ترجمه وتفسیر آیت یکصدونودهفت ودوصدوسه سوره بقره
اَعُوذُ بالله من الشیطن الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
(اَلحَجُّ أَشهُرٌ مَّعلُومَتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ اَلحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی اَلحَجِّ وَمَا تَفعَلُوأ مِن خَیرٍ یَعلَمهُ اَللهُ وَتَزَوَّدُوأ فَإنَّ خَیرَ اَلزَّادِ اَلتَّقوَی وَأَتَّقُونِ یَأُولِی اَلألبَابِ) آیه 197 سوره بقره. ترجمه: برای حج ماهای معلومی است، هرگاه کسی برخود حج را فرض کردوپس آن درایام حج با همسران خود مباشرت نکرده وفسق ونافرمانی خداوند را نکرده وبا یکدیگر جنگ وجدل نکندوآنچه نیکی که شما در ایام حج میکنیدبرای خداوندمتعال معلوم است ووقتی به حج میروید با خود توشه بگیرید پس بهترین توشه همانا تقوا واجتناب از گدای گری است ای صاحبان عقل فقط از من بترسید.
#برای_حج_ماهای_معین_است
آیه یکصدو نود هفت سوره بقره، برای حج ماه های مشهوراست که همه میدانند ودر آیات قبلی خداوند گفت که حج وعمره را برای رضای الله متعال آداء کنید، برای عمره کدام وقت مشخص نیست وبنده های خداوند میتوانند هروقت بخواهند عمره را می توانند اداکنند ولی برای حج وقت معین است ووقت های آن مقرر است، وآن قبل از اسلامی وبعدازظهوراسلام از ماه شوال تا ذوالقعده وده روز ذوالحجه ماه های حج است. احرام حج قبل از ماهای حج جایز نیست، یعنی قبل از ماه شوال کسی احرام می بنندآن جایز نیست، درنزدسه امامان دین حج او نشد. امام ابوحنیفه رحمه الله علیه می فرمایدکه قبل از شوال هرکه احرام حج می بندد، حج او شده است اما این عمل مکروه است.
#شماراخداونددرحال_احرام_ازمباشرت_باهمسرتان_سرکشی_ازاوامرونواهی_خداوندوجنگ_وجدل_منع_کرده_است
برای حج ماهای معلومی است که آن شوال، ذوالقعده وذوالحجه، این سه ماه است، دراین سه ده روزاول ماه آخری درحج شامل است. درین ماه اگر کسی برخود حج را فرض کردپس دراین ماها یعنی ماهای حج رفث وفسوق وجدال باید نباشد، بعد از بستن احرام ازاین احکام حاجی باید اجتناب کند، یکی آن (رفث) است، معنی آن اینکه با خانم خود مباشرت وهم بستری نکند، حتی صحبت های شب های عادی نیز منع است. دوم فسوق است که فسوق جمع فسق است وفسق همانا خروج از طاعت الله است، این لفظ به اعتبارمعنی عام آن تمام آن گناهای را شامل است که ولی بعضی حضرات آن معنی عام آن را می گیرندکه مراد از فسوق آن سخن های که در احرام منع است، یعنی ممنوعات احرام است، یعنی کدام کار های که در حالت احرام نا جایز است.
#بعضی_چیزهای_است_که_دراصل_جایزولی_ازجهت_احرام_بستن_ناجایزمیگردد
بعضی چیز های است که در اصل گناه نیست، ولی ازجهت احرام ناجایزاست، آن چیز ها شش اند:
1. اول با خانم خود مباشرت که حرام نیست ولی در حالت احرام است.
2. دوم شکار کردن که در اصل گناه نیست ولی در حالت احرام خود ویا کسی دیگر را امربه شکارکردن است.
3. سوم موی سررا تراشیدن وکم کردن ویا ناخن ها را کوتاکردن ناجایزنیست ولی در حالت احرام منع است.
4. چهارم خوشبودربدن زدن ناجایزنیست ولی درحالت احرام آن ناجایزاست.
این چهارچیز برای حاجی زنانه ومردانه درحالت احرام ناجایزاست. دوچیزدیگر است که:
1. جامعه دوخته شده برای مردها. لباس، تنبان، جاکت وواسکت وروی وسرخود را مردانه پنهان نکند.
2. زنانه برروی خود لباس نیاندازدوبه این معنی نیست که زنانه از نامحرم روی نگیرندوباروی باز بگرددونه آن طور نیست بلکه زنانه در حالت حج از نامحرم ها روی سترکرده وروی بگیرد
وآن طوری است که یک کلاه کیپ داررا پیداکنندوبالای آن یک لباس را بدوزد، آنطورباشندکه راه به او معلوم ولی روی او به دیگران معلوم نشود، با این ترتیب او سترهم شد واز طرفی آن لباس دوخته شده برروی اونخورده است. این شش چیز در حالت احرام منع کرده شده است.
#رفث_به_چه_معنی
دراین مورد اولی (رفث) با خانم خود مباشرت وغیره واگر چه در لفظ فسوق این هم داخل است که طوریکه در پیش طور مستقل ذکر شده است، ولی در حالت احرام از آن پرهیز کردن بسیار ضروری است. زیرا از دیگر ممنوعات احرام، بدل وکفاره است ولی اگر یک کسی قبل از وقوف عرفات با خانم خود معاشرت کند، برای این مورد کفاره نیست، زیرا با کفارجبران نمی شود وپس حج او نشد ویک شترحلال می کند وسال دیگر باز برای حج بیاید، بناً بسیار متوجه باشیدکه چنین نشود. ازین جهت (فلارفث) طور مستقل بیان شد.
#جدال_به_چه_معنی
(ولاجدال) معنی جدال همانا جنگ، ولی بعضی مفسرین می فرمایندکه درین جا در مناسب به حج واحرام مراد از جدال این است که در زمان جاهیلیت دروقوف عرفات بعضی مردم اختلاف می کردند. بعضی می گفتندکه در میدان عرفات وقت گذشتاندن ضروری است، بعضی دیگر می گفتندکه در میدان عرفات وقت گذشتاندن ضروری نیست. بعضی می گفتندکه به عرفات رفتن ضروری وبعضی دیگر می گفتندکه رفتن به عرفات ضروری نیست. اختلاف دوم این بود که مردم می کردند که حج را در ماه ذوالحجه می کنیم ولی بعضی می گفتندکه نه حج را در ذوالقعده می کنیم، یک طرف دیگر ی کافر وگمراه می گفتند وطرف دیگر گروه اولی کافر وگمراه می گفتند. بناً الله متعال کلمه (وَلاجدال فی الحج) را آوردکه تااین جدل ختم شود وسخن حق این است که در میدان عرفات وقت تیر کردن فرض است، به غیر آن حج او نمی شود. ودرمزدلفه وقت گذشتاندن واجب است، وحج باید در ذوالحجه شود، زیرا حج در ذوالقعده نیست با این ترتیب خداوند متعال این جدل را ختم کرد.
#فسق_به_معنی
بعضی از حضرات می گویندکه دراین جا فسوق وجدال به معنی عام آن گرفته میشود، به این معنی که حاجیان در میان خود جنگ وجدل نمی کنند، خصوصاً در حالت احرام این سخت گناه خواهد بودکه آنها در میان خود جنگ وجدل کنند. زیرا آن وقت یک وقت مبارک ویک سرزمین مبارک است وصرف برای حج میروند وحاجیان لبیک ولبیک می گویند ودولباس را که علامه کفن است پوشیده اند ودر این حالت هم جنگ وجدل کنند واین بسیار یک گناه سخت است، بنًا خداوند متعال برای بنده گانش فرمودکه (ولافسوق ولاجدال فی الحج) در حج فسق وجنگ وجدل نیست، یعنی کار گناه را هم نکرده وجنگ وجدل هم نکنند.
#درحج_به_یکدیگربدوردنگویید
دروقت وموقع حج حالات می آیدکه انسان به آن سرمی خورد. طورمثال در طواف هستید ویک انسان ضعیف دیگر پیش روی تان در حرکت است ودر تنگی وگیروبارمیخواهیدازدیگری پیش شویدوان انسان ضعیف سرراه تان می آید وشماناگهان به او بد وردمیگوییدکه راه رفته نمیتوانی چرا به حج می آیید. حتی بعضی اوقات شاید مشتی وقفاغ به یکدیگروارکندکه دورشووقتی راه رفته نمی توانی چرا به حج می آیید، پس در حج وآن درکناربیت الله شریف وآن هم در طواف کسی با مشت وقفاغ زدن ویا دشنام دادن کاری مناسب نیست. درطواف زنانه ومردانه می باشد ودر صفاومروه سعی وتلاش است وهرکس میخواهد زودتربرسد، درمیدان عرفات ودرمزدلفه ومینا در این اجتماع عظیم مردانه وزنانه گدوودمی باشد، درین طور یک حالات خداوند به شما توفیق میدهدکه شمابرنفس خود غالب باشید.
#درحج_نافرمانی_خداوندجل_جلاله_رانکنیدوازآن_شمانهی_شده_ایدوامکان_آن_نیست
(ولافسوق) درحج نافرمانی هم در حج نکنیدووقتی دل تان تنگ شد با همراهان خود جنگ وجدل وبدخلقی نکنید، دراین جا الله متعال می فرمایدکه در (وَلا رَفَثَ ولافُسوق ولا جدال) ترجمه: در حج مباشرت وآزادصحبت کردن با همسران تان نیست، در حج فسق نیست ودر حج جنگ وجدال نیست واین (لا) برا نهی است که این کار ها را نکنید. اینطور الله جل جلاله نفرمودکه (ولاترفثُ ولاتفسقُ ولاتجادلُ) ترجمه: رفت نکنید، فسق نکنیدوجنگ وجدل نکنید. آن از آن جهت هیچ این موارد در حج نیست وامکان آن نیست. درحج گنجایش این سخن به قدری هم نیست، از آن خود رانگهداری کنید.
#درایام_حج_ذکروعبات_خداوندمتعال_رابکنیدوقت_وفرصت_راغنیمت_بشماریدشایدباردیگر_برایتان_میسرنباشد
آنچه که در احرام ناجایزبود وممنوعات احرام خداوند متعال آن را بیان کرد ودر اخیر یکباردیگر هدایت میدهدکه درین روزهای مبارک حج درمقامات مقدس بیت الله شریف صرف این کافی نیست که ازین نواهی اجتناب کنید بلکه ذکرالله وعبادت الله متعال را کرده وموقع را غنیمت شمرده به خداوند متعال رازونیازنمایید وزیرا این موقع شاید باردیگر به شما میسرنشود.
#حین_سفرحج_باخودتوشه_بگیرید
درگذشته بعضی طوری بودندکه وقت که آنها به حج میر رفتند یک روپیه هم ازخانه با خود نمی گرفتند ومیگفتندکه ما به کجا می رویم ومهمان خداوند متعال هستیم وهرگاه کسی به مهمانی خداوند برود پس به این خوراکی وپوشاکی ونوشیدنی چه نیاز دارد ودست خالی از خانه بیرون می شدند ودر گذشته ها خواین انتظام طیاره وموتر نبود مردم پای پیاده به حج می رفتند ودر راه به هر قریه ومسجد که می رسیدند میگفتندکه خداوی خیرتان بدهد ما مهمانان خانه خداوند ههستیم وبه حج می رویم از هرکس که هرچه در توان امدادکه میتواند با ماامدادکنید، جابجا خیر خواسته وگدایی می کردند. اما الله متعال در این آیت می فرمایدکه این کار را نکنید درراه گدایی نکنید وبا خود توشه بگیرید، استادمن میگویندکه آنها متوکلین نبودند بلکه متأکلین بودند وهمین طور شکم شان را سیر می کردند. ووقتی پول نداری، پیسه نداری ورفته نمی توانی پس نروید، واگر پول وپیسه دارید وآن را با خود بگیرید ومصرف راه تان کنید. آنها در راه خیرات می خواستند، خود را هم تکلیف می دادند وبه مردم هم تکلیف می شدند. بناً برای سفر حج سامان ضروری را با خود بگیرید، توکل به آن میگویدکه اسباب ان را برابر کنید، بعداً توکل به اسباب نه به الله متعال کرده حرکت کنید.
(لَیسَ عَلَیکُم جُنَاحٌ أَن تَبتَغُوأ فَضلًامِّن رَّبِّکُم فَإِذَآ أَفَضتُم مَّن عَرَفَتٍ فَأذکُرُوأ اَللهَ عِندَ اَلمَشعَرِ اَلحَرَامِ وَاذکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُم وَإِن کُنتُم مِّن قَبلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّینَ) آیه 198 سوره بقره. ترجمه: بر شما هیچ گناهی نیست که این که شما مزدوری کنید ووقتی شما از عرفات برگشتید والله متعال در در مشعرالحرام همانا مزدلفه را می گویند، الله متعال را طوری یاد کنیدکه خداوند شما را هدایت داده است واگرچه شما در اول درمودر آن نمی دانستید.
#درزمان_جاهلیت_عرب_ازعبادت_یک_بازارمعاملات_ساخته_بودند
درزمان جاهلیت مردم عرب در عبادات ومعاملات نخره های گوناگون کرده بودند وشکل عبادات را تغیر داده بودند واز عبادت یک شوخی وتماشاساخته بودند، به همین قسم در افعال بیهوده گی بسیار آمده بود، به همین طور در افعال حج بیهوده در آن هم زیاد آمده بود. در اجتماع عظیم مینا خاص خاص بازارهای تشکیل می شد، نمایشات می شد، قافله های تجارتی بود که آنها به تجارت وشهرت خود بسیاررونق داده بودندواشتهارات می دادند. ولی وقتی اسلام عزیز ظهور کرد، برمسلمانان حج فرض شد، ریشه این رسوم بیهوده را کشید. صحابه کرام برای رضای الله متعال وتعلیمات حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم جان خود را قربانی می کردند، به آنهااین خیال آمد که درآیام حج، تجارت، مزدوری وسودوفایده گرفتن این پیداوارزمانه جاهلیت است، اسلام آن را منع کرده بود.
#حدیثی_ازعبدالله_ابن_عمردرموردمزدوری_وتجارت_درآیام_حج
یک صحابه نزد عبدالله ابن عمر رضی الله تعالی عنه آمد، سوال میکندکه پیشه ما این است که برشترهها مزدوری کرده ومردم را ازین طرف وبه آن طرف می بریم، بعضی مردم از ما شتر را به کرایه می گیرند وما با شتر های خود می رویم، پیاده با آنها در حرکت هستیم، گاه گاهی ما هم بر شتر ها سوار می شویم وسواری نیز بر شتر سوار است، آنها که حج می کنند ما هم حج میکنیم، آیا حج ما میشود ویا نه؟ اینکه ما با آن فردکه شترخود را به کرایه برای او داده ایم جهت مزدوربااو به حج میرویم ودر آنجا حج میکنیم وآیا حج مامیشود ویا نه؟ به طورمثال در عصر حاضر با کسی موتر است واو در آن موتر خود به منا ومزدلفه وعرفات سواری می برد ومی آورد واومیگویدکه من این حاجیان را می برم ومی آورم آیا من هم در عرفات ومزدلفه ومینا بمانم واحکام حج را بکنیم وبا این موتر آیا حج من میشود؟ وقتی از عبدالله ابن عمر این پرسان شد واجناب عبدالله ابن عمر میگویدکه همین سوال را که شما از من می کنید من حاضر بودم وکسی دیگر از حضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم کردند، وحضرت پیغمبرصلی الله علیه وسلم در آن وقت جواب ندادند، تااینکه این آیت نازل شدکه خداوند در آن می فرمایدکه (لیس علیکم جناحٌ ان تبتغوا..) ترجمه: برشما هیچ گناهی نیست که شماازفضل رب مزدوری طلب کنید. پس حج شما صحیح است. مطلب ازین آیت این است که درایام حج کسی خریدوفروخت ومزدوری کسی کرده با آن فایده کند ودر آن گناه نیست.
#اصلاح_آن_اینکه_ایام_حج_به_یک_نمایش_تجارتی_تبدیل_نشود_به_دولفظ_میشود
اما کفار از حج یک مندوی تجارت ساخته بودند، یک جای نمایش کالای خود ساخته بودند واصلاح آن با این دولفظ خداوندی میشود. یکی خداوند متعال می فرماید: (فضلٌ من ربِکم) ترجمه: اینکه چیزی را کمایی می کنید آن را فضل رب خود بدانیدوشکر رب خود را بکنیدوکمایی سرمایه اصل ومقصد شما نباشد. دوم اینکه خداوند متعال می فرماید که (لاجناح علیکم) برشما گناه نیست واشاره به این است که اگر ازین مزدوری هم وتجارت اگر اجتناب کنیدخوب است ولی ضرور این استکه به اخلاص کامل شما فرق نیاید. اکنون حقیقت این مسئله در شریعت چیست؟ که یک انسان در ایام حج هم مزدوری وهم حج می کند؟ مزدوری هم می کنند وعمره هم می کنند؟ اگر نیت یک انسان در اصل کمایی دنیا باشد، اصل مقصد آن مزدوری وتجارت باشد، وضمناً با آن حج هم می کنند، بناً این خلاف اخلاص است وثواب حج او کم است. یا اینکه تجارت ومزدوری دنیوی هم مقصد اش وحج را نیز مقصد دارد ودرنیت اش هردومساوی هستند، بناً اخلاص این فرد کامل نیست، ثواب حج او پوره نمی شود. آن برکات که در نیت خالص برای حج است آن حاصل او نمی شود. سوم اینکه اگر اصلی نیت او حج باشد، وبه شوق حج بیرون شده است، چون خرچی خانه وحج را ندارد وغریب است، یک تجارت ومزدوری معمولی می کند به آن مقدارکه تعلل در احکام حج نیاید، این منافی اخلاص نیست، ولی در پنج روز حج مزدوری ویا تجارت نکند.
#کسانیکه_به_عنوان_خادم_میروند
کسانیکه برای خدمت بیت الله شریف میروند واصل مقصد آنها این باشد که من برای حج میروم ولی غریب هستم وبا قاعده رفته نمی توانم واگر درمیان خادمین بروم وخدمت بیت الله شریف هم عبادت است، آن اینکه خدمت بیت الله شریف هم بکنم وحج هم بکنم وخرچی ندارم وخرچی هم برایم میسر شود. اکنون که اصل غرض او حج وخدمت کردن به بیت الله شریف باشد وآن پول که او کمایی می کند آن یک انعامی اضافی است که او کمایی کرده است. اگر اصل غرض او این باشد که حج میکنم ویا نمی کنم وخدمت می کنم یا نمی کنم ومقصد پول بدست بیاورم، اگر به این نیت کسی می رود، ثواب حج او نمی شود. اگر به این نیت دیگر به حج برودکه اصل غرض از رفتن ام حج است که وخدمت بیت الله شریف را کردن است واکنون حج او هم شد وپیسه اضافی هم کمایی کرد. به عمره کسی می رود وبعداً به برای مزدوری می باشند، بناً چون غرض این طور افراد در عربستان مزدوری کردن است، آن اینکه میگویدکه که من بنام عمره بروم وقتی آنجا رسیدم آنجا جایی پت شده ومزدوری کنم. برای چند سال در آنجا می مانند نیت اینطور افراد خالص برای مزدوری می باشند، ضمنًا با او حج هم بکنم وعمره هم بکنم.
میدان عرفات است ودرچهارطرف آن لوحه های کلان کلان نصب شده اندکه دریک طرف آن لوحه ها نوشته شده است که این ساحه داخل در عرفات است ودرطرف دیگر آن لوحه ها نوشته شده است که این ساحه خارج از میدان عرفات است، بناً در داخل این بورد ها میدان عرفات است. حاجیان دراین میدان می روند، بعداززوال تا مغرب قیام می کنندکه این اهم ترین فرض است، اگر در میدان عرفات یک حاجی صاحب نرفت، حج او نمی شود. بعضی ها مردم سایه جستجومی کنند وآن جا پل ها وغیره جاهاست وآن پل ها از میدان عرفات بیرون است، بناً حاجی به آن سایه می رود وتمام روز را آنجا می گذرانند، همین طور به خانه می آیند ومردم به اوحاجی صاحب بگویند ولی او هرگز حاجی نیست. زیرا او در میدان عرفات وقت نگذشتانده است ودرمیدان عرفات وقت گذشتاندن فرض بود، ووقتی یک حکم که فرض بود ترک کردحج او نشد.
#معشرالحرام_چیست
مشعرالحرام چیست، مشعرالحرام نام یک کوه است که درمزدلفه است ومشعر به معنی علامه است وحرام محترم ومقدس را می گویند، یعنی این کوه در یک جای ومکان مقدس است، میدان چهارطرف آن را مزدلفه می گویند، بناً دراین مزدلفه وقت گذشتاندن، نماز مغرب وعشاء را در یک وقت کردن واجب است. خداوند همه ماوشما را به حج برردوقتی شما از عرفات بر می گردید، درراه مردم نماز مغرب رامی خواننداین تمام نماز ها را غلط می خوانند، درراه نماز خواندن درست نیست پس به میدان مزدلفه بیایید درمزدلفه نماز شام را بخوانید واگر نماز عشاء را درنیم شب بخوانیدهم قضا نیست، این خصوصیت این روز واین جای است، بناً نماز شام را در مزدلفه کنید وهر وقت که به آنجا می رسید، ودرراه نماز نخوانید.
#آنطورخداوندمتعال_عبادت_وذکرکنیدطوریکه_شمارارهنمایی_کرده_است
الله متعال را طوری یاد کنید به آن قسم که الله متعال شما را هدایت داده است، درین جا الله متعال طریقه وشیوه ذکر الله متعال به شما تعلیم داده است. بناً به رأی وقیاس خود الله متعال را ذکر نکنید، قیاس این را میگویدکه نماز مغرب در همان وقت اش در راه بکنید ونماز عشاء را در وقت آن هرجا که بودید بکنید، ولی نزد الله متعال این سخن محبوب است که در راه نماز شام را نخوانید وبه مزدلفه خود را برسانید. در آیت (وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ ) دراین یک مسئله اصولی بیرون میشود که آن اینکه در ذکر وعبادت خداوند متعال انسان خود مختار نیست، هرقسم وبه هرطریقه ذکر می کند باید بکنید، بلکه برای ذکر وعبادت الله متعال آداب خاصی است که موافق آن را که می کنید آن عبادت است، اگر خلاف آن را می کنید آن جایز نیست وحتی عبادت نیست، کمی زیادی وپیش وپس واز خود می کنید، عبادت ات قبول نیست. عبادات وخیروخیرات نفلی، درآن بعضی مردم بلا دلیل شرعی که از خود بعضی خصوصیات واضافی می کندوبعداً پابندی به آن را ضروری می پندارند حال اینکه الله ورسول او آن را ضروری نکرده باشد. بعداً برای نکردن این کار ها خطا می گویندوکسی که آن را نمی کنند به آن ملامتی میگویند، این غلطی است. بناً به مانند مردم زمان جاهلیت به اختیارومختارخود عبادت نکنید، آن عبادت را بکنیدوآن را که الله متعال برای تان رهنمایی کرده است.
#درزمان_جاهلیت_مردم_قریش_میگفتندکه_ماخادمین_بیت_خانه_خداوندهستیم_ومابه_مزدلفه_نمی_رویم وخداوندمیگویدکه_هرکه_که_به_هرسویه_که_هستیدبه_مزدلفه_بروید
(ثُمَّ أَفِیضُوأ مِن حَیثُ أَفَاضَ اَلنَّاسُ وَأستَغفِرُوأ اَللهَ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ) آیه 199 سوره بقره. ترجمه: بعداً شما برگردیدازآنجایی که مردم برمی گردندوازالله متعال بخشش بخواهید، بدون شک الله متعال بخشنده ونهایت مهربان است.
قریش می گفتندکه ما مجاور، متولیان وخادمان بیت الله شریف هستیم، وبرتمام عرب اقتدارماست، بناً ما به عرفات نمی رویم ودر ومزدلفه وقت تیر می کنیم، اینکه به مزدلفه رفتیم در آن جا می مانیم، اما شریعت این سخن را نا منظور کردکه اگر شما هرکسی هستیدوبه هر سویه که هستید، شماباید به میدان عرفات بروید. این یک علامه تکبر وغرور آنها بودکه می گفتندکه ما مردم خاص هستیم وما به مزدلفه نمی رویم. در آیت الله متعال مساوات مردم تمام دنیا را بیان می کند، انسان های تمام دنیا، از هرجایی که باشد، ووقتی که به حج آمده اند او به عرفات با همه به یک قسم حرکت می کنند. درمنا در زمان جاهلیت مردم جمع می شدند، درمنا، مزدلفه وعرفات، مجالس را جور می کردند، قصه می کردند. درگذشته در پشاور منقطه بودکه کاروان های تجارتی از آن عبور می کردند شب را در آن می گذشتاندند ودرآن شب در آنجا با هم دیگر قصه وکتاب خوانی می کردند وبناً آن جا بنام قصه خوانی شهرت یافت.
#درزمان_جاهلیت_وقتی_عرب_به_مقام_عرفات_مزدلفه_ومینامی_رفتنددرآن_سخن_ازپدرواجدادونیکه_شان_میکردندوبه_مال_این_وآن_فخرمی_کردند
به همین قسم درزمان جاهلیت، عرفات، مزدلفه ومینا، درآن که حاجیان جمع می شدند، قیام می کردند ومجالس در آن جور می کردند، مشاعره در آن می شد، به پدرونیکه واجداد خود فخر می کردند، آن نیکه من این طور بود وآن نیکه من اینطور بود وبه نیکه های خود فخرمی کردند، ذکر الله متعال در آن نبود، قصه بود، مجالس بود، برکارنامه های پدر ونیکه واجداخود فخر می کردند. این بحث فضول را الله متعال خاتمه داد، پدرونیکه تان را یاد نکنید وبه این چیز وآن چیز ومال تان فخر نکنید، دراین مکان الله متعال خود را یاد کنید. تو وطن خود را رها کرده آمده اید، مال وزنده گی خود را رها کرده اید، پول ومال مصرف کرده اید برای رضای الله متعال اکنون در این جا که آمده اید، فخر های پدرونیکه تان را رها کنید، این اجتماع فضول را ختم کنید، به ذکر الله متعال شروع کنید. وقتی اطفال کم کم به صحبت می شوند، بناً بابا می گویند، مردم برایش میگویدکه بابا بگو بابا او زبان خود تکان داده بابامیگوید، ووقتی که اطفال عرب گپی می شدند آنها عوض بابا بابا، اب واب می گفتند، بناً الله متعال به حاجیان میگویندکه دراین مکان اب اب نگویید بلکه رب رب بگویید، رب خود را یاد کنید، پدررا رها کنید واین خیال طفل است که برای من این خوراک وپوشاک ولباس را دراختیار پدرمن است واوهمه چیز مرا پدراکمال می کند، بناً این همه فضول را کنار بگذارید ورب ورب در آنجا بگوییدزیرا این همه حاجات ترا رب مهربانت پوره می کند.
(فَإِذَا قَضَیتُم مِّنَسِکَکُم فَأذکُرُوأ اَللهَ کَذِکرِکُم ءَابَآءَکُم أَو أَشدَّ ذِکرًا فَمِن اَلنَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِی اَلدُّنیَا وَمَا لَهُ فِی اَلأَخِرَةِ مِن خَلَقٍ) آیه 200 سوره بقره. ترجمه: هرگاه شما مناسک وافعال حج را پوره کردید، خداوندرا آنطوریادکنیدوبه آن قسم پدرواجدادتان را یادمیکنید، یا بیشتر از آن خداوند را یاد کنید، بعضی حاجیان طوری هستندکه در آنجا هم ازخداونددمال دنیا را می خواهد وچون او این چنین دعا می کند الله متعال میگویدکه هیچ حصه از آخرت هیچ چیزی به داده نمی شود. (وَمِنهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَآ ءاتِنَا فِی اَلدُّنیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرةِ حَسَنةً وَقِنَا عَذَابَ اَلنَّارِ) آیه 201 سوره بقره. ترجمه: هستندکسانی می گویندکه خداوندا دردنیا وآخرت حسنه بدهید ومرا از آتش دوزخ نجات بدهید.
#درزمان_جاهلیت_حتی_درعصرحاضرمردم_طوری_دعامیکنند_که_خداوندبه_من_مال_بده_این_دنیاوی_آن_دنیوی_رابدهید
درزمان جاهیلیت ویا اکنون هم بعضی مردم وقت به حج می روندومیگویندکهه یا الله مال بده، درطواف ودر مزدله ودر مناودرهرمقام فقط از الله متعال یک چیز میخواهندکه یا الله مرا مال بده. استادمن میگویدوقتی من به حج رفتم در کنار حجر الاسودیک حاجی صاحب استاده خود بسیاروتاب وپیچ می دادوخودسربسیارخودراخم کرده بود وبسیاربه عاجزی میگویدکه یا الله وقتی به افغانستان برگشتم، ببینم که دکان های برادرانم از زرپر باشند، فقط همین دعا در مقام حجر الاسودمی کردند. در صفاومروه وقتی سعی شروع شده وبه بیت الله شریف روی آورده یک حاجی صاحب به این مصروف است به زاری میگویدکه یا الله از خزانه عثمان غنی برایم بدهید، استادم می گویدکه من به نزدیک شدم وگفتم چرا خزانه خداوند خلاص شد چی؟ از الله متعال بخواهیدودنیاوآخرت هردویش را بخواهید، اینطورنکنیدکه دراینجا هم از خداوند دنیا را ومال دنیا را بخواهید. درآیت مبارکه لفظ (حسنه) را خداوندنیاورده است زیرا آن حاجی که درین جا دنیامیخواهدازآخرت هیچ چیز به او داده نمی شود. ببنیداین قدرا خواری کرده ایدوبعدازهزارهای میل راه به حج رفته اید، خانه، وطن وفرزندان خود را رها کرده اید، کاروباردنیاوی خود را رها کرده اید، پس درینجا هم دنیا دنیا می گویید. بعضی از مردم درآنجا وظیفه می خواهندکه خداوند مرا ازحج فارغ شدم وبه خانه برگشتم یک وظیفه خوب میسرشود. بسیارعبادت می کند بسیار تسبیح میگوید که تو فکر می کنی آن ولی الله است، به آن تسبیح واذکار او نفل های آن تمام غرض او این باشد که دنیا ودنیا. برای آن تعویذ هم می کنند که آیا کدام تعویذی نیست که برای خیروبرکت ورونق کاروبارتعویذ کنم.
#حسنه_دردنیاچیست
نوافل وظایف وذکرها ودرودها ودعا خالص به نیت آخرت کنیدودخداونداین دنیا همین طور به شما میدهد، بعضی از حاجیان هستند که میگویندکه (ربنا ءاتینا فی الدنیا حسنه وفی الآخرة حسنه، وقناعذاب النار) خداوند مرا در دنیا وآخرت حسنه بده واز آتش دوزخ مرا نجات دهید. حسنه به چه معنی، حسنه تمام خوبی های ظاهری وباطنی وبه این معنی که در دنیاحسنه اینکه خداوندام را در دنیاصحت بدهیدومراهم هم خانواده مرا صحت بدهید. خداوند مرارزق حلال بدهید وبچه واولادمرا نیز رزق حلال بدهید، برکت در آن بیاندازید، تمام ضروریات مرا هم پورکنیدوضرویات اهل وعیال مرا نیز پورکنید، توفیق اعمال نیک مراهم بده واهل وعیال مرا هم بدهید. اخلاق خوب به من وبه بچه های من نیز بدهید، عزت در دنیا مرا بده وخاندان مرانیز بدهید، عقیده خوب به من هم بدهید وخاندان مرا نیز بدهید، هدایت سراط المستقیم مرا واهل عیال مرا هم بنمایید، اخلاص در عبادات به من وبه اهل وعیال من نصیب بگردانید، این همه معنی حسنه است.
#حسنه_درآخرت_چیست
حسنه در آخرت به این معنی که خداوندادردنیااین همه خوبی های که به من داده ای، اجروثواب آن را در آخرت وجنت به بدهید ودرجنت آن نعمت های لازوال را نصیب من بگردانید، خداوندارضای خود ودیدارخود را به من نصیب بگردانید واین همه حسنه در آخرت شد. بناً این آنطور یک دعای است که دنیا وآخرت شما هردوبا آن خوب شد. گفته میشود که پیغمبرصلی الله این دعا را بسیاردعا می کردند ووقتی شما در حالت طواف ز رکن یمانی تا حجرالاسود می آییداین دعا را بخوانیدکه (اللهم ربناً ءاتنیا فی الدنیا حسنه، وفی الآخرة حسنه وقنا عذاب النار، وادخلن الجنت مع الابرار، یا عزیزویا غفار، این را در مقام طواف بگوییداز رکن یمانی تا حجر الاسود. بعضی از ملنگ های خداوند میگویندکه خداوندا صرف آخرت از شما میخواهم، آن را عبادت می گویند، خداوند با دنیا کاری ندارم ولی از تو آخرت می خواهم.
#دنیارانیزدرآن_مقام_نیزبه_قدری_بخواهیدکه_محتاج_کسی_نشوید
این ملنگ واین درویش نمی فهمدکه بدون از دنیا هم کاری نمی شودبناً درآن مقام به آن مقداردنیا را بخواهیدکه با زنده گی بتوانیدوبه کس محتاج نباشید وآخرت را هم بخواهید وبد این است که شما در آن مقام صرف دنیا بخواهید، خوب این است که دنیا هم بخواهید وآخرت هم بخواهید. شما که میخواهیی عبادت کنیدوگرسنه هستی واز فرتت گرسنه گی دست وپایت می لرزد تو چگونه عبادت خداوند متعال را بکنید، چگونه نماز خوانده بتوانید، از فرت گرسنه آوازتان بلند نمی شود ومیگوییدکه دنیا نمی خواهم آخرت می خواهم، آیا شکم داری ویا نه گرسنه هستی وهتمی به نان ضرورت دارید، بناً تمام پیامبران نان خواسته است، خورده است وبا آن قوت عبادت خداوند متعال را کرده است.
(أُولَئِکَ لَهُم نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُوأ وَاَللهُ سَرِیعُ اَلحِسَابِ) آیه 202 سوره بقره. ترجمه:
آن مردم کسانی هستندکه به آنها همان داده میشودکه کسب کرده اند وخداوند بسیار سریع حساب وکتاب می کند.
(وَأذکُرُوأ اَللهَ فِی أَیَّامٍ مَّعدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَومَینِ فَلَآ إِثمَ عَلَیهِ وَمَن تأَخَّرَ فَلَآ إِثمَ عَلَیهِ لِمَنِ اَتَّقَی وَأَتَّقُوااَللهَ وَأعلَمُوأ أَنَّکُم إِلَیهِ تُحشَرُونَ) آیه 203 سوره بقره. ترجمه: الله متعال در آن روزهای به شمارچندی وهرگاه کسی در این دور روز عجله کنند، آن روزها ایام تشریق هستند که در روز عرفه از صبح تکبیر ها راشروع می کنیدودرعصری روز چهارم عید بزرگ تکبیر ها را ختم کنید، دراین روزها الله متعال را زیاد یادکنید. بعدازهرنمازتکبیرگفتن واجب است، بعداً در منای شریف قیام کرده وجمرات می زنید. بناً بعضی مردم طوری بودندکه درروزاول عید جمره می زدند، به دوم وسوم روز هم جمره می زدند، که آن روز یازده ودوازده هم عید بزرگ است، بناً اگر در روزسیزدهم می ماندند آن را گناه می شمردند، که روز چهارم عید است در روز سوم عید در تاریخ دوازدهم از مینا بیرون می شدند. پس این مورد اصلاح شد که گفته شدکسی که دراین چند روز عجله دارد، مینا را در روز سوم عید ترک کرددرآن هیچ گناهیی نیست. کسی که در روز سوم عید در تاریخ سیزدهم مینا را ترک کرد، پس براو هیچ گناهی نیست.
#درروزچهارم_عیدنیزمیتوانیدکه_جمره_بزنید
واگر کسی درروزچهارم عید همانا تاریخ سیزدهم ماند هیچ گناهیی براو نیست. درتاریخ دوازده هم ذوالحجه، درروز سوم عید قبل از غروب آفتاب وقتی انسان ازمکه بیرون شود، دیگر روز بر او نیست. ولی اگر او در آن روز در مکه ماند وآفتاب غروب کرد، بعداً درروز چهارم او می ماند. بعداً به همین روز بعد از چاشت زدن جمرات بلکه قبل از آن روز هم میتواند که جمرات را بزند. بهتر این است که انسان به روز چهارم عید بماند وشب بگذراند، وبه فردایش جمرات را بزند، بعداً آن میدان طوری خالی میشود وقتی شما برویدهیچ کس نباشد وبترسید.
#وقتی_انسان_ازحج_برمیگرددچنان_پاک_میشودکه_ازمادرتولد_شده_باشند
وقتی انسان ها از حج برگردداز گناهان آنطور پاک میشود قسمی که او از مادر پیدا شده است، به همان قسم که از شکم مادر پیدا شده وازگناه پاک شد به همان قسم او از گناه پاک میشود، آینده احتیاط کندکه واز خداوندمتعال بترسد، ازالله متعال بترس وبیشتر از آن کارهای گناه را نکنید. کدام حاجی که از حج برگشت، به قسم که قبل از حج گناه می کرداکنون هم آن گناه را می کند وعلامه آن این است که حج او قبول نشده است. بعداز حج گناه را ترک کردن علامه به این است که این حاجی را حج اش قبول شده است. یک بزرگ میگویدکه من از حج برگشتم، دردلم وسوسه برای ارتکاب گناهی آمد، که این کار گناه را می کنم، یک آواز غیبی را شنیدم که به من گفت چرا تو حج نکرده ای؟ بازیکباردیگرآوازبرآمدکه چرا تو حج نکرده ای واین آواز میان من وآن گناه یک دیوار جور شد، والله متعال مرا از گناه نجات داد.
#قصه_یک_بزرگ_قبل_ازحج_وبعدازحج_رفتن_او
یک بزرگوار دیگر می گویدکه قبل از جهت یک شعله از نور از سرم بلند می شد، ومن آنرا میدیدم. ووقتی که از حج برگشتم، آن کیفیت نورانی از من دور شد وآن شعله ونور از سرمن بلند نمی شد. اومیگویدکه من نزد پیر خود رفتم که قبل از حج از سرمن یک شعله بیرون می شد وبعدازحج اکنون آن شعله از سرمن گم شده است. آن پیر برایش می گویدکه قبل از خود را بسیار گنه گار می دانستی وبسیارنزدخداوند گنهگارمحسوب می کردیوزاری می کردکه خداوند مرا ببخش که من بسیار گنه گار هستم واکنون به غرور حج آن زاری ورازونیاز را با خداوند نمی کنید، اکنون آن شعله از تو گم شده است. غرور برتو آمده است وباز خود را عاجز بسازوغرور را رها کنید تا آن شعله دوباره نصیب تان شود. بلی به همین طور بعض بعضی اوقات شیطان انسان را فریب می دهدکه من حاجی شدم. اما کسی برای رضای الله متعال حج کند واو این را نمی گویدکه من حج کرده ام، کدامیکه برای نام به حج می رود وخود را پیش از حج هم بزورحاجی میگویدوبعدازحج هم میخواهدمردم به او حاجی بگوید، ووقتی جایی شصت وامضا بماند میگویدکه حاجی فلانی به قلم خود. بناً این طور نکنید وتا حال به حج نرفته ای وحج تو نزد خدوند قبول شده ویا نشده به خود حاجی میگوییدویا دیگران برایت حاجی بگویدوعبادت آن است که فقط الله متعال بداندکه تو عبادت اورا می کنی ونه این که مردم ترا عابد بگویندوآن رهاکاری وظاهر فریبی وبرای در دنیا حاجی گفتن است وهرگز حج تو نمی شود.
#حج_برای_درازکردن_نام_وسیل_گشت_نیست
یک انسان غریب بود وخداوند او را مال داد، مردم در حالت غریبی او نام اورا یا غلط ویا کوتا می گرفتند، ووقتی که مال دارشدوگفتندکه چگونه نام ار کوتا نگیرندکسی برایش میگویدکه به حج بروید، ووقت که به حج رفت وبرگشت یک کسی از دور او را دید وگفت واوفلانی کاکا بخیر آمدی وحج دی مبارک شه واو برایش می گویدکه خداوند ترا بزندواین هزارها روپیه را من بخاطراین مصرف کردم که تو هنوز هم برایم فلانی کاکا بگویی؟ حاجی صاحب بگودیگه، به همین کسی اگر به این خاطر حج کند حج او قبول نیست.

ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم