چگونه گی تراویح خواندن وفضلیت آن در ماه مبارک رمضان
رمضان المبارک وتراویح:
از خلفای راشدین رضوان الله تعالی علیهم اجمعین گرفته تا امروز نماز تراویح بیست رکعت ادء گردیده واز آن کم نقل نیست ودرحرمین الشریفین نیز بیست رکعت تراویح خوانده میشود.
تروایح در عصر حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه:
- از حضرت یحی بن سعید رضی الله تعالی عنه روایت است که حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه یک صحابی را مؤظف نمود تا در مسجد نبوی رضی الله تعالی عنه بیست رکعت تراویح را به مردم به امامت خود اداء نماید.
- حضرت سائب بن زید رضی الله تعالی عنه روایت می کندکه:در عهد خلافت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه صحابه کرام وتابعین در رمضان مبارک لاوه از وتر بیست رکعت نماز تراویح می خواندند.
- یزید بن دومان می گوید: در عهد خلافت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه همه مردم در ماه مبارک رمضان به شمول وتر بیست وسه رکعت نماز را اداء می نمودند.
نماز تراویح در عصر حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه:
در عهد خلافت حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه هم مانند عصر حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه در مسجد نبوی صلی الله علیه وسلم بیست رکعت نماز تروایح به جماعت اداء می گردید. چنانچه در سنن بیهقی از حضرت حسن روایت شده است که:
درعهد خلافت حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه در یک ماه مبارک رمضان حضرت علی رضی الله تعالی عنه امامت بیست رکعت نماز تراویح ما را به عهده داشت. بععداً روی کدام عذر ذاتی اش امامت را ادامه داده نتوانست ودر شب های باقیمانده حضرت ابو حلیمه معاذ القاری برای ما امامت نمود.
تراویح در عهد خلافت حضرت علی رضی الله تعالی عنه:
ابوالحسنات تابعی می گوید که حضرت علی رضی الله تعالی عنه یک شخص را برای امامت بیست رکعت نماز تراویح در رمضان المبارک مقرر فرمود.
تراویح واتفاق جمهور صحابه کرام وتابعین:
امام ابو عیسی الترمذی رحمه الله علیه می فرماید:
جمهور صحابهب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم مثل حضرت علی رضی الله تعالی عنه وغیره صحابه کرام به خواندن بیست رکعت نماز تراویح عمل می نمودند، وهمین قول سفیان ثوری، عبیدالله بن المالک وامام شافعی رحمه الله علیه می باشد. وهمچنان امام شافعی رحمه الله علیه فرموده اند: مادرشهرخودمکه معظمه همه مردم را می دیدیم که بیست رکعت نماز تروایح می خواندند.
به نزد امام احمد بن حنبل بیست رکعت نماز تراویح بهتر است، حضرت سفیان ثوری رحمه الله علیه امام ابوحنیفه رحمه الله علیه ، امام شافعی رحمه الله علیه نیز بدین قائلند، وامام مالک رحمه الله علیه 34 رکعت را بهتر میداند. تعامل حرمین شریفین از عهد خلفای راشدین تا کنون بر بیست رکعت نماز تراویح بوده وهیچگاه از بیست رکعت کم تراویح خوانده نشده است.
هدف تراویح در ماه مبارک رمضان:
چون ماه مبارک رمضان دارنده همه برکت های دینی خیر های دنیوی واخروی، کسب سعادت، دوری از شقاوت، حصول سکون واطمنان، سرازیر شدن رحمت های خداوندی که از اثر نزول قرآن عظیم الشأن درین ماه گردیده، ختتم آن در تراویح رمضان المبارک روی همین منظور سنت می باشد تا برکات آن همه دوران سال توام با بنده گان مؤمن خداوندجل جلاله باشد.
ماه مبارک رمضان وقت نزول برکات وانوار الهی بوده، لهذا برای شب آن نیز یک عبادت خاص مقرر گردیده تا از نزدول برکات ومهربانی خاص در شب بنده مومن مستفید گردد. چون بعد از تحمل مشقت وزحمت گرسنگی وتشنگی روزه طبعیت انسانی آرامی می خواهد، لهذا در شب های رمضان عبادت مستقل بنام تراویح مقرر گردید، تا عادت وعبادت تمیز گردیده ومخالفت های خواهشات نفسی به طور کامل ثابت شود.
مجاهده در تراویح:
ارکان مجاهده چهار اند:
- کم خوردن.
- کم خفتن.
- کم گفتن.
- کم کردن اختلات با مردم.
شریعت اسلامی کم خوردن را به صورت روزه داری مقرر کرده، وطریقه مجاهده کم خوردن را بعضی ها مقرر فرموده اند در شریعت کدام اصل ندارد. در مورد کم خواب کردن نیز ماه مبارک رمضان ترتیب مناسب داشته که میتوان از اثر خواندن تراویح، ختم الرآن وشب بیداری برای سحری وتهجد، این نظم را دانست.
حدیث شریف تراویح را قیام رمضان نامیده می فرماید: «ان الله فرض لکم صیامه وسنت لکم قیامه». یعنی خداوند جل جلاله روزهز این ماه را بالای تان فرض وقیامش را سنت گردانیده است، وبه اتفاق همه مراد از قیام نماز تراویح می باشد.
سوال:چون تراویح یک مجاهده است بناءً بودنش در همه ماه ها ضروریست؟
جواب: دربقیه ماه ها نماز های پنجگانه برای مجاهده کفایت می کند، ونیز میتوان این مجاهده را به اثر دوام تهجد تلافی وتکمیل نمود. خلاصه اینکه بخاطر ترک لذت ها وعلاج تکبر، از طرف شریعت «نماز» به حیث مجاهده وکنترول نفس مقرر گردیده است.
فقر مجاهده شرعی ودیگر:
طریقه مجاهده در مذاهب دیگر مربوط کم خوابی این بود، که: رسمان ها را در چت بسته خود را به آن آویزان می کردند، تا خواب نروند یا مرچ سیاه می خوردند تا دهن شان تلخ گردیده نخوابند، یا چشمان شان را می کشدندند تا از درد دوامدار آن از خواب محروم گردند. مگر شریعت اسلامی مجاهده کم خوابی را طوری تعلیم فرموده که: بعد از نماز خفتن بیست رکعت تراویح را تکمیل نموده که خود خوب را کم می کند، وسهولت این عبادت در جماعت است، زیرا هر کس به تنهایی نمی توانست از خواب بیدار وعبادت نماید.
لهذا بیداری وعبادت اجتماعی یک نوع سهولت بوده، اگر کسی را در خلال نماز خواب می برد، میتواند از وقفه بعد از چهار رکعت با کسی سخن گفته یا سروروی خود را بشویدتا اثر خواب بکلی از بین رود به همین ترتیب هر کس میتواند به قدر بیست رکعت تراویح در نماز بیدار بود، وهمین بیداری سبب کم خوابی گردد. شریعت اسلامی علاج همه امراض باطنی را به آسانی نموده ودعوه اش بر حق است که «الدین یسر» یعنی دین همانا آسانی است.
اطلاع ضروری:
اگر شما مجاهده تراویح و فواید آنرا درک کرده نمی توانید، هیچ ضرورت به تحقیق وتفتیش ندارد، صرف آنرا به حیث حکم خداوند جل جلاله ورسول اکرم صلی الله علیه وسلم قبول نموده ودستور العمل خود قرار دهید، زیرا برای عده مردم بدون علم به اسرار وفواید یک حکم، عملی نمون آن حکم به حیث حکم آنقدر مفیده بوده که عالم به اسرار آن بوی نمی رسد.
حکم تراویح:
نماز تراویح سنت مؤکد بوده از اثر اهتمام عملی آن اثر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محسوس میشود، گرچه در عقیده اهتمام فرض زیاد می باشد. اگر یک طرف قرآن مجید وطرف دیگر پیراهن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم باشد. طبعًا میلان فططری به جانب پیراهن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم صورت می گیرد.
گرچه قرآن کریم عقیده تا کتاب وکلام الله جل جلاله بوده، مگر عملاً با پیراهن سلوک خاص صورت گرفته که با قرآن پاک صورت نمی گیرد، که این کار نه شرک است و نه خلاف ادب البته تجاوز از حدود شرعی گناه وبدعت بوده از آن اجتناب لازم است. پس وقتیکه یک مؤمن از لباس رسول اکرم صلی الله علیه وسلم این قدر متأثر می گردد، لهذا قدر وعزت سننت پاک وی لزومًا خواهد نمود.
سنت موکد یعنی عملیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به مواظبت و پابندی انجام داده باشد، و آن دونوع است مواظبت حقیقی ومواظبت حکمی. مواظبت حقیقی مانند سنن صبح، ظهر، شام، خفتن وجمعه ومواظبت حکمی آن است که در یک عمل معلوم گردد که دوام و پابنبدی آن مطلوب است، مثلیکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دو سه شب به اداء نماز تراویح تشریف آوردند، وبعداً تشریف نه آوردند، وبه صحابه کرام فرمودند:
از تشریف آوری وانتظار تان می دانستم مگر بخاطریکه تراویح بالای تان فرض نگردد، بیرون نشدم تا به ترک فرض گنهگار نگردید، مطلب این نیست که تراویح بالای ما فرض نیست، چرابی خواب شوم و چرا زحمت خواندنش را تحمل کنم؟ حقیقت این است که به ترک آن مؤمن گنهگار میشود مگر نه آنقدر گناه که به ترک فرض لازم میشود.
اگر کسی گویدکه: به ترک تراویح گناه کم است، باید ازا گناه بزرگ خود را نگهدارم، دارنده این چنین نظر به یک رأی من توجه نماید: وی یک قوغ آتش را گرفته و پهلوی اسباب یا در بین بکس لباس خود بگذارد، اگر از نقصان آن آتش محفوظ شده میتواند، من هم به ترک تراویح فتوی خواهم داد، بدیهی است که خطر قوغ آتش خورد وکلانش یکسان است، باید بداند که ترک فرض وسنت اثر واحد داشته وآن عبادت از نارضائیت ذات باری تعالی ورسول اکرم صلی الله علیه وسلم است، پس بنده مومن تلاش مزید نموده تا رضایت وخوشنودی آنها را بدست آورد.
تعداد رکعات نماز تراویح:
نماز تراویح بیست رکعت بوده چنانچه قبلاً در باره معلومات ارایه گردیده است، از دهلی یک تن از اهل حدیث نزد مولانا شیخ محمد صاحب حاضر گردیده استفسار نموده که تراویح بیست رکعت است یا هشت رکعت؟ در حدیث شریف هشت رکعت ذکرگردیده است. مولانا تهناوی صاحب در جواب می گوید: جناب: در حدیث شریف بیست رکعت نیز ذکر گردیده، چرا بر بیست رکعت عمل نمی کنید که به هشت رکعت آن عامل هستید.
در حالیکه عمل بر حدیث هشت رکعت، عمل بر یک حدیث بود، وبه بیست رکعت عمل بر دو حدیث صورت می گیرد، گرچه در هشت رکعت سهولت بر نفس بوده، وبیست رکعت مزید از آن فشادر دارد، به هر حال حضرت مولانا از وی می پرسد که: اگر از دفتر مالیه اطلاع برسد که، مالیه را تحویل نمائید، وبه شما معلومات نباشد که مالیه حکومتی چقدر است؟ از یک مامور پرسان شد که به ذمه من چه اندازه مالیه است؟
وی گفت: هشت روپیه، دیگری گفت دوازده روپیه، که از اثر شنیدن این دو جواب شک وتردد به میان آمده، نفر سومی را پرسان نموده، وی گفت: بیست افغانی. خود بگویید که به دفتر مالیه کدام اندازه پول را با خود می بری؟ وی در جواب گفت: بیست افغانی، زیرا اگر سخن بیست افغانی درست باشد، هیچ ضرورت به اخذ قرضه به میان نخواهد آمد، واگر مالیه کم بود بقیه پول نزد ما مانده از آن استفاده خواهم نمود، واگر با خود پول کم گرفته مقدار وتأدیه پول زیاد باشد مجبور خواهم بود تا به دیگران محتاج گردیده پول خواهم خواست.
مولاناصاحب برایش می گوید: لهذا خوب باید فهمید، اگر از شما بیست افغانی می خواهد ونزدشما هشت روپیه باشد، متباقی را از کجا خواهید کرد؟ واگر نزد شما بیست افغانی باشد، وهشت افغانی خواسته شودد متباقی آن نیز نزد شما امانت بوده بکار خواهد آمد. وی گفت حالا خوب فهمیدم، وبعد زین بیست رکعت تراویح را خواهم خواند. سبحان الله، چه خوب طریقه تفهیم بود که علماء وحکماء امت از آن استفاده نموده وبه قناعت انجامید.
تحقیق علمی از مولاناتهناوی:
وی میگویدکه روزی یک خط را دریافت نمودم که محتویات آن قرار ذیل بود: چون درین امام سستی برمردم غالب گردیده بناءً عمل به احادیث که مثبت هشت رکعت تراویح اند، کرده شود چه بدی دارد؟ در فکر شدم که برای چنین شخص با سواد که به خواندن ونوشتن می فهمد چه جواب بنویسم.
بعداً به خداوند جل جلاله دعا نمودم تا راه جواب مناسب را برایم عنایت فرماید، آخر الامر ذهنم منور گردیده چنین جواب نوشتم: سنت بودن بیست رکعت تراویح از اثر اجماع امت بوده ومخالفت اجماع امت ناروا می باشد، و همین انعقاد اجماع امت سبب نسخ آن عده احادیث که هشت رکعت ترویح را ثابت می نماید، می باشد.
اگر در اجماع چنین باشد که یک تعدادعلماء صرف هشت رکعت تراویح را سنت مؤکد قرار داده اند. جواب این است که در مقابل اجماع امت اقوال مخالف شاذ بوده اهمیت واعتبار شرعی ندارد وسنت بودن بیست رکعت تراویح ثابت بوده، ترک آن لزومًا عتاب است. ونیز نوشته بودکه: رأی مصنف فتح القدیر این است که هشت رکعت تراویح خوانده شود، به جوابش نوشتم که:
در مقابل جمهوررأی فتح القدیر ثقل شرعی نداشته بالخصوص که عمل مجتهد مخالف قول آن باشد، زیرا تحقیق مصنف فتح القدیر این است که تراویح هشت رکعت خوانده شود، مگر وی تمام عمر بیست رکعت تروایح خوانده، لهذا تحقیق وی مراد عمل نمی باشد.
حکم شرعی بیست رکعت تراویح:
تروایح بیست رکعت وسنت مؤکد بوده وکسیکه از آن کم می خواند تارک سنت مؤکد است، لهذا هر عذر که برای ترک سنت مؤکد معتبر است درینجا نیز اعتبار دارد، واگر قیامًا کسی خوانده نی تواند قاعداً بخواند یعنی حتمی نیست که استاده خوانده شود.
اهتمام در جماعت تراویح:
ضروریست که علی الانفراد هر کس در جماعت تراویح شرکت کند وآنهایکه می گوید:جمع سنت کفایی است یعنی اگر چند نفر محله یا قریه به جماعت حاضر شوند، سنت اداء گردید. لیکن افسوس به حال چنین اشخاص که عزیمت ها را دائمًا ترک نمودده وراه تساهل را در امور دینی تعقیب می کنند.
این گونه سهگل انگاری باعث ضیاع عبادات گردیده وبه محرومیت از ثواب های زیاد منجر که به ظلم نفسی می انجامد، لهذا سستی را کنار گذاشته راه اهتمام تراویح عملی شود.
موارد که باید در تراویح از آن اجتناب شود:
عده اموریکه نماز گذاران در جریان نماز تراویح مرتکب آنها می گردند، لازم است تا از آن جلوگیری به عمل آید:
- آغاز نماز قل از وقت بخاطر فراغت زود تر از آن.
- آذان گفتن قبل از داخل شدن وقت نماز.
- در قرائت اکثراً قواعد تجویر ژایمال گردیده حتی اکثر حروف هم خوانده نمی شود، وسامعین محترم هم از اثر سرعت تلاوت نمی دانند چه خوانده شد ویا نشد.
- در اکثر اوقات مقتدی ها آنچه خواندنش را به ذمه دارند، هنوز تکمیل ننموده که صدای قرأت وتکبیرهای انتقالات را شنیده، مجبور است وظیفه خود را ناقص ونا تکمیل بگذارد.
- بعضی اوقات ترویحه یعنی وقفه استراحت ترک میشود.
- عده در یک شب در دو محل امامت نماز تراویح را می نماید.
- عده در بدل ژول معین ختم تراویح را انجام میدهد، اما مساعدت غیر معین با حافظ رآن کدام باکی ندارد.
- در بعضی جاها وظیفه امامت بدوش نا بالغان بوده که حتی یین بر ژاکی لباس شان هم زیر سوال می آید.
- گاهی شبینه طوری می باشد که باعث ضیاع نماز وقرآن گردیده موجوب ثواب قطعًا نمی گردد.
حقوق تراویح:
تراویح یک عبادت خاص رمضان المبارک بوده، چون نماز است بناءً از حو نماز باید بر خوردار باشد. پابندی وقت، صحت قرأت، تعدیل وتعمیل ارکان، رعایت واجبات وسنن با متسحبات را در نظر گرفته تا این نعمت بزرگ الهی بحیث مرحمت خداوند جل جلاله دانسته، بدبختی تلقی نشود.
نیز حافظان محترم در مورد ختم القرآن تراویح حالات عمومی مردم را در نظر گرفته باعث تنفر وانزجار نگردد، البته با رعایت اصول قرأت تلاوت را آغاز وادامه دهد، نه اینکه سه یا چهارپاره را در یک رکعت بخواند، بلکه شب های ختم را منسجم واعلان نماید تا مردم حسب پروگرام منتخب خود را عیار ساخته وبا شو وذو شامل ختم القرآن گردیده، ثواب دارین را حاصل نمایند.
مسئله: در دو محل یا زاده از یک مسجد جدا جدا تراویح کردن به شرطیکه ناشی از تکبر، اختلاف ونفسانیت نباشد، جائز است، اما افضل این است که همه هبه امامت یک شخص در یک مسجد تراویح را به جماعت بخواند.
مسئله: اگر کسی در جماعت تراویح نا وقت رسید، و چند رکعت خوانده شده بود، طبق فتاوی «عالمگیری» شخص مذکور وتر را نیز با جماعت اداء نموده وتراویح باقیمانده را بعداً تنها بخوانند.
مسئله: در امامت نا بالغ اختلاف است، مگر قول مختار ومفتی به بر عدم جواز بوده واقتداء درست نیست.
مسئله: با وجود اختلاف در امامت نا بالغ در نماز تراویح هم از اثر تصریح فقهاء عدم جواز آن راجع است، یعنی: «والمختار أنه لا یجوزفی الصلوة کلها». فها دلیل آورده اند که تراویح نا بالغ محضًا نفل بوده وبالای بالغان سنت مؤکد می باشد ودیگر اینکه نفل بر بالغ را بعداً شروع نمودن واجب ووبر نابالغ وجب نمی گردد.
بناءً نماز بالغ غقوی واز نا بالغ ضعیف بوده واقتداء قوی عقب ضعیف خلاف اصول شرعی بوده جواز ندارد. عده می گویندکه به امامت ذهن اطفال قوی میگردد، باید گفت که : بناءً احکام بنابر دلایل می باشند، نه بر مصالح. نیز اطفال نا بالغ اکثراً از احکام طهارت ونماز و تطبیق آن واقفیت ندارند، بناءً نماز های بالغان عقب آنها امکان فساد را دارند. بعدازاینکه علامات بلوغ ظاهر گردد ویا طبق قول مفتی به سن پانزده سالگی برسد، اقتداء نماز عقب آن جائز است.
حکم امامت ریش تراش وقاصد آن:
ریش تراشیدن ویا کم کردن آن از قبضه حرام بوده تصریح موضوع درفتاوی «عالمگیری» درج می باشد. ریش تراش وقاصد آن فاسق وگنهگار بوده، چنین کس را امام ساختن جایز نبوده زیرا عقب آن نماز خواندن مکروه می باشد. به قول راجع نماز عقب فاسق مکروه تحریمی می باشد. چون شخص فاسق وبدعتی واجب الهانت بوده ووی را بحیث امام پذیرفتن یک قسم تعظیم واحترام بوده بناءً امامت وی مکروه تحریمی بوده از آن اجتناب باید نمود.
اگر خدای نا خواسته فاسق وبدعتی یک شخص صاحب قدرت بوده وعزل او فتنه ها را به میان آورده، باعث هرح ومرج قریه می گردد، به امامت وی مقتدیان را کراهیت نبوده، خود گنهگار است. مسئله ای است که نوجوان خبوصورت وحسین که بالغ باشد مگر علامات ریش در آن دیده نمی شود، اگر احتمال نظر شهوت را داشت ولوکه حافظ وعالم هم باشد امامتش مکروه است.
واگر احتمال نظر شهوت را نداشته باشد مگر صرف مردم امامت وی را به اساس نبودن ریش خوش نداشته باشد، اگر از همه مقتدیان در علم وقراءت خوب باشد، امامتش کراهیت ندارد. واگر عمرش زیاد باشد مگر امید به برآمدن ریش وی نباشد که کوسه نامیده میشود، امامت چنین شخص مکروه نیست.
مساوات رکعات در تراویح:
بطور عمومی حافظان صاحبان عادت دارند که در رکعت های ابتدائی تلاوت زیاد نموده ودر رکعت های آخری فقط چند آیات می خوانند، مناسب این است که همه رکعات سجده ها ورکوعها را یکسان اداء نمایند، زیرا در مورد نماز رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چنین حدیث شریف وارد است.
«کان صلاة رسول الله صلی الله علیه وسلم قریبًا من السواء» مسلم. یعنی نماز رسول اکرم صلی الله علیه وسلم معتدل بود، یعنی قیام، رکوع وسجده های آن متناسب بود. اگر فعلاً در نماز اختصار صورت گیرد باکی نخواهد داشت، امام تهناوی رحمه الله علیه میگویدکه به نظر شخصی ام شبینه مروجه قابل تعطیل است.
حدیث شریف است که «ان الله جمیل یحب الجمال» مسلم. خداوند جل جلاله صاحب جمال بوده وجمال را در امور دوست دارد. اهل الله ومشایخ نیز جمال را دوست داشته و آن عبادت از تناسب در هر چیز می باشد، ما هم بزرگان خود را دیده ایم که آنها در هر چیز نفاست وتناسب را دوست داشتند. چون در هر چیز تناسب ضروری بوده، بناءً اهم ترین عبادات یعنی نماز لزوماً دارنده تناسب ومساوات باشد تا جمالش حفظ شود.
حضرت داود علیه السلام از آهن زره می ساخت، خداوند جل جلاله برایش چنین هدایت فرمودند: «ان اعمل سبغت وقدر فی السر». ای داود زیره را طور مکمل ساخته تناسب و مساوات را رعایت دارید، تا حلقه هایش را مساویانه ساخته خوردوکلان نباشد، چون در مرود مصنوعات حکم رعایت تعادل وتناسب صادر گردیده بناءً در همه امور تناسب ومساوات در نظر گرفته شود.
هرآنکس که طبیعتش اعتدال وتناسب ندارد، به ذکر الهی مشغول گردد، تا در طبیعت او اعتدال، نفاست وتناسب پسندی به میان آید. اگر به صفوف نماز جماعت دیده شود، اعتدال وتناسب را به مردم درس میدهد لهذا هیچ یک حکم شرعی نخواهد بود تا اعتدال ومساوات در آن ملحوظ نباشد در نماز تراویح ونماز های دیگر همین تناسب واعتدال مد نظر گرفته شود تا به جمال وزینت این عبادت اهم افزودی صورت گیرد.
وظیفه امامت:
چون امامت یک منصب شرعی بوده بناءً افرادیکه به این منصب گماشته میشود، باید مسایل مربوط به منصبش را یاد داشته تا نماز های مردم به امامتش طور درست اداء گردیده، از فساد جلوگیری به عمل آید. شبی درمسجد عقب یک قاری جوان تراویح می خواندیم وقاری در رکعت اول یک سوره را خواند وبعد از سجده ها نشست، مقتدیان نیز متابعت کردند، ندانستندکه یک رکعت راخوانده است، یک نفر صدا کرد که یک رکعت خوانده شد، من همراهم نیز او را تأیید نمودیم که یک رکعت خوانده شده شد، با این ترتیب نماز وتلاوت دوباره خوانده شد.
اندازه تلاوت در تراویح:
امامان مساجد وحفاظ کرام رغبت وعلاقه مقتدیان را درک نموده طبق آن رفتار نمایند، قرآن نورانیت است مگر رغبت ومحبت می باید در عصر ما اگر ختم قرآن کریم طوری عیار گردد که الی پاره پانزده هم هر شب یک ربع ویک پاره وبعد از آن یک یک پاره خوانده شود، بهتر است فقهای کرام تا این اندازه نوشته اند که اگر نماز گذاران ختم تمام قرآن کریم را در تراویح کرده نمی توانند، نماز تراویح به ده سوره اخیر خوانده شود.
آنعده حفظانیکه بر خلاف رغبت مقتدیانش هر شب پنج پنج پاره را تلاوت می کنند، برای شان لازم است تا از مسایل واقف گردیده واز چنین عمل اجتناب نمایند.
رعایت حال مقتدیان در تراویح:
واقعه حضرت معاذ رضی الله تعالی عنه در حدیث شریف آمده است که: حضرت معاذ رضی الله تعالی عنه امام یک مسجد بود، اولاً در امامت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به نیت نقل شریک گردیده وبعداً به مسجد خود رفته امامت می کرد. یک روز غرض نماز خفتن به مسجد رفت ودر نماز سوره بقره را آغاز نمود، یک نفر که تمام روز محنت ومزدوری کرده سخت مانده شد، نماز جماعت را ترک، تنها نماز خود را آداء نموده، خانه رفت چون در آن وقت ترک نماز جماعت علامه نفاق بود، حضرت معاذ وی را غئببانه تحت تهدید قرار داد، فردا همین موضوع به نبی اکرم صلی الله علیه وسلم یاد آوری گردیده صحابه کرام عرض کردند:
ماهر روز مشغول محنت ومزدوری می باشیم ووی در نماز خفتن سوره بقره را تلاوت می کند، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم حضرت معاذ را ملامت قرار داده فرمودند: «افتان انت یا معاذ» ای معاذ آیا مردم را در فتنه می اندازی؟ سوره های مانند والشمس، وللیل، والتین را در نماز بخوان زیرا مقتدیان در ضعیف، مریض، محنت کشیده می باشند، لهذا اینقدر تأخیر یا درازی قرأت که باعث انزجار نفرت وگریز نماز گذاران شود، جایز نیستت.
کیفیت تلاوت در تراویح:
چون تراویح نماز بوده وقرأت خواندن کلام الله است بناءً به هردو جانب توجه شده تا حیثیت هردو محفوظ باشد. اما بر خلافت حیثیت نماز وقرآن، عده تأکید بر سرعت تلاوت وسرعت ادای رکوع، سجده وقاعده می کند: مثلاً اگر در یک منطقه یک قاری صاحب که تراویح را به اطمینان می دهد، بعد از فراغت وی از تراویح دنبال شان تبصره های صورت می گیرد که: تروایح نیست، قید خانه است، که یک مرتبه کسی در آن داخل شود، به آسانی از آن رهایی نیست.
اگر در رکوع می کنی، قرار در رکع واگر سجده می کنی قرار خواب می آید واگر التحیات می خوانیم طریقهق سلام را نمی داند. این است نظریات یک تعدااد مسلمانان درمورد انجام وظیفه مذهبی شان خلاصه اینکه عبادات را بطرز عبادات وعادات روی عادات باید شمرد در همه امرو از انصاف ومیانه روی کار گرفته شود با رعایت جمله حقوق اگر تلاوت باشد یا نماز، اداء صورت گرفته تا از آن بهره بدست آید.
معمول حضرت امام ابوحنیفه در تراویح:
همت عالی ودرک لذت عبادت نزد امام ابوحنیفه رحمه الله علیه طوری بود که در هر رمضان شریف 61 مرتبه ختم قرآن می فرمودند یعنی یک ختم را در شب، یک ختم را روز ویک ختم را در همه تراویح می نمودند. پس ماهم پیروان مذهب وی بوده اقلاً به برداشت کمی زحمت ومشقت راهش را تعقیب نماییم.
علاج بیداری در تراویح وشب قدر:
امام غزالی رحمه الله علیه نظر هفتاد نفر مشایخ صوفی را نقل نموده است که: «ثاوه خواب: آب است». بخاطریکه در تراویح وشب قدر بیدار باشیم باید نوشیدن آب کم گردد، نیز استعمال مرچ سیاه هم برای بیدار ماندن دواء مفید است ودماغ را قوت می بخشد. میتوانید قبل از نماز ویا در وقفه بعد از سلام آنرا بخورید تا به خواندن نماز چیزی را از خداوند جل جلاله حاصل نماییم.
خداوند جل جلاله می فرماید: «ایطمع کل امرء منهم ان یدخل جنة نعیم». آیا هر کس طمع دارد که در جنت های پرنعمت داخل گردند؟ هر گز چنین نیست که تنها طمع مورد دخول جنت باشد بلکه انجام دادن عمل جنت ضروری است. لهذا در رمضان المبارک از همت کار گرفته تا کم از کم یک ختم قرآنکریم باید بطور صحیح ومکمل کرده شود.
مثلث رمضان وحضور قلبی در تلاوت قرآن مجید:
تلاوت وشنیدن قرآن مجید باید به حضور قلب باشد، که از اثر دقت در تلاوت وشنیدن آن به میان آمده، مانند حافظ اینکه کدام رکوع را خوبتر یاد نداشته باشد، در خواندنش خیلی احتیاط وغور می نماید، لهذا چنین احتیاط ودقت را در همه نماز رعایت نموده، همین است معنای حضور قلب در نماز که حضرت شاه ولی الله محدث دهلوی رحمه الله علیه نیز آنرا ذکر نموده است. واین کدام کار مشکل نیست تنهاآن فکر دوران نیت را در تمام نماز تحت نظر داشتن است.
طرز عمل حضرت تهانوی رحمه الله علیه در رمضان شریف:
- اذان خفتن بعد از آذان شام بوقفه یک ساعت وچهل دقیقه در میان گفته می شد.
- در امامت نماز فرض خفتن سوره های کوتاه را تلاوت می نمود وحلات مقتدیان را در نظر می داشت.
- تلاوت او در نماز تراویح بطور متوسط بود که هر حرف به طور واضح با رعایت اظهار واخفا وحقوق آن اداء می گردید.
- در شب های اول یک ربع ویک پاره بعداًیک یک پاره وبلاخره در شب بیست وهفتم رمضان المبارک قرآنکریم ختم می شد.
- از آغاز نماز خفتن الی ختم نماز وتر به شمول ختم قرآن همه یک ونیم سات وگاهی کمتر از آن وقت در بر می گرفت، وترویحه به اندازه خواندن پنج مرتبه درود شریف بوده که جنابشان به جهر می خواندند.
- وقتیکه بیست رکعت تراویح خوانده میشد، جناب شان دعانموده وبعداً وتر را اداء می کردند.
- جای که سجده تلاوت می بود آنرا اداء نموده واگر ازدحام مردم می بود، سجده تلاوت را در رکوع اداء می کرد، زیرا هر که متصل خواندن آیت سجده رکوع نماید ودر آن نیت سجده تلاوت را کرده باشد، سجده تلاوت اداء می شود.
- تعامل عمومی حافظان این است که قبل از سوره «اخلاص» در کدام سوره «بسم الله» را جهراً می خوانند، مگر جنابشان در ابتداء سوره «العلق» خواندند.
- دستور عام این است که سوره اخلاص سه مرتبه تکرار میشود، مگر حضرت شان یک مرتبه خواند.
- شب ختم هم طور عادی بوده هیچگونه امتیاز چراغان نمودن مسجد،آوردن شیرینی ها وجود نداشت بلکه حسب معمول شب های دیگر به شب ختم هم بعد از تراویح خانه تشریف می بردند.
- در شب ختم هیچ برای مردم دم کردن وجود نداشت.
- بعد از ختم قرآن مجید، در یک شب از سوره «والضحی» تا «والناس» ودر شب دوم از سوره «الفیل» تا آ×ر ودر شب سوم نصف پاره اخیر را کاملاً در تراویح خواندند.
ذکرواذکار ترویحات:
شخصی از حضرت تهانوی رحمه الله علیه پرسیدکه شما در ترویحات چه میخوانید؟ وی فرمود: شرعاً در ترویحات کدام ذکر خاص مقرر نیست، مگر خودم 25 مرتبه درودشریف میخوانم وبه آن رغبت دارم، وپنج مرتبه را مقرر نموده ام تا کسیکه کدام ضرورت عاجل دارد مثلاً آب خوردن وغیره میتواند فارغ گردد.
سوال: در معمولات اشرفی آمده که در ترویحات اذکار مسنون خوانده شود لهذا اذکار مسنون کدام اند؟
جواب: مراد از اذککار مسنون، اذکار خاص ترویحات نبوده، زیرا منقول نیست، وآنچه مروج است از احادیث پاک ثابت نگردیده و پابندی آن هم لازم نیستف وآن عده اذکار که فضیلت آن بلاقید وشرط در احادیث کریمه وارد است میتوانیم بخوانیم.

ماسترمحمدامیرمحمدی ابلاغ یکی از عاشقان، حامیان وپیروان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم