آن عیسیاییت آمد که با عمل به آن شریعت اطاعت وتابع داری الله جل جلاله حاصل میشد وبعداً خداوندجل جلاله آنرا نیز منسوخ کرده است واسلام بجای شرعیت عیسویت آمد واکنون با اطاعت وتابع داری اسلام رضای خداوندجل جلاله حاصل می شده و رضای وفرمانبرداری ازخداوندبا آن میشود.
#سخن_دوم_این_است_که_تنهااراده_قلبی_برای_حصول_جنت_کافی_نیست_بلکه_اطاعت_وفرمان_برداری_پیغمبرصلی_الله_علیه_وسلم_رابکنند
سخن دوم این است که یعنی روح دوم مذهب این است که برای داخل شدن به جنت این سخن کافی نیست که یک انسان ازقلب اراده طاعت وفرمان برداری خداوندجل جلاله را بکند وبعداً آن طریقه طاعت وتابع داری از خداوند را از خیال وذهن خود بیرون کند. یعنی قصد واراده این را می کندکه من برای رضای خداوند اطاعت وتابع داری خداوندجل جلاله رامیکنم ولی بعداً آن را به فراموشی بسپاردبناً این درست نیست. بلکه برای اطاعت وتابع داری خداوندجل جلاله آن سنت وطریقه را اختیاربایدکردوآن قبول میشود که یک پیامبرخداوندجل جلاله به شما رهنمایی کند. سخن اول باکلمه (بَلَی مَن أَسَلَم) بیان شد، وسخن دوم توسط کلمه (مُحسِنٌ) رهنمایی شده است. بناً برای نجات از عذات روزآخرت وداخل شدن به جنت، صرف قصدواراده طاعت وعبادت کافی نیست بلکه به اعمال نیک ضرورت است وعمل نیک آن است که توسط پیغمبرحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم رهنمایی شده باشد، وکدام انسان که این اصول بنیادی را بگذارد وهردوی آن ویا یک آن را اگر یهودی یاعیسی یی ویا هم مسلمان باشد وصرف به نام مذهب وقومیت تکیه دار جنت شده نمیتواند زیرا آن خیال است ومهال است وجنون به آن جنت را حاصل کرده نمی توانند. واگرمیخواهیدکه طاعت وتابع داری الله جل جلاله بکنید وپس تابع داری محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم را بکنید. برای اینکه طورکامل تابع داری الله جل جلاله را بکنیدطورکامل تابع داری حضرت پیغمبرحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را بکنید وآن رهنمایی که جناب مبارک شان کرده وآن را درپیش بگیرید وآن طورلباس واخلاق وعادات پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرموده است آن را پیشه گیرید وبعداً جنتی میشویدواگرآن طریقه را در پیشه نمی کنید وپس به طرف دیگر روان هستید وطوریکه شاعری می گویدکه: ترسم که به کعبه نرسی ای اعرابی = کین ره یی که تو میروی به ترکستان است.
#یهودیان_میگفتندکه_هرگزبدون_یهودی_ونصرانی_کسی_دیگرداخل_جنت_نمی_شوند
یهودیان ونصرا می گفتندکه به جنت هرگز کسی داخل نمی شود مگر اینکه آن کسی که سیاازجمله یهودویا نصراباشد ولی الله جل جلاله میگویدکه این خواهش وآروزی نفسانی یهودیان ونصرانیان است، زیرا با آرزوچیزی حاصل نمی شود زیرا در آن حقیقتی نهفته نیست، خداوندجل جلاله از سبب این دعوی یهودیان ونصرایان به پیغمبرصلی الله علیه وسلم می فرمایدکه به آنها بگوکه اگر شما در این گفته تان صادق هستید پس دلیل تان را بیاورید واگر شما تیکه داران جنت هستید پس دلیل تان چیست؟ اگر شما راستگوهستید. یهودیان ونصرانیان می گویندکه بدون از ما هیچ کس دیگر به جنت نخواهد رفت وخداوندجل جلاله در جواب آنها می فرماید: (بلی) چرا نه بدون از شما کسانی هستندکه به جنت میروند. اکنون به یهودیان خداوندمی فرمایدکه این قاعده وقانون مرا بشنویدکه عمل کدام تان مطابق به آن است وکی به جنت می رود. خداوندجل جلاله می فرماید: آن کس که تابع بسازد خودوروی خود را یعنی ذات خود را خاص برای الله جل جلاله آن نیکی کننده واحسان کننده واجر آن نزد خداوند جل جلاله است وآنها هرگزنمی ترسندونه آنها غمگین می باشند.
#یهودیان_نصرارامیگفت_که_دین_تان_باطل_است_ونصارایهودرامیگفت_که_دین_تان_باطل_است_مشرکان_هردورامی_گفتندکه_دین_تان_باطل_است
یهودبه نصرایامی گفتند عیسی یان هیچ چیزنیستندودرغلط هستندوکفرهستند وزیرا یهودیان وقتی تورات را خواندند دیدند که عیسی یان، حضرت عیسی علیه السلام پسرخدامی نامند طوریکه میگفتندکه (عیسی ابن الله) پس با این ترتیب عیسی یان بدون شک کافرشده اند، وقتی عیسی یان انجیل را خواندند وگفتندکه این یهودیان از دین عیسی علیه السلام انکارکرده روی گشتانده اند وآنها پیغمبری را قبول ندارند وکافر شده اند، هردوی این طایفه با دلیل حرف می زدند. یهودیان به نصرامی گفتندکه دین شما برحق نیست ونصرابه یهودیان می گفتندکه دین شما برحق نیست وشما گمراه هستید. اما خداوندجل جلاله می گویدکه آن دوقوم درست می گویندکه هردودین آنها کدام دین نیست بلکه (ان الدین عند الله اسلاما) ترجمه: دین برحق نزد خداوندجل جلاله اسلام است. حال اینکه آنها کتاب تورات وانجیل را می خوانند وبه همین قسم به مانندکه یهودیان به نصرانیان میگویندکه دین شما باطل است وهمانطورکه نصرانیان به یهودیان میگویندکه دین شما برحق نیست وهمچنان آن مردم میگویندکه مشرکان است که به مانند یهودیان ونصرانیان حرف می زنندوآنها نمی دانند وآن کسانی است که مشرکان جاهل هستند وبت پرستان عرب هستندوبه همین طوربت پرستان به هریکی گمراه وبی دین میگویند. به این ترتیب مشرکان هم برعلاوه خود گروه های در به دیگر ادیان معتقد بودند گمراه می گفتند، وقتی پیغمبرصلی الله علیه وسلم یا صحابه کرام در جایی وعظ وبلیغ می کردند ومشرکان میگفتندکه ببنیدمردم را بی دین می سازند. مردم را بی دین کرد درحالیکه پیغمبرصلی الله علیه وسلم وصحابه کرام مردم را به سوی فلاح ورستگاری ودین دعوت می کردند وبت پرستان می گفتند که مردم را بی دین می کنند. مشرکان به عقیده باطل خود دین گفته ودیگر عقاید را بی دینی وارتداد می گفتند.
#دراین_آیت_دوتشبه_آمده_است
درکلمه (کذالِک) یک تشبهه ودر (مثلُ قولهم) تشبهه دیگری است ویک تشبهه که بود آن کافی بود پس این تشهه دوم برای چه ذکرشده است. بعضی از مفسرین می گویندکه (مثل قولهیم) از جهت تأکید است وبرای وضاحت بیشتر کلمه (کذالِک) آمده است. وبعضی از مفسرین دیگر میگویندکه دراینجا دوتشببه جداازهم آمده است، ازین جهت دو لفظ آورده شده است، یک تشبهه این است که به همان طورکه یهودونصرایکدیگرراگمراه می گویندبه همین قسم مشرکان پیروان دیگرمذاهب وادیان را گمراه وبی دین میگویند. پس غرض از یک تشببه این است که آنچه که یهودیان ونصرامیگویندوآنچه را مشرکان میگوینده درگفته ها باهم شباهت دارد. یعنی آنچه را اهل کتاب می گویند وآن مردم که غیرکتاب وبی علم هستند (مشرکان) درحرف های شان شباهت است. ومرادازتشبهه دیگر این است که قمسی که دعوای اهل کتاب یعنی یهود ونصارااینکه یهودبی دین است ونیهودمی گویندکه نصارا بی دین است که دعوای آنها بلا دلیل است وصرف از جهت خواهشات نفسانی وازجهت دشمنی این سخن ها را به زبان می آورند وبه همین طور آن ادعای مشرکان که ادیان دیگر باطل است آن هم بلادلیل ومبتنی برخواهشات نفسانی شان بود. دراینجا دو تشبهات وقباهت به میان آمد، لهذا دوتشببه آمد یکی هم آیت (کذالیک) وآیت (مثل قولِهم) دریک آیت آمدند. طوریکه خداوند جل جلاله در آیت کریمه می فرمایدکه: همچنان کسانیکه علم ندارندوجاهل هستند (مشرکان) همچنان پیروان دیگر ادیان را نیز تکفیرمیکنند وبه درستی الله جل جلاله در میان آنها در روز قیامت فیصله خواهد کرد، درآنچه که آنها اختلاف داشتند. برآنچه که آنها اختلاف داشتندخداوندجل جلاله درمیان آنها فیصله خواهد کردند وکه فیصله خواهد کرد آن خداوندبزرگوارفیصله خواهد کرد.
#کسانیکه_مردم_راازرفتن_به_مساجدمنع_میکنند_نسبت_به_آنهاظالم_دیگرنیستند
(وَمَن أَظلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَجِدَ اُللهِ أَن یُذکَرَ فِیهَا اُسمُهُ وَسَعَی فِی خَرَابِهَآ، اُلَئِکَ مَا کَان لَهُم أَن یَدخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِینَ لَهُم فِی اُلدُّنیَا خِزیٌ وَلَهُم فِی اُلآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ) آیه 114 سوره بقره.
کیست بیشترازآن ظالم که او دیگران ازرفتن به مساجد منع کرده ونگذارندکه در آن نمازبخواندویاذکرخداوندرا بکنندوآنانیکه تلاش برای ویرانی مساجدمیکنند، شأن نزول این آیت هم نصارا است، که آنها با یهودیان جنگ کردند وتورات سوختانده وبیت المقدس را ویران کردند. شأن نزول این آیت در مورد مشرکان مکه است که آنها از سبب ضد وعناد درمقام حدیبیه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را ازرفتن به مسجد الحرام منع کرده بودند. ولی هردوی این گروه مردم را از رفتن به مساجدمنع کرده اند ویهودیان در زمان خود شان یحی علیه السلام را شهید کرده بودند وبناً عیسیان روم آمدند ومیخواستندکه از یهودیان انتقام بگیرند، آنها با یک پاده مجوسی عراق که بخت نصر در آن زمان بود هم دست شدند وبرشام وبنی اسرائیل هجوم بردندوآنها را کشتندونسخه تورات را سوختاندند ودرداخل بیت المقدس نجاست، گنده وخنزیرها را انداختندوعمارت وآبادی بیت المقدس را ویران کردند آن همه شأن وشوکت وقوت که بنی اسرائیل داشت آن همه را پایمال کردند، تازمان بعثت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم بیت المقدس همین طور ویران بود ودرزمان خلافت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه که علاقه های شام وعراق فتح شدندوتوسط حضرت عمر فاروق رضی االله تعالی عنه بیت المقدس دوباره آبادشدوبرای مدت مدیدی مسلمانان بربیت المقدس سلطه داشتندوبعدازآن یک زمان شد که بیت المقدس از سلطه مسلمانان بیرون شد. تقریبًا صد سال بیت المقدس در قبضه عیسی یان ماند، درصده ششم هجرت سلطان صلاح الدین ایوبی بربیت المقدس حمله آورشده وآن شهر را از عیسی یان واپس گرفت وبناًاین حرکت گستاخانه عیسی یان روم اینکه آنها تورات را سوختاندند وبیت المقدس را ویران کردند وبی حرمتی کردند ودراین مورد این آیت مبارک نازل شده است که عیسی یان بسیاریک قوم ظالم هستندکه مردم را از رفتن به خانه خداوند منع می کنند، واین روایت از عبدالله ابن عباس رضی الله تعالی عنهما است.
#مشرکین_مانع_رفتن_حضرت_پیغمبربه_بیت_الله_شد
حضرت زید ابن عمر ودیگر مفسرین می فرمایدکه مشرکان مکه مکرمه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم از رفتن به آنجا منع کرده بود، درمقام حدییبه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را برای رفتن به بیت الله شریف منع کرده ونگذاشتندکه به طواف خانه خداوند بروند، درسال ششم هجرت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم با صحابه های کرام میخواستندکه به مکه مکرمه تشریف ببرندولی در نزدیکی مکه مکرمه درمقام حدیبیه واکنون به آن شومیثیه می گویند ومشرکان مکه اورا با جمعی از صحابه کرام نگذاشتندکه به طواف خانه کعبه بروند. ودراین سال مشرکان مکه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را برای رفتن به طواف خانه کعبه نگذاشتندودرآن زمان یک معاهده صلح میان پیغمبرصلی الله علیه وسلم مشرکین مکه امضاء شد که مشرکین مکه گفتندکه امسال به طواف خانه کعبه رفته نمی تواند وبرای سال های بعدی هم صرف برای سه روزمیتوانیددرمکه بمانیدنه بیشترازآن نه وسلاح هم درآن سه روز باخودنداشته باشید. درباره این مشرکین این آیت نازل شدکه این مشرکین مکه آنقدرظالم هستندکه مردم وحضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را از رفتن به مسجد الحرام منع کرده است. به هرحال در شأن نزول این آیات این دو واقعه است ولی به این دوواقعه آیات خاص نیست وبلکه در این آیا خداوند جل جلاله یک ظابطه وقانون خاص وضع می کند که این آیات خاص برای یهودونصاراومشرکان نیست بلکه برای تمام اقوام عالم عام است. زیرا در این آیه مبارک خداوندجل جلاله نام از بیت المقدس نبرده است ویعنی کلمه بیت المقدس را ذکر نکرده است که تااینکه حکم این آیت خاص برای یهودیان ونصارا شود بلکه خداوند فرمود: (مساجداللهِ) تمام مساجد خداوندجل جلاله. عام مساجد روی زمین را ذکرکرد، با این ترتیب هرکی یک انسان را ازرفتن وعبادت کردن درمسجد منع می کند، هرکس که باشد او ظالم است. عظمت وشوکت هرمسجد این است که هرانسان که داخل مسجد می شود او باید بسیار باادب واحترام در مسجد داخل شود، بسیار به عاجزی زیرا مسجد دربار شاهی خداوندجل جلاله است وانسان های باید برای رفتن به دربارشاهی الله جل جلاله با عاجزی وتواضع برود.
#آداب_رفتن_به_مساجد
مساجد از خود آداب دارد، همه مساجد از لحاظ ادب مساوی است، اگر بیت المقدس ویا مسجد الحرام ویا هم مسجد نبوی است بی حرمتی به هریک آن بزرگترین ظلم وکفر است وبه همین طور بی حرمتی وبه دیگر مساجد دنیا نیز ظلم است. بلی که در تمام دنیا این سه مسجد( بیت المقدس، مسجدالحرام ومسجد نبوی) بسیارقابل احترام است، درمکه مکرمه مسجد الحرام نمبراول، مسجدنبوی در مدینه منوره دوم وبیت المقدس سوم واگرشما برای عبادت درهریک ازین مساجد سفرمی کنید ودرآن ثواب است ودرغیرآن هرمسجددیگرکه بلی که ثواب در آن زیاد است ولی سفربرای آن جایز نیست. یک انسان اینطور نگویدکه نمازخواندن دریکی از مساجد مصر زیاداست وازمصررفت بگوید که نمازخواندن دریکی ازمساجد اندونیزیابیشترین ثواب راد دارد وبه آنجا سفرکنداین جایزنیست آنطورنکند. بلی اگر نیت کند که به مکه مکرمه میروم ودرمسجدالحرام نمازمی خوانم زیرا در آن ثواب زیاد است پس آن درست است برود، اگر بگویدکه به مسجدنبوی میروم تا درآن نماز خوانده وثواب زیاد کمایی کنم وپس برود ویا اینکه بگویدبه بیت المقدس میروم وآنجا نماز می خوانم وپس برود وسفرکند درآن نماز بخواند ثواب بیشتر را خداوند نصیب او می گرداند. اگر بدون این سه مسجد، برای حصول ثواب به مسجدی دیگری روی زمین بروید ونکنیداین کار را همان ثواب مسجد کشوری دیگر مساوی به ثواب مسجد داخل قریه ونزدیک خانه شماست.
#اقسام_منع_کردن_ازمساجد
درموردمنع کردن یک انسان از عبادت وذکرکردن چقدراقسام دارد وآن همه ناجایزاست وحرام است. یک صورت آن این است که یک انسان را یک شخصی به طور علنی وآشکارامنع کند که در آن مسجد نرودونمازذکروتلاوت در آن نکند این یک صورت از صورت منع از مسجد است که کاملاً حرام است. صورت دوم این است که درمسجد یک نمازگذاربه دیگر نمازگذارمزاحمت کند وسروصدای را بیاندازدوآن شخص بگویدکه من در این مسجد چگونه در این سروصدا نماز بخوانم، بیایک جایی دیگر بروم که در آنجا سروصدا نباشد در این جا آنقدر سروصداست که من نماز خوانده نمی توانم وجنگ وجنجال در آن زیاد است واین نوع دیگر از ممانعت از مسجد است وکسی که سروصدا در مسجدمیکندوباعث مزاحمت به دیگران میشود آن ظالمان وگنهگاران است. صورت دیگر آن طوری است که در نزدیک مساجد آهنگ وموسیقی ودهل وسرینا باشد وکسی نتواند که درمسجد نماز بخواند ویا تلاوت کند این نوع دیگرمنع از مساجد است. کسانیکه همسایه مسجد هستند آنها باید بسیار با احتیاط زنده گی کنند، بعضی از شوقیان رادیوی وآهنگ وتیب وام پی تری، آنها وقتی رادیورا روشن می کنند خوب به اندازه آخرصدای رادیو را بلند می کنندودرحالیکه خود در کاروبارخانه مشغول است وصدای رادیو را بلند مانده وآنانیکه در مسجد درحال نماز خواندن است وازآن سبب درنماز شان سهوی وفسادمیشود واین هم یک نوع دیگرازظالمان ومانعین انسان ها از مساجد هستند. به همین طور دراوقات نماز کسی به نفل وکسی به تسبیحات وکسی در تلاوت مشغول باشد ودرکنج دیگر یک انسان به آوازبلندتلاوت می کند وباصدای بلند چیغ می زندویا با چیغ وصدای بلند او ذکر می کند، با این ترتیب در نماز، تسبیح وتلاوت دیگری خلل ایجاد کرد، به یک حیثیت این انسان نیز دیگران را از نماز ومسجدمنع می کند او هم ظالم است، بلی اگر درمسجد کسی دیگر نباشد وتوکه به صدای بلند ذکر می کنی ویا تلاوت می کنید بکنید وهمین طور تعدادی از مردم نماز میخواند ویا در تلاوت مشغول هستند ویک شخص دیگربلند میشوند وچنده جمع می کند وبااین ترتیب این شخص با جمع کردن چنده از دیگران وکسانیکه در حال آدای نماز هستندآنها را از نماز منع می کنند، بناً آن هم ظالم هستند.
#اقسام_تخریب_مسجد
درمورد ویرانی وخرابی کردن مساجد چقدراقسام وانواع که است همه حرام است، اگر یک انسان بی مورد میخواهد مسجد را ویران کند او هم ظالم است، یکی اینکه برای ترمیم مسجد یک مسجد خراب میشود اینکه این مسجد کهنه است وویران میکنیم وتعمیرجدیدی می سازیم وآن درست است واینکه این را ویران میکنم ومسجد را در اینجا نمی گذارم بناً آن بسیاریک ظلم بزرگ است. این یک نوع خراب ویران کردن مساجد است که کسی در آن نماز نمی خواند وهمین طور وازوبازرها کرده اند، به این معنی که یا برای اَدای نماز در مسجد نمی آیندویا کم می آیند وزیرا در اصل آبادی وتعمیر مسجد آن نقش نگارودیوارمسجد را نمی گویند بلکه اصل آبادی مساجد این است که در آن بیشتر عبادت، تلاوت وذکروفکرخداوند در آن شود. طوریکه خداوندجل جلاله در کلام پاکش می فرماید: (انما یعمرمساجدالله ...... لم یخشه الالله) ترجمه: دراصل آبادی مسجد را آن مردم می کنند که به خداوند وبه روز آخرت ایمان آورده اند ونماز را برپامی دارندوذکات را میدهندوبه غیر از الله جل جلاله از کسی دیگر نمی ترسد. درحدیث مبارک آمده است که یکی از علامات قیامت این است که درظاهر مساجد بسیارآباد می باشد ولی آن خراب است به این معنی تعمیر درست ونقش نگار در آن دارد ولی نماز گذار در آن نباشد، آن مسجد خراب است وهرآن قوم که مساجد شان خراب وکهنه باشد آن قوم روزخوبی را نمی یابد. هرقوم که مسجد اش خراب شد وآن قوم اگر دروضعیت خراب قرار گرفتند وهرگاه از خداوند تمنای روز خوب را می کردند واول مسجد خود را آباد بسازند ونماز را در آن بخوانند. نه اینکه تنها یک نفر در آن نماز بخواند نه باید تمام قریه جمع شوند وبا جماعت نماز بخوانند. پ
#سخن_حضرت_علی_کرم_الله_وجهه
حضرت علی رضی الله تعالی عنه می فرماید، برای شرافت وانسانیت شش کار بودکه سه آن در حضر وسه آن در سفراست: حضربه آن حالت میگویدکه که انسان مقیم بوده وجایی در حال سفر نباشد وسفرهمان یک انسان که از خانه تابه مقصد جای دیگروازجایی دیگر به مقصد خانه درحرکت وسفرباشد.
درحضر سه کاررا باید بکنید:
1. تلاوت قرآنکریم را بکنید.
2. مساجد را آبادکنید.
3. برای خود آنطوردوست پیداکنیدکه درکاردین شما را همکاری کنند.
ودرسفر نیز سه کار بکنید.
1. دراول اینکه باخود آن مقدارتوشه بگیرکه خودودوستان ات بخورید.
2. دوم اینکه با اخلاق حمیده با مردم که مواجه میشوید برخورد کنید.
3. سوم اینکه هرقدرهمراهان ورفیق سفر که داریدبا آنها با خوش طبعی واخلاق حمیده رفتارکنید.
بناً در این گفته حضرت علی رضی الله تعالی عنه مراد از آبادکردن مساجد این است که درین مساجد با خشوع وخضوع حاضر شوید، وقتی در مساجد رفتید در ذکرخداوند وتلاوت قرآنکریم مشغول شوید ودرمقابل آن خراب کردن مسجد به این معنی که در آن نماز گذارکم شوند. بناً مسجد را آباد نگهداشته ومواظب آبادی مسجد بوده باشید، وقتی شما به مسجد میروید اگر کسی در نماز وتلاوت وتسبیح وذکر مشغول نبود، سلام بیاندازید واگر مشغول عبادت وتلاوت وذکر بود سلام نیاندازید. یکی از آداب دیگر مسجد این است که به خود یک جای را اختصاص نه دهیدکه هروقت شما درجای خاص شما بنشینیدونمازبخوانیدواگرکمی ناوقت به مسجد برویدوکسی دیگر در جای تان نشسته باشد وبه اوبگوییدکه بلند شوید این جای من است اینطور نکنید. آداب دیگر مسجد این است که در مسجد درمورد اموردنیوی صحبت نکنید، ذکرویا فکر کنید ویا خاموش بنشینید. درمسجد اعلان مفقودی نمی کنید وهرچیز که از شما گم میشود در مسجد اعلان آن رانکنید. همچنان درمسجد سخن خرید وفروخت را هم در مسجد نکنید، خریدوفروخت هم در مسجد نکنید. ترق وترق انگشت در بدون مسجد هم خوب نیست ولی شما در مسجد هم ترق وترق انگشت خود را نمی کشید. با خود چاقووکارد وآلات جاریه وناریه باخود در مسجد نبرید.
#برای_تزهین_مسجددرداخل_مسجدگل_وبته_نکارید
درمسجد استفاده گل ها وبرای زینت هم یک فعل یهود است آن را هم نکنید. بسیاری ازمساجداست که در ستون های برنده اش گل ها کاشته اند، این غریب ها از مسئله خبر نیستندواگر خبر بود این کار را نمی کردند. کاشتن گل وبته های برای زینت در مسجد جایز نیست. وآوردن آن طور اطفال که آنها به خوب وبدخود نمی فهمند آنطوراطفال را در مسجد نیاورید. دیوانه وطفل را با خود به مسجد نبرید، به از اطفال نمی فهمندد طوریکه پدروبرادرویابابه اش او را باخود به مسجد می آورند، بناً وقتی جماعت استاده شده ومردم در نماز استاده شوند آن طفل تنها می ماند، آن طفل نمی فهمد می آید به پدروبرادروبابه خود درگیرمیشودکه بیابرویم خانه، چون پدروبرادرویاهم بابه اش که او را به مسجدآورده است درنمازمصروف است با او حرف نمی زند وآن طفل ناگهان در گریان شود، آن کس که با خود آن طفل را آورده بود اوهم به نمازنمی فهمد ودرکناراودیگرکسان که نماز میخوانند هم به نماز نمی فهمد بناً اینطور یک طفل را باخود نیاورید، تودرنمازاستاده باشی واو با تودرگیرشود وگریان کند، وآن طور اطفال را نیز با خودنیاوریدکه اونتواندپیشاب خود را کنترول کند واگر خدای ناخواسته درصفحه مسجد وودریک فرش وگلیم مسجد پیشاب کند وبعداً آنرا که می شویدبناً اینطوراطفال ودیوانه ها رادرمسجد با خود نیاورید.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 23:29 توسط ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ
|
ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم