تفسیروترجمه ایه یکصدوبیست هفت والی آیه یک صدو سی ودوم سوره بقره شریف
اَعوذوباالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَإِذ یَرفَعُ إِبرَاهِیمُ اَلقَوَاعِدَ مِنَ اَلبَیتِ وَإِسمَعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّل مِنَّا إِنَّکَ أَنتَ اَلسَّمِیعُ اَلعَلِیمُ) آیه 127 سوره بقره. (رَبَّنَا وَاَجعَلنَا مُسلِمَینِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَآ أُمَّةً مُّسلِمَةً لَّکَ وَأَرِنَامَنَاسِکَنَا وَتُب عَلَینَآ إِنَّکَ أَنتَ اَلتَّوَّابُ اَلرَّحِیمُ) آیه 127 سوره بقره.
#ابراهیم_علیه_السلام-کارساخت_بیت_الله_شریف_شروع_کرد
آیه یک صدوبیست وهفت سوره بقره شریف، در آیات مبارک ابراهیم علیه السلام واسماعیل علیه السلام بیت الله شریف می سازندودعا می کنند وذکر آن دعا وساخت بیت الله شریف در این آیت مبارکه شده است. ابراهیم به حکم الله پاک کارساخت تعمیربیت الله شریف خود شروع کردندواسماعیل علیه السلام جناب شان بطورکامل دراین کار تعاون وهمکاری می کردند. قبل از آن زمان بیت الله شریف ساخته شده بود ولی به باگذشت زمان تعمیرمخروبه شده بود، به حضرت ابراهیم علیه السلام از طرف الله متعال وحی آمدکه به جناب شان گفته شد که بیت الله شریف را آبادکنید. دربخاری شریف یک روایت آمده است که یک روز ابراهیم علیه السلام مطابق به عادت خود یک روز برای دیدن حضرت اسماعیل علیه السلام به مکه مکرمه آمده بودند، حضرت اسماعیل علیه السلام در زیر یک درخت نشسته وبوریا جور می کردووقتی پدرخود را از دور دید از غرض ادب از جای خود بلند شده استاده شدند. بعدازملاقات حضرت ابراهیم علیه السلام به حضرت اسماعیل علیه السلام گفتند که به من از طرف الله جل جلاله یک حکم شده است، مرا در اَدای آن همکاری می کنید پس از آن ابراهیم علیه السلام به بیت الله شریف اشاره کردوگفت که مرا حکم برای آبادکردن این جای شده است. چهارطرف بیت الله شریف ودیوارهای آن به واسطه وحی به ابراهیم علیه السلام رهنمونی شد، حضرت ابراهیم علیه السلام در کار بالای آن شروع کرد.
#کدام_بزرگوارهابیت_الله_شریف_ساخت_ترمیم_کرده_اند
اکنون این سخن که پیش از آبادکردن ابراهیم علیه السلام تعمیر بیت الله شریف را که ساخته بود، دراین باره کدام روایت صحیح وقوی نقل نیست ولی از روایات اهل کتاب معلوم میشود که قبل از آمدن آدم علیه السلام به این دنیا، تعمیربیت الله شریف را فرشته گان کرده بودوآبادی وتعمیربیت الله شریف را اول فرشته گان کرده بود وبعداً حضرت آدم علیه السلام کرده بودوتابه هنگام طوفان نوح این تعمیر بودووقتی طوفان نوح علیه السلام شد وآن آبادی بیت الله شریف از بین رفت. بعداً حضرت ابراهیم علیه السلام از سرتعمیرآن را کرد، این تعمیروجود داشت ولی ویران نشده بود. مدتی کوتایی قبل از نبوت حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم وتقریباً پنج سال پیش که در آن وقت عمر حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم سی و پنج سال بودوبعداً آنرا از نو ساخته است. درکارساخت وسازوتعمیرآن حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم خود به خود حصه گرفته است، درآبادی بیت الله شریف بعضی روایات است که بیت الله شریف ده بارساخته شده است. بعد از اینکه حجاج خانه کعبه را ترمیم کرد در سال یک هزار چهارصد سلطان علی مراد پادشاه ترک، او این تعمیر را کرده است که آن بعدازحجاج کرده است. بعدازان در سال چهارصدوهفتادهجری شاه فهد ابن عبدالعزیز ترمیم کرده است. تعدادی از مخلوقات خداوند تعمیربیت الله شریف را کرده است که همیشه تعظیم وتکریم آن میشود، فرشته گان، حضرت آدم علیه السلام، بعدآن پسرآدم حضرت شیث علیه السلام وبعدازآن ابراهیم خلیل الله وبعدازابراهیم علیه السلام قوم عمالقه وقبیله جرهم باربارتعمیربیت الله شریف را آبادکرده است. بعدازینها قسی که یکی از بابه گان حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه وسلم است وبعدازآن قریش آبادی تعمیربیت الله شریف را کرده اند وبعداز آن عبدالله ابن زبیر که خواهرزاده حضرت عایشه رضی الله تعالی عنه است وبعدازوی حجاج ابن یوسف رحمه الله علیه آبادی تعمیربیت الله شریف را کرده است وبعدازحجاج بن یوسف سلطان مرادکه پادشاه ترک است، او تعمیرکرده است او هم قابل تعظیم است. بعدازجناب شان فهد ابن عبدالعزیز اونیزازجمله افراد اولوالعظم است او نیز در تعمیربیت الله شریف حصه کامل گرفته است که همه دوازده نفرشدند.
#سنگ_های_که_درتعمیر_بیت_الله_شریف_استفاده_شده_است_ازکجاآورده_شده_است
وقتی ساخت وسازبیت الله شریف می شد، ابراهیم علیه السلام آبادی تعمیر بیت الله شریف را می کردند وبرای او این سنگ های که در ساختمان بیت الله شریف کارگرفته شده است از کجا آورده شده است. ابراهیم علیه السلام از پنج کوه سنگ آورده است ودراین تعمیراستفاده کرده است، که آن جبل الهراء، کوه ثبیل در مناشریف، کوه دیگر لبنان ودیگرکوه طور وکوه خیر واین پنج کوه است از آن برای تعمیربیت الله شریف حضرت ابراهیم علیه السلام سنگ آورده است. اینکه ابراهیم علیه السلام از پنج گوه سنگ می اورد وآن را در تعمیر بیت الله شریف استفاده کرده است آن یک معجزه است. زیرا این همه سنگ های بزرگ وبزرگ وسنگین را در حالیکه در آن وقت سرک وموتر نبودوآن سنگ را که حاجیان که به حج رفته است دیده اند سنگ های دراز دراز است که انسان آن را آنرا برداشته نمی تواند چگونه آورده است. به مانند عصر حاضر آن تراکتورهای بزرگ هم نبود که سنگ های بزرگ بزرگ را در آن انداخته به کارخانه هابرای تراشیدن می برند واین چیز ها نبود واین معجزه بود که حضرت ابراهیم علیه السلام آن را از آن پنج کوه های دوردورآورده است که از وسع دیگرانسان ها بیرون است.
#درازی_کوتایی_وبلندی_دیوارهای_بیت_الله_شریف_چقدراست
بلندی دیواربیت الله شریف از زمین تا سقف چهارده متر است، که مترازگز سه انج بیشتراست.
کعبه روی یک قاعده ۲۵ سانتیمتری از جنس سنگ مرمر بناشده که به اندازه ۳۵ سانتیمتر جلوآمدگی دارد. ارتفاع آن حدود ۱۴٬۸۵متر، با طول و عرض ۱۱٬۲۲ در ۱۰٬۲۲ متر است در بعضی منابع جزئیات اضلاع کعبه به این شکل بیان شدهاست.
• طول ضلع در کعبه؛ یعنی از رکن حجر اسود تا رکن عراقی: ۱۱٫۶۸ متر
• طول رکن عراقی تا شامی، سمتی که حجر اسماعیل در آن قرار دارد: ۹٫۹۰ متر
• طول رکن شامی تا رکن یمانی: ۱۲٫۰۴ متر
• طول رکن یمانی تا رکن اسود: ۱۰٫۱۸ متر
حجرالاسوددریک طرف کنجی آن نصب شده است وبلندی حجر الاسود از زمین یک عشاریه ده متر یعنی تقریباً دوگزاززمین بلند است. پهن ودرازی آن چقدراست؟ حجرالاسودیک سنگ است که از جنت آمده است وصفاسفیداست، روشنایی آن آنقدربودکه مردم از بسیارفاصله های دورمی توانستندسوزن تارکنند، نسبت گناه های مردمان آن سنگ سیاه شد واکنون به آن حجر الاسود یاهمانا سنگ سیاه می گویند. آن یک سنگ بزرگ بودکه از جنگ آمده بودوبعداً حجر الاسودتوته شده است که آن هشت توته است واین حجرالاسودرا حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم به دست خود درکناربیت الله شریف نهاده است. بیت الله شریف را وقتی از بیرون ببنیدفکرمی کنیدکه یک کوته است، داخل آن چگونه است، است مفسرین شریف میگویدکه درزمان حیات حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه وسلم هشت ستون زده شده بود. اکنون در عصر حاضر در آن سه ستون استاده است، شش نیست، وبه سه ستون استاده است ودرداخل آن یک چت دیگر نیز است. در داخل بیت الله شریف یک دروازه دیگر نیز است که به آن میگویندباب التوبه، ازدروازه بیت الله شریف وقتی به طرف حطیم می روید، درگولایی آن دروازه نصب شده است که به آن میگویندباب التوبه. آن وقت که ابراهیم علیه السلام آن آبادی را کرده بودند بربالای بیت الله شریف سقف نبودوصرف دیوارهای بلند شده بودند، اما وقتی که قریش آن را ترمیم کردندبرآن چتی انداخته اند.
#غلاف_بربیت_الله_شریف_چه_وقت_انداخته_شده_است
بر بیت الله شریف در قدیم غلاف هم نبود، طباع پادشاه یک کسی پادشاه یمن بودوکه اراده حکمرانی برتمام دنیا را کرده بود، اولین بار به مدینه منوره رفته است وچهارماه برای گرفتن آن جنگ کرده است. آن پادشاه با لشکریانش برای تسخیرمدینه با مردم مدینه شریف می جنگیده اند وچون شام می شده است ومردم مدینه برای شان می گفتندکه اینها مسافراندونان آمده کنیدوبه آنها ببریدوبا این ترتیب در چهارماه جنگ می شده وشب به او نان می داده است. چهارماه جنگ میکنندومدینه منوره را گرفته نمی توانندوطباع پادشاه می گویدکه دیگرمناطق زودوزودفتح می شدواین علاقه فتح نمی شود چرا؟ دردرمیان لشکریان عطبه عالمان بوده اندوبه عطبه می گویندکه این شهر (مدینه منوره) آن مقام است که درآن نبی آخرالزمان صلی الله علیه وسلم تشریف می آوردواورا فتح کرده نمی توانیدوبه اومیگویدکه توبه بکشیدوازین شهردست برداریدووقتی که عالمان مزاج وطبیعت عطبه پادشاه را دیدند وخوب است به او گفتندکه به ما اجازه بدهیدکه ما در این شهربمانیم واگردرزنده گی مان نبی آخرالزمان صلی الله علیه وسلم تشریف بیاورند وباجناب شان ملاقات کنیم. در آن لشکر چهارصدعالم یهودی بود وآنها را عطبه پادشاه نه تنها اجازه بلکه در مدینه منوره به هریک شان زمین خریده وخانه برای شان ساخته وبه آنها میگویدکه شما تا تشریف آوردن نبی آخرالزمان حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه وسلم اینجا منتظرباشید وهروقتی که حضرت پیغمبرآخرالزمان (حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه وسلم) تشریف بیاورند. درمیان آن زمین وخانه های که برای آن عالمان گرفت وساخت یک خانه را طور خاص ساخت وبه آن عالمان گفت که این خانه خاص برای حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم است وهروقت که دراین شهر تشریف آورددرینجازنده گی کنند وبه نام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم یک خط زیبا نوشت وآن را به پدرکلان ابوایوب علیه السلام تسلیم کرد وگفت اگر تو زنده بودی این خط را به پیغمبرصلی الله علیه وسلم توبده واگر تو نبودی به بچه ات بده واگر بچه ات نبود به نواسه ونواده ات تسلیم بده واگر به همین سلسه یکی به دیگری تسلیم دهید وتاوقت که پیغمبرصلی الله علیه وسلم دراین شهر تشریف بیاورندتا خط من به او میسرشود. از آن بعد عطبه پادشاه از مدینه منوره راهی شده واراده حمله به مکه مکرمه را کرد، دریک روز روشن وصاف بود وناگهان به یک شب تاریک تبدیل شده وستاره ها نمایان شدومردم همه متحیرشدندکه این تاریکی چرا آمد. عطبه پادشاه از همراهان خود پرسان کردکه این چرا چنین شد، آنها برایش میگویندکه تو به جانب روان هستی که درآنجا خانه خداونداست وبه آن بیت الله شریف گفته میشودوتواراده حمله بر آن را داری تو ازین اراده حمله صرف نظر کن تا این تاریکی شب به روشنایی تبدیل شود ودر غیر آن این تاریکی همین طور می ماند، دراین عطبه پادشاه توبه می کشد ومیگویدکه ای الله من اراده حمله بر این طرف را داشتم ولی به من معلوم نبودکه خانه معزز ومکرم تو در آن است واکنون من آنقدرپاس این خانه معزز ومحترم ترا خواهد کردم که بر آن غلاف خواهد انداختم ولی خداوندتوبه مرا بپذیروروزرابرماروشن کن وخداوندجل جلاله توبه او را پذیرفته وروشنی را می آوردواونیزبرمکه مکرمه حمله نکرده است. یک غلاف زیبا را ساخته وبربیت الله شریف می اندازد، این رویدادتقریباً 700 – 800 سال قبل از بعثت پیغمبرصلی الله علیه وسلم واقع شده است، بناً بیت الله شریف در هر زمانه قابل احترام ست وهیچ کسی به آن حمله کرده نمی تواند.
ابراهیم علیه السلام آبادی بیت الله شریف را کرده است، وبیساربا شوق ومحبت آن را ساخته است، ازهمین جهت است که در آسمان هفتم کعبه فرشتگان است ودر شب معراج پیغمبرصلی الله علیه وسلم دیده است که حضرت ابراهیم علیه السلام در کنارآن کعبه نشسته اند. چون بانی کعبه زمین است ودرآسمان نیز درکنارکعبه فرشته گان نشسته است. ابراهیم علیه السلام بسیاریک کاربزرگ وعظیم را کرده است زیرا بیت الله شریف را ساخته است ولی بعداز ساخت وسازوآبادی بیت الله شریف بسیاربه عاجزی به خداوندجل جلاله دعا میکندکه خداوندمن این حکم ترا بجا کردم وآن را به درگاه ات قبول کن. طوریکه خداوندجل جلاله می فرمایدکه ابراهیم علیه السلام دعاکردکه (رَبَّنَاتَقَبَّل مِّنَا) ترجمه: خداوندرا این را ازمن بپذیر. این دعا را برای چه کرد؟ مفسرین میگویدکه با این دعا همان مقصود تعلیم است، به نسل های آینده تعلیم دادن است که در عمل نیک تان مغرور نشویدبلکه بعدازبجای کردن عمل نیک خود را به الله جل جلاله محتاج دانستن بکاراست وبرای اینکه این عمل نیک تان را خداوندبه درگاه اش قبول کند واز خداوند درخواست آن بکاراست. درینجا ابراهیم علیه السلام با انتهای عاجزی به درگاه خداوندجل جلاله دعا می کند. عالم ها میدانندکه کلمه (تَقَبَّل مِنَّا) باب تفاعل است ودر باب تفاعل معنی تکلف نهفته است. معنی این کلمه این است که یا الله این عمل من کدام عمل بزرگ نیست خو ولی تو از فضل وکرم خود آن را قبول کن، وبا آن ابراهیم علیه السلام به خداوندجل جلاله میگویدکه من کدام کاربسی عظیم نکرده ام ولی آن را به درگاه ات قبول کن واین خواهش است که ابراهیم علیه السلام از درگاه خداوندمتعال کرده است وابراهیم علیه السلام خواست دیگرش را به درگاه ایزدمتعال اینطورمیکندکه خداونداماراتابع خودبساز، ماتابع داری تورا میخواهیم، طوریکه درآیت کریمه آمده است که حضرت ابراهیم علیه السلام میگویدکه (وَجَعَلنَا مُسلِمَینِ لَکَ) ترجمه: ما تابع دارتورا ای پروردگارامیخواهیم. دعای دیگر ابراهیم علیه السلام به درگاه خداوندمتعال این بوده است که گفته است طوریکه خداوندجل جلاله میگویدکه (وَمِن ذُرِیَتِنَا) ترجمه: از عشیره ونبیره من جماعت بسازکه آنها طاعت وتابع داری ترا بکنند. اکنون مرادازآن جماعت کیست؟ اولاد اسماعیل علیه السلام هستند که در آن بنی کریم صلی الله علیه وسلم است. دعای سوم حضرت ابراهیم علیه السلام به درگاه خداوندمتعال بودکه جناب شان دعاکردکه (وَاَرِنَامَنَاسِکَنَا) ترجمه: خداوندابه ما مناسک حج را بیاموز. که (مناسک) جمع (منسک) است و(نسک) در اصل عبادت وعاجزی انتهایی را گویندوبطورعام در معنی حج هم استفاده میشود، زیرا در حج تکلیف ومشقت غالباً زیاداست. درینجاهم افعال واحکام حج است، علامه بغاوی رحمة الله علیه می فرماید: ابراهیم واسماعیل علیه السلام هردودعاکردند والله دعای هردورا قبول کرد، والله جل جلاله حضرت جبرئیل علیه السلام را فرستاد وبه هردوی جناب شان مناسک حج را درروز عرفه آموختاند، جبرئیل علیه السلام آمد، دررروزعرفه در میدان عرفات، به حضرت ابراهیم واسماعیل علیه السلام طریقه حج را می آموزاند. وقتی حضرت ابراهیم وحضرت اسماعیل علیه السلام در عرفات می رسد ومیگویدکه ای ابراهیم آیا دانستی مناسک حج را؟ میگویدآری، وبا این ترتیب همان وقت ومکان بنام عرفات مسمی شد، واین وجهه تسمیه میدان عرفات است که چرا میدان عرفات را عرفات می گویند.
#مناسک_دیگراحکام_دین_رانیزمیگویند
معنی مناسک دیگر احکام دین هم شده میتواند، اکنون احکام دین ومسئله را یاد گرفتن آن بسیاریک چیز اهم است، یک مسئله دین را یادگرفتید، از صد رکعت نماز نفل ثواب آن بیشتر است. واگرچندمسئله از دین را یادگیردوبه آن باب علم می گوید، بناً از هزاررکعت نفل ثواب آن بیشتر است. یعنی یک مسئله را یادکردیداز صدرکعت نماز نفل ثواب آن بیشتر است ویک آیت را اگر یادگرفتیدوازصدرکعت نماز نفل ثواب آن بیشتر است وبناً نمازصدرکعت نفل چقدرثواب دارد. درابوداودشریف در باب جهادیک حدیث مبارک آمده است که درمدینه منوره درطرف شمال آن یک علاقه به نام خیبر است ودر آن یهودیان زنده گی می کردند وغداری کردندوخداوندجل جلاله به پیغمبرصلی الله علیه وسلم گفت که با آنها جهادکنید. پیغمبرصلی الله علیه وسلم با آنها جهادکردودرآن غزا خیلی مال غنیمت به دست مسلمین افتاد وپیغمبرصلی الله علیه وسلم مال غنیمت را باهمراهان خود تقسیم کرد. یکی از آن مجاهدین با همان مقدارمال که از غنمت گرفته بود با آن تجارت را شروع کرد، خریدوفروش می کرد وخیلی فایده کردوخوشحال شد وبه پیغمبرصلی الله علیه وسلم آمد ومن آنقدرفایده کرده ام که هیچ کس به مقدارمن فایده نکرده است. حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم میگویندکه چقدرفایده کرده اید؟ میگویدکه سه صد اوقیه مفادکرده ام. یک اوقیه چهل درهم است، وقتی سه صد درهم را با چهل ضرب کنیدحاصل آن دوازده هزاردرهم میشود، دروقت موجوده تقریباً شش لک وسی درهم از آن ساخته میشود، آن صحابی این مقدار مفاکرده بود ومیگفت بسیارمفادکرده ام وحضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم میگویدکه ازین بیشترفایده را برایت بگویم، پیغمبرصلی الله علیه وسلم برایش میگویدکه بلی وحضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم میگویدکه بعدازنمازفرض شما دورکعت نمازبخوانیدازین بیشترثواب دارد. دورکعت نفل اینقدر ثواب دارد که تقریباً شش وسی قیرات میشودکه از آن بیشتر ثواب در آن است وهرگاه شما یک مسئله را یادی کردید شما ثواب صد رکعت نماز را کمایی کرده اید. بناً شما مسائیل دینی را یاد بگیرید، متوجه باشیدکه از مسائل دینی بی پروا نشوید، به مانند ابراهیم علیه السلام واسماعیل علیه السلام شخصیت های بزرگ وعظیم دعامیکندکه خداوندامناسک را به ما بیاموز. ازین معلوم میشودکه مسایل ومناسک دینی ومسایل ومناسک حج وغیره افعال واعمال چقدرثواب دارد، آن را ابراهیم واسماعیل علیه السلام به شما می آموزدودرهنگام قبولی دعای شان از خداوندمتعال خواهش میکندکه به آنها مناسک را بیاموزاندبناً یادگرفتن احکام دینی ضروری است. اکنون مسلمانان با دین خود چقدر شوق وعلاقه دارند؟ وبی تفاوتی چقدر است؟ خود به خود به مسجد، وامام وعالم نمی رودکه مسایل دینی را بیاموزولی اگر کسی اور را بگویدکه بیابرویم مسجدومدرسه ونزدامام، عالم که مسئله از دین بیاموزیم به آن هم توجه نمی کند. کوشش وتلاش یادگیری دین را نمی دانند وبه خداوندجل جلاله نیز دعا نمی کنندکه خداوندادین را به من بیاموز. ووقتی کسی دعامیکندچه گونه دعا میکنند؟ ووقتی دعامیکننددرآن تمامًا خواست های دنیوی از خداوند متعال دارند. استادم میگویدکه هنگام حج یک حاجی را دیدم در کنارحجر الاسوداستاده بودیاالله هرگاه به افغانستان برمیگردم دکان برادرازطلای زرد پرباشد، همچنان میگویدکه در صفاومروه را دیدم که او دعا میکند خداوندمن مال ودارای از خزانه عثمان میخواهم. استادم میگویدکه من برایش گفتم ای بچه چه خزانه خداوندجل جلاله خلاص شدچی؟ ببنیدوقتی این حاجی وقتی به حج هم میرونددنیامیخواهندویک متل است که حاجی که به حج رفت وبرگشت آن حاجی اژدهارشده برمی گردد وحرص او بیشتر میشود وهمین طور که در مملکت خود دنیا میخواهد آن افراد به نیت دنیا به حج رفته است اینکه مال بیابم واینکه مرا مردم حاجی بگویند ودیگر مقاصد دنیوی حج او نمی شود وشاید آنقدر پول پیداکندوزمینه برایش مساعد باشدکه برود ولی حج او هرگز پذیرفته نمی شود درهنگام حج ابلیس نیز درمیان حاجیان برای وسواس حاجیان درمیان حاجیان محترم هستند ولی او خود حاجی نمی شود همان ابلیس تولد شده است وابلیس است وابلیس خواهد بود.
#ابراهیم_علیه_السلام_ازخداوندطلب_مغفرت_میکند
ابراهیم علیه السلام میگویدکه خداوندامناسک حج را برما بیاموز وبرما رجوع رحمت کند، گناه وخطامرا ببخشید. اکنون این حرف که خدای ناخواسته ابراهیم علیه السلام کعبه را ساخت گناهی کرده بود؟ از آن بعدمیگویدکه خداونداتوبه مرا قبول کن. نه خدای ناخواسته واوهیچ گناه را در ساخت وسازکعبه مرتکب نشده است بلکه کارخوبی کرده است ولی در این اشاره به مردم ومخلوق تا به روزقیامت است. اینکه در عمل خود مناز ودرعمل نیک نازیدن بکار نیست، بلکه بعدازادای حکم خداوندجل جلاله برای بنده بکار است که از خداوند سوال کند که خداونددرراستای فرمان برداری احکام تو شاید کمی وکاستی از من سرزده باشد وآنچه مناسب شأن توست نکرده ام ولی خداوندتمنا دارم که آنرا بپذیرید. ازپیغمبران گناه سرنمی زندوازگناه پاک هستندولی اگر غیراختیاری از آنها کدام لغزشی شده باشد، کاری خلاف اولاازآنها سرزده باشدکه ادامه را در متن بعدی بخوانید.
#کارخلاف_اولاء_چیست؟
درفارسی یک کاری که اندکی خوب باشد به آن (به) میگویندواگراز آن خوب باشد به آن (بهتر) میگویندوازهمه خوبترباشدبه آن بهترین میگویند. اگر ما مردم عام کاری خوب را بکنیم مردم به ما شاه باشی گفته میگویندکه کاربهتری را کرده است، اگرشخصیت های نیک کارخوب را بکنندکسی به آن خوب نمی گویندبلکه به او میگویدکه شأن شمابلند بود پس توباید بهترین را می کردی، درکاربهتراورا ملامت می دانند. بناً شأن پیامبران بسیاروالااست، کدام کاری را که آنها می کنند بکاراست که بهترین را بکنند، اگر خدای ناخواسته آنهابهترین را گذاشته وبه بهترعمل کرده باشندوآن گناه نیست ولی مناسب شأن آنها نیست وبه آن میگویدکه کارهای خلاف اولاراکرده است. بناً ازطرف پیغمبران مطلب توبه از کار خلاف اولااین است که آن دلیل شود به این که برای بنده ها عاجزی بکاراست. پیغمبران درپیش خداوندجل جلاله عاجز هستندزیرا بنده گان خداوند متعال هستند، دوم اینیکه برای تابع داران آنها تعلیم توبه به درگاره خداوندجل جلاله است واینکه پیامبران از لغزش احتمالی توبه می کشدوبه ما وشما بکار است که بسیارتوبه بکشند. سوم اینکه کارخلاف اولا وازجهت لغزش که از آنها سرمی زند از آن از خداوند متعال پوزش بخواهند. زیرا از شخصیت های بزرگ همان یک اشتباه کوچک گناه بزرگ جلوه داده میشود وبناً خداوندجل جلاله میگویدکه پیامبران ازلغزش های احتمالی شان توبه بکشند.
#قریش_پنج_سال_قبل_ازبعثت_حضرتمحمدمصطفی_صلی_الله_علیه_وسلم_کعبه_راویران_کرده_وبازسازی_کردند
بانی اصلی کعبه شریف حضرت ابراهیم علیه السلام بود واسماعیل علیه السلام باجناب شان همکاری می کردند. وقتی عمر پیغمبربزرگوارحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم به سی و پنج ساله گی رسیدودراین وقت بیت الله شریف نسبت سیلاب ها دیوارهاآن درز پیداکرده بود، قریش چنده کردندکه بیت الله شریف را بازسازی کنند. برای ساختن بازسازی بیت الله شریف قریش گفتندکه پیسه حلال را جمع کنیدوازنه پیسه حرام را ووقتی پیسه حلال را جمع کردند آن کفایت نمی کرد، بناً تمام آبادی بیت الله شریف با آن نمی شد. بناً حصه حطیم را که تقریباً سه متر است، آن را از بیت الله شریف بیرون کردند زیرا پول شان کم بود. اکنون آن دیوارهای کهنه را که چپه کردند؟ بیت الله شریف را ویران کردن، با تبروتیشه وکلندآن را ویران کردن آیا کار آسان است؟ دل هیچ کس نمی شود، اگر چه درآن وقت مسلمانی نبود وبعدازپنج سال حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم به پیغمبری مبعوث شد، ولی احترام که نسبت به بیت الله شریف درقلب مردم عرب بودوهیچ کس دل وجرئت آن را نمی کردندکه آنراکندن کاری کند وازترس هیچ کس به بیت الله شریف برای کندن نزدیک نمی شدولی اراده این بودکه باید ویران کنندوویران کردن بدون از کندن نمی شود؟ ولیدابن مغیره کلند را گرفت وبردیوارهای بیت الله شریف کندن را اَغازکرد، مردم توبه می کشیدن که اینقدرقلب صقی که او با کلند بردیواربیت الله شریف حمله می کند؟ مردم توبه می کشیدند ودور دور می رفتندمیگفتندکه اینطورنشودکه عذاب خداوندجل جلاله نازل شود وازخاطرولیدماکشته نه شویم. ولید مغیره تمام روز کارکردوبیگایی لباس های خود را گرفته خانه رفتند، مردم به او دیدند وفردایش صبح وقت باز آمدوکلندهمرایش بود ووقتی به حرم شریف داخل شد، مردم دیدندکه ولیدزنده است وهیچ چیز اورا نشده است ومعلوم میشودکه الله جل جلاله برتخریب دیوارهای بیت الله شریف راضی است وبیاییدکه با آن کار را شروع کنید. دیوارراازسرشروع کرده وبه زمین نزدیک شده به تهداب رسیدووقتی که برسنگ کاری ویا بنیاددیوارباکلندزدندبه مانندیک بمب یک انفجارشدوهمه دوررفتندکه برکندن سنگ کاری وتهداب دیوار های بیت الله شریف رضای الله جل جلاله نیست وتهداب را نکنیدوبا این ترتیب تهداب ها را ویران نکردند وبرهمان تهداب های کهنه دیوارکردن را شروع کردند.

ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم