اَعوذُوباالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَلِلهِ اُلمَشرِقُ وَاُلمَغرِبُ فَأَینَمَا تُوَلُّوأ فَثَمَّ وَجهُ اُللهِ إِنَّ اُللهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ) آیه 115 سوره بقره.
#یهودیان_ومشرکان_میگفتند_که_چگونه_پیغمبراست_که_دین_مارتکفیرمیکندولی_به_طرف_قبله_مانمازمی_خواندومشرکان_میگفتندکه_چگونه_پیغمبراست_به_طرف_قبله_آبایی_مایعنی_ابراهیم_علیه_السلام_پشت_می_گرداند
آیات یک صدو پانزده هم سوره بقره، در مکه مکرمه پیغمبرصلی الله علیه وسلم وقتی نماز می خواند وبناً طوری می استادکه رویش طرف بیت الله هم می بود طرف بیت المقدس هم می بود، یعنی دریک وقت به دو قبله روی می گشتاندند. وقتی به طرف جنوب بیت الله شریف می استادند وبه به طرف شمال روی دورمی دادند ووقتی بیت الله شریف به جناب شان روبرومی شدودرعین وقت رویش به طرف بیت الله شریف نیز می بود یعنی به هردوقبله به یکباره گی توجه می کردند در ظاهر اینطور نمایان می شدکه توجه اش به طرف بیت الله شریف است ولی در باطن به طرف بیت المقدس نیز توجه داشتند. اما وقتی حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم به مدینه منوره هجرت کردند ودرآنجا امکان آن نبود که در یک وقت به هردو قبله توجه کند وروبه روی هردوقبله با ایستد، بااین قسم وقتی به امر خداوند جل جلاله روبروی بیت الله می استاد بیت المقدس به عقب شان قرار می گرفت واگر به طرف بیت المقدس توجه می کردند بیت الله شریف درپشت شان قرار می گرفت. یعنی از مدینه منوره به طرف شمال استاده شده روی دورمیداد، شانزده ویا هفده ماه پیغمبرصلی الله علیه وسلم روبروی بیت المقدس درنماز استاده بود، دراین وقت یهودیان این اعتراض را می کردند که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دین ما را نمی پذیرد ولی روبه قبله ما نماز می خواند ومشرکان عرب می گفتندکه ببنید حضرت محمد صلی الله علیه وسلم قبله آبایی ما (ابراهیم) ما رهاکردده به آن پشت گشتانده نماز می خواندواز طرف یهودهم اعتراض بود واز طرف مشرکین هم اعتراض متوجه شان می شد که یهود می گفتند که دین ما را نمی پذیرند ولی به طرف قبله ما نماز می خواند ومشرکین می گفتندکه ببنیدمحمد (ص) قبله آبایی (ابراهیم) ع را ترک کرده وبه آن پشت گشتانده نماز می خواند ولی پیغمبرصلی الله علیه وسلم در دل این را میخواست که روبه بیت الله استاده نماز بخواند ولی پیغمبرصلی الله علیه وسلم ازخود هیچ کاری را نکرده بود وهرچه را که می کرد برای آن انتظار حکم خداوندجل جلاله را می کرد وهروقت که الله جل جلاله حکم را روان می کردبعداً برآن عمل می کردند.

#بعدازشانزده_الی_هفده_ماکه_گذشت_خداوندجل_جلاله_حکم_روان_کردکه_به_طرف_بیت_الله_شریف_نمازرانیت_کنید
بناً اینکه شانزده الی هفده ماه که تیر شد الله جل جلاله حکم روان کردکه به طرف مسجد حرام روی تان بچرخانیدوبه طرف مسجدالحرام نماز را نیت کنید. وقتی حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم نماز را به طرف مسجد الحرام نیت کردند ویهودیان ومشرکان بادیگر اعتراض کردندکه این چه قسم پیغمبر هست که گاهی یک طرف وگاهی طرف دیگر نماز را نیک کرده می خواند. بیت المقدس قبله بود ولی حکم خداوند شد که به طرف بیت الله روی بگردانیداکنون با این حکم خداوند جل جلاله بیت الله شریف قبله شد. بناً بعدازاعتراض یهودیان ومشرکان الله پاک به پیغمبرخود تسلی می دهدکه ودراین سخن یهودیان به توهیچ نقصان وعیب نخواهد بود وهرگزسبب غمگینی شما نشود زیرا ذات الله پاک محتاج به یک طرف نیست به مانند اینکه گفته شود الله جل جلاله در مشرق است وبه مغرب نیست ودر مغرب است به مشرق نیست ویا در شمال است ودر جنوب نیست ویادر جنوب است در شمال نیست نه آن طور نیست بلکه الله پاک از جهت ها وطرف ها منزه وپاک است، الله جل جلاله در هرجای است واگر مشرق است ویامغرب وشمال است ویا جنوب همه باهم یکسان وبرابرهستند. یعنی اگر به طرف بیت الله شریف ویا به طرف بیت المقدس نماز را نیت کنید، درهردواین ها کدام خصوصیت ذاتی نیست بلکه بلکه تعمیل امر الهی است، درهردوجهت وطرف تعمیل امروحکم الهی است. اگر به طرف بیت الله نیت کنید ودربیت الله شریف فضیلت است واگر به طرف بیت المقدس نیت کنید در آن هم فضیلت است. اما وقتی که حکم نیت کردن هنگام نماز به طرف بیت المقدس بود در آن وقت بیت المقدس فضیلت داشت واینکه حکم به نیت کردن به سوی بیت الله شریف آمده است اکنون بیت الله شریف دارای فضیلت است بناً در اعتراض یهودیان ومشرکین غمگین وناراحت نشوید با این ترتیب الله پاک به جناب شان تسلی داد.

#نیت_کردن_همه_مسلمانان_هنگام_نمازبه_یک_جهت_وبه_طرف_بیت_الله_شریف_ازجهت_جلوگیری_ازافتراق_وبرای_اتحادواتفاق_مسلمانان_فرض_شدودرغیرآن_خداوندجل_جلاله_درهرطرف_است
با این ترتیب الله پاک از طرف ها وجهت ها منزه است، ولی حکمت های دیگر در تغیرقبله نهفته است. الله جل جلاله در هرطرف است وشما به هرطرف که نماز را نیت کنید والله جل جلاله در آن طرف متوجه شماست، اگر نمازگذاران به اختیارخود گذاشته شود وگفته شود که هرطرف دلت میخواهد نیت کرده نماز بخوانید، فرض کنیددریک مسجد چهار شخص نماز می خوانند، یکی به طرف غرب، یکی به طرف شرق ویکی هم به طرف شمال ودیگری به طرف جنوب نیت کرده نماز بخواند وبه هرطرف نمازشان میشود زیرا خداونددرهرطرف که آنها روی آورده است ونماز میخواند متوجه آنها ست ولی اگر یک غیر مسلمان ازآن مسجد بگذرد میگویدکه این چگونه مسلمان است که یکی شان به طرف شرق، یکی به طرف غرب ودیگر شان به جنوب وشمال نمازمیخوانند، میگویدکه مسلمانان در نمازخواندن هم اتفاق ندارند، پس با این ترتیب که هرکه به هرطرف دلش خواست نماز بخواند افتراق ظاهرمیشود، به مانند اینکه قبله هریک جدا جدا باشد، وتعین قبله به یک طرف ضرورت بودکه تمام مسلمانان در آن اتحادواتفاق کنند، برای آن اینکه مسلمانان اتفاق داشته باشد الله جل جلاله به پیغمبرصلی الله علیه وسلم در اول گفت که به طرف بیت المقدس نماز را نیت کنید وبعدازمدتی امر کرد که به طرف بیت الله شریف نماز را نیت کنید. بااین ترتیب پیغمبرصلی الله علیه وسلم از خود کاری نکرده است بلکه حکم خداوندجل جلاله را عملی کرده است، بناً برای مسلمانان جهت های مهم نیست وبلکه حکم خداوندجل جلاله معتبراست که به کدام طرف امر کرده است که به آن طرف نمازنیت کرده شود ونیت کنند. دراخیرالله جل جلاله تمام مسلمانان جهان را به یک قبله جمع کردکه شما در هرگوشه جهان که هستید هنگام ادای نماز، نماز را به طرف بیت الله شریف نیت کنید. مشرق ومغرب هرطرف از آن خداوند است وخداوند در آن موجود است وهرطرف که میخواهیدبرای نماز روی بگردانیدوشما در آن طرف خداوند را می یابیدوالله جل جلاله متوجه ان می باشدبدون شک رحمت خداوندجل جلاله وسیع وبی پایان است وبرهمه چیز عالم است.

#بعضی_ازمفسرین_میگویندکه_حکم_اینکه_هرطرف_نمازبخوانید_هنوزهم_موجوداست
بعضی از مفسرین میگویندکه این حکم که هرطرف روی دوربدهیدونماز را نیت کنید نماز تان می شود، اما وقتی شما در سفروبرسواری سواربوده باشید ونفل میخوانید، به مانند اینکه شما براسپ ویا قاطر سوار هستید ویا برشتر سوار هستید ودرسفرهستیدونیت نفل را می کنید ودرهنگام که نیت نماز را می کنید روی خود را به طرف قبله بگردانیدونیت کنیدوبعدازآن اسپ وسواری وشتر را رهاکنیدکه به هرطرف میرود تو نماز نفل ات را اداکن اگر رویت به سوی قبله شد ویا پشت ات به طرف قبله شد. ویا اینکه شما در طیاره بحری ویا طیاره هوایی هستید درآن به طرف قبله نیت کردن شرط است ورکوع وسجده نیز در آن شرط است، درطیاره هوایی وبحری به اشاره نماز نخوانیدویعنی شما در یک طیاره سوار هستیدوجایی سفرمیکنیدوقت نماز شد، روی به قبله نیت کردن شرط است، اگربه طرف قبله نمازآدانکنیدنمازتان در طیاره نمی شود، رکوع سجده در آن شرط است به اشاره نماز تان نمی شود ونشسته نماز تان در طیاره نمی شود. خداوندجل جلاله هریک شما را به حج ببرد وقتی سفرحج را می کنیدودرطیاره سوارمیشودوپروازمیکنیدوپس روی طیاره به کدام طرف بلکه به طرف بیت الله شریف است. اگر قبله نماهمرای تان بود خوب واگر نبود اینکه طیاره از افغانستان به عرب میرود پس روی آن به طرف بیت الله شریف است دیگه، بناً هرطرف که روی طیاره بود به همان طرف نماز را نیت کنید ووقتی که از بیت الله به طرف افغانستان می آمدید روی طیاره به طرف افغانستان وپشت طیاره به طرف بیت الله است وشما به طرف پیشت طیاره نماز را نیت کرده بخوانید پس به طرف قبله نماز خوانده اید. اگر شما در سیت ها نشسته اید وسرتان را پایین وبالامیکنیدنماز تان نمی شود بلکه دربین آن سیت ها راه رواست ویک جای نماز ویک چادر را هموار کنید واستاده نماز را نیت کنید. دربعضی از طیاره ها برای نماز جای خالی هم می باشد وبااستاده نماز بخوانید وطیاره هم به آن طور یک راه خامه حرکت ندارد که در آن کپرک باشد وجمپ بدهد شما بیافتید، درطیاره این تکان وجمپ وجول نیست. با این ترتیب در سواری ومرکب به مانند اسپ، قاطر، شتر، خر وغیره شما سوار هستیدووقتی شما نمازرا نیت می کنید وهنگام نیت کردن روبه قبله نیت کنیدوبعدازآن هرطرف که آن مرکب وچهارپامیرود شمانمازتان را ادامه بدهید.

#کفاریهودوعیسی_یان_ومشرکان_میگفتندکه_خداونددارای_اولادوفرزندودخترهستند
(وَقَالُوأ اُتَّخَذَ اُللهُ وَلَدًا سبحَنَهُ بَل لَّهُ مَا فِی اُلسَّمَواتِ وَاُلأرضِ کُلٌ لَّهُ قَنِتُونَ) آیه 116 سوره بقره.
کفارمختلف بودندکه میگفتندکه خداوندجل جلاله دارای پسروفرزنداست، بعضی از یهودیان می گفتندکه (عذیرابن الله) یعنی عذیرعلیه السلام پسر الله جل جلاله است. بعضی از عیسی یان می گفتندکه (عیسی ابن الله) عیسی پسر خداوندجل جلاله است، بعضی مشرکان مکه مکرمه می گفتندکه (الملائکة بنات الله) ملایکه های دختران خداوندهستند، ودراین آیت خداوندجل جلاله رد این همه عقیده ها را کرده است که خداوند پسروفرزند ندارد واینکه الله جل جلاله دارای دختروپسرباشد ناممکن است. این بچه ها وفرزندان یا ازجنس اند ویا از غیر جنس هستند، اگرفرزندازغیرجنس پیداشود آن یک عیب است واینطوریک گاوبزغاله بزایدامکان دارد نه آن امکان ندارد ویا اینکه شما از درخت سپیدارتوقع بادام را می کنیدکه درخت سپیداربادام بدهد، زیرا آن مخالف الجنس است. به همین قسم هربچه مخالف الجنس یک عیب است، والله جل جلاله از عیب ها پاک است. اگر اولاد را از موافق الجنس بگوییم بناً الله جل جلاله جنس ندارد پس این بچه از کجاشد که به مانند الله جل جلاله باشد، بااین ترتیب خداوندجل جلاله نه موافق الجنس ونه مخالف الجنس فرزندواولاد دارد. لفظ (ولد) در عربی برای مذکر ومونث هردواستفاده میشود، دراین آیت که یهودیان می گفتندکه عذیر علیه السلام پسر خداوند است رد شد، عیسی ادعا داشتندکه عیسی علیه السلام پسر خداونداست آن ردشد وآن گفته وعقیده مشرکان ردشد که میگفتندکه ملائکه ها دختران خداوندجل جلاله هستند، همه آنها رد شد. کافران میگویندکه خداوند دارای فرزندواولاد است ولی خداوندازداشتن اولاد پاک است. زیرا آنچه درزمین آسمان هاست ازخودخداوندجل جلاله است وهمه به آن ذات طابع وفرمان برداراست.

#انسان_هاچرااولادمیخواهند؟
مردم چرا اولاد می خواهند وبرای این اولاد میخواهندکه وقتی یک شخص اولاد میخواهد اول برای این است که وقتی من بمیرم واولادداشته باشم ونام من باقی باشد واگر اولاد نداشته باشم وقتی بمیرم کسی ختم ام را نمی کند وکسی دیگر یاد مرا هم نمی کندوبناً الله جل جلاله به پناه نیازنداردکه الله جل جلاله پناه بخواهد که (اَعوذوبالله) اومرگ داشته باشد وبعدازمرگ بگویداولادداشته باشم تانام من باقی باشد. یا اولاد را یک انسان برای این میخواهدکه من پیروکمزورشدم این طفل من تکره وجوان باشد خدمت مرا بکند، او کمایی کند ومن بخورم وبه الله جل جلاله هرگز بیماری وکمزوری پیش نمی شود که اوضعیف وکمزورشودواولاداوبه او کمایی کندوخدمت او را بکند. پس خواستن اولاد از جهت کمزوری وعاجزی انسانهاست که خداونداز آن منزه است، بنده عاجز است، اینکه بنده عاجز است به اولاد نیاز دارد، بنده کمزوراست به اولاد نیاز دارد وبنده فنا شدنی است بناً به اولاد نیاز دارد وخداوندجل جلاله از همه این موارد منزه وپاک وبی نیاز است.

#مسلمانان_درامورتشریعی_وکافران_درامورتکوینی_تابع_دارخداوندجل_جلاله_است
درآیت مبارکه فوق آمده است که همه آنچه در زمین وآسمان است تابع وفرمان بردار خداوندجل جلاله ولی بدون شک که مومنان ومسلمانان تابع دار خداوندجل جلاله است دراحکام تشریعی، دراحکام شرعی مومنان تابع دار هستند وبه احکام شریعت کافرتابع دار نیست که گفته میشودکه (کل له قنِتون) بناً کاربه دوقسم است، یکی آن را امور تکوینیه ویکی را هم امور تشریعیه میگویند، امورتشریعیه همانا احکام شرعی را می گویند که آنرا مومنان می پذیرند وامور تکوینیه همانا امور کاینات است که شب میشود وروزمیشود وچهارفصل وسال وماها وبادوباران است وبرکسی بیماری وصحت مندی وعزت وذلت می آید که همه امور تکوینیه می باشد، بناً در این امور تکوینیه از طرف الله جل جلاله کدام کاری که صورت می گیرد واز آن کافر بزرگی نیست به آن گردن نهاده است. الله جل جلاله میگویدکه شب را می آورم واو گفته نمی تواندکه نه شب را نیاور، دردیگر کارها ظلم وبدماشی می کندومیگویدکه اکنون خداوندترا از من نجات دهد (اَنااَعوذوبالله من ذالک) واین بدماشی را با خداوندهم می کند، دراین وقت به این لعین بدماش زورخداوندمعلوم نیست، وقتی که مرگ بیایدباززورخداوندرا می بیندوآنجا گفته نمی تواندکه نه من نمی خواهم بمیرم وبلکه مستقیماً می میرد، پس در امورتکوینیه کافر هم تابع است.

#خداوندجل_جلاله_صانع_بی_ماننداست
(بَدِیعُ اُلسَّمَوَاتِ وَاُلأَرضِ وَإِذَا قَضَی أَمرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ) آیه 117 سوره بقره.
خداوندجل جلاله صانع زمین واَسمان هست، زیرا قبل از بوجودآوردن زمین وآسمان کسی به خداوندجل جلاله کدام نقشه وطرح نداده بود که زمین به این قسم وآسمان به این قسم ساخته شود، به غیر از مثال سابقه الله پاک آسمان وزمین را ایجادکردوزیرا این آیت بیان میکندکه خداوندجل جلاله صانع وبه ماننداست. انسانها وقتی چیزی را ایجادمیکندطرح آن را خداوندجل جلاله در ذهن او می اندازد وبعداً این نقشه را انسان عملی می کند وبعداً میگویدکه من این طرح ونقشه بلدینگ راایجاد کردم، به این انسان نسبت ایجاد مجازاً میشود، دراصل این ایجاد را الله جل جلاله میکند. این آیت مبارکه بیان میکندکه هرگاه خداوندجل جلاله اراده یک کار را کند وبه آن کار بگویدکه انجام شود وفوراً انجام میشود وموجود شود پس فوراً موجود میشود. الله پاک میخواهد یک چیزی بسازد، پیداکردن آن را میخواهد وبه آن چیز بگویدکه موجودشود وفوراً موجود میشود وبه آن چیز بگویدکه ایجاد شود وفوراً ایجادمیشود. دراین آیت مفسرین میگویدکه ذکر کلمه (کُن) ضرورت نبود ولی در ذهن انسان ها ازین کلمه بیشتر دیگر لفظ نبودکه الله پاک آن را لفظ (کن) گفت، میگویندکه لفظ (کُن) یک کنایه برای سرعت ایجاداست.

#بعضی_ازکفاریهودونصاراومشرکان_میگفتندکه_خداوندبامابلاواسطه_صحبت_کند
(وَقَالَ اُلَّذِینَ لَا یَعلَمُونَ لَولَا یُکَلِّمُنَا اُللهُ أَو تَأتِینَآ ءَایَةٌ کَذَالِکَ قَالَ اُلَّذِینَ مِن قَبلِهِم مِّثلَ قَولِهِم تَشبَهَت قُلُوبُهُم قَد بَیَّنَّا اُلآیاتِ لِقَومٍ یُؤقِنُونَ) آیه 118 سوره بقره.
بعضی ازکافران وجاهلان ازجمله یهودونصاراومشرکان دربرابرپیغمبرصلی الله علیه وسلم میگویندکه الله پاک خود با ما صحبت کند، بدون از فرشته، به قسمی که الله جل جلاله با فرشته گان صحبت می کند به همان قسم بدون کدام واسطه الله جل جلاله با ما صحبت کند، ویا اینکه به واسطه فرشته خداوندجل جلاله با پیغمبرصلی الله علیه وسلم صحبت میکند باما نیز صحبت کند، بعداً دراین کلام خود الله جل جلاله به بگویدکه فلانی حکم را به شما فرستادم به آن عمل کنید، اینطورمعلوم میشودازین سخن که کافران میخواستندکه همه پیغمبرشوند؟ میگفتندکه به همان قسم که الله جل جلاله براه راست ویا بواسطه فرشته گان با پیغمبرصلی الله علیه وسلم صحبت می کند با ما نیز صحبت کند، اما ای کافران ابله اندکی به خود وبه جایگاه وپایگاه خود فکر کنید وشما که هستید وچه هستید خود را بایک پیامبربرابرمی کنید، آیا شما لایق این هستیدکه الله جل جلاله با شما صحبت کند، شما خو سراسر گنده گی هستید، آیا الله جل جلاله با انسان های پلیدونجس صحبت می کند؟ کافران میگفتندکه اگر این طورنشودما قبول نداریم خداوندواحکام اور را، میگفتندکه یا الله جل جلاله به ما اینطوربگویدکه همین محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم پیغمبرمن است آن را بپذیرید وهمین قدر خوبه ما بگوید، آن وقت ما خداوندواحکام اور را می پذیریم.

#مثال_یک_پادشاه_مسلمان_دریک_سرزمین_اسلامی
مثال آن قسمی است که دردنیا در یک سرزمین یک پادشاه باشد، آن پادشاه به یک وزیرخود میگویدکه به این ملت اعلان کنیدکه، پادشاه این حکم را کرده است واکنون درمیان ملت کسانی باشند که بگویندکه به ذریعه وزیرچه حاجت باشدکه به ما حکم میکند بلکه پادشاه طور مستقیم باما صحبت کرده ودلایل این حکم را به ما بگویدبعداً ما امر اورا می پذیریم، اگر اینطوربگویدآن اشخاص را یکی پهلوی سرش را تنش جدامیکند، خو شما هم آنقدرجسارت پیداکردیدکه به من میگوییدکه باما روبرووبلاذریعه صحبت کنم. با این ترتیب هر فرد عادی از یک پادشاه مملکت اسلامی وسرزمین اسلامی این مطالبه را نمی تواند که باهرفردی عادی طورمستقیم صحبت کندوحکم بدهدودلایل حکم را به هریکی بیان کند، به همین قسم یک انسان چطوربه خداوندجل جل جلاله بگویدکه تااینکه خداوند با من براه راست وبدون کدام واسطه صحبت نکردودلیل این حکم که روان کرده به من نگوید من این حکم را نمی پذیرم، آن شخص دیوانه است، جاهل ونادان است وکه همین طور کفاروقت یهودونصاراومشرکان جاهل ونادان بودندوهمه این مطالبه های آنها از جهت جهل آنها بود. ویا کفارگذشته این نوع سخن ها را نقل کرده بودندواین کفارزمان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم آنرا تقلیدمی کردندطوریکه درزمان موسی علیه السلام بنی اسرائیل یان گفتندکه ما میخواهیم خداوند با ما مستقیم صحبت کند که در کوه طور رفتند وهمه را صایقه کشت ویا اینکه این ازجهت حماقت وابله گی آنها بود. که آنها میگویندکه مارا منزله فرشته وپیامبرباماطورمستقیم خداوند حرف بزند، وقتی با فرشته وپیامبربلاواسطه صحبت میکنیدخداوندا با من هم بلاواسطه صحبت کنید، این مطالبه آنها از جهت حماقت وبی عقلی آنها بود.

#یهودیان_ونصارانسبت_جهالت_ویاهم_ازجهت_تقلیدازگذشته_گان_خود_خودمیگفتندکه_مابایدباخداوندطورمستقیم_صحبت_کنیم_ویاهم_فرشته_بیایدباسخن_گوید
آن قوم یهودونصاراویاهم مشرکان که علم آن رانداشتندمیگفتندکه چرا الله جل جلاله بلاواسطه با صحبت نمی کند ویا چرا خداوند نشانات قدرت خود را نمی فرستد، دلیل این را چرا روان نمی کند که ما بدانین محمد صلی الله علیه وسلم پیغمبرخداوندجل جلاله است. این سخن بیجا را یهودونصارامیگفتند، یهودونصاراعالم واهل علم بودند ولی با وجودآن الله جل جلاله میگویدکه جاهل هااین طور سخن رامیگوید، یهودیان ونصارااهل کتاب عالم بودندولی خداوندجل جلاله دراین آیت مبارکه میگویدکه آنها علم ندارندونادان هستند وازین چه مطلب است؟ مفسرین میگویندکه وجهه آن این است که با این مردم دلایل بیشمارموجود بود ولی با وجود آن آنها انکار می کردند، پس این جهالت نیست چیست؟ که دلایل بیشمار قطعی موجود است ولی باوجود آن اینطوریک سخن را میگویندپس اینطوریک شخص جاهل نیست پس چیست؟ کورنیست پس چیست؟ آنها کورهستندوخداوندجل جلاله میگویدکه آن جاهل ها وبی علم هستند. به همین طور این جاهل ها اینطورخواست بیهوده را می کنند وبه همین قسم قوم های گذشته این جاهلان چنین دعوای را کرده بودند، این سخن آنها از جهت باریک بینی نیست، کدام سخن با وقعت ووزن دارنیست، همین سخن جاهلان قبلی را تقلید می کنند، به همین طورکسانیکه قبل ازینها بود چنین خواست های بیجارامی کردندبه مانند که آنها اکنون این خواست بیهوده رامی کنند. دل این جاهلان با آن جاهلان قبلی شان همرنگ شده است، زیرایک نوع سخن گفته اند وبه تحقیق آیات ودلایل رسالت پیغمبرصلی الله علیه وسلم را به طور صفا وآشکاراگفته وبیان کرده ام به آن قوم که آنها دارای یقین هستند.


#وقتی_کافران_ایمان_نمی_آوردندپیغمبرصلی_الله_علیه_وسلم_غمگین_می_شدندولی_خداوندجل_جلاله_دراین_آیت_کریمه_حضرت_راتسلی_داده_است
(إِنَّآ أَرسَلنکَ بِأُلحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَا تُسئَلُ عَن أَصحبِ اُلجُهِیمِ) آیه 119 سوره بقره.
شأن پیغمبرصلی الله علیه وسلم این است که او رحمة العالمین است واین شأن رحمة اللعالمین او، تقاضای این را می کردکه تمام کافران مسلمان شوند، ووقتی او مسلمان نمی شد بناً قلب پیغمبرصلی الله علیه وسلم با آن غمگین می شدکه چرا اینها ایمان نمی آورندوخودرا طعمه آتش دوزخ می کنند، والله جل جلاله به این خفگان پیغمبرصلی الله علیه وسلم دید وبه او تسلی داد، خداوندجل جلاله فرمود: بدون شک ای پیغمبر خداوند جل جلاله بدون شک من ترا بایک دین برحق مبعوث کرده ام، بشارت دهنده به آنانیکه دین ترا می پذیرند وترساننده آن کسانیکه دین ترا نمی پذیرند، وآنانیکه دین ترا نمی پذیرند به آنها هشدارعذاب را بده واز عذاب اَلم ناک خداوند آنها را بترسانید، وازتودرمورددوزخیان هرگز سوالی نخواهد شدکه چرا آنها به دوزخ رفتند.

#فریب_یهودونصارانخوریدآنهاهرگزازشماراضی_نخواهدشدحتی_اگرشماتابع_داری_آنهاوملت_آنهارابکنید
(وَلَن تَرضَی عَنکَ اُلیَهُودُ وَلَا اُلنَّصَرَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُل إِنَّ هُدَی اُللهِ هُوَ اُلهُدَی وَلَئِنِ اُتَّبَعتَ أَهوَآءَهُم بَعدَ اُلَّذِی جَآءَکَ مِنَ اُلعِلمِ مَالَکَ مِنَ اُلعِلمِ مَا لَکَ مِنَ اُللهِ مِن وَلِیٌّ وَلَا نَصِیرٍ) آیه 120 سوره بقره. ترجمه: یهودیان هرگز از شما خوشحال نخواهد شد حتی شما تابع داری ملت آنها را بکنید و آن وت را خداوند نیاورد که توتابع داری اینها را بکنیدواین ناممکن است واین هم ناممکن است که یهودونصارا از مسلمانان خوشحال وراضی شوند وهرگاه از مسلمانی یهودی وعیسی یی خوشحال شود وبدانیکه ایمان از سرآن مسلمان رفته که یهودی از او خوشحال وراضی شده است ویا یهودی را خوشحال وراضی کرده توانسته است. زیرا تاوقت که درقلب مسلمان ترس خاوند وایمان باشد یهودی هرگز از او خوشحال نمی شود. طوری که خداوندجل جلاله در این آیت مبارک میگویدکه: هرگزیهودونصارااز شما خوشحال وراضی نخواهد شد وتااینکه شما تابع داری ملت آنها را بکنید، پس ای پیغمبرصلی الله علیه وسلم بگوییدکه بدون شک راه هدایت آن راهی است که خداوند آن مسیررا تعین کرده است وبه دلایل این ثابت شده است که راه هدایت همانا اسلام عزیز است، دیگر هیچ راه هدایت نیست بلکه گمراهیی وضلالت است، واگر ای پیغمبر تو تابع داری خواهشات آنها را بکنید باوجوداینکه علم همه چیزدرموردهدایت را دارید وبعدازینکه هدایت به تووحی شده است، پس از طرف خداوندجل جلاله هیچ حمایتی ونه مددگاری خواهد بود که ترا نجات دهد. طوریکه خداوندجل جلاله می فرمایدکه (ان الدین عند الله الاسلام ومن یبتغی الاسلام دیناً فلن یقبل منه) ترجمه: بدون شک مقبول ترین دین وراه هدایت نزد خداوند جل جلاله همانا اسلام است وهرکه به غیر اسلام دین دیگری را در پیش گرفت وهرگزازاوآن قبول نمی شود.
 
Photo